ادعای محکومیت تروریسم توسط بنيانگذار ترور و انفجار در منطقه!!

اینجانب مترجم کتاب شیخ جلال گنجه ای با عنوان “مرز بین اسلام و بنیادگرایی تروریسم” از فارسی به عربی هستم و او را خوب می شناسم. من سالیان دراز مترجم ارشد سازمان مجاهدین خلق ایران و ویترین سیاسیش شورای ملی مقاومت ایران بودم که این شیخ خودش را رئیس کمیسیون مذاهب آن می نامد. به اطلاع شما می رسانم که دیگر نه شورای مذکور وجود خارجی دارد و نه کمیسیونی به نام کمیسیون مذاهب در این شورا و نه هر گونه مقاومتی در قبال رژیم ایران، و این شورا که ویترین سیاسی سازمان مجاهدین خلق ایران بود سالها است که به دنبال جداشدن اکثر شخصیتها و اعضای آن و نیز اعضای سازمان مذکور فروپاشیده و منحل شده که از جملۀ آنها اینجانب هستم

قربانعلی حسین نژاد ـ پیوند رهایی ـ شنبه 29 اگوست 2015

محکومیت تروریسم توسط بنیانگذار ترور در منطقه!! (نامه ای به رئیس دانشگاه الازهر)

نامه حسین نژاد مترجم ارشد عربی سابق سازمان مجاهدین به رئیس دانشگاه الازهر – قاهره

ادعای محکومیت تروریسم توسط بنیانگذار ترور و انفجار در منطقه!!

چگونه فرقۀ رجوی کشته های عملیاتش در عراق را که خودش اسامی و عکسهایشان را منتشر کرده و از خارجه به عراق برده بود به عنوان اعدام شده در ایران جا می زند؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب شیخ دکتر احمد الطیب رئیس دانشگاه الازهر – قاهره،

با درود و احترام،

نامۀ اخیر شیخ جلال یوسف گنجه ای به حضرتعالی را خواندم لذا تصمیم گرفتم با نوشتن این نامه به شما آنجناب را در جریان واقعیتهایی پیرامون ادعاهای نویسندۀ این نامه و وابستگیهایش قرار داده و دروغها و فریبکاریهای خودخواهانۀ او را افشا کنم.

اینجانب مترجم کتاب شیخ جلال گنجه ای با عنوان “مرز بین اسلام و بنیادگرایی تروریسم” از فاری به عربی هستم و او را خوب می شناسم. من سالیان دراز مترجم ارشد سازمان مجاهدین خلق ایران و ویترین سیاسیش شورای ملی مقاومت ایران بودم که این شیخ خودش را رئیس کمیسیون مذاهب آن می نامد. به اطلاع شما می رسانم که دیگر نه شورای مذکور وجود خارجی دارد و نه کمیسیونی به نام کمیسیون مذاهب در این شورا و نه هر گونه مقاومتی در قبال رژیم ایران، و این شورا که ویترین سیاسی سازمان مجاهدین خلق ایران بود سالها است که به دنبال جداشدن اکثر شخصیتها و اعضای آن و نیز اعضای سازمان مذکور فروپاشیده و منحل شده که از جملۀ آنها اینجانب هستم که بعد از سی سال عضویت به عنوان مترجم ارشد این سازمان و رهبری آن در فرانسه و عراق از آن جدا شدم زیرا این سازمان ضربه ای کاری بر مبارزۀ آزادیخواهانۀ مردم ایران و جنبش آزادی و دموکراسی به شیوه های مسالمت آمیز وارد کرد که علت آن تروریسم و عملیات ترور و انفجار و خشونت در ایران و همکاری نزدیکش با رژیم صدام حسین و ارتش او در جنگش علیه میهنشان ایران بود.

جناب شیخ الازهر،

به این مناسبت به اطلاع آنجناب می رسانم که در یکی از عملیات جنگی عراق علیه ایران که نیروهای مجاهدین خلق در آن شرکت کرده بودند فرزند شیخ جلال گنجه ای به نام مرتضی گنجه ای در روز ۱۹ ژوئن سال ۱۹۸۸ در نتیجۀ اصابت ترکش خمپاره در میدان جنگ کشته شد چنانکه برادر اینجانب محرم حسین نژاد نیز در همان عملیات که در منطقۀ «مهران» واقع در مرز ایران و عراق انجام شد و سازمان آن را «عملیات چلچراغ» نامید کشته شد و با شیخ جلال گنجه ای با هم از فرانسه به عراق رفته و در تشییع و دفن اجساد کشته شدگانمان در آن موقع در شهر کربلای عراق شرکت کردیم زیرا در آن سال من و خانواده ام با این شیخ و خانواده اش در یک خانه در حومۀ پاریس زندگی می کردیم و با هم در داخل تشکیلات سازمان مجاهدین در دفتر آن در فرانسه به کار مشغول بودیم و فرزند کوچکترش را که با پدر و مادرش در حالیکه کوچک بود از ایران خارج شده و آن موقع در پاریس زندگی می کرد دیده بودم و می شناختم.

