د09162019

Last updateد, 16 سپتامبر 2019 8am

Back شما اینجا هستید: Home کانون آوا اخبارکانون آوا مقالات واطلاعیه های کانون آوا پرسشی از آقای ایرج مصداقی هواداربی شرم مجاهدین!

پرسشی از آقای ایرج مصداقی هواداربی شرم مجاهدین!

آن اشتباهاتی که ازآن بسادگی یادکردید و گذشتید نه یک ویا چند اشتباه تاکتیکی بلکه یک اشتباه استراتژیکی بزرگ بوده است که از آن بهمین سادگی نمی توان گذشت یا برروی آن سرپوش گذاشت. برای من جای تعجب است که فردی با سابقه شما از این اشتباهات بزرگ و کارنامه سیاه رهبری تنها با عنوان یک سری اشتباهات ساده و یک نکته سیاه یاد کرده وبسادگی عبورمی کند.


 

نادرکشتکار - کانون آوا - شنبه 8 آگوست 2015

 

پرسشی از آقای ایرج مصداقی هواداربی شرم مجاهدین!

روزگذشته مطلبی را از آقای مصداقی در اینترنت خواندم که در تلویزیون اندیشه بیان کرده بودند.

ایشان در بخشی از مصاحبه شان اینطورعنوان کردند که:

٬٬هرسازمانی ممکن است یک سری اشتباهاتی داشته باشد اما من جزو سازمان مجاهدین بودم و هستم و بگذشته خود که هواداراین سازمان بوده ام افتخار میکنم. هواداری از این سازمان یک افتخاربرای من است نه یک نکته سیاه ،،

ودر ادامه اضافه می کنندکه ٬٬بنده مطلقا به خاطر هواداری از مجاهدین احساس شرمساری نمی کنم و به کسی هم بابت این کار بدهکار نیستم ،،

در این راستا چند نکته کوتاه بذهنم خطورکرد که خواستم بدینوسیله از ایشان جویا شوم

من دقیقا اشاره ایشان از بکاربردن واژه نکته سیاه را متوجه نشدم. اگرمنظورشان ازنکته سیاه همان اشتباهاتیست که ممکن است در هرسازمانی روی دهد و درباره مجاهدین حضورشان در جنگ علیه مردم کشورشان برغم مخالفت های بعضی از اعضای سابق شورای ملی مقاومت وبسیاری دیگر ازافراد و گروه های سیاسی بوده است و همکاری باکشوری که از هیج جنایتی علیه مردم کشورمان مضایقه نکرد واشتباهات استراتژیکی دیگر، میخواستم گوشزد کنم چیزی که ازآن شما بعنوان یک نکته سیاه یاد کردید نه یک نکته سیاه که یک کارنامه سیاه بوده است و بهتربود شما جمله خودرا اینگونه مطرح می کردید. چرا که در دل آن نکته سیاه هزار نکته سیاه دیگر نیز وجود دارد. من احساس می کنم که هدف شما از بیان این مطالب در وهله اول نه جلب حمایت مجاهدین که بیشتر حفظ چهره خود و تلاش برای بازسازی هویت خودتان بوده است. بی شک نمی تواند کسی هوادار سازمان باشد و در عین حال احساس شرم کند. امابرخلاف شما اقای مصداقی، من از اینکه سالیانی از عمرم را در خدمت کسی بوده ام که در مقابل مردم خودش ایستاد و با همکاری با دشمن دست به قتل عام بسیاری از جوانان این مرز وبوم زد احساس شرم می کنم. من احساس شرم می کنم از اینکه رهبرم کسی بود که به خواهران ومادران اعضای سازمان خودش تعرض جنسی می کرد. من احساس شرم می کنم از بسیاری انسانهای بیگناه که در این سازمان تنها به این گناه که نمی خواستند در این مناسبات بمانند یا کشته شدند یا آنقدر تحت فشارهای روحی وروانی و حتی بعضا جسمی قرارگرفتند که دست به خودکشی زدند.

آقای مصداقی!

آن اشتباهاتی که ازآن بسادگی یادکردید و گذشتید نه یک ویا چند اشتباه تاکتیکی بلکه یک اشتباه استراتژیکی بزرگ بوده است که از آن بهمین سادگی نمی توان گذشت یا برروی آن سرپوش گذاشت. برای من جای تعجب است که فردی با سابقه شما از این اشتباهات بزرگ و کارنامه سیاه رهبری تنها با عنوان یک سری اشتباهات ساده و یک نکته سیاه یاد کرده وبسادگی عبورمی کند.

مسلما شرم یکی از بالاترین صفات انسانیست وهمه از این نعمت برخوردارنیستند و درپایان خوشحال می شوم بدانم که منظور شما از هواداری و طرفداری از سازمان چیست؟ و آیا عملکرد رهبری این سازمان را نیزدر این سالها شامل می شود؟ که اگرچنین است چرا بعضا آنهارا نقد می کنید؟ بهرحال هرسازمانی ممکن است اشتباهاتی داشته باشد و چرا جای شما در میان انان خالیست؟ بخصوص در این وانفسا که احساس مردم از این سازمان و عملکرد رهبریش تا حد تنفراوج گرفته  چگونه شما چشم برروی همه خیانت ها و اشتباهات استراتژیکی که مرگ انسانهای بیگناه بیشماری را از هموطنان ما بدنبال داشت، می بندید و در مقابل مردم کشورخودتان که داعیه دفاع از حقوق آنان را دارید بخاطر آن گذشته احساس شرم نمی کنید و بنوعی گویا از این مردم طلبکارنیز هستید.

اگر ریختن خون بی گناهان خیانت به مردم، خیانت به خانواده، خیانت به اعتماد افراد و اعضا تا جاییکه رهبری طمع به ناموس اعضای خود می بندد، شکنجه و هزارننگ دیگر باعث شرم نمی شود چه چیزی شمارا شرمسار می کند؟