ش10192019

Last updateج, 18 اکتبر 2019 12pm

Back شما اینجا هستید: Home کانون آوا اخبارکانون آوا مقالات واطلاعیه های کانون آوا صد هزارباربورشدید رجویهای دروغگو

صد هزارباربورشدید رجویهای دروغگو

رجوی در دوران اقتدار صدام، یعنی هنگامی که دارای قدرت در عراق بود، برای فریب افراد خود هر شش ماه یکبار رژیم را سرنگون می کرد و همسرش را روی تخت سلطنت می نشاند، این سناریو پس از تحمیل انقلاب ائدولوژیک مسخره با بندهای مسخره تر قدرت بیشتری گرفت، در همان دوره هم اطلاعیه های دروغی مجاهدین برای دلگرمی افراد ساده لو با مضامین مختلف صادر می شد تا سرنگونی رژیم در شش ماه آینده که رجوی مدعی بود را بهتر به افراد تحمیل کنند، بماند که هر شش ماه یکبار بور بور می شد.

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

صد هزار بار بور شدید رجویهای دروغگو

وبلاگ ادوارد ترمادو - 01/02/2018

رجوی در دوران اقتدار صدام، یعنی هنگامی که دارای قدرت در عراق بود، برای فریب افراد خود هر شش ماه یکبار رژیم را سرنگون می کرد و همسرش را روی تخت سلطنت می نشاند، این سناریو پس از تحمیل انقلاب ائدولوژیک مسخره با بندهای مسخره تر قدرت بیشتری گرفت، در همان دوره هم اطلاعیه های دروغی مجاهدین برای دلگرمی افراد ساده لو با مضامین مختلف صادر می شد تا سرنگونی رژیم در شش ماه آینده که رجوی مدعی بود را بهتر به افراد تحمیل کنند، بماند که هر شش ماه یکبار بور بور می شد.
البته ناگفته نماند که هروقت جناب رهبر ادعای سرنگونی در شش ماه آینده را می کرد، بودند افرادی در درون مناسبات که به ریش نداشته ایشان می خندیدند، اما به هر حال عده زیادی هم تفاسیر و تحلیل های آبکی ایشان را باور داشتند و به تن خود روغن پست و مقام در حکومت رجوی را می مالیدند، پس از در رفتن باد بادکنک قدرت رجوی، یعنی سرنگون شدن صدام و خلع سلاح ارتش پوشالی رجوی و غیبت جناب رهبر این سناریو تا حدودی فروکش کرد چرا که فرقه رجوی درگیر موضوعات دیگری در عراق بعد از صدام شد، اما پس از خروج خفتبارشان از عراق، برای شیره مالی بر سر اعضای دربند و اسیر در آلبانی باز هم دجالانه سراغ همان سناریوی سرنگونی رفتند تا با همان ترفند قبلی از ریزش بی سابقه نیرو در درون تشکیلات جلوگیری کنند، بایستی عرض کنم از روزی که پا به اردوگاه اشرف گذاشتم و تا زمانی که آنجا شاهد هر شش ماه سرنگونی رژیم توسط رجوی و دیگر تحلیل های ایشان بودم، نه تنها تحلیل سرنگونی که هیچکدام از تحلیل های رجوی به واقعیت تبدیل نشد، برای همین هم عده زیادی پس از هر نشستی به صحبت های ایشان که مانند باد…م…بود می خندیدند.
ادعای مبارزه با رژیم حاکم بر ایران توسط همین فرقه هنوز هم ادامه دارد، آنهم در آلبانی که سه چهار هزار کیلومتر از ایران فاصله دارد، باید پرسید کدام مبارزه؟ شما در این مدتی که در آلبانی هستید چه کاری به غیر از پرکردن جیب جنگ طلبان بازنشته مفتخور امریکایی انجام داده اید؟ یا به غیر از تشویق امریکا به حمله نظامی چه کرده اید؟
در اعتراضات اخیر هم در ایران یک بار دیگر فرقه رجوی بور شد، در تمامی شهرهایی که تظاهرات صورت گرفت کسی نامی از این فرقه نبرد، حتی در یک گوشه ای از تظاهرات، اما اینها با کمال روداری مهدی ابریشمچی را الم کردند تا خودشان را به اعتراضات بمالند، آخر کمی، ذره ای خجالت هم چیز خوبی است، شما در خارج از ایران چه می کنید اگر مبارز هستید؟ چرا در زمانی که جماعت در خیابان شعار می دادند در کنارشان حاضر نشدید؟ براستی کجای کار هستید؟ گمان دارید که در ایران انقلابی رخ می دهد و زیرپایتان فرش قرمز پهن خواهند کرد؟ نه مطمئن باشید اگر در درون ایران تعقییری رخ دهد، هر سیستمی هم که قدرت را در دست بگیرد شما و سران فرقه شما به دلیل پرونده سیاهتان مجرم شناخته خواهید شد، بگذریم، همین الان کجا هستید؟ جای مبارز در میدان مبارزه است نه در امنیت پلیس فرانسه و آلبانی، خانم رجوی اگر راست میگویید مهدی ابریشمچی را بفرستید در خیابان انقلاب کتش را از تن خارج کند و نوک چوبی بگیرد تا حداقل اعلام همبستگی با زنانی که شجاعانه این کار را کردند باشد، یا اگر ترس دستگیری و بازداشت داری لااقل در جمع همان محافظ های اروپائی خود روسریت را بردار تا به دنیا نشان دهد که با زنان ایران اعلام همبستگی میکنی، ای بابا جرآت همین را هم ندارید؟ پس همان بهتر که دکان و دستگاهتان را لاک و مهر کنید و کاری به مردم شریف این مرز و بوم نداشته باشید، مردم ایران خود می دانند که چه بایستی انجام دهند، خط و خطوط ضد انسانی خود را به خورد افراد خود بدید، از ما گفتن در ایران کسی برای شما تره خورد نمی کند.