د10162017

Last updateد, 16 اکتبر 2017 10am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار اخبار خانواده ها مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای سعید باقری (عضو سابق فرقه رجوی)

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای سعید باقری (عضو سابق فرقه رجوی)

در رابطه با تبعیض بین زن و مرد در درون مناسبات مجاهدین، خود مریم هم به این نکته اشاره می کرد و نام آن را تبعیض مثبت!! گذاشته بود یعنی اینکه آنها خودشان هم خوب میدانستد که دارند چه کلاهی بر سر مردها می گذارند. زنهای تازه وارد که سابقه تشکیلاتی شان از خیلی از مردها کمتر بود آنها را مسئول مردهای باسابقه می کردند تا به قول خودشان “نرینه های وحشی” باید له شوند!! و این روال تاریخ  که زنها باید همیشه زیر دست مردها قرار بگیرند عوض شود.بخاطر همین هم رویکرد ، رفتار زنها در سازمان با مردها عوض شده بود زنها با تند خویی و با استفاده از کلماتی که شخصیت مرها را له میکرد با آنان برخورد می کردند. که این موضوع مردها را عقده ای می کرد وهمه به یک نحوی روانی بودند و مردها سعی می کردند خودشان را با چیزهای مختلف سرگرم کنند مثلا یکی با ورزش یکی با کار کردن زیاد و … خلاصه این حالت روانی در نشستهای جمعی و در کار هم به صورت پرخاشگری خودش را نشان میداد

 

سعید باقری ـ مصاحبه با نیم نگاه ـ دوشنبه 17 مهرماه 1396

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای سعید باقری (عضو سابق فرقه رجوی) ـ قسمت دوم

لینک به قسمت اول مصاحبه

آرش رضایی:

شما به نکات مهمی در مناسبات درونی تشکیلات مجاهدین اشاره کردید به کیش شخصیت رهبرعقیدتی مجاهدین و بتی که از مسعود و مریم درست شده بود و همچون خدا پرستش می شد و نیز از عدم برابری بین زنان و مردان در مناسبات مجاهدین سخن گفتید این سه نکته به نظرم جای بحث و بررسی دارد گروهی که در تبلیغات بیرونی از دموکراسی و آزادی بیان و سکولاریسم سخن می گوید چگونه ممکن است روابط درون تشکیلاتی را بر اساس افکار و ایده های ماقبل مدرنیته و یا باورهای افراطی و مبتنی بر آپارتاید پایه ریزی کند همانگونه که شما در تشکیلات رجوی مشاهده و تجربه کردید. لطفا در رابطه با موارد ذکر شده کمی بیشتر توضیح بدهید.

سعید باقری:

بله همانطوری که گفتم حیطه رهبری حیطه ای بود کاملا حصاربندی شده که هیچ کس حق ورود به آن را نداشت نه انتقادی و نه جای بحثی. انگار که حرفهای رهبری حرف خدا بود و بی چون و چرا باید اجرا میشد و هیچ کس حق مخالفت نداشت.

 یک بار من در ابتدای ورودم (به قرارگاه اشرف و تشکیلات مجاهدین) از یکی از مسئولینم پرسیدم که آیا رهبری اشتباه نمی کند؟ مسئولم ابتدا خیلی ناراحت شد ولی بعد گفت در رابطه با مسائل ایدئولوژیکی و سیاسی به هیچ عنوان!! و در رابطه با مسائل شخصی هم که او دیگر مسئله شخصی ندارد و تمام زندگیش مبارزه است این حرف یعنی اینکه مسعود رجوی را معصوم می دانستند!!

در دنیایی که این مطلق بودن وجود دارد دیگر جایی برای آزادی وجود نخواهد داشت. وقتی یک نفر را اینطوری بالا ببرند یعنی اینکه بقیه را گوسفند فرض کرده وهمه باید کورکورانه دنباله رو او باشند و بدون چون و چرا باید از او اطاعت کنند و اگر کسی به این مسئله اعتراض کند روزگارش سیاه خواهد بود.

در رابطه با تبعیض بین زن و مرد در درون مناسبات مجاهدین، خود مریم هم به این نکته اشاره می کرد و نام آن را تبعیض مثبت!! گذاشته بود یعنی اینکه آنها خودشان هم خوب میدانستد که دارند چه کلاهی بر سر مردها می گذارند. زنهای تازه وارد که سابقه تشکیلاتی شان از خیلی از مردها کمتر بود آنها را مسئول مردهای باسابقه می کردند تا به قول خودشان “نرینه های وحشی” باید له شوند!! و این روال تاریخ  که زنها باید همیشه زیر دست مردها قرار بگیرند عوض شود.

