ج11242017

Last updateپ, 23 نوامبر 2017 10am

Back شما اینجا هستید: Home سازمان مجاهدین اخبارسازمان مجاهدین بیوگرافی اعضای سازمان مجاهدین محسن سیاهکلاه

محسن سیاهکلاه

 

 از سرکردگان قدیمی سازمان مجاهدین و  هم دوره رجوی خائن که سابقه  زندانی سیاسی زمان  شاه را  نیز یدک می کشد. همسرش شیوا صادق هم از سران رده بالای تشکیلات است


محسن ( صمد) سیاهکلاه  با نام جعلی حسین گلچیان و تحت تعقیب قضایی عراق   

از سرکردگان قدیمی سازمان مجاهدین و  هم دوره رجوی خائن که سابقه  زندانی سیاسی زمان  شاه را  نیز یدک می کشد. همسرش شیوا صادق هم از سران رده بالای تشکیلات است.

خودش و برادرش  حسین سیاهکلاه  درعملیات های منجر به ترور برخی سران آمریکایی  در زمان شاه شرکت داشته اند که بعدها سازمان مجاهدین برای  نزدیکی به  نیروهای آمریکایی در عراق  منکر همه آن عملیات ها شد.

وی تحصیلکرده رشته مهندسی شیمی  و  متخصص در زمینه متفجرات بوده است . به همین خاطر یکی از سرکرده های  تیم های خرابکاری و ساخت  بمب انفجاری  در سال 1360 و ظاهرا یکی از طراحان پشت صحنه   ساخت بمب  برای  انفجار حزب جمهوری در سال 1360 هم  بوده. او بعدها   به خارج کشور گریخت و در طی دو سه دهه در کمپ اشرف از سران اطلاعاتی و از محافظین اصلی و نامحسوس رجوی بود.  بشدت سابقه خود را مخفی  و همواره در کنار رجوی دیده شده .  او در طی  یک دهه یکی از محافظین  سری و طراحان  حفاظت رجوی بوده است که  همیشه در مقرهای مرکزی  و نزدیک به او دیده شده است.

از خیانت های دیگرش  مسئولیت بخش شنود  درزمان جنگ تحمیلی ست  :  شنود   يكي از منابع جاسوسي و كسب اطلاعات براي رژيم صدام حسين بود  آنها شبكه هاي بي سيمي و مخابراتي ايران را در جبهه هاي جنگ مانيتور و شنود مي كردند . اعضاي سازمان در اين بخش ، پيام هاي رمز فرماندهان ارتش و سپاه را به دليل آشنايي به زبان فارسي و فرهنگ ايراني ، با رمز گشايي كشف مي كردند . سپس مسئول ستاد اطلاعات پيام هاي كشف شده را به مهدي ابريشمچي و نهايتاً در اختيار ارتش صدام حسين قرار مي داد . در سال 1366 مسئوليت اين بخش با محسن سياه كلاه از اعضاي مركزيت سازمان بود

مسعود جاباني عضو سابق فرقه  ، درباره نوع روابط سازمان و عراق چنين مي نويسد :

كشور عراق ، زمين و تداركات و تجهيزات نظامي و لجستيكي و هزينه ارتش آزاديبخش مجاهدين را تأمين مي كرد و در مقابل مجاهدين اطلاعات جبهه ها و تحركات نظامي ايران و شنود بي سيم ارتش ايران را به دولت عراق مي داد ..... اين عراق بود كه كاملاً سازمان را در خدمت خود گرفته بود . "

.. استخبارات عراق (سازمان اطلاعات نظامي) از طريق مهدي ابريشمچي ، پرسش هاي اطلاعاتي مورد نياز ارتش عراق را در مورد شناسايي محل پل ها ، تأسيسات آب و برق ، كارخانه ها و مراكز اقتصادي و نظامي ايران را به مسعود رجوي مي داد و سپس او نيازهاي اطلاعاتي استخبارات عراق را به ستاد اطلاعات سازمان ارجاع مي داد...

