دودوزه بازی مریم رجوی در رابطه با حکم دادگاهی درفرانسه

طبق ادعای مجاهدین، اخیرا دادگاهی درفرانسه در رابطه با قضایای دستگیری و بازجویی ازمریم رجوی در سال 2003 بعد از 11 سال رای به ختم پرونده مربوطه داد. (البته در سایتهای مجاهدین اثری از متن کامل این حکم دیده نمی شود و فقط باید قبول کرد که آنچه مجاهدین میگویند حقیقت دارد. )

جهت یاد آوری روز 17 ژوئن 2003 پلیس ضدشورش فرانسه، مقر فرماندهی مجاهدین در شهرک اورسورواز (50 کیلومتری شمال پاریس) را محاصره و همه افراد مستقر در آنجارا دستگیرنمود.  علت تفتیش این محل بطوررسمی مظنون بودن به کارهای خلاف قانون نظیر پولشویی و برنامه ریزی عملیات تروریستی توسط اعضا و رهبران سازمان مجاهدین خلق اعلام شد.

در این یورش ماموران پلیس به 10 میلیون دلار پول نقد نیزدست یافتند ولی چیزی که جیغ سازمان را بیشتر از همه در آورد حضورغیرمترقبه مریم رجوی در این محل بود. تا انموقع اعضای سازمان فکر می کردند که مریم و مسعود رجوی در قرارگاه اشرف و در کنارشان هستندو با این تصور عواقب بمباران های نیروهای ائتلاف را تحمل می کردند. با دستگیری مریم رجوی در 17 ژوئن 2003 در اورسورواز فرانسه ضربه سنگینی به اعتماد وروحیه اعضای مجاهدین وارد شد. رهبران سازمان بمحض احساس خطر فرار رابرقرارترجیح داده و در رفته بودند.

حالا  چه باید کرد؟ جواب لایه های پایینی را چه باید داد؟

برای برون رفت از این معضل و جلوگیری از طرح سئوال در ذهن افراد باید فیلی هواکرد. خودسوزی برای تحت فشار گذاشتن قوه قضائیه فرانسه جهت آزادی مریم رجوی در دستورکارقرار گرفت. ولی چرا خودسوزی؟ اگر ریگی در تنبانتان نیست، بعداز یک ویا دوروز مظنون آزاد می شود و تا شروع دادگاه باید فقط در دسترس باشد. این موضوع البته  از چشم سازمان که وکلای چند میلیون یورویی دارد پنهان نبود ولی حضور ناگهانی مریم رجوی در فرانسه میبایستی برای اعضاء لاپوشانی می شد و سرشان را با موضوع دیگری گرم نمود.

بهرحال با دستورتشکیلاتی نزدیک به 20 نفر خودشان را در فرانسه و چند کشور دیگر اروپایی آتش زدند که چند نفرشان از جمله دختری که از کانادا به پاریس آوردند و با خودسوزی جانش را گرفتند. افرادی هم که جان بدر بردند تا آخر عمر باید زجر بکشند و درد های شدیدی را تحمل کنند. جالب اینجاست که یک مقام فرانسوی بعد از انجام این خودسوزی ها اظهارداشت که بدون این اقدامات هم ما تا تشکیل دادگاه خانم رجوی را آزاد می کردیم.

تصاویر سه تن ازافراد شرکت کننده در خودسوزی های 17 ژوئن 2003

یازده سال بعد

پرونده کیفری که برای مریم رجوی و دارودسته اش تشکیل شده بود، ضمن مرور زمان رقیق شد. ابتدا عبورومرور و حرکت این خانم و 17 نفر دیگر در کشور فرانسه آزاد شد. در مرحله بعد افرادی که خودسوزی کرده بودند و یا مشارکت در آن داشتند، تبرئه شدند. سال گذشته برای آخرین بار مریم رجوی و محمد سیدالمحدثین رئیس بخش دیپلماسی مجاهدین به دادگاه پاریس احضارشدند و شهادت دادند که در سازمان هیچ مسئولیتی ندارند و اصلا کاره ای نیستند !!!؟ و با وجدان راحت به منزلشان برگشتند و بریش همه آنهایی که در عرض مدت 10 سال بخاطرایشان صدمه های جانی و روانی خوردند، خندیدند. البته این دفعه در آستانه ورود مریم رجوی به دادگاه کسی خودسوزی نکرد، کسی اشگ نریخت و کسی ککش هم نگزید.

