ج09202019

Last updateپ, 19 سپتامبر 2019 9pm

Back شما اینجا هستید: Home کانون آوا اخبارکانون آوا مقالات واطلاعیه های کانون آوا هنگام وقوع کجا بودی؟

هنگام وقوع کجا بودی؟

آقای کاظم مصطفوی شما اولین شاعرمتملق در تاریخ این سرزمین نبوده و بی شک آخرینش نیز نخواهید بود،اما اگر خواستید باز نوشته ای به اسم شعر در وصف حیوانی به اسم رجوی باز منتشر کنید،اینبار از دنیای توهم و رویا بیرون آمده در باره نکاتی که بسیار به اختصار از آنها یاد شد و مشتی بود از خروار نیز در شعرتان منظور کنید تا بیشتر رنگ شعر بخود بگیرد وشما نیز در زمرۀ شاعرانی  که مورد تنفر توده مردم هستند قرار نگیرید


 

نادرکشتکار - کانون آوا - دوشنبه 22 فوریه 2016

هنگام وقوع کجا بودی؟

 در سایت آفتابکاران مدیحه ای یا روشنتر بگویم شعری تملق آمیز خواندم با عنوان «هنگام وقوع کجا بودی» به قلم فردی به نام کاظم مصطفوی که در مدح و چاپلوسی مسعود رجوی سروده شده بود. در این راستا خواستم نکاتی را عنوان کرده و از آقای کاظم مصطفوی بخواهم در بارۀ  نکات ذیل نیز کمی در قالب شعر و در مدح رجوی و اینکه در آن لحظات به واقع ایشان کجا بودند نیزسروده و کمی ما را از هنرشان بهرمند کنند.

اما قبل از پرداختن به این نکات مایلم از ایشان بخواهم که اینبار بر خلاف شعر قبل که در جنگل رویا گمشده و

سرگردان ،بدنبال رجوی میگشت اینبار اگر نمیتواند وارد دنیای واقعیت شده و شعری بسراید،حداقل وارد دنیای منطق وعقلانیت شود،واز اینطریق جستجو کند که رجوی درآن هنگامه ها کجا بود.

آقای مصطفوی شعری بسرایید در وصف ولی نعمتتان آقای رجوی ،آن هنگام که محمد حنیف نژاد به همراه یاران قسم خورده اش و در حالیکه آیات قرآن را با صدایی بلند میخواندند و با نفسی مطمئن بسوی جایگاه اعدام میرفتند،وی "رجوی" کجا بود و چگونه شد که از میان همه فقط او مورد مهر وا لطاف آریامهری قرار گرفت.

مدیحه ای نیز میتوانید بسرایید درآن هنگام که فرمان جنگ مسلحانه را صادر کرد،هنگامیکه موسی،اشرف و تمامی کسانی که به وی اعتماد کرده بودند، ویک به یک کشته میشدند رجوی در فکر و انجام چه کار و برنامه ای بود.آیا به عنوان رهبر یک سازمان انقلابی و چریکی که مدعی راه امام حسین علیه السلام بود در پیشاپیش دیگر یارانش مشغول جنگ و گریز بود،یا آنکه فقط در فکر گریز.

از لحظه فروغ و از آن دوران نیز میتوانید سوژه ای برای مدیحه سرایی در باب شجاعتهای وی بنویسید،هنگامیکه بیش از هزار و چهار صد تن ازپیروانش را به قتلگاه فرستاد.به واقع کجا بود وچه چیزدر پشت نیاتش پنهان بود.آن هنگام که همه را بدرقه کرد بسوی مرگی بی دلیل با مریم چه ها گفتند و کردند.

از حماسه انقلاب ایدئولوژیک مریم و اینکه برادر مسعود و مریم بعد از نشستهای طلاق ،شبهایشان را با چه سختی صبح میکردند.از وفاداری ایندو به آنچه خودشان از دیگران میخواستند و اینکه چقدر بعد از طلاق و جدایی از همسر در راه مبارزه سختی کشیده و در حسرت دیداربا یکدیگر بدور از اغیار بودند.

یادی کنید از رشادتهای برادر، هنگامیکه بدنه سازمان زیر بمباران نیروهای ائتلاف بودند ودر بدترین شرایط قرار داشتند ، چگونه رجوی خودش و اکثر همدستانش را قبل از وقوع جنگ از مهلکه دور کرده بود.هنگامیکه نفرات سازمان از هر زمان دیگری بیشتر به وجود فرمانده هایشان و شخص رجوی احتیاج داشتند.

در وصف حرمسراهای ایشان شعری بسرایید،ودر باب این هنر منحصر بفرد آقای رجوی کمی از استعدادتان،دیگران را هم مستفیذ کنید.از نقش مریم رجوی در این کار ایدئولوزیک طاقت فرسا یاد کرده و در قالب شعر به این شاهکار و میوه انقلاب ائدئولوزیک بپردازید.

در وصف سالیان مبارزه و فرار که در مورد رجوی بیشتر فرار صادق است شیرین زبانی کنید،در وصف کشتن سربازان هموطن،در وصف مزدوری و جاسوسی و.....

آقای کاظم مصطفوی شما اولین شاعرمتملق در تاریخ این سرزمین نبوده و بی شک آخرینش نیز نخواهید بود،اما اگر خواستید باز نوشته ای به اسم شعر در وصف حیوانی به اسم رجوی باز منتشر کنید،اینبار از دنیای توهم و رویا بیرون آمده در باره نکاتی که بسیار به اختصار از آنها یاد شد و مشتی بود از خروار نیز در شعرتان منظور کنید تا بیشتر رنگ شعر بخود بگیرد وشما نیز در زمرۀ شاعرانی  که مورد تنفر توده مردم هستند قرار نگیرید.به قول ناصر خسرو

من آنم که در پای خوکان نریزم   مر این قیمتی در لفظ دری را

والسلام

نادر کشتکار آلمان