د10152018

Last updateد, 15 اکتبر 2018 11am

Back شما اینجا هستید: Home تروریسم وفرقه گرایی اخبارتروریسم وفرقه گرایی انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین- قسمت اول - مقدمه

انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین- قسمت اول - مقدمه

شاید کم و بیش در مورد انقلاب ایدوئولوژیک درونی مجاهدین شنیده باشید، موضوعی بود که از اوایل سال 1364 در سازمان مجاهدین برجسته شد و با طلاق مریم عضدانلو از همسرش مهدی ابریشمچی و ازدواج او با مسعود رجوی در درون سازمان مجاهدین همه گیر شد و تمامی اعضای مجاهدین لاجرم می بایستی از این بحث عبور می کردند. اما راستی انقلاب ایدئولوژیکی مجاهدین چه بود؟.
 

از حامد صرفپور

 

10. August 2010 um 06:42

 

مجاهدین (خوب یا بد) بخشی از تاریخ ایران هستند و این واقعیت را نمی توان انکار نمود. هزاران مجاهد خلق از زمان تأسیس سازمان تا به الان به اشکال مختلف جان باخته و دهها هزار بیشتر و یا کمتر زندانی داده اند و هزاران نفر نیز به این نام از سرزمین ایران به غربت رفته و آواره شده اند. تجارب مسیر طی شده توسط این سازمان برای آیندگان ضروری است بویژه که مشی همیشگی آنان مسلحانه بوده و فراز و نشیبهای زیادی را طی کرده است. اما قبل از هرچیز باید بدانیم که طی ربع قرن گذشته در این سازمان چه گذشته است. برای این، باید به مهمترین رخداد درونی آنها اشراف داشته باشیم. رخدادی که «انقلاب ایدئولوژیکی» نامیده شد و ابزار قدرتمندی بود در دست مسعود رجوی برای تک پایه کردن قدرت خود و حفظ نیروها و کنترل آنها و سرکوب اعتراضات داخلی و از بین بردن تمامی عواطف و احساسات عاشقانه افراد برای سمت و سو دادن آن به سوی خودش.

مطالب زیر که طی چند قسمت خواهم نوشت، گذری است اجمالی بر بحث انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و فراز و نشیبهایی که طی بیست و پنج سال طی نموده است. بعد از خواندن این سلسله مقاله ها که بی تردید شما را به دنیای دیگری از سرزمین عجایب خواهد برد، دیدگاه دیگری نسبت به رجوی که رهبری فرقه را بر عهده دارد پیدا خواهید نمود. تمامی این مقاله بر اساس دیده های عینی و مراحلی است که خودم به عنوان یک مجاهد از آن عبور نموده ام. شاید کسانی از دوستان بخشهایی را به گونه دیگر برداشت کرده و یا نکاتی تکمیلتر متناسب با مراحلی که خود طی کرده اند داشته باشند. با اینحال تلاش می کنم به صورت عام تمام مراحل را در معرض دید بگذارم.

مقدمه:

رهبری عقیدتی و ازدواج و طلاق مسعود و مریم رجوی

شاید کم و بیش در مورد انقلاب ایدوئولوژیک درونی مجاهدین شنیده باشید، موضوعی بود که از اوایل سال 1364 در سازمان مجاهدین برجسته شد و با طلاق مریم عضدانلو از همسرش مهدی ابریشمچی و ازدواج او با مسعود رجوی در درون سازمان مجاهدین همه گیر شد و تمامی اعضای مجاهدین لاجرم می بایستی از این بحث عبور می کردند. اما راستی انقلاب ایدئولوژیکی مجاهدین چه بود؟

انقلاب ایدئولوژیکی مجاهدین، در یک کلام چیزی نبود جز رسیدن مسعود رجوی از موضع مسئول اولی مجاهدین به مقام رهبری عقیدتی (در زبان عامیانه همان ولایت مطلقه فقیه) و این آغازی بود بر یک مسیر طولانی و بی پایان تا هرکجا که مسعود رجوی خود بر آن پایانی بگذارد. تا پیش از آن، مسعود رجوی مثل تمامی رهبران سازمانها و احزاب سیاسی، مسئولیت سازمان مجاهدین را برعهده داشت. پس از این انقلاب درونی (که بعد خواهم گفت قرار بود همگانی شود)، سازمان مجاهدین خلق دفتر سیاسی خود را منحل نمود و اعضای دفتر سیاسی (که در واقع شورای رهبری کنندۀ هر حزب و سازمانی می باشد) را به عنوان افراد مجری دستورات رهبری به عنوان هیئت اجرایی نام نهادند. اعضای هیئت اجرائی سازمان مجاهدین، از آن پس در جهت پیشبرد اهداف رجوی در بخشهای مختلف سیاسی و نظامی و اداری مشغول به کار شدند.