اکنون بعد از 11 سال قضات دادگستری فرانسه بادعای مجاهدین این پرونده را مختومه اعلام کردند. طبق معمول کنفرانسی برپا می شود. عده ای سیاستمدار سابق که خودشان در زمان صدارتشان دست در فساد و کثافت مالی و سیاسی داشتند، با دریافت دلارهای حلال مجاهدین، در مذمت دیکتاتوری، تشویق عدالت و حمایت از تنها آلترناتیو، سخنرانی های آنچنانی می کنند. (متن این سخنرانی ها که توسط سازمان نوشته شده و دراختیار این افراد قرار می گیرد، اکثراشبیه بهم و یکنواخت می باشد.)  خانم مریم رجوی هم سخنرانی غرایی که چندین بار توسط تیم های چیده شده در سالن با دست زدن قطع می شود، انجام می دهد.

در کنفرانسی که تحت عنوان "كنفرانس پيروزي عدالت و به رسميت شناختن مشروعيت مقاومت" در دوم مهرماه1393 در سالن واگرام پاریس برگزارشد، خانم مریم رجوی در سخنرانی بالابلندی طبق روش معمول گناه تمامی اقدامات قوه قضاییه و مجریه کشور فرانسه را به گردن رژیم ایران انداخت. بزعم ایشان رژیم ایران آنقدر قدرتمند هست که در کشور فرانسه 11 سال تمام زنجیر بردست وپای سازمان ایشان گذاشته و مانع از رسیدن مهرتابان به میدان آزادی تهران شده است. (بگذریم که این ترفند سالیان سال در مورد درج نام سازمان درلیست گروه های تروریستی کشورهای غربی بخصوص آمریکا مرتبا تکرارمی شد که اگر سازمان مجاهدین از این لیست ها برداشته شود رژیم ایران بزودی سرنگون خواهدشد ودیدیم که نام سازمان را برداشتند ولی هنوز مجاهدین هیچ غلطی نتوانستند بکنند و بروی خودشان هم نمی آورند.)

گذشته از حرافیات مورد پسند غربیان حاضردر جلسه، ایشان به نکات عجیب وغریبی در رابطه با مواضع سازمان متبوعشان اشاره کردند از جمله:

خانم رجوی در سخنان خود اظهارنمودندکه " آنتي تز ولايت فقيه و بنيادگرايي، اسلام دموكراتيك است كه توسط مجاهدين خلق ايران نمايندگي مي‌شود. اسلام بردبار كه با اجبار و ارعاب و سربريدن واستبداد بيگانه است و بر آن مي‌شورد و اسلامي كه پيامش برادري، آزادي، رحمت و عدالت است."(زیر خط از نگارنده می باشد)

میگویند چراغی که بمنزل رواست به مسجد حرامست. کدامیک از موارد بالا در سازمان مجاهدین جاریست؟ شما اول خودتان را درست بکنید کشور پهناور ایران پیشکشتان.

گذشته از "اسلام دموكراتيك" که عملکردش را در شورای دست سازرجوی بنام بی مسمای "شورای ملی مقاومت" دیده ایم و جای بحث جداگانه ای دارد، درمورد اسلام بردبارشما چند سئوال پیش می آید:

1-      اسلام بردبار یعنی چی؟ آیا به این معناست که در مقابل دگراندیشان و منتقدین بربارهستید؟ شما یک نمونه فقط یک نمونه بیاورید که بدون جواب منطقی، طرف مقابل را فورا به وزارت اطلاعات رژیم منسوب نکرده باشید.