 

محسن سیاه کلاه (فرزانه منش) وی - و پس از او برادرش حسین (1) - از اعضای علنی سازمان در طول سالهای 53- 50 بودند. محسن در تشکیلات، گو اینکه با خلیل دزفولی و مرتضی کاشانی«همکلاس» بود ولی رده بالاتری داشت و تحت مسئولیت افرادی چون محسن فاضل، محمد یزدانیان، محمد طاهر رحیمی، ناصر جوهری، مجید شریف واقفی و وحید افراخته قرار داشت؛ و در مقطع - یکی در سال 51 و دیگری در خانه گردی های سال 53 - مستقیما زیر نظر بهرام آرام کار می کرد و به تعبیری، از کادرهای بعد از مرکزیت به شمار می رفت. بچه هایی مثل حسین (برادرش) و محسن خاموشی و برادران خدایی صفت و آخوندی و ... توسط محسن به سازمان وصل شدند. در جریان تغییر ایدئولوژی، جزء نخستین افرادی بود که مارکسیست شد و در پروسه آموزش مارکسیسم به اعضای تحت مسئولیت اش، کارنامه موفقی از خود به جا گذاشت. محسن در اواخر بهمن ماه سال 53 بطور اتفاقی دستگیر شد و به رغم اعترافات سبکی که درباره خودش کرد، در دادگاه به حبس ابد محکوم شد؛ ولی عمده اطلاعات خود را به ساواک نداد و مسائل وی - بتدریج - پس از دستگیری های سال 54 رو می شد. کارنامه فعالیتش، بعنوان عضو فعال یک سازمان چریکی شهری، قابل توجه بود: شرکت در پخش همه اعلامیه های سازمان تا زمان دستگیری، شرکت در بمب گذاری های فروشگاه فردوسی و سینما پولیدور، شرکت در شناسایی شعبان بی مخ (مربوط به ترور ناموفق وی در پاییز 51 و سپهبد صدری و امام جمعه تهران و عبدالعظیم ولیان (اولین وزیر اصلاحات ارضی و سپس وزیر تعاون و امور روستاها) و سرگرد زمانی (رئیس و جلاد زندان سیاسی قصر)، و شناسایی وزارت تعاون و امور روستاها و انجمن محلی باغ صبا و هتل سینا (برای آدم ربایی و بمب گذاری)، شرکت در ربودن چهار دستگاه ماشین تایپ و پلی کپی، شرکت در تهیه قرصهای سیانور سامان، شرکت در ساخت دو انبارک اسلحه و مهمات و مدارک در کوه و ساخت یک کارخانه مخفی درون خانه ای دیگر ( به اتفاق برادرش) و... چنین فردی، با چنین پرونده عملیاتی و سوابق سازمانی، که در مارکسیست شدن اش ذره ای تردید وجود نداشت، در طول زندان، از مؤثرترین عوامل نفوذی رجوی بود؛ و هرکس مورد سوء ظن یا شکاکیت او قرار می گرفت (به هر دلیلی که یکی از آنها «زیر بار رجوی نرفتن» بود) بلافاصله محسن سیاه کلاه را به سراغش می فرستاد و او نیز اطلاعات لازم را منتقل می کرد. رجوی هندوانه بزرگی زیر بغل محسن گذاشت؛ بر مارکسیست شدن اش سرپوش نهاد و چند مورد ضعف در بازجویی را برایش توجیه کرد؛ و در عوض او را به طور کامل و در بست در اختیار گرفت. بد نیست بدانید که یک شخصیت افسانه ای هم برایش آفرید و او را از یاران مخفی شریف واقفی قلمداد کرد. همین محسن مارکسیست شده هفت خط، که مسلمانی دو آتشه می نمود (2) ، پس از پیروزی انقلاب بهمن 57 بعنوان رابط تام الاختیار مجاهدین و خط سه (پیکار، نبرد، آرمان، سهند و ...) مشغول به فعالیت شد و نماینده ویژه شخص رجوی در این ارتباط بود. علی خدایی صفت علی و برادرش مهدی - هر دو - توسط محسن سیاه کلاه به سازمان وصل شده بودند و عناصر علنی بودند. علی در جریان تغییر ایدئولوژی، دوگانه برخورد