مسعود رجوی در مراسم ازدواج خود در این رابطه اعلام کرد: «هرچقدر چاه باطل خمینی عمیق تر باشد، ستیغ قله های حق نیز باید هرچه بالابلندتر و سر به فلک کشیده تر باشد». به زبان دیگر، او که می دانست خمینی بعد از مقام ولایت فقیه، به موضع بالاتری به نام ولایت مطلقۀ فقیه ارتقاء یافته است، لاجرم برای عقب نیفتادن از مقام مذهبی خمینی، می بایستی گامی فراتر می نهاد و تمامی شرکای سازمانی خویش را از میدان بدر می کرد و تنها مقام تصمیم گیرنده در سازمان مجاهدین می شد.

لازم است بدانیم که محمد حنیف نژاد بنیانگزار سازمان مجاهدین خلق ایران، هرگز رهبری فردی را به رسمیت نمی شناخت و همانگونه که می توان در متون مختلف سازمان مشاهده کرد، هرگز خود را رهبر یا مسئول مجاهدین نخواند بلکه همیشه به عنوان بنیانگزار مجاهدین شناخته می شد که در این عنوان نیز همیشه نام سه نفر به چشم می خورد که علاوه بر محمد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان هم در همین جایگاه قرار داشتند. در واقع رهبری مجاهدین به صورت شورایی مرکب از سه نفری بود که سازمان را تأسیس نموده بودند. اما با ورود رجوی به عرصۀ رهبری مجاهدین، این اصل پایه ای که نشان از مترقی بودن رهبری پیشین سازمان بر اساس دوران و شرایط جدید جوامع بشری داشت، بکلی از بین رفت و رجوی به عنوان مسئول اول مجاهدین شناخته شد. اما در عین حال همچنان سازمان مجاهدین دارای یک دفتر سیاسی بود که در تصمیم گیریها شرکت داشتند و با هم کار را پیش می بردند هرچند که خود رجوی تصمیم نهایی را می گرفت.

ولی در مقطع سال 1364، همانگونه که شرح دادم (و خود رجوی هم بعدها در نشستهای عمومی برای ما بیشتر باز نمود) پس از رسیدن خمینی به مقام ولایت مطلقۀ فقیه، رجوی نیاز داشت که برای کنار زدن تمام رقبای احتمالی و برقراری نوعی استبداد و خودرأیی، در مقامی قرار گیرد که کسی یارای نزیک شدن به آن و شریک شدن در تصمیم گیریهایش را نداشته باشد. اینگونه بود که با کمک مریم قجرعضدانلو (همسر مهدی ابریشمچی) که به گفتۀ مسعود رجوی اولین فرد پیشنهاد دهنده برای قرار گرفتن او در این موضع بود، توانست مقام جدید خود که رهبری عقیدتی «یا همان ولایت مطلقۀ فقیه» مجاهدین بود را تثبیت نماید و از آن پس می توانست هر فرمانی را به عنوان دستوری از سوی خدا به مجاهدین ابلاغ کند، کما اینکه بعدها خانم مریم عضدانلو در نشستهای عمومی اعلام کرد که مسعود فقط پاسخگوی خدا است. به عبارت دیگر، تنها شخصی در جهان است که گفته هایش بدون اشتباه و الهام شده از سوی خداست و به همین علت کسی نمی تواند و نباید فرامین او را مورد نقد و اعتراض قرار دهد چرا که مسعود فقط به خدای خودش پاسخگو است.

