مشکلات لاعلاج فرقه رجوی در کمپ تیرانا

مهمترین مشکلی که سازمان در شرایط کنونی با آن مواجه هست جریان مسئله داری و موج روز افزون  ریزش نیرویی می باشد . البته در عراق هم در سرفصل های مختلف مانند بعد از عملیات فروغ و انقلاب کذایی و سقوط صدام با جریان مسئله داری و ریزش نیرویی مواجه بوده است ولی با حضور رجوی و اهرم سرکوبگر انقلاب کذایی همه را سرکوب و مهار می کرد و بطور موقت هم شده جلوی این جریان را سد می کرد .


 

مشکلات لاعلاج فرقه رجوی در کمپ تیرانا

علی جهانی، وبلاگ آیینه، چهاردهم می ۲۰۱۷

علی جهانی

علی جهانی

در حال حاضر  در کمپ تیرانا فرقه تروریستی رجوی با مشکلات فراوانی مواجه هست . البته این مشکلات را  کم و بیش در عراق هم داشت ولی در کمپ تیرانا حاد تر شده و به مشکلات لاعلاج تبدیل گشته است . اکنون به جند نمونه از مهم ترین این مشکلات لاعلاجی که فرقه تروریستی رجوی با آنها در گیر هست و هیچ راه حلی برای شان متصور نیست ؛ اشاره ای مختصر می کنم . 

۱) بحران رهبری :

با نامعلوم بودن سرنوشت رجوی و مفقود الاثر بودنش و شایعه مرگش فرقه رجوی در این شرایط اسف بار تشکیلاتی  با فقدان و بحران رهبری مواجه می باشد و مریم رجوی هم  علی رغم تلاشهای بی حاصلش تا کنون نتوانسته جای خالی مسعود رجوی را پر کند ؛ چونکه ایشان به دلیل عدم برخورداری از سابقه تشکیلاتی و نداشتن سواد تشکیلاتی و سیاسی به هیچ عنوان نمی تواند نقش رهبری را در سازمان بازی کند و اکنون این جایگاه قلابی اش را تحت عنوان رئیس جمهور برگزیده از مسعود گرفته است و خودش از هیچ توانی حتی اداره یک تیم تشکیلاتی  برخوردار نیست تا جه برسد که بخواهد رئیس مقاومت وباشد و تشکیلات سازمان را اداره و رهبری کند .بنابر این این فقدان رهبری هرچند مشکلی بود که در عراق بعد از سقوط صدام و مخفی شدن رجوی سازمان با آن مواجه بود اکنون در کمپ تیرانا با شایعه مرگ رجوی ضریب خورده است و به یک مشکل لاعلاج برای سران تشکیلات و بطور خاص مریم رجوی تبدیل شده که نه می تواند مرگ رجوی را به نیروها اعلام کند و نه می تواند به آنها بقبولاند که ایشان هنوز در قید حیات هست و نیر ها در این زمینه با انبوهی سوال بی جواب مواجه هستند .

۲) ارتش آزادیبخش:

زمانی در عراق این ارتش به اصطلاح آزادیبخش برای خودش برو بیایی داشت و از حمایت همه جانبه صدام برخوردار بود و  کلی از جوانان جویای کار و پناهندگی را با انواع و اقسام ترفندها به عراق می کشاند و نیرو برای این ارتش جمع می کرد و حتی در این زمینه از اسیران جنگ ایران و عراق که در اردوگاههای عراق بودند نمی گذشت و بعد هم تحت عنوان عملیات سرنگونی به سرباز کشی و کرد کشی مشغول بود ولی بعد از سقوط صدام و خلع سلاح و ترک اشرف و نهایتا خروج از عراق و مستقر شدن در کمپ آپارتمانی تیرانا ؛ این ارتش که اکثریت نیروهایش سالخورده و بیمار هستند اکنون دیگر حتی توان حمل سلاح هم ندارد . لذا این سوال بزرگ در ذهن نیروها وجود دارد که حال که از عراق اخراج شده و سلاح هم نداریم چگونه می خواهیم سرنگونی را محقق کنیم ؟ و سران تشکیلات هم هیچ جواب قانع کننده ای برای نیروها ندارند و لذا این ارتش به اصطلاح آزادیبخش که روزی برای سرنگونی تاسیس شده بود اکنون رو دست شان باد کرده و تبدیل به یک مشکل لاعلاج گردیده است .

