ج07102020

Last updateپ, 09 جولای 2020 8am

Back شما اینجا هستید: Home کانون آوا اخبارکانون آوا مقالات واطلاعیه های کانون آوا رسوایی درونی فرقه مجاهدین که بیرونی نشد

رسوایی درونی فرقه مجاهدین که بیرونی نشد

ماه هیچوقت پشت ابر نمی ماند. سازمان و تم و تشکیلاتی که بر پایه دروغ و زور و ارعاب و وحشت پایه گزاری شده و روی این ارکان سالیان سال چرخید دیگر توانایی نادیده گرفتن انتخاب و فهم و درک اعضا و اسیران در بند خود را ندارد. شاید اگر اشرفی در عراق پا بر جا مانده بود کنترل و فشار روی افراد ساده تر می بود ولی در این برهه و در این مکان فعلی توان کنترل آگاهی افراد را نخواهد داشت.

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مهدی سجودی - کانون آوا - 25 فوریه 2020

رسوایی درونی فرقه مجاهدین که بیرونی نشد

اخیرا در حین صحبت و گفتگو با اعضای جدیدا جدا شده فرقه بودم که به موضوع جدید و جالبی اشاره شد که مرا واداشت که مطلبی در افشای این موضوع بنویسم.

موضوع از این قرار بود که گویا سازمان مجاهدین مراسمی به اسم مراسم پرچم برای ۱۹ فروردین 1398  برگزار کرد که در هیچ جایی نه نشان داده شد و نه خبری به بیرون منتشر داده شد. همین موضوع هم باعث ایجاد محافل و بحث در درون اعضای سازمان شده بود که چرا مراسم و مجلس به این بزرگی و پر خرج اجرا شده ولی در جایی نشان داده نشد آنهم سازمانی که همیشه بزرگی و عظمت نداشته خود را در چشم عالم و آدم میکرد اما در این داستان مسئله مثل سابق نبوده و علت و علل مختلف داشته که به گفته خود مسئولین فرقه اگر این مراسم بیرونی میشد باعث ابروریزی میشد چرا که دیگر هیچ نیروی جوانی در صفوف از هم پاشیده مجاهدین دیده نمی شد و همه افراد پیرو از کار افتاده با قیافه هایی فرتوته و ناامید بودند.

حال مطلب قابل تامل و جالب اینجاست که چرا سازمان نتوانست باعث ریزش و پراکنده و جدا شدن نیروهای خود شود؟

چرا فرقه ایی که همیشه میخواست خود را همچنان بزرگ و پر شکوه جلوه داده و به همگان نشان دهد این قدرت را ندارد؟

هزاران جواب برای این سئوالات وجود دارد ولی از نظر من بهترین جواب این است که ماه هیچوقت پشت ابر نمی ماند. سازمان و تم و تشکیلاتی که بر پایه دروغ و زور و ارعاب و وحشت پایه گزاری شده و روی این ارکان سالیان سال چرخید دیگر توانایی نادیده گرفتن انتخاب و فهم و درک اعضا و اسیران در بند خود را ندارد. شاید اگر اشرفی در عراق پا بر جا مانده بود کنترل و فشار روی افراد ساده تر می بود ولی در این برهه و در این مکان فعلی توان کنترل آگاهی افراد را نخواهد داشت.

در اینجا به عنوان فردی که هر چند سالیانی کمتر از هم بندیهای خود در این سازمان اسیر بودم، از سازمانهای حقوق بشری بار دیگر میخواهم از  تلاش خود برای رهایی افراد درمانده در اسارت رجوی دریغ نکنند چرا که در دنیای آزاد هر انسانی حق زیستن و زندگی آزاد دارد.