بیست و هفت ژانویه سالروزگرامیداشت هولوکاست

اما از همین جا خدمت فرقه مخوف مجاهدین عرض میکنم که اینجا اشرف نیست ولیبرتی نیست اینجا شهر است و قانون دارد. پس بهتر است که به قوانین مدنی و شهری به اجبار هم شده تن بدهید، حنای شما در هیچ جای مخالفان نظام رنگ ندارد نه در خارجه و نه در داخل کمترین جایگاه و پایگاه مردمی برایتان وجود ندارد که اگر داشت بی تردید نیاز به این همه لجن نامه های شما علیه چند جداشده خود نداشتید. جهان در سالهای پیش روی خودش بی تردید جایی برای شما و افکارتان پیدا نخواهد کرد. همه باید پاسخ آنچه کرده اند را در محضر تاریخ و مردم پس بدهند.


 

مهردادساغرچی - کانون آوا - 28 ژانویه 2015

بیست و هفت ژانویه سالروزگرامیداشت هولوکاست

بشریت در همین نیم و اندی قرن پیش در ادامه وحشی گری های قرون فاجعه دیگری در تاریخ سیاه خود نوشته است که امروزه به هولوکاست معروف است. این فاجعه فراتر از تمام کشتارها و جنایات بشری در تاریخ میباید هر کسی و هر جریانی را به مکث و فکر کردن و درس آموزی کند. برای اینکه بار دیگر شاهد تکرار آن نباشیم. شاید گرامیداشت واژه ای باشد که مفهموم آن غم و یاد آوری تداعی کند اما فراتر از آن باید با نگاه گذشته و پررنگ کردن چنین جنایتی نگاه و یاد مارا زنده دارد که آدمی همیشه و در همه جا میتواند در سوی ماورای انسانی و ماورای خوی وحشی در نبرد کامل باشد. به همین دلیل هست که ما همچنان یاد آوری میکنیم آنچه افراد آسیب دیده از جنگ و خشونت میگویند و مینویسند میتواند فراراه آینده باشد. باید چشمها را باز کرد و نباید گذاشت که بی اهمیت جلوه داد چنین رویدادهای هولناکی را. به همین دلیل گذری داریم به این مهم که از مقاله ای از سایت دویجه وله فارسی در مورخ۲۶.۰۱.۲۰۰۸  کمک و برداشت کردیم.

دویچه وله:واژهی هولوکاست از کجا میآید و معنای آن چیست؟

بهرام محیی:واژهی هولوکاست از ریشهی یونانی است.«هولوکاوتوما»در زبان یونانی به معنی سوختگی کامل به کار میرفته است. این واژه امروزه به معنی قربانی ناشی از سوختگی مورد استفاده قرار میگیرد و به کشتار چند میلیون یهودی در دورهی تسلط رژیم ناسیونال سوسیالیسم بر آلمان و به ویژه در جریان جنگ جهانی دوم اشاره دارد. در زبان عبری، برای هولوکاست از واژهی«شوآ»استفاده میکنند که معنی آن فاجعه یا بدبختی بزرگ است. رژیم نازی سیاست نابودی کامل یهودیان را دنبال میکرد. البته همهی قربانیان این رژيم یهودی نبودند. این رژیم در کنار یهودیان، چند میلیون انسان از نژاد اسلاو را که بیشترشان روس و لهستانی بودند، در شرق اروپا از بین برد. همچنین دهها هزار نفر از مخالفان سیاسی به ویژه کمونیستها و سوسیال دمکراتها و هزاران تن از اقلیتهای مذهبی و قومی و دیگر گروههای اجتماعی، قربانی این رژیم شدند. اما مفهوم هولوکاست از آن جهت به کشتار یهودیان اطلاق میشود، چون رژیم نازی سیاست نابودی کامل آنان را بربرمنشانه و بدون کوچکترین گذشتی دنبال میکرد. یهودیان صرفا به خاطر یهودی بودنشان تحت پیگرد قرار میگرفتند و اگر به چنگ رژیم نازی میافتادند، زنده نمیماندند.