بخاطر همین هم رویکرد ، رفتار زنها در سازمان با مردها عوض شده بود زنها با تند خویی و با استفاده از کلماتی که شخصیت مرها را له میکرد با آنان برخورد می کردند. که این موضوع مردها را عقده ای می کرد وهمه به یک نحوی روانی بودند و مردها سعی می کردند خودشان را با چیزهای مختلف سرگرم کنند مثلا یکی با ورزش یکی با کار کردن زیاد و … خلاصه این حالت روانی در نشستهای جمعی و در کار هم به صورت پرخاشگری خودش را نشان میداد.

نیروها در فرقه رجوی چون از لحاظ مسائل جنسی هم در فشار بودند این موضوع حالت روانی بودنشان را هم مضاعف می کرد ولی وقتی تبلیغات بیرونی فرقه را می دیدیم خودمان خنده مان می گرفت که درست بر خلاف آن تبلیغات در مناسبات جاری بود چون کسی که در مناسبات درون تشکیلاتی نمی توانست به نیروهایش “مینیمم آزادیها” را بدهد چگونه می توانست به مردم آزادیهای فردی ، اجتماعی ، سیاسی و حق آزادی بیان و انتخاب بدهد؟

فرقه رجوی

آرش رضایی:

به نکته ی مهمی اشاره کردید و گفتید: “حیطه رهبری حیطه ای بود کاملا حصاربندی شده که هیچ کس حق ورود به آن را نداشت نه انتقادی و نه جای بحثی. انگار که حرفهای رهبری حرف خدا بود و بی چون و چرا باید اجرا میشد و هیچ کس حق مخالفت نداشت”

آقای باقری ، در این رابطه موضوعی که ذهن مرا درگیر می کند و نمی توانم براحتی تناقض آشکار را هضم و توضیح دهم این است که چگونه افرادی که با آرمان آزادیخواهانه و دموکراسی خواهانه و مخالفت با استبداد و دیکتاتوری فردی ، کیش شخصیت ، فردپرستی و سرانجام مطلق انگاری و بت کردن یک موجود دوپای زمینی که مثل ما می اندیشد و اطلاعات محدودی دارد و به دلیل پیچیدگی دنیای مدرن و گستره رشته های علمی متعدد قطعا تراوش ها و آموخته های ذهنی او و همه انسانها در چنین دنیایی محدود به اطلاعات و دانش اندکی ست که در زمینه تخصصی خود دارند ، چنین مبدل به رهبران کاریزمایی گردند که هیچکس حق انتقاد از آنها را ندارد و آنها با همان ذهن محدودشان در باره همه چیز نظر قطعی بدهند و حکم کنند و دیگرانی که هر کدام ممکن است در زمینه های گوناگون اطلاعات خیلی بیشتری از این فرد و رهبر عقیدتی داشته باشند همچون موجودات بی اراده و بی تفکر دنباله رو چنین رهبری شوند اطاعت کورکورانه کنند گویی که مسخ شده اند انگار که انسانی با ویژگی های تفکر ، حق انتخاب آزاد ، ذهن خلاق ، اراده آزاد و قدرت انتخاب نیستند؟

سعید باقری:

انسان موجودیست آگاه و مختار و اینها چیزهایی هستند که خدا دادی هستند و نه کسی میتواند آنها را از کسی بگیرد و نه میتواند دو دستی تقدیم بکند ولی با توجه به قوانین و ضوابط حاکم بر یک جامعه یا یک گروه این تعریف فرق میکند و هر سیستمی با توجه به منافع خود با آن تنظیم رابطه میکند. حالا به فرقه نگاه بکنیم که انسانهایی با آرمانهایی پاک که به دنبال آزادی و برابری هستند با یکسری شعارهای تبلیغاتی مواجه می شوند و نیز اینکه اگر یک جایی هم در جامعه خود ضربه ای دیده باشند خیلی سریع جذب چنین محافل و فرقه هایی میشوند ولی بعد از اینکه از نزدیک با فرقه کار میکنند دچار یکسری تناقضات می شوند که چرا برخوردهای درون فرقه با آن شعارهای بیرونی تناقض دارد ولی دیگر دیر شده است چون فرقه راه برگشت را بسته است و آن موقع فرد با تناقضات زیادی دست و پنجه نرم میکند و تکرار مکررات در درون مناسبات فرقه گرایانه فرد را به یک نوع  پوچی و بی خیالی میرساند ودیگر خیلی چیزها برایش عادی می شود.