2-       بیگانه بودن اسلام مجاهدین با اجبار یعنی چی؟ در سازمانی که رهبر ان به خدا وصل هست و افراد آن کوچکترین اراده برای حتی فکرکردن ندارند، اجبار مفهومی تهی پیدا می کند. هرکدام از اعضای مجاهدین باید هرشب در جلسه عملیات جاری شرکت کرده و تمامی عملکرد و حتی افکار و ذهنیات خودشان را بروی کاغذ آورده و به مسئولین ارائه دهند. آیا این اجبار نیست؟

3-       بیگانه بودن اسلام مجاهدین با ارعاب یعنی چی؟ من فکر می کنم که در این رابطه تمامی قشر روشنفکر ما چه در داخل و چه در خارج کشور اتفاق مساعی دارند که مجاهدین عمدا این تصور را در همه القاء کرده اند که هرکسی با مجاهدین در افتد باید عقوبتش را هم بکشد. یعنی یکنوع ایجاد ترس و ارعاب در منتقدین و سئوال کنندگان. همان روشی که جریان تروریستی داعش الان اجرا می کند.

جداشدگان از سازمان مجاهدین اغلب شهادت داده اند که بخاطر طرح سئوالات و انتقادات خود، مورد شکنجه، حبس و حتی اعدام درون تشکیلاتی قرارگرفته اند.

4-       بیگانه بودن اسلام مجاهدین با سربریدن یعنی چی؟ تا بحال گزارشی از سربریدن در داخل سازمان مجاهدین گزارش نشده ولی سربه نیست کردن افراد، مرگ های مشکوک، کشته شدن زیرشکنجه و کتک، خفه کردن زنان با روسری که شاهدان همه این موارد وجود دارند، بکرات گزارش داده شده و سازمان هیچکدام از آنها را ردنکرده است. آیا تفاوتی با سربریدن دارد؟

5-        خانم رجوی میگوید: "از اين پيشتر نيز، قضاييه فرانسه حكم داده بود كه سازمان مجاهدين در مبارزه خود عليه رژيم خشن حاكم بر ايران، از حق مشروع خود استفاده كرده و عمليات ارتش آزاديبخش ملي ايران مشمول تروريسم نمي‌شود." و درادامه قاضي تحقيق در نفي اتهام تروريسم عليه سازمان مجاهدين تصريح مي كند: «بايد گفت كه شوراي ملي مقاومت ايران, سازمان مجاهدين خلق ايران و ارتش آزاديبخش ملي ايران همگي يك تشكل جمعي را تشكيل مي دهند كه هدف آن سرنگون كردن رژيم حاكم بر ايران است» وي سپس تأكيد مي كند: بر اساس «تحقيقات قضايي» شيوه هاي مقاومت براي رسيدن به اين هدف «يا سياسي بوده اند (مانند تبليغات، جلب توجهات، لابي كردن، استفاده از اهرمهاي مختلف)»، يا «با استفاده از يك ارتش واقعي, ارتش آزاديبخش ملي ايران» و «يا دربرگيرنده عمليات نظامي داخل ايران است كه توسط سازمان مجاهدين خلق ايران به عهده گرفته شده است» و «در پرونده سندي دال بر عمل مسلحانه يي كه غير نظاميان را به طور عمدي مورد هدف قرار داده باشد، وجود ندارد.». قاضي مي افزايد: داده هاي پرونده «اجازه نمي دهد تهاجمات نظامي با اعمال تروريستي يكي محسوب شود. در حقوق فرانسه يك تهاجم نظامي كه منجر به نبرد مسلحانه ميان نظاميان شود, نمي تواند به عنوان تروريسم توصيف شود».