آنچه در این قسمت بحث مهم است نکته اینکه وقتی که فاشیسم میآید دیگر به هیچ کس رحم نمیکند بهانه اش یهودی ستیزی است اما هر صدای مخالف نیز در این موج خشونت و کشتار نیز قربانی است، کارکردی که همیشه ما در باره جریانها و فرقه های خطرناک فکری گفته ایم. فرقه هایی که باشعارهای پر طمطراقتوجیه برای کشتار خودشان و اعمالشان میآورند. مگر نه اینکه هم اینک در سوریه جنایتکاران داعش برای توجیه جنایاتشان از چنین تفکری پیروی میکنند. آنها نیز وعده زندگی بهتر و شرایط بهتری را میدهند. نگاه کنید به ریشه ها و چگونگی شکل گیری این جریان که چگونه این جنایت از گامهای نخست که ابتدا فقط محدود کردن یا گرفتن حقوق اولیه بوده چگونه به کوره های آدم سوزی راه برد.

دویچه وله:روند شکلگیری هولوکاست چگونه بود و چه مرحلههایی را طی کرد؟

بهرام محیی:رژیم نازی در سال ۱۹۳۳ در آلمان به قدرت رسید، ولی سیاست پیگرد یهودیان در این کشور گام به گام عملی شد و هر چه زمان بیشتری گذشت، بر شدت این پیگرد افزوده شد. در واقع رژیم نازی با پیگرد داخلی یهودیان آلمان آغاز کرد و با آغاز جنگ جهانی دوم، این پدیده را به بیرون از مرزهای آلمان گسترش داد. نازیها در گامهای نخست با محدود کردن یا سلب حقوق یهودیان آلمان آغاز کردند. برای نمونه آنان را از پستهای کلیدی دولتی و قضایی بیرون راندند. فرجام هولناک این روند، نابودی چند میلیون یهودی در اردوگاههای مرگ بود.

پژوهشگران، روی هم چهار مرحله را در روند تکامل هولوکاست از هم متمایز میکنند:

۱ـ مرحلهی محدود کردن حقوق یهودیان آلمان و بیرون راندن آنان از پستهای دولتی، شغلهای آزاد و گسترهی عمومی.

۲ـ مرحلهی سلب مالکیت از یهودیان از طریق اقدامات دولتی و مصادرهی داراییهای آنان در سراسر آلمان که رژیم نازی آن را با بهانهی«آریایی کردن داراییها در آلمان»انجام میداد.

۳ـ مرحلهی تشکیل«گتوها»برای یهودیان اروپا پس از آغاز جنگ، سپس انتقال آنان به اردوگاههای کار اجباری برای بهرهکشی بیرحمانه تا مرز زجرکش کردنشان و نیز کشتن آنان در پشت جبههها.

۴ـ و سرانجام مرحلهی کشتار منظم، برنامهریزی شده و پیگیر آنان در اردوگاههای مرگ، از طریق گاز سمی و سوزاندن اجساد قربانیان در کورههای آدمسوزی.

دویچه وله:ریشهها و انگیزههای فاجعهی هولوکاست را در کجا باید جستجو کرد؟

بهرام محیی:پژوهشهای گسترده و زیادی در این زمینه صورت گرفته و علل و انگیزههای گوناگونی برای هولوکاست مطرح شده است. طبعا پرداختن به همهی آنها در یک فرصت کوتاه ممکن نیست. ولی شاید بتوان به چند انگیزهی اصلی اشارهای گذرا کرد. یکی از انگیزهها، ریشههای ایدئولوژیک و نژادپرستانه این مساله است. نازیها ایدئولوژی خودشان را بر یک سنت یهودی ستیزی حدودا ۱۲۰ ساله در آلمان استوار کردند. البته یهودی ستیزی پدیدهای ویژهی آلمان نبود و در همهی اروپا رواج داشت. این پدیده در آلمان و اتریش سدهی نوزدهم در پیوند با برآمد ملیگرایی بود و بعدها به صورت شووینیسم یا ملیگرایی افراطی و پرخاشجو بروز کرد. با نظریات شبهعلمی در مورد مسائل نژادی هم به این پدیده رنگ و لعاب به اصطلاح علمی زده میشد. یهودیان را جزو«نژاد پست»میشمردند. در اواخر سدهی نوزدهم، در آلمان احزاب و سازمانهایی تشکیل شدند که یهودیستیزی را در برنامهی خودشان وارد کرده بودند. برای نمونه، حزب«سوسیال مسیحی»به رهبری«آدولف اشتوکر»بود که با دربار قیصر آلمان نزدیکیهایی داشت. به این ترتیب، راه برای جنبش ناسیونال سوسیالیسم تا حدودی هموار شده بود. یکی دیگر از انگیزهها، به ریشههای اقتصادی برمیگشت. رژیم نازی دنبال منافع اقتصادی بود. این رژیم و هوادارانش، با سلب مالکیت از یهودیان آلمان که در میانشان بازرگانان موفق و ثروتمند کم نبودند، به پول و ثروت میرسیدند. بعدها که یهودیان را از آلمان به خارج منتقل کردند، خانههای آنان در اختیار نازیها قرار گرفت، یا آلمانیهای بازگشته از کشورهای دیگر را در آنها اسکان دادند. انگیزههای روانی، تاریخی، دینی هم در این زمینه نقش بازی کردهاند که باید در فرصتهای دیگری به آنها پرداخت.