کرده و به نوعی جاسوس مرکزیت در مذهبی ها و جاسوس مذهبی ها در میان مارکسیست ها بود. وی پس از این که دستگیر شد، به سرعت توسط رجوی و محسن سیاه کلاه تخلیه شد. رجوی ضعفهای او را گرفت و در نتیجه توانست عامل نفوذی فوق العاده ای خلق کند. علی خدایی صفت به گروه میثمی رخنه کرد و خود را «مسئله دار» نشان داد، مدتی هم به جمع مذهبی های مخالف مجاهدین پیوست. بعدها در مانور فروپاشی گروه میثمی و آبروریزی علیه مذهبیها، نقش مهمی بازی کرد. او از کسانی بود که ظاهرا با ارشاد محمدرضا سعادتی ( نماینده رسمی سازمان) میثمی را رها کرد و عده ای را هم با خودش بیرون آورد. از جمله جوایزی که رجوی به وی داد، افسانه ای بود که برای او ساختند؛ که گویا بهرام آرام، از طریق وحید افراخته با جاسوسی محسن خاموشی، علی را دستگیر کرده می ترسانند و شکنجه می دهند تا ارتباطش را با شریف واقفی کشف کنند و دو قبضه سلاح امانتی را از وی باز پس گیرند! این جریان را رجوی در کتاب «تحلیل آموزشی بیانیه اپورتونیستهای چپ نما» نیز با آب و تاب ده بیست صفحه ای آورده است. حسین ابریشمچی وی برادر کوچک تر مهدی ابریشمچی و از اعضای ساده سازمان بود که در پی ضربه شهریور 50 دستگیر شد. یک حادثه - ظاهرا"- کوچک اخلاقی، که در بهار سال 51 در قزل قلعه روی داد و در سطح مرکزیت زندان و اعضای بالای سازمان مطرح شد(3) ، موجودی منفعل و پاسیو از وی ساخت که مثل یک زایده در تشکیلات زندان، روی دست سازمان مانده بود. در بحبوحه جدال میثمی با رجوی و در اوج اختلافات ایدئولوژیک درون زندان، رجوی فرصت را غنیمت شمرده حسین را به مأموریتی حیاتی فرستاد. حسین ابریشمچی ناگهان وانمود کرد که نسبت به سازمان مشکل پیدا کرده و مدتی هم به جمع میثمی ملحق شد؛ و در یک فرصت ناگهانی دیگر، به سرعت(!) ارشاد گردید؛ از میثمی جدا شد و در یک «تولد دو سه باره» به جمع رجوی پیوست! محمدرضا سعادتی سعادتی، همسرش ناهید جلال زاده و برادر زنش حمید جلال زاده، هر سه از سمپاتهای علنی مهدی رضایی بودند. ناهید با خواهر مهدی در «مدرسه عالی دختران» (فرح پهلوی و محبوبه متحدین بعدتر و الزهرای فعلی) همکلاس و دوست بود؛ و از آن طریق با مهدی ارتباط پیدا کرد. شوهر و برادرش نیز در این حلقه ارتباطی قرار گرفتند. سعادتی مدتی در ذوب آهن اصفهان کار می کرد؛ بعدها در انجمن ایران و شوروی به آموختن زبان روسی مشغول شد و با و جود انتقالش از ذوب آهن و فعالیتش در یک شرکت خصوصی، ارتباط خود را با روسها حفظ کرد. رجوی این نکته را گرفت؛ به استعداد پنهانکاری، توداری و نبوغ جاسوسانه وی پی برد و او را در شرایطی حساس ( در دوره ای که میثمی بیشترین طرفدار را در میان مجاهدین خلق در زندان قصر داشت) به قلب دشمن (!) فرستاد؛ تا ضعفهای اطلاعاتی _ امنیتی _ تشکیلاتی طرف را دربیاورد و رخنه های نفوذ را شناسایی کند و در واقع، نفوذ دادن و از هم پاشیدن گروه میثمی را فرماندهی کند. آری؛ سعادتی رفت و موفق شد و توانست در تحکیم سلطه بلامنازع رجوی بر بقایای سازمان، بزرگ ترین موفقیت تشکیلاتی را بدست آورد. ادامه دارد ________________________________________

1- حسین سیاه کلاه با نام مستعار کاظم، همان فردی است که در دامگاه شهید مجید شریف واقفی مستقر بود و با شلیک گلوله ای به سر او، وی را به قتل رساند. حسین بعد از کشته شدن بهرام آرام، تا بالاترین رده های تشکیلاتی صعود کرد و عضو مرکزیت شد.

2- از ویژگی های تربیتی رجوی یکی هم این بود که آدمهای هرهری مذهب یا شکاک و یا از دین برگشته را وا می داشت که بیش از دیگران، خود را اهل عبادت و حتی تهجد و شب زنده داری نشان دهند.

3- مسئله از این قرار بود که بین حسین و یکی از زندانیان، که او نیز اکنون در عراق به سر می برد ولی فقط مأموریت دارد برای زنان کف بزند، ماجرایی عاطفی(!) رخ می دهد که قبل از رسوایی و علنی شدن مسئله، آن را درز می گیرند. 

   گزارش RAND

Rand 153 145
گزارش انستیتوی تحقیقات دفاعی آمریکا درمورد سازمان مجاهدین

   بتول سلطانی

Soltani 153x145
مجموعه مصاحبه ها

ابراهیم خدابنده

Ebrahim Khodabandeh 2015
مروری مختصر برفرقه های مخرب کنترل ذهن 

خروج ممنوع

HRW logo1 153 145
گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد نقض حقوق انسانی در مجاهدین

مریم ستجابی

Sajabi Maryam 153x145
مجموعه مقالات 

ایرج مصداقی

mesdaghi goz93
271 سئوال مردم ازسازمان مجاهدین 

pericolum in mora

pericolum 153x145
خودکشی وخودسوزی درسازمان مجاهدین

Anne Singleton

annesingleton 153x145
مجموعه مقالات 

علی جهانی

Jahani Ali 400x
یادواره ها

کمپین خانواده

Campian Familie153x145
کمپین خانواده های اسرای سازمان مجاهدین

مهندس علی اکبرراستگو

Rastgou Ali 2
مجموعه مقالات

کریم غلامی

Karim Gholami 153x145
یادواره ها

تاسیس 100 اشرف!!؟ در آلمان

Hoshdar

هشدار کانون آوا به هموطنان ایرانی در خارج از کشور

محمدکرمی

mohammadkarami 153 145

وضعیت حقوق بشردر سازمان مجاهدین

کردکشی مجاهدین درعراق

Kurden Morvarid 153x145

مجموعه مقالات و اسناد

نقشه سایت کانون آوا

انتشارات

سازمان مجاهدین

  • تاریخچه سازمان مجاهدین
  • شورای ملی مقاومت
  • ارتش آزادیبخش
  • نقش زنان در تشکیلات
  • نظرات مجاهدین درمورد دیگرگروه ها

تروریسم وفرقه گرایی

  • انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین
  • آیا مجاهدین یک فرقه هستند؟
  • مبارزه مسلحانه یا ترورکور؟
  • خشونت علیه جداشدگان و منتقدین
  • نقض حقوق بشر در تشکیلات
  • زندان وشکنجه درتشکیلات

لابیگری و خلافکاریهای مالی

  • لابی گری مجاهدین درغرب
  • انجمنهای پوششی مجاهدین 
  • سوء استقاده های مالی