واقعا که باید به قضات این پرونده خانم Jean Duye  و Marc Trevidicدست مریزاد گفت. از یک طرف از تشکل جمعی شوراي ملي مقاومت، سازمان مجاهدين خلق و ارتش آزاديبخش ملي صحبت میکنند. با عنایت به رهبری واحد و اعضای واحد این سه تشکل عملا فقط سازمان مجاهدین در این رابطه فقط مطرح می باشد. شورای ملی مقاومت عنوان یدکی سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش هم که از سال 2003 دیگر وجودخارجی  ندارد. سازمان مجاهدین بخاطر دافعه داشتن نامش از نام شورا و یا سازمانهای پوششی دیگر استفاده می کند.  از طرف دیگر قاضی میگوید «در پرونده سندي دال بر عمل مسلحانه يي كه غير نظاميان را به طور عمدي مورد هدف قرار داده باشد، وجود ندارد.»

آیا قاضی واقعا نمی داند که مجاهدین خودشان با صدور بیانیه های مختلف مسئولیت عملیاتهای مسلحانه بعد از سال 60 که منجر به ترور 16000 تن منجمله افراد غیرنظامی گردید، را بعهده گرفته اند؟  و یا در خمپاره باران کور شهرهای ایران در سال 1378 چندین شهروند غیرنظامی را لت وپارکردند؟

توجه قاضی محترم را به موارد زیر جلب می کنم:

حملات خمپاره ای و بمب گذاری در شهرهای ایران که منجربه کشته و زخمی شدن غیرنظامیان بی گناه و آسیب دیدن اموال مردم شد:

1-       بمب گذاری در دفتر دادگاه انقلاب در تهران

2-        حمله خمپاره ای- خیابان ولی عصر، تهران

3-       حمله خمپاره ای- دانشگاه شهید چمران، اهواز

4-      حمله خمپاره ای- ساختمان مسکونی- ایلام

5-      حمله خمپاره ای- مجموعه مسکونی نور، تهران

فهرست قربانیان حملات خمپاره ای مجاهدین در تاریخ 5 فوریه 2000 در خیابان ولی عصر تهران:

1-       حسین پرمنشف 24 ساله، تعمیرکار لوازم خانگی، مجروح

2-       عباس اخوان سیار، 20 ساله، کارگر چاپخانه، مجروح

3-      داریوش پورمحمدجانی، کارگر چاپخانه گلبان. او در نتیجه جراحاتی که در اثر ترکش خمپاره¬ی مجاهدین در تاریخ 5 فوریه 2000 به او وارد شده بود درگذشت. محل واقعه: چاپخانه، بن بست توکلی، خیابان ولی عصر، تهران.  

4-       راضیه آشوری، 21 ساله، خیاط، مجروح

5-       پروانه اردی، 26 ساله، خیاط، مجروح

6-      پروانه حضرتی سن: 20، متاهل شغل: کارگر مغازه محل واقعه: تهران، خیابان ولی عصر تاریخ واقعه: 5 فوریه 2000 او در ایستگاه اتوبوس منتظر بود که بر اثر حمله خمپاره ای مجاهدین به شدت از ناحیه دست، پا، شکم، و پشت مجروح شد.

7-      علیرضا مشهدی، 25 ساله، تعمیرکار لوازم خانگی

8-      مهسا مدبر سن: 21 محل کار: مغازه خیاطی در خیابان جامی، خیابان ولی عصر. او در ایستگاه اتوبوس بود که بر اثر ترکش خمپاره مجاهدین از ناحیه سر، صورت، دست و پاها مجروح شد. تاریخ واقعه: 5 فوریه 2000 محل واقعه: ایستگاه اتوبوس در خیابان امیر اکرم، خیابان ولی عصر، تهران

9-      افسانه محمودی، 27 ساله، خیاط، مجروح

مجاهدین در بیانیه 16 بهمن 1378 تحت عنوان خمپاره باران دارلخلافه خامنه ای و محل کار رفسنجانی در کاخ مرمرو با امضای ستاد فرماندهی مجاهدین در داخل کشور حمله خمپاره ای درتهران را اعلام می کنند. مجاهدین رسما مسئولیت این عملیات را به عهده گرفتند.