حال اینکه چرا افراد دنباله رو یک نفر می شوند که خود را رهبرعقیدتی معرفی می کند  بخاطر اینست که فرد دچار یک کمبود در درون خود است یعنی به دنبال یک ناجی است  و برای پر کردن نیمه خالی لیوان دنبال چنین افرادی می رود. خیلی از رهبران در تاریخ از موج احساسات و اعتقادات انسانها سوء استفاده کرده و خود را بالا کشیدند (مثلا هیتلر در آلمان)  ولی به محض رسیدن به قدرت تبدیل به یک دیکتاتور شدند و همان آزادی و اختیار را از انسانها گرفتند.

در درون فرقه هم وقتی آزادی نباشد و حق رای و انتخاب کسی نداشته باشد و اگر کسی هم به این شرایط اعتراض داشته باشد کنار گذاشته شده یا به یک نحوی حذف می شود دیگر کسی جرات نشان دادن مخالفت خود را ندارد و منتظر یک فرصت مناسب است که جان خود را از آن فرقه نجات بدهد.

در دنیای امروزی که علم و تکنولوژی روز به روز پیشرفت می کند به نظر من دیگر رهبری و رهبری عقیدتی موضوعیتی ندارد چون هر کس با توجه به مطلعات و دانشی که امروزه از هر طریق در دسترس است به هر مسئله ای دسترسی دارد و می تواند روش زندگی خود را انتخاب بکند و عهد قدیم نیست که یک نفر بیاید و روش زندگی کردن را یاد بدهد و اگر چنین فرقه هایی هم الان هستند خیلی عقب مانده و فسیل شده هستند که البته چنین فرقه هایی با تفکر عصر حجر هرگز تاب تحمل چنین انتقاداتی را ندارند و رهبری آنها هم خود را خدا فرض کرده به خود حق انجام هر کاری می دهد.

ادامه دارد…

   گزارش RAND

Rand 153 145
گزارش انستیتوی تحقیقات دفاعی آمریکا درمورد سازمان مجاهدین

   بتول سلطانی

Soltani 153x145
مجموعه مصاحبه ها

ابراهیم خدابنده

Ebrahim Khodabandeh 2015
مروری مختصر برفرقه های مخرب کنترل ذهن 

خروج ممنوع

HRW logo1 153 145
گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد نقض حقوق انسانی در مجاهدین

مریم ستجابی

Sajabi Maryam 153x145
مجموعه مقالات 

ایرج مصداقی

mesdaghi goz93
271 سئوال مردم ازسازمان مجاهدین 

pericolum in mora

pericolum 153x145
خودکشی وخودسوزی درسازمان مجاهدین

Anne Singleton

annesingleton 153x145
مجموعه مقالات 

علی جهانی

Jahani Ali 400x
یادواره ها

کمپین خانواده

Campian Familie153x145
کمپین خانواده های اسرای سازمان مجاهدین

مهندس علی اکبرراستگو

Rastgou Ali 2
مجموعه مقالات

کریم غلامی

Karim Gholami 153x145
یادواره ها

تاسیس 100 اشرف!!؟ در آلمان

Hoshdar

هشدار کانون آوا به هموطنان ایرانی در خارج از کشور

محمدکرمی

mohammadkarami 153 145

وضعیت حقوق بشردر سازمان مجاهدین

کردکشی مجاهدین درعراق

Kurden Morvarid 153x145

مجموعه مقالات و اسناد

نقشه سایت کانون آوا

انتشارات

سازمان مجاهدین

  • تاریخچه سازمان مجاهدین
  • شورای ملی مقاومت
  • ارتش آزادیبخش
  • نقش زنان در تشکیلات
  • نظرات مجاهدین درمورد دیگرگروه ها

تروریسم وفرقه گرایی

  • انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین
  • آیا مجاهدین یک فرقه هستند؟
  • مبارزه مسلحانه یا ترورکور؟
  • خشونت علیه جداشدگان و منتقدین
  • نقض حقوق بشر در تشکیلات
  • زندان وشکنجه درتشکیلات

لابیگری و خلافکاریهای مالی

  • لابی گری مجاهدین درغرب
  • انجمنهای پوششی مجاهدین 
  • سوء استقاده های مالی