بعد از اعلام مبارزه مسلحانه توسط سازمان در سی خرداد سال شصت آنهم در حالیکه مردم ایران درگیر جنگ با عراق بودند و رجوی به خیال خام خود می تواند از شکاف موجود در راس حکومت و حادثه جنگ خارجی استفاده کرده و به مطامع شیطانی اش برسد ولی مردم ایران به این گروه خیانت پیشه جواب دندان شکنی دادند. 

لذا فرقه تروریستی رجوی در پنج مهر سال شصت در اوج جنگ ایران و عراق تمام نیروی خودش را در تهران بسیج کرده و یک تظاهرات مسلحانه راه اندازی کرد تا رجوی به خیال خام خود بتواند به وعده های دروغین سرنگونی شش ماهه اش جامه عمل بپوشاند ولی نتیجه این خیانت و خام خیالی های رجوی همانند سی خرداد سال شصت شکست بود و از دادن نیروهای سازمان و همچنین ریزش نیرویی گسترده بود.  اما سوال اساسی در اینجا اینست که چرا سران فرقه و بطور خاص رهبری سازمان از این شکست فاحش درس عبرت نگرفت؟ 

به نظر بنده جواب بسیار  روشن و واضح می باشد و آنهم چیزی نبوده و نیست جز قدرت طلبی مفرطی که در رجوی وجود داشت و ایشان قصد داشتند همانطور که رهبری سازمان را با خیانت به بنیان گزاران تصاحب کرده بود رهبری انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران را هم مصادره کند. بله دوستان شهوت رانی و قدرت طلبی که دو ویژگی اصلی رجوی بود باعث بسته شدن چشمانش شده بود و به همین خاطر رجوی نه تنها از شکست در سی خرداد و پنج مهر سال شصت درس عبرت نگرفت بلکه همچنان تا به همین الان بر استراتژی شسکت خورده ترور و خشونت اصرار می ورزد و نتیجه اش تا به حالا هزاران کشته نیروهای نگونبخت سازمان در عملیات تروریستی داخل کشور و عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان و به بهانه حفظ اشرف و حفظ اموال اشرف بوده است و از طرف دیگر سازمان با اقداماتتروریستی اش جان بیش از هفده هزار از مردم کوچه و خیابان ایران و سربازان بیگناه که درگیر جنگ با صدام حسین دیکتاتور سابق عراق بودند  را گرفته است ولی همچنان نه تنها درس عبرت نگرفته بلکه بدان افتخار کرده و اصرار می ورزد و حاصلش هم اکنون بیش از سه هزار نیروی بیمار و سالخورده در کمپ کشـور آلبانی است و یک تشکیلات در حال فروپاشی می باشد.