جالبتر اینجاست که قاضی استناد می کند: " در حقوق فرانسه يك تهاجم نظامي كه منجر به نبرد مسلحانه ميان نظاميان شود, نمي تواند به عنوان تروريسم توصيف شود"

از این قضات محترم باید پرسید اگر گروهی مسلح در فرانسه دست به عملیات خمپاره باران پاریس بزند آیا این قانون شامل حال این گروه نیز می شود؟ آیا بعد از خمپاره باران کور و بی هدف رهبران این گروه را به خوردن بستنی در کنار رود سن دعوت می کنند؟ واقعا که قضات محترم ایول!!!

6-       ماجداشدگان بارها گفته ایم افراد لیبرتی گوشت قربانی رهبران مجاهدین هستند. در این برهه اززمان که در عراق دیگر سگ صاحبش رانمی شناسد، بیش از یک سوم این کشور عملا در دست جانیان داعش می باشد و نه امریکا ونه سازمان ملل و نه هیچ قدرت دیگری در آنجا نمی تواند سیاست های خودرا به پیش ببرد، ببینید مریم رجوی ازدولت فرانسه چه می خواهد:

"اكنون كه  فرانسه براي رفع بحران عراق و مقابله با داعش پيشقدم شده،  رهبري يك ابتكار عمل انساني براي حفاظت از جان مجاهدان آزادي در ليبرتي و احقاق حقوق آنها را برعهده بگيرد. 
ما خواستار آن هستيم كه تا زماني كه مجاهدان آزادي در عراق هستند، حداقلهاي ضروري براي تأمين امنيت و سلامت آنها تأمين شود. محاصرة پزشكي در اشرف و ليبرتي، تا كنون به شهادت 21 تن از مجاهدين انجاميده است. مجاهد صديق تقي عباسيان كه هفته پيش جان باخت، در زمرة همين شهيدان بود. 
ما بر لغو كامل محاصرة ضد انساني ليبرتي به‌ويژه محاصرة پزشكي و خاتمه‌يافتن وضعيت زندان در ليبرتي تأكيد داريم، هم‌چنين به رسميت شناخته‌شدن ليبرتي به عنوان كمپ پناهندگي تحت نظارت ملل متحد، آزاد كردن هفت گروگان اشرفي و به ويژه انجام تحقيقات ملل متحد دربارة شش قتل عام در اشرف و ليبرتي."

در جملات زیبای بالا حتی یک کلمه، یک کلمه درمورد درخواست خارج کردن این افراد نگون بخت از جنهم لیبرتی نیست. آیا رهبری مجاهدین منتظرقتل عام و سلاخی این بیچاره هاست؟ عکسها و گلها برای مراسم یادبود در اورسورواز سفارش داده شده اند؟ آیا خانم رجوی خودش را آماده کرده که با قیافه غمگین و لباس جدید جلوی این عکسها بایستد و تا یک مدتی خوراکی برای داخل تشکیلات گرم شود؟ از ما بازهم گفتن

نکات بسیارجالب دیگری نیز در سخنرانی هیجان انگیز خانم رجوی وجود دارد که شرح آن در این مختصر نمی گنجد.

بعنوان حسن حتام باید به رهبری مجاهدین چه آنکه عروسک دربار هست و چه آنکه طبق روال همیشگی سربزنگاه فلنگ را بسته و از نظرها غایب هست، باید گوشزد کرد که پرونده سازمان مجاهدین سالهاست که دردادگاه ملت ایران بررسی شده و مهر ابطال برآن خورده است. رای این دادگاه خارجی و یا آن دولت غربی مبنی بر مشروعیت مجاهدین پشیزی ارزش ندارد. مشروعیت فقط در پیشگاه خلق ایران است همان خلقی که 40 سال پیش سازمان مجاهدین بنام آن قسم می خورد و مشروعیتش را از آن میگرفت. امروز مجاهدین از خلق برگشته مشروعیت خود را از اجنبی ها دریوزگی می کند. به این تیتر کنفرانس مریم رجوی در رابطه با رای دادگاه فرانسه دوباره توجه کنید:

سخنراني در كنفرانس پيروزي عدالت وبه رسميت شناختن مشروعيت مقاومت


علی اکبرراستگو - کانون آوا - پنجشنبه 16 اکتبر 2014