دویچه وله:آیا آمار دقیقی از شمار قربانیان هولوکاست وجود دارد؟

هاینریش هیملر، رییس سازمان مخوف اساس

بهرام محیی:در این زمینه هم پژوهشهای دامنهدار و گوناگونی صورت گرفته است. نازیها در اواخر جنگ، شروع به نابودی آثار جنایتهای خود کردند، تا ابعاد کامل آن برای جهانیان روشن نشود. ولی پس از پایان جنگ، گردآوری اسناد و مدارک در این رابطه آغاز شد. بسیاری از وابستگان رژیم نازی، در اعترافات خودشان، از گوشه‌‌هایی از این جنایت پرده برداشتند. استناد به سخنان رهبران درجه یک رژیم نازی در این میان بسیار مهم است.«هاینریش هیملر»، رییس سازمان مخوف«اس.اس.»و سازمانده اصلی اردوگاههای کار اجباری و مرگ که در دو سال آخر جنگ وزیر کشور آلمان بود، پیش از حمله به شوروی گفته بود:«باید یهودیان را تا پایان جنگ تا آخرین نفر نابود کرد. این آرزو و دستور پیشوای ماست». و«آدولف آیشمن»یکی از سازماندهندگان اصلی انتقال و نابودی یهودیان، در سال ۱۹۴۵ در گزارشی به یک مقام بلندپایهی نازی نوشته بود:«در اردوگاههای مرگ حدود چهار میلیون یهودی کشته شدهاند. حدود دو میلیون هم به دلایل دیگری از بین رفتهاند. بخش بزرگی از آنان توسط کماندوهای ویژهی پلیس امنیتی، در جریان حمله به روسیه اعدام شدهاند».

دویچه وله:آمار شمار قربانیان هولوکاست چگونه بازبینی و تکمیل شده است؟

بهرام محیی:در آغاز، دربارهی شمار قربانیان هولوکاست گمانهزنی میشد. در جریان دادگاه نورنبرگ در سال ۱۹۴۶، شمار قربانیان حدود ۶ میلیون نفر تخمین زده شد. پژوهشهای بعدی در مورد شمار قربانیان هولوکاست، بین ۴ تا ۵ میلیون نفر نوسان میکرد.«جرالد رایتلینگر»تاریخشناس انگلیسی در سال ۱۹۵۳ رقم قربانیان را بین ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تا ۴ میلیون و ۷۰۰ هزارنفر برآورد کرده بود.«پاول هیلبرگ»پژوهشگر آمریکایی، در سال ۱۹۶۱ از رقم ۵ میلیون و یکصد هزار قربانی سخن گفته بود. پس از سال ۱۹۹۰ درهای آرشیوهای اتحادشوروی سابق برروی پژوهشگران گشوده شد و آنها توانستند با آمار و ارقام تازهای که در اختیارشان قرار گرفته بود، شمار قربانیان را تدقیق کنند. در حال حاضر، سه منبع معتبر تحقیقی مستقل از هم، شمار قربانیان هولوکاست را با اختلافاتی چندصدهزار نفری، بین ۵ میلیون و ۶۰۰ هزار تا ۶ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر برآورد میکنند. یکی از این منابع کتابی است از«ولفگانگ بنتس»، تحت عنوان«ابعاد کشتار جمعی»که در سال ۱۹۹۱ منتشر شده است. دیگری«انسیکلوپدی هولوکاست»است که در سال ۱۹۸۷ از سوی گروهی از پژوهشگران و تاریخدانان بینالمللی منتشر شد.«بورکهارت آسموس»هم در سال ۲۰۰۲ آماری ارائه کرد که دقیق به شمار میآید. در این سه منبع، شمار قربانیان حتا در تک تک کشورهای اروپایی ذکر شده است. تنها در لهستان نزدیک به سه میلیون و در اتحاد شوروی سابق بیش از دو میلیون یهودی کشته شدهاند. شمار یهودیان آلمانی که جان باختند، بین ۱۶۰ تا ۱۹۰ هزار نفر ذکر شده است. آمار دقیقی وجود دارد که تنها در کشور کوچک هلند بیش از صدهزار یهودی و در کشور کوچک مجارستان حتا بیش از نیم میلیون یهودی جان خود را از دست دادهاند. روی هم رفته،«انسیکلوپدی هولوکاست»و«بورکهارت آسموس»به رقمی حدود ۵ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر و«ولفگانگ بنتس»حتا به رقم ۶ میلیون و ۲۰۰ هزار قربانی رسیدهاند.(http://www.dw.com/fa-ir/مروری-بر-ریشه-و-سیر-تاریخی-فاجعه-هولوکاست-مصاحبه/a-3089663)