۳) انقلاب کذایی مریم:

 طلاقهای اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم که روزی به بهانه ضرورت سرنگونی از طرف رجوی راه اندازی شد و به زور نیروها را به تمکین  فرا خواند و با بندهای کذایی اش یکی از مهمترین اهرم های سرکوب رجوی در مناسبات استالینی اش در عراق بود . حال دیگر که با خروج از عراق و تمام شدن تاریخ مصرف ارتش آزادیبخش ؛ دیگر  نه تنها آن کارایی لازم را این انقلاب کذایی ندارد بلکه خودش تبدیل شده است به یک مشکل اساسی برای مریم رجوی که نه می تواند آنرا در این شرایط ادامه دهد و نه می تواند از آن عقب نشینی کند . چون اگر بخواهد ادامه دهد به دلیل اینکه  برای ضرورت سرنگونی بود و اکنون هم که با این شرایط ارتش آزادیبخش سرنگونی در چشم انداز نیست دیگر معنی ندارد . و اگر هم بخواهد ازش عقب نشینی کند باز نیروها مسئله دار می شوند که اگر درست نبود چرا با این اهرم تا کنون نیروهای معترض را سرکوب و زندانی و شکنجه و اعدام کردید؟ بنابر این این هم یکی دیگر از مشکلات لاعلاج فرقه هست که با آن دست به گریبان هست .

۴) تعطیل شدن دکان شهید سازی :

خوب یک زمانی در عراق رجوی با راه اندازی عملیات مختلف اعم از عملیات مرزی و داخله و نامنظم و مروارید در زمان صدام و بعد سقوط صدام هم با تحریک گروههای تروریستی در عراق عده ای را به کشتن می داد تا بدین وسیله هم نیروهای سازمان را با این عملیات سرگرم کند و هم از شر نیروهای مخالف با کشته شدن شان در این عملیات ها راحت شود و هم اینکه در خارج کشور با راه اندازی عکس های آنها به مظلوم نمایی بپردازند . حالا در کمپ تیرانا دیگر از این خبر ها نیست و این دکان شهید سازی نه تنها عملا تعطیل گشته است بلکه خودش یک سوال بزرگی شده است در ذهن نیروها که چرا به بهانه های پوچ و بی هدف  مختلف این همه نیروهای سازمان را به کشتن دادید؟ و سران فرقه هم هیچ جوابی برایش ندارند و این هم یکی از مشکلات بی جواب فرقه می باشد که در شرایط کنونی با آن مواجه است .

۵)  مشکل اشتغال زایی:

مشکل دیگر فرقه در کمپ تیرانا اینست که نمی تواند مثل کمپ اشرف و لیبرتی نیروها را با بیگاری هایی مثل علف کنی و تنظیف سلاح سرگرم کند و آنها را به لحاظ جسمی خسته کرده تا دیگر فرصت فکر کردن در مورد سرنوشت شان نداشته باشند . ولی الان در کمپ آپارتمانی تیرانا این امکان ایجاد کارهای پوشالی جهت سرگرم کردن نیروها از سران فرقه سلب شده است و این هم یکی از معضلاتی هست که سازمان در این شرایط با آن مواجه هست .

۶) ریزش نیرویی:

ولی مهمترین مشکلی که سازمان در شرایط کنونی با آن مواجه هست جریان مسئله داری و موج روز افزون  ریزش نیرویی می باشد . البته در عراق هم در سرفصل های مختلف مانند بعد از عملیات فروغ و انقلاب کذایی و سقوط صدام با جریان مسئله داری و ریزش نیرویی مواجه بود است ولی با حضور رجوی و اهرم سرکوبگر انقلاب کذایی همه را سرکوب و مهار می کرد و بطور موقت هم شده جلوی این جریان را سد می کرد . ولی اکنون در کمپ تیرانا که نیروها هیچ انگیزه ای برای ماندن در این تشکیلات قرون وسطایی ندارند و انبوهی هم سوال و مسئله بی جواب دارند و از طرف دیگر رجوی هم نیست که یک کلت ببندد و بیاید یک نشست چند ماهه مثل نشست های طعمه بگذارد و نیروها را سرکوب کند . بنابراین این ریزش نیرویی اکنون اساسی ترین مشکلی هست که فرقه رجوی با آن در گیر هست و هیچ راه برون رفتی از آن برایش متصور نیست و مریم رجوی هم با سفرهای پی در پی و تلاش های مستمر نمی تواند جلوی این ریزش را سد کند و این آخرین سنگر تشکیلات پوسیده اش را حفظ کند .