البته ناگفته نماند که در مباحث انقلاب ایدئولوژیکی که سالها به صورت مقطعی جریان داشت، خود مسعود رجوی بارها گوشزد نمود که رهبر عقیدتی کسی است که تمام گناهان نفرات پیرو خود را بر دوش می کشد و در روز معاد نیز، خداوند هرگز از افراد نمی پرسد که تو کیستی؟ بلکه از انسانها سوال می کند که رهبر شما کیست و از چه کسی پیروی می کنید؟ و بر اساس آن بهشت و جهنم تعیین میشود. در واقع وی به صورت کاملاً صریح می گفت همۀ کسانی که پشت سر خودش قرار داشته باشند در یک طیف قرار دارند و خداوند به گناهان فردی و شخصی آنها کاری ندارد و بر اساس اینکه در پشت سر وی قرار گرفته اند بخشوده خواهند شد. این جملات البته در بحثهای مفصل و مبسوطی شرح داده می شد و به این سادگی که توضیح دادم نبود. یعنی در میان انبوهی مقدمه و شرح از قرآن و تاریخ اسلام و بحث انقلاب درونی و اهمیت کار مریم و غیره، طی هفته ها و ماهها نشست عنوان می شد به نحوی که برای من و دیگر مجاهدین هیچ شک و شبهه ای ایجاد نمی کرد و با قانع می شدیم که چنین چیزی هست.

بدین ترتیب، انقلاب ایدئولوژیک در واقع پذیرش مسعود رجوی به عنوان رهبر عقیدتی بلامنازع بود، کسی که تا آن زمان فقط به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین نامیده می شد. البته مریم عضدانلو، اساس بحث انقلاب را به عنوان شروعی برای رهایی زن مطرح نمود. وی معتقد بود که انقلاب ایدئولوژیک سرآغاز رهایی زن (پیش شرط رهایی مرد) می باشد چرا که با اینکار برای اولین بار تابوی ازدواج و طلاق که همیشه در حیطۀ مردان بود شکسته شده و یک زن به خود این اجازه را داده که با خواست خود از همسرش طلاق بگیرد و با خواست خود به ازدواج مرد دیگری در بیاید که او را رهبر عقیدتی خود می داند. یعنی زنی با وجود داشتن همسر و فرزند، و بدون داشتن کمترین مشکل و اختلافی با همسرش این عمل را انجام داده است. در نتیجه، راه برای برون رفت زنان از زیر سلطۀ مرد باز شده و از آن پس هر زنی در سازمان مجاهدین می تواند با الهام از حرکت انقلابی او، خود را از هر قید و بندی رها سازد و به خود ارزش انسانی بدهد. این کار از نظر مریم عضدانلو سرآغاز شکوفایی انرژیهای انسانی درون زن (و بدنبال آن مرد) بود.

مسعود رجوی نیز با برجسته کردن نام مریم، عمل او را یک حرکت انقلابی در جهت آزادی زنان و مردان ایرانی دانست و در همان جلسه از مهدی ابریشمچی به عنوان یک پهلوان نام برد. البته چهار سال بعد، از این حرف خود پشیمان و با ابراز این موضوع که مهدی ابریشمچی هنری نکرده بود چرا که بلافاصله با دختر دیگری ازدواج کرد، تمامی افتخارات را نثار مریم نمود که پس از جدایی از همسر سابقش، به وی به عنوان رهبر عقیدتی وصل شده و جسم و جان خود را در اختیار او نهاده است. در واقع مهدی ابریشمچی چنین عملی (مشابه مریم) را انجام نداده بود، وی بلافاصله پس از جدایی، بجای ازدواج و پیوند خوردن با رهبر عقیدتی اش و بجای اینکه تمام عیار جسم و جان خود را در اختیار رهبر عقیدتی قرار دهد، با دختر دیگری ازدواج نموده است که همین شاخص عدم پرداخت بهای کافی از جانب او بوده است....

به هرحال، بحث انقلاب ایدئولوژیک، در ابتدا (یعنی در سال 1364) فقط در این حد بین اعضای سازمان برده شد که هرکس دیدگاه خود را نسبت به عنصر زن در قبل و بعد از انقلاب مریم بخواند و تغییر ایدئولوژی خود را با آن محک بزند. از آن پس مریم نیز به عنوان همردیف ایدئولوژیکی مسعود رجوی و به عنوان رهبری مجاهدین شناخته می شد که هر مجاهد خلق می بایستی به او نیز اقتدا کند. در ضمن این رخداد گامی در جهت ورود و حضور زنان در ارتش آزادیبخش رجوی برشمرده شد. گامی که بدون آن حضور زنان در یک ارتش عملی نمی شد.