وقتی که این مطلب و این سطور از تاریخ را دوباره میخوانیم از انسان بودن خودم شرم میکنم که چنین چیزی در تاریخ ما انسانها ورق خورده است. این وقایع در هزار سال پیش نبود در همین چند دهه پیش بود. یعنی هنوز اندک افرادی از آن کشتار و جنایت بیرون آمدند زنده هستند تا تعریف کنند که تا کجا میشود سیاهی و نفرت در عمق وجود عده ای وارد شود. نازیسم در ابتدا یک تفکر بود و تبدیل به فرقه ای با تعداد فراوان شد. فرقه ای با شکل و شمایل بقیه گروههایی که در هر کجا میشناسیم. یک ایدئولوژی نفرت و یک رهبر که تا سر حد خدا اطاعت میخواست و یک عده نزدیک به او که عامل پیش بردن افکار و برنامه های رهبر بودند. فرقه ای وحشتناک و هولناک که هنوز بشریت از یادآوری آن در شوک و آلمانی ها همیشه در خجالت که چنین حکومتی داشته اند. حال یک بار دیگر باید نگاهی انداخت به فرقه هایی که به ظاهر کوچک هستند باید در پستوی افکارشان چه دارند؟ مگر آدمکشان داعش که امروز شده اند حکومت اسلامی در چه ابعادی بودند که امروز با چند کشور میجنگند. حال باید گفت در مورد کسانی به منتقدین فرقه و جریانات ایدئولوژیک حمله میکنند آیا هرگز به خود فکر کرده اید اگر روزی همین فرقه امثال داعش و سازمان مجاهدین در ایران به حکومت میرسیدند الان چه اتفاقاتی در شرف انجام بود. شعارهای زیبای الترناتیو و دموکراسی را همه یاد گرفته اند تا جائیکه همین الان طالبان در افغانستان نیز ادعا دارد . حال به خدمت کسانی که از طرف این گروهها خریده شده اند برای حمله و ساکت کردن منتقدین و نویسندگان زجر کشیده عرض میکنم که شما میتوانید با دریافت حقوقهای بسیار در دنیای مجازی قلم بزنید و هر چه میخواهید تهمت و ناسازا بگویید تا اینکه زندگی بهتری داشته باشید. اما نمیتوانید همین چند دست نوشته یا مقاله را جلواش را بگیرید. این کمترین امکانی است که در دنیای آزاد وجود دارد که از قرار معلوم سازمان مجاهدین همین را بر نمی تابد و میرود که با پرونده سازی و جعل سند این کمترین انتقاد به خودش را خفه کند . اما از همین جا خدمت فرقه مخوف مجاهدین عرض میکنم که اینجا اشرف نیست ولیبرتی نیست اینجا شهر است و قانون دارد. پس بهتر است که به قوانین مدنی و شهری به اجبار هم شده تن بدهید، حنای شما در هیچ جای مخالفان نظام رنگ ندارد نه در خارجه و نه در داخل کمترین جایگاه و پایگاه مردمی برایتان وجود ندارد که اگر داشت بی تردید نیاز به این همه لجن نامه های شما علیه چند جداشده خود نداشتید. جهان در سالهای پیش روی خودش بی تردید جایی برای شما و افکارتان پیدا نخواهد کرد. همه باید پاسخ آنچه کرده اند را در محضر تاریخ و مردم پس بدهند.

مهرداد ساغرچی  ۲۸.۰۱.۲۰۱۶

آلمان_کانونآوا