ولی وقتی دیدم که این شیخ در نامه اش به آنجناب دروغ آشکار و رسوایی را نوشته مبنی بر اینکه رژیم ایران پسرش را اعدام کرده است!! بسیار تعجب کرده و شوکه شدم زیرا پسر او به دستور پدرش شیخ جلال برای شرکت در آن عملیات نظامی از فرانسه به عراق رفت و در آن عملیات در حالیکه ۱۷ سال بیشتر نداشت کشته شد.

برایم این سؤال مطرح است کسی که ادعا دارد یک روحانی مسلمان است چگونه می تواند دروغ بگوید و چنین دروغ رسوا و آشکاری را روز روشن به قلم بیاورد. وی این دروغ را خطاب به جنابعالی شیخ الازهر مرجع اعلای مسلمانان و در نامه ای که به صورت علنی برای همگان و افکار عمومی مسلمانان منتشر شده نوشته است که یک گناه کبیره و توهین به مقدسات و شخصیتهای مسلمین و توهین به شعور آنان و قدرت فهم و درک افکار عمومی است به علاوۀ اینکه وی به عنوان یک پدر ایرانی مقیم فرانسه فرزند نوجوان خودش را از پاریس به عراق فرستاد تا در جنگ در کنار نیروهای عراقی علیه میهنش شرکت کند و درحالیکه هنوز به سن بلوغ نرسیده کشته شود و اینک با کمال وقاحت گناه خودش را به گردن رژیم ایران می اندازد تا چهرۀ گنهکار خودش را با این دروغ که فرزندش به دست رژیم اعدام شده است!! سفید سازی کند… و علیرغم همۀ اینها وی وقاحت و خودخواهی را به جایی رسانده که در یک گفتگوی مطبوعاتی خود از پاسخ ندادن حضرت عالی به نامه اش و بی توجهی کنفرانس شما در مورد بنیادگرایی و تروریسم تحت پوش اسلام به پیشنهادهای مسخره اش که توسط رهبری بنیادگرای تروریست سازمان به او دیکته شده است ابراز خشم و شکایت می کند رهبریی که در رأس «عوامفریبان برای استفاده از تهمت!! تکفیر و تفسیق» (عبارتی که در نامۀ این شیخ به شما با عربی کاملا غلط مانند سایر جملات این نامه به طوریکه فکر نمی کنم هیچ عرب باسوادی آن را بفهمد هر چند که او ادعا می کند روحانی است و «در عراق فقه» را تلمذ!! کرده در نزد کسانی که در این نامۀ مضحکش از آنان نام برده است) قرار دارد. وی در حالی این عبارت را به کار می برد که رهبری سازمانش اتهام کفر و فسق را علیه هر کس که مخالف او است و از این رهبری جدا می شود وارد می کند و او را لعن کرده و و تهدید به قتلش می کند.

شما می توانید لیست کشته شدگان عملیات یادشده را در لینگ زیر ببینید لیستی که در سایت رسمی سازمان مجاهدین خلق ایران منتشر شده است و در آن نام مرتضی گنجه ای فرزند کوچکتر شیخ جلال گنجه ای در ردیف ۲۸ و نیز عکس او در میان عکسهای کشته های آن عملیات در مربع سوم زیر همان لیست دیده می شود:

http://www.mojahedin.org/events/5334/

لازم به یادآوری است که فرزند بزرگتر جلال گنجه ای هم اکنون در کمپ لیبرتی پادگان سابق آمریکایی ها در بغداد به سر می برد پادگانی که امروز به زندانی برای اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران تبدیل شده که پناهجویان زیر نطر سازمان ملل متحد می باشند و سازمان ملل می کوشد آنها را از عراق منتقل کند ولی رهبری سازمان مجاهدین بر نگهداشتن آنها در آنجا زیر خطرات مرگ آفرین اصرار می ورزد.

