ج09202019

Last updateپ, 19 سپتامبر 2019 9pm

Back شما اینجا هستید: Home کانون آوا اخبارکانون آوا مقالات واطلاعیه های کانون آوا برندۀ واقعی حمله تروریستی به لیبرتی

برندۀ واقعی حمله تروریستی به لیبرتی

شک نکنید که به محض مطلع شدن رجوی از این واقعۀ تلخ،احساسی به جز احساس رضایت و امیدواری به وی دست نداده و از حالا در فکر استفاده از این خونهای ریخته شده در راستای منافع خویش بوده وتنها چیزی که به ذهنش خطور نکرده وبه آن توجه نمیکند استفاده از این واقعه "که متأسفانه برای اولین بار نیز نیست"،در جهت خروج سریعتر این نیروها به خارج از عراق و نقطۀ امن است.


 

نادر کشتکار - کانون آوا - جمعه 30 اکتبر 2015

برندۀ واقعی حمله تروریستی به لیبرتی

ساعاتی پیش  حملۀ راکتی مرگبار به اردوگاه لیبرتی را از طریق رسانه های مختلفی که این حادثۀ غم انگیز را منعکس کردند آگاه شدم،حادثه ای که بی شک از نظر هر انسان آزاده ای محکوم است ،حرکتی با نهایت کج فهمی و صرفأ حرکتی تروریستی که بایستی آنرا صرفأ در راستای منافع مسئولین سازمان ،جهت حد اکثر استفاده سیاسی و مظلوم نمایی وریختن خون کشته شدگان این حادثۀ غم انگیز در جیب مسعود و مریم دانست .

شکی نبوده و نیست،رسیدن به اهدافی که رجوی برای حفظ خود و فرار از پاسخ گویی به شکست سیاستها و تحلیلهایش در طی این سالیان پر از بلایی که اعضای آن وادار به تحملش بودند «در حالی که شخص وی حتی بعد از اشغال اشرف و عراق همچنان در اوج رفاه و در حرمسرایش اوقات میگذراند» بسیار برای وی"رجوی"با ارزشتر از جان تک تک افراد در بند در زندان لیبرتیست.

تمام کسانی که در مناسبات سازمان مجاهدین در عراق حضور داشتند بخوبی میدانند که بخش قابل توجهی از افرادی که همچنان در لیبرتی مانده اند تنها از روی ناچاری بوده و فقط با انطباق کار کردن روزهایشان را به شب میرسانند و به امید زمانی هستند که بتوانند در فرصتی مناسب از این فرقه جدا شده و بدنبال زندگیشان در آخرین سالهای عمرشان در امنیتی هر چند نسبی بروند.

این افراد در سالیان متمادی  زیر تبلیغاتی تمامأ یکطرفه و بدور از واقعیت زندگی کرده و میکنند،و همچنان نیز در چنگال  و گرفتار تشکیلاتی هستند که بطور ممتد کاری جز ادامۀ شستشوی مغزی آنها وبدور از واقعیت نگه داشتن این نیروها نداشته و ندارد، اسیرند.

شک نکنید که به محض مطلع شدن رجوی از این واقعۀ تلخ،احساسی به جز احساس رضایت و امیدواری به وی دست نداده و از حالا در فکر استفاده از این خونهای ریخته شده در راستای منافع خویش بوده وتنها چیزی که به ذهنش خطور نکرده وبه آن توجه نمیکند استفاده از این واقعه "که متأسفانه برای اولین بار نیز نیست"،در جهت خروج سریعتر این نیروها به خارج از عراق و نقطۀ امن است.

اگر جان آن همه انسان در فاجعۀ فروغ جاویدان برای وی سر سوزنی بیش از آمال نفسانیش برای وی اهمیت داشت جان این افراد ساکن در لیبرتی نیز برای وی ارزشمند است.

این کشتار از طرف هر گروه یا سازمانی بوده محکوم و تنها باعث ریخته شدن آب در آسیاب رجوی و مسئولین این فرقه بوده وباعث میشود که بندی دیگر به بندهای این اسیران اضافه شود.

یکی از دغدغه های اصلی سازمان همانطور که پیشتر نیز به آن اشاره کرده ام ،چگونگی برخورد و تعامل با بیش از سه هزار انسانیست که دیگر نمیتوان آنها را به مانند سابق در حصاری مطلق محبوس کرد و مطمئنأ برای رجوی همانند فروغ جاویدان ،خونشان پر منفعت تر خواهد بود برای بهره برداری و سوۀ استفاده جهت  چند صباحی بقا بیشترخود و فرقه اش،و به همین خاطربایستی از حالا شاهد اشکهای تمساح گونه مسعود و مریم در این حادثۀ تلخ بود.

و در پایان آرزو میکنم مسببین این حادثه هر چه زودتر به کیفر حماقتشان برسند و اسیران در بند فرقه هر چه زودتر برغم میل مسئولین این فرقه به آزادی و نقطۀ ای امن وارد شوند.

والسلام