وقایع تروریستی اخیر و تاثیرآن بر عملکرد و رفتارسازمان مجاهدین

چگونه کسانی که خود جزء گروهای تروریستی محسوب میشوند و درعین حال از گروههایی چون داعش با تعریف و تمجید یاد میکنند میتوانند در اوضاع کنونی برعلیه تروریسم و آدم کشی لب به سخن باز کنند و سعی کنند حتی درظاهر اعلام انزجار کنند از ترور و تروریسم.هر چه مردمان کشورههای اروپایی از وجود و ماهیت چنین سازمانی در کشور خودشان مطلع تر شوند،با توجه به انزجار عمومی از ترور و تروریسم ،این آگاهی میتواند تهدید بالقوه و بسیار جدی باشد بر ادامه حیات این سازمان در شکافهای قانونی موجود در کشورهای غربی

وبلاگ نادر کشتکار ـ یکشنبه 28 مارس 2016

وقایع تروریستی اخیر و تاثیر آن بر عملکرد و رفتار سازمان مجاهدین

همانطور که میدانیم سازمان مجاهدین بدلیل ماهیت و عملکردش در دهه های گذشته چه در داخل ایران و چه حتی در خارج از

کشور،در بین دولتها و سرویسهای امنیتی کشورهای اروپایی و همچنین امریکا و سایر کشورها ی جهان به عنوان گروهی تروریستی و خشونت طلب شناخته شده است.

هر چند مدتی است که نام این سازمان بدلیل آوردن فشار بر دولت ایران و همچنین توبه نامه ها و غلط کردم های پشت صحنه این سازمان و دادن تعهد های مختلف به کشورهای غربی و صرف هزینه های بسیار هنگفت ،از لیست گروههای تروریستی برداشته شده است اما در نگاه کلی دولتها و سرویسهای امنیتی کشورهای غربی نسبت به ماهیت تروریستی این سازمان هیچ تغییری ایجاد نکرده است.

در طی این سالیان و با اوج گیری موج تروریسم و تفکر خشونت طلبانه،کشورهای غربی حمایتهای آشکار و بی شائبه خود را از این سازمان نه تنها کم کرده بلکه سیاستمداران مطرح کشورهای غربی بطور عمده ای از حمایت این سازمان ،یا دست کشیده اند و یا اینکه فتیله آنرا پایین آورده اند.

زمانی نه چندان دور باند رجوی در اروپا بسیار فعال بود،براحتی دست به تبلیغات میزدند،براحتی با مقامهای مختلف محلی و دولتی در کشورهای مختلف جهان تبانی کرده و با خرید آنها اهداف خود را پیش میبردند،براحتی در سطحی وسیع در کشورهای مختلف اقدام به کلاهبرداریهای مختلف و حتی پولشویی میکردند و بسیاری فعالیتهای دیگر.

اما همانطور که اشاره شد با گسترش تروریسم این فرقه نیز به زیر ذره بین رفته و تحت کنترل بیشتری قرار گرفت.لازم به ذکر است که این وضعیت تنها حاصل گسترش تروریسم نبوده و شکست استراتژیکی و تاکتیکی سازمان از دیگر دلایل عمده وضع موجود سازمان است،اما در این گفتار کوتاه هدف ،بررسی اجمالی تاثیر فعالیتهای سایر جریانات تروریستی بر عملکرد و وضعیت این فرقه است.

هر چه عملیاتهای تروریستی بیشتری در جهان اتفاق میافتد بطور طبیعی خشم و نفرت مردم جهان علیه تفکر ترور و خشونت عمیقتر و گسترده تر میشود.وبالطبع گروههایی چون مجاهدین که خود برای دهه ها ید طولانی و سابقه ای سیاه در این راستا دارند کمتر میتوانند بطور علنی و با سری بلند بر علیه تروریسم و خشونت طلبی موضع بگیرند یا احیانأ تلاش کنند از این آب گل آلود در راستای منافع خود ،ماهی بگیرند.

عدم درک سیاسی از تحولات جهانی و موضعگیریهای ناشیانه این سازمان و رهبریش و بطور مشخص سخنان مریم رجوی در حمایت از گروه داعش و تمجید از این عقب مانده ترین و مرتجع ترین گروه باصطلاح دینی به عنوان مردمان انقلابی،یکی از روشنترین و مستدلترین دلایل است بر بی لیاقتی کسانی که در این فرقه سالیان است زمام امور را بدست گرفته اند و آنرا به پست ترین درجات رسانده اند.

چگونه کسانی که خود جزء گروهای تروریستی محسوب میشوند و در عین حال از گروههایی چون داعش با تعریف و تمجید یاد میکنند میتوانند در اوضاع کنونی بر علیه تروریسم و آدم کشی لب به سخن باز کنند و سعی کنند حتی در ظاهر اعلام انزجار کنند از ترور و تروریسم.

هر چه مردمان کشورههای اروپایی از وجود و ماهیت چنین سازمانی در کشور خودشان مطلع تر شوند ،با توجه به انزجار عمومی از ترور و تروریسم ،این آگاهی میتواند تهدید بالقوه و بسیار جدی باشد بر ادامه حیات این سازمان در شکافهای قانونی موجود در کشورهای غربی.

هر چه موج خشونت و افراط گرایی در جهان ادامه یابد این فرقه راهی جز مخفی تر شدن و به سایه رفتن بیشتر ندارد.تنها راه برای آنها بزک کردن چهرهایشان میماند به عنوان افرادی میانه رو و آزادیخواه و بدور از خشونت که از طریق روندی دموکراتیک خواهان تغییردر کشورشان هستند،یعنی همان چیزی که بارها توسط بعضی از شخصیتها وگروهای سیاسی در اوائل انقلاب به رجوی وباندش گفته شد و از آنها جهت پرهیز از جنگ مسلحانه گوشزد داده شد اما رهبری این سازمان هیچگاه نه تنها نپذیرفت بلکه انواع و اقسام تهمتها را نیز به آنها وارد میکرد.اکنون رجوی و باندش بعد از آن همه خیانت به کشور و مردم ، ازروندی دموکراتیک برای تغییر طوری حرف زده و ژست میگیرد،گویی مبتکر آنست و هیچکس به آنها از قبل در این رابطه تذکری نداده بود.اینجاست که میتوان به تفاوت انسانهای بزرگ و آدمهایی حقیر چون رجوی پی برد و بی شک گذر زمان اوج دجالیت او و باندش را و وسعت خیانتهای این سازمان و رهبریش را نه تنها به مردم بلکه به تک تک اعضاء این سازمان بروشنی بیشتری نشان خواهد داد.

در پایان آرزومندم سال جدید سال ریشه کن شدن داعش وتفکرداعشی و تمامی حامیان مالی و معنوی آنها باشد.

۲۶/۳/۲۰۱۶

نادر کشتکار

آلمان

منبع: وبلاگ نادر کشتکار