به این علت و به علل دیگر از جمله ارتکاب جنایتهای تروریستی وحشتناک علیه دو ملت ایران وعراق و اعمال خشونت توسط سازمان مذکور و کارها و موضع این سازمان علیه عرف و اخلاق مردم مسلمان ایران از جمله مجبور کردن اعضا بر طلاق همسرانشان و ممنوع کردن ازدواج به جز برای رهبران و مجبور کردن مردان به تقدیم همسرانشان به رهبر و تقدیس رهبر به عنوان ولی و مرشد عقیدتی مادام العمر، این سازمان پایگاه مردمی خود را در داخل ایران از دست داد تا اینکه امروز در آستانۀ فروپاشی و انحلال قرار گرفته و کسی جز اندک افرادی پناهنده پراکنده در عراق و اروپا و آمریکا باقی نمانده اند که از جملۀ آنها همین شیخ می باشد که از سازمان مذکور ارتزاق و تأمین مالی می شود سازمانی که سرمایۀ عراق اعم از پول نفت و سلاح و جنگ افزار و ماشینها و… را در زمان صدام حسین با فریب و نیرنگ غارت کرد و جنایتهای وحشیانه ای را در داخل تشکیلات سازمان در حق اعضا و نیز در حق مردم عراق با مشارکتش در کنار نیروهای رژیم صدام در کشتار کردها در شمال عراق مرتکب شد و من به عنوان مترجم ارشد این سازمان در عراق بر همۀ این غارتها و کشتارها و سرکوبها شاهد بودم.

همچنین این سازمان یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران نخستین سازمانی است که دست به عملیات تروریستی و ترور و انفجار و عملیات انتحاری که آنها را عملیات مقدس می نامد در دهه های هشتاد و نود میلادی زد و این سازمان سر افراطی گری و بنیادگرایی و ترویسم زیر پردۀ دین و اسلام و مبتکر و الهام دهندۀ چنین عملیات خشونت و تروریسم به نام مذهب در منطقه می باشد و درست به همین دلیل این سازمان در آغاز از گروه تروریستی داعش با نامهایی مانند «عشایر انقلابی که شهر موصل عراق را آزاد کردند» دفاع می کرد و از کارهای آنها ابراز خوشحالی کرده و عوامل این گروه تندرو افراطی زیر پردۀ اسلام را می ستود و بیانۀ جنگی آن را بازپخش می کرد چنانکه در لینگ زیر در سایت رسمی این سازمان به زبان فارسی می بینید:

http://www.mojahedin.org/news/139413/

همچنین رهبر این سازمان مسعود رجوی که به دنبال سرنگونی رژیم صدام حسین از انظار مخفی است اخیرا در پیامی که توسط این سازمان پخش و منتشر شد دستور قتل همۀ جداشدگان از سازمان و مخالفین آن را هر جا باشند صادر نمود.

حضرت دکتر احمد الطیب،

از همین رو، این سازمان و همکاری کنندگان با آن و مسئولان آن از جمله شیخ جلال کنجه ای که از مسئولان بالای این سازمان (سازمان مجاهدین خلق ایران) می باشد صلاحیت صحبت کردن از محکومیت تروریسم و افراطی گری و بنیادگرایی و خشونت را ندارند و نمی توانند به دیگران بویژه علمای مسلمین درس مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی بدهند زیرا علمای مسلمین بویژه ریاست محترم الازهر خودشان به منافع مسلمانان و جهان اسلامی آگاه تر و داناتر هستند و آنها خود تجارب کافی برای اتخاذ موضع مناسب در قبال تروریسم و افراطی گری زیر پوش اسلام و برای افشا و از بین بردن این پدیدۀ شوم که چهرۀ اسلام و مسلمانان را خدشه دار کرده است دارند.

سلامتی دائم وموفقیت و پیشرفت آنجناب در خدمت به اسلام و مسلمانان را از خداوند متعال خواستارم.

علی حسین نژاد

از جدا شدگان سازمان مجاهدین خلق ایران – پاریس

۲۳ ربیع الاول ۱۴۳۶ هـ

۱۴ ژانویه ۲۰۱۵ م

 –

رسالة منشق عن منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة إلى شیخ الجامع الأزهر الشریف

بسم الله الرحمن الرحیم

سماحة الشیخ الدکتور أحمد الطیب رئیس الجامع الأزهر – مشیخة الأزهر الشریف – القاهرة’

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته’

قرأت رسالة الشیخ جلال یوسف کنجئی الأخیرة إلى سماحتکم فقررت أن أکتب هذه الرسالة إلیکم لأن أحیط سماحتکم علما بحقائق عن مزاعم کاتب تلک الرسالة وانتماءاته وکشفا لأکاذیبه وتضلیلاته المشحونة بالأنانیة.

إنی مترجم کتاب الشیخ جلال یوسف کنجئی بعنوان “حدود الإسلام مع التطرف الإرهابی” من الفارسیة إلى العربیة وأعرفه جیدا وکنت مترجما أقدم لسنوات