پیش از ورود به مبحث اصلی، اشاره ای می کنم به جمعبندیهای محمد حنیف نژاد پس از تشکیل هستۀ اولیۀ سازمان مجاهدین خلق ایران، تا در ادامه بتوانم مسیر یک دگردیسی ریاکارانه که از سوی رجوی به سازمان مجاهدین تحمیل شد را نشان دهم:

محمد حنیف و یارانش با مطالعۀ دقیق انقلابات مختلفی که در جهان رخ داده بود و نیز جمعبندی دلایل شکست انقلاب مشروطه و برپا شدن دوبارۀ استبداد مطلقۀ سلطنتی و نیز دلایل شکست دکتر مصدق و به نتیجه نرسیدن مبارزات گروههای سیاسی بخصوص نهضت ملی، جمعبندی کاملی ارائه دادند که یکی از محورهای آن در ارتباط با شرایط جدید جهانی و نقش امپریالیسم در سرکوب قیامها و انقلابها و استعمار ملتها بویژه پس از شکست در ویتنام بود. در این جمعبندی، سازمان به این نتیجه رسیده بود که دشمن اصلی مردم جهان امپریالیزم است که خوی جهانخواری داشته و هیچ محدودیتی برای خود قائل نیست، اما در عین حال علارغم هیبت بزرگ و قدرت ظاهری که دارد، بدلیل داشتن ضعفهای محتوایی، چیزی جز یک ببر کاغذی نیست و شکست در ویتنام دلیلی بر این ادعاست. و اما در ایران آنچه سد راه پیشرفت و آزادی و استقلال میهن است، کسی نیست جز شاه ایران که به دلیل وابستگی اش به آمریکا، سد اصلی رسیدن مردم به آزادی و استقلال و عدالت است. در نتیجه برای رسیدن به آزادی و استقلال می بایستی نظام شاه سرنگون شود.

این نکته را به این دلیل در مقدمه عنوان کردم که لازم بود در مباحث بعدی شیوه های دگردیسی و تغییر رنگ و اقدامات شیادانۀ رجوی برای بقای خود به هرقیمت را در معرض دید قرار دهم.

لینک به قسمت اول:

http://www.facebook.com/note.php?note_id=462153800294

لینک به قسمت دوم:

http://www.facebook.com/note.php?note_id=463910845294

مریم و مسعود هنگام برگزاری یکی از نشستهای انقلاب ایدئولوژیک

مریم و مسعود هنگام برگزاری یکی از نشستهای انقلاب ایدئولوژیک

 

 

   گزارش RAND

Rand 153 145
گزارش انستیتوی تحقیقات دفاعی آمریکا درمورد سازمان مجاهدین

   بتول سلطانی

Soltani 153x145
مجموعه مصاحبه ها

ابراهیم خدابنده

Ebrahim Khodabandeh 2015
مروری مختصر برفرقه های مخرب کنترل ذهن 

خروج ممنوع

HRW logo1 153 145
گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد نقض حقوق انسانی در مجاهدین

مریم ستجابی

Sajabi Maryam 153x145
مجموعه مقالات 

ایرج مصداقی

mesdaghi goz93
271 سئوال مردم ازسازمان مجاهدین 

pericolum in mora

pericolum 153x145
خودکشی وخودسوزی درسازمان مجاهدین

Anne Singleton

annesingleton 153x145
مجموعه مقالات 

علی جهانی

Jahani Ali 400x
یادواره ها

کمپین خانواده

Campian Familie153x145
کمپین خانواده های اسرای سازمان مجاهدین

مهندس علی اکبرراستگو

Rastgou Ali 2
مجموعه مقالات

کریم غلامی

Karim Gholami 153x145
یادواره ها

تاسیس 100 اشرف!!؟ در آلمان

Hoshdar

هشدار کانون آوا به هموطنان ایرانی در خارج از کشور

محمدکرمی

mohammadkarami 153 145

وضعیت حقوق بشردر سازمان مجاهدین

کردکشی مجاهدین درعراق

Kurden Morvarid 153x145

مجموعه مقالات و اسناد

نقشه سایت کانون آوا

انتشارات

سازمان مجاهدین

  • تاریخچه سازمان مجاهدین
  • شورای ملی مقاومت
  • ارتش آزادیبخش
  • نقش زنان در تشکیلات
  • نظرات مجاهدین درمورد دیگرگروه ها

تروریسم وفرقه گرایی

  • انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین
  • آیا مجاهدین یک فرقه هستند؟
  • مبارزه مسلحانه یا ترورکور؟
  • خشونت علیه جداشدگان و منتقدین
  • نقض حقوق بشر در تشکیلات
  • زندان وشکنجه درتشکیلات

لابیگری و خلافکاریهای مالی

  • لابی گری مجاهدین درغرب
  • انجمنهای پوششی مجاهدین 
  • سوء استقاده های مالی