چ06282017

Last updateچ, 28 جون 2017 8am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار اخبار خانواده ها

نامه خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی

ما خانواده ها مطمئن هستیم که فرزندانمان تحت القائات روانی و مغزشویی فرقه رجوی قرار گرفته اند و در حال حاضر فاقد اراده آزاد می باشند. آن ها جوانانی بودند که سالیان سال است در قطع رابطه کامل با دنیای آزاد به سر می برند و اکنون تمامی آرزوها و امیدهایشان برای زندگی را از دست رفته می بینند، و لذا نیازمند حمایت عاطفی و معنوی خانواده هایشان هستند.بر اساس اطلاعات بیشمار جداشدگان این فرقه، برای ما مسجل شده است که بیش از نود در صد اعضای فرقه رجوی مخالف و معترض هستند اما راهی به بیرون نمی یابند و فرقه برای ممانعت از جدائی آنان حق ارتباط با دنیای بیرون خصوصا خانواده هایشان را نمی دهد

ادامه مطلب...

پاسخ خانم لیلا قاسمی به مقاله مندرج در سایت های وابسته به فرقه ستیزه جوی رجوی

من نمی دانم سازمان مجاهدین چگونه ایدئولوژی دارد و چه  کسانی رهبری آن را برعهده دارند که جرات این را ندارند که به اعضایشان اجازه بدهند با خانواده هایشان حداقل تماس تلفنی داشته باشند که پدر و مادر پیرشان  تا وقتی زنده هستند صدایشان را بشنوند و از سلامتیشان با خبر شوند.و ما و بخصوص خود من لیلا قاسمی خواهر کوچکه ی حبیب با توجه به شناختی که از برادرم دارم در صورتی مقاله ی نوشته شده به اسم حبیب را قبول و باور می کنم که خودش با منزل(۰۰۹۸۰۲۴۳۳۵۵۱۳٫٫) تماس گرفته و بگوید که راهش را خودش و بدون اجبار انتخاب کرده و دنبالش و به دیدنش نرویم

ادامه مطلب...

برگ سبزی خدمت برادرعزیزم غلامعلی نریمی (کریم)

غلامعلی جان بخدا همه ما همواره به یاد بودیم،پدرومادرمان که لحظه ایی نبوده درفکرتو نباشند ودراین سالیان همیشه چشم انتظار نشستند تا یکباردیگر تورا ببینند مادرکه از بس گریه کرده چشمانش ضعیف شده پدر نیز چندین بارعمل جراحی کمروقلب کرده خلاصه هردو آنها چندین باربخاطر بیماریهای مختلف عمل جراحی کردند باورکن آنقدرکه ازدوری وبی خبری ازتو اذیت شدند ازبیماری جسمی اذیت نشدند.غلامعلی جان امیدوار شنیدن خبرخوب وخوشی ازطرف تو بتواند مرهمی باشد برچشمان مادروآبی باشد برآتش دل شکسته وسوخته پدر


ادامه مطلب...

چهارمین نامه آقای جعفر کیهان ساکن ارومیه به برادرش (صادق کیهان تحت اسارت فرقه ستیزه جوی رجوی در آلبانی)

این چندمین نامه است خدمت آن برادر گرامی می نویسم ولی متاسفانه تا به امروز جوابی دریافت نکرده ام خواهرانت با بی صبری منتظر تلفن شما می باشند. در دنیایی که امکانات مخابراتی از هر نوع فراهم است که تو می توانی در هر لحظه و در هرجا با عزیزانت صحبت و آرامش پیدا کنی جای بسی تاسف است که ما نمی توانیم حداقل سالی یکبار با برادر خود صحبت بکنیم

ادامه مطلب...

برای پدرم نورمراد کله جویی که 36 بهار است هجرت کرده

بعد از تو شهر بزرگ شد خیابانها  وسیع شد بعد ازتو هزاران هزار نفر برجمعیت شهر افزوده شد اما برای ما فرزندانت جای خالی تو باهیچ خانه ای وخیابانی وشهری پُر نشد،،،، پدرم سی وششمين بهار هم بی تو رسید ولی تو بی وفا یادی از ما فرزندانت نکردی،،،،،،،،، پدرم رهاکن مسعود ومریم پلید وشیطان را برگرد ویکبار دیگر بر سفره هفت سین فرزندانت بنشین ولبخند را بر لبان غمگین ما بنشان،،،،،دخترت شهلا


ادامه مطلب...

دلنوشته ای از خانم اکرم اولادی به خواهرش معصومه اولادی اسیر فرقه رجوی در آلبانی

معصومه عزیز حالا با گذشت ۱۳ سال از رفتنت و ملحق شدن به ارتش کذاب و دروغین مسعود و مریم آیا فکر نمی کنی که موقع برگشتن است. درست است نوشته هایی که برای ما گذاشته بودی گفته بودی…. که برایتان نامه می نویسم زنگ می زنم ولی ما همچنان منتظر حتی یک تماس و یک دیدار با توهستیم ما به عقاید و انتخاب تو احترام گذاشتیم ولی دیگر نمی توانیم دوری دیدار تو را تحمل کنیم دیگر طاقتمان طاق شده همچنان منتظر و چشم به راهت هستیم فکر می کنم حالا هم خودت می دانی دوری چقد سخت و دشوار است تمام هم وغم ما در زندگی دیدار مجدد با تو می باشد و این برای ما یک آرزو شده تو میتوانی با یک تصمیم قاطع و محکم ما را به این آرزو برسانی. دوست دارم در آینده نزدیک این حرف ها را با خودت درمیان بگذارم نه روی کاغذ بنویسم

ادامه مطلب...

نامه خواهران ایران پور به برادران تحت اسارتشان در اسارتگاه فرقه ستیزه جوی رجوی در آلبانی

برادران عزیز دور از دست، برادران سفر کرده و غریب برادران زیبا و رعنا و هنرمند،باز هم برگی از دفتر روزگار ورق خورد باز هم زمین نفس کشید و شکوفه های سیب و گیلاس بر شاخسارها خنده زدند،باز هم درختان از خواب بر‌خاستند و نو قبای سبز بر تن کردند، باز هم هفت سین را، سین به سین چیدیم و  آخرین تصویر شما عزیزان غایب از نظر و حاضر در دل و جان را مهمان سفره کردیم و باز هم نهال امید را در دل و گل عشق را در باورمان کاشتیم، امید به بازگشتتان به آغوش ما و عشق


ادامه مطلب...

نامه ای از خانواده سرخوش ساعدی

برادر روزگاری بدی را می گذرانیم روزهای تیره و تاریکی را سپری می کنیم لااقل تو خبری از خودت برایمان برسان تا این تاریکی وسیاهی به روشنایی و سفیدی تبدیل شود.با هر تماس تلفن از جای می پریم به امید شنیدن صدایت اما امیدمان به ناامیدی تبدیل شده است من خواهر کوچکترت زیبا هستم همانی که روی پاهایت می ایستادم وبه چهره ی خندانت لبخند می زدم الان بزرگ شدم ولی دلم می خواهد همان چهره را فقط یک بار دیگر ببینم

ادامه مطلب...

مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر - قسمت دوم

من به عنوان یک مادر در سال 1388 تنها برای دیدن پسرم به عراق رفتم و تنها خواسته من فقط دیدار با پسرم بود، به هر صورت این حق طبیعی و قانونی من بود که با پسرم ملاقات کنم چرا که فرزندم را سران فرقه ربوده و در زندان اشرف مخفی کرده بودند تا سپر جانی مریم و مسعود ملعون باشد.اولین روزهای تحصن به فرماندهان و سرکردگان فرقه در اشرف اعلام کردم من با سیاست کثیف شما کاری ندارم فقط پسرم را می خواهم


ادامه مطلب...

پسرم بر می گردد

ایشان طوری با اطمینان می گفت عباس بر می گردد که گفتم حتما بر می گردد و خنده بر لبان شما خواهد نشست .برادر ایشان هم می گفت برای جدائی او از این فرقه منحوس هر کاری از دستمان بر آید انجام خواهیم داد این را رجوی باید بداند که جائی در ایران ندارد و نخواهد داشت .ما هم به نوبه خودمان برای نجات تمامی دوستانمان از این اسارت آرزوی موفقیت کردیم و گفتیم به امید روزی که عباس هم به آغوش گرم خانواده بر گردد

ادامه مطلب...

نامه آقای حجت طاهرخانی به برادرش(عیسی طاهرخانی اسیرفرقه ستیزه جوی رجوی درآلبانی)

برادر جان این همه سال از ما دور بوده ای و در جمع آن فرقه دروغ پرداز و خیانت پیشه (فرقه رجوی) اسیر بودی دیگر کافیه! کی میخواهی به خودت بیایی؟ در این سالهای طولانی حتی یک نامه و یا یک تماس با خانواده ات نداشتی این گروه چه به سرت آورده که این قدر سنگدل شده ای؟!من شخصا ً تو را خوب می شناختم. تو بسیارمهربان و دلسوز بودی. آیا دلت برای همسر و بچه هایت نمی سوزد؟


ادامه مطلب...

نامه مسعود حبیب پور،ساکن ارومیه به خواهرش(فریبا حبیب پورتحت اسارت فرقه ستیزه جوی رجوی درآلبانی)

نمی دونم شاید نامه رو خوندی ولی جواب ندادی یا نخواستی که جوابمون رو بدی. الان حدود ۲۵ الی ۳۰ ساله که رفتی خیلیا از گروه جداشدن خودت بهتر از من می دونی یک عده رفتن اروپا، عده دیگه رفتن ایران صاحب خونه و زندگی شدن صاحب زن،بچه،خانواده ـ ولی تو نه خبر دادی که میخوای بیای نه خبری دادی که میخوای چه کار بکنی،بالاخره انسان برده هیچ کس نیست خدا انسان را آزاد آفریده که زندگی کنه نه بردگی


ادامه مطلب...

مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر– قسمت اول

نگهبانان از ما با سنگ و آهن و فحش پذیرایی می کردند و ما تنها به دنبال گم شده خودمان بودیم،با گریه،ضجه، آه،ناله و التماس که ما خانواده هستیم و می خواهیم عزیزانمان را ببینیم.ولی چه فایده، انگاری در گوش سنگ و آهن حرف می زدی. همه در واقع مسخ شده بودند.یعنی گروهی اصحاب کهف بودند که چهل سال به خواب رفته بودند. از عشق،عاطفه و التماس هیچ نمی دانستند.فقط نگاه می کردند و فیلم و عکس می گرفتند و فحش می دادند.بعضی از مادران از جمله خودم سنگ و آهن تقدیم مان می شد.واقعاً انگار به برق سه فاز وصل می شدیم، بر اثر سنگی که به دست و کمرم خورد تا چند روز تمام بدنم کلاً بی حس بود


ادامه مطلب...

نامه ای به برادرم جعفر مملوکی در آلبانی

نمی دانم اوضاع و احوالت در آلبانی چطور است اين همه سال ول کردی و رفتی! حقش نبود تماسی با ما بگيری تا از احوالت با خبر شويم! ما در عصر ارتباطات هستيم دور افتاده ترين نقطه جهان از ارتباطات بهره مند است شما در کجای نقطه جهان زندگی می کنيد نمی توانيد تماس با ما برقرار کنيد چرا تصميم عاقلانه ای برای خودت نمی گيری و در دنيای آزاد زندگی کنی! باور کن خانواده نگران شما هستند و خيلی دلمان می خواهد هر چه زودتر شما را ببينيم! اين همه سال به چه دليل خودت را عقب انداختی زندگی خودت را برای هيچ و پوچ تباه کردی آيا به نتيجه ای هم رسيدی يا فقط خودت را داغون کردی برای کسانی عمرت را تباه کردی که ذره ای برای شما ارزش قائل نيستند 


ادامه مطلب...

نامه خانم نرگس بهشتی به برادرش مصطفی بهشتی

داداش گلم،روزی که تو برگردی دنیای ما بهشت می شود. اینجا جای تو خیلی خالی است.برادر نازنینم،اگر بدانی در این سال ها،غم نبودنت چقدر ما را عذاب داد... برگرد و با آمدنت برای ما شادی بیاور.داداشم مصطفی جان،من تا آخرین نفس برای آزادی تو ایستادگی می کنم.قسم خورده ام که تو را از زندان رجوی رها می کنم... به امید آزادیت زنده هستم و زندگی می کنم.خواهر چشم انتظارت،نرگس


ادامه مطلب...

نامه به زهرا حسینی عضو اسیر فرقه بدنام رجوی

زهرا جان  مگه ما چقدر توی این دنیا زنده ایم که اینهمه از هم دور باشیم. چه فایده ای داره . زهرا جان تو نوه دار شدی اما خودت خبر نداری یعنی رجویهای وطن فروش این اجازه را به تو نمیدن که با تنها فرزندت تماس داشته باشی. فرزندت سعید دو تا پسر داره مثل یک دسته گل. یکی 9 سالشه و یکیش 5 ساله هست. چند سال قبل یا یک دختر آلمانی ازدواج کرده و خیلی دوست دارند تو را ببینند. زهرا جان ما دو تا خواهرها خیلی تلاش کردیم تو را ببینیم حتی تا مقابل درب اشرف هم اومدیم و هرچی صدات کردیم نتیجه ای ندیدیم. حتی 10 روز هم آنجا ماندیم و از خدا میخواهیم همانطور که حضرت یعقوب سی سال یوسف را ندیده بود و پس از آن دید. دوست داریم پدر و مادرت قبل از مرگ حتی شده یکبار هم تو رو ببینند

ادامه مطلب...

مخالفت مجاهدین با خانواده

بایستی به رجوی حق داد چرا که خوب نقطه ضعف خودش و نیروهایش را شناخته بود.خانواده ها بیشترین ضربه را به پیکره پوسیده تشکیلات رجوی زدند. اکنون بعد از گذشت بیش از 25 سال از روزهای آغازین شروع بحث طلاق در سازمان کماکان میبینیم که آنها خیلی بیشتر و شدیدتر با خانواده ضدیت نشان میدهند و اجازه نمیدهند که حتی نیروهای قسم خورده خودشان دقایقی با خانواده خود ملاقاتی داشته باشند.آنها بخوبی میدانند که اگر اولین ملاقات صورت گرفت٬میتواند انفجاری در درون فرد بوجود آورد که دیگر پشت سرش را هم نگاه نکند و برای همیشه از آن تشکیلات اهریمنی خودش را رها کند!

ادامه مطلب...

متن نامه چند تن از خانواده ها به نخست وزیر آلبانی

خانواده ها نگران وضعیت عزیزانشان در آلبانی بودند و همگی بر این باور بودند که دیگر کار این فرقه تمام شده است و رو به فرو پاشی و اضمحلال می باشد و ترفندهای گذشته برای وادار کردن آنها و فریب دادنشان هیچ فایده ای ندارد.ما خانواده ها اجازه نمی دهیم بیش از این فرزندانمان را بازیچه خود کنید هم چنین در پایان این دیدار نامه ای به نخست وزیر آلبانی نوشته و از وی در خواست ملاقات و کمک به آنها که از فرقه جدا شوند را خواستار گردیدند.این دیدار با خانواده های کاسبان،اشهد،مداح،یاور زاده بر گزار گردید


ادامه مطلب...

نامه خانم مهين هاجري به برادرش علي هاجري اسير در فرقه رجوي

میدانی مادرمان چند بار با هزار امید و آرزو با کهولت سنی که داشت راهی عراق شد .آخرين بار بخاطر فشارهای روحی که در اطراف لیبرتی به وي وارد شد و به دليل اينكه مانع دیدار با تو شدند دربستر بیماری افتاد.علی جان تورا به جان مادرمان نگذار كه او هم چشم انتظار ازاین دنیا برود تمام صحبتش این است که من دوست دارم صدای علی را بشنوم و ازاین دنیا برم . چه بسا سالیان سال است كه اشک مادرمان به خاطر دوري و فراغ تو خشک نشده است ومن شاهد شب زنده داری هايش بودم پس تنها آرزوی مادرمان را برآورده کن وسعي كن هر طور شده با او یک تماس تلفنی بگیر


ادامه مطلب...

نامه خانواده ایران پور به عزیزتحت اسارتشان (احمد رضا ایران پوراسیردراسارتگاه فرقه ستیزه جوی رجوی درآلبانی)

احمد جان،عزیز دل و جان،اکنون پانزده بهار است که میلادت را بدون حضورت جشن می گیریم،پانزده بهار است که دستان پلید رجوی و سرسپردگانش فرصت بودنت و دیدارت را از ما دریغ کرده اند اما عشق ما به تو همواره پرشورتر و عزممان در تلاش برای رها ساختن تو آهنین تر شده است.بالابلند هنرمند،سروناز شیراز،احمد رضا ی عزیز،تولدت مبارک ترین،باشد که به زودی دیدارمان را در روز بزرگ آزادیت جشن بگیریم


ادامه مطلب...

بنام اشک مادر

ما بعد اسارت تان چه مشقت ها تحمل کردیم تا یک بار دیگر شما را در اشرف ببینیم.ملاقات که انجام نشد درعوض چه پذیرایی ها که ازما نکردند و چه چوب و سنگها که گماشته های رجوی نثار ما نکردند.هنوز که هنوز است شعار رجوی پسند "مزدور برو گمشو" در گوشم آزارم میکند. راستی کدام مزدور.من بودم و بابا و مامان و سایرخانواده های مشابه ما.همه اینها به خاطردیدن شما بود.به خاطردلتنگیهای مادربود.بخاطرگریه های شبانه ى خواهربود.هروقت آلبوم راورق زدیم پرازخاطره بود.حالابا کوله باری ازخاطره چیزی جز اشک و آه و افسوس برایمان باقی نمانده است


ادامه مطلب...

   گزارش RAND

Rand 153 145
گزارش انستیتوی تحقیقات دفاعی آمریکا درمورد سازمان مجاهدین

   بتول سلطانی

Soltani 153x145
مجموعه مصاحبه ها

ابراهیم خدابنده

Ebrahim Khodabandeh 2015
مروری مختصر برفرقه های مخرب کنترل ذهن 

خروج ممنوع

HRW logo1 153 145
گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد نقض حقوق انسانی در مجاهدین

مریم ستجابی

Sajabi Maryam 153x145
مجموعه مقالات 

ایرج مصداقی

mesdaghi goz93
271 سئوال مردم ازسازمان مجاهدین 

pericolum in mora

pericolum 153x145
خودکشی وخودسوزی درسازمان مجاهدین

Anne Singleton

annesingleton 153x145
مجموعه مقالات 

علی جهانی

Jahani Ali 400x
یادواره ها

کمپین خانواده

Campian Familie153x145
کمپین خانواده های اسرای سازمان مجاهدین

مهندس علی اکبرراستگو

Rastgou Ali 2
مجموعه مقالات

کریم غلامی

Karim Gholami 153x145
یادواره ها

تاسیس 100 اشرف!!؟ در آلمان

Hoshdar

هشدار کانون آوا به هموطنان ایرانی در خارج از کشور

محمدکرمی

mohammadkarami 153 145

وضعیت حقوق بشردر سازمان مجاهدین

کردکشی مجاهدین درعراق

Kurden Morvarid 153x145

مجموعه مقالات و اسناد

نقشه سایت کانون آوا

انتشارات

سازمان مجاهدین

  • تاریخچه سازمان مجاهدین
  • شورای ملی مقاومت
  • ارتش آزادیبخش
  • نقش زنان در تشکیلات
  • نظرات مجاهدین درمورد دیگرگروه ها

تروریسم وفرقه گرایی

  • انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین
  • آیا مجاهدین یک فرقه هستند؟
  • مبارزه مسلحانه یا ترورکور؟
  • خشونت علیه جداشدگان و منتقدین
  • نقض حقوق بشر در تشکیلات
  • زندان وشکنجه درتشکیلات

لابیگری و خلافکاریهای مالی

  • لابی گری مجاهدین درغرب
  • انجمنهای پوششی مجاهدین 
  • سوء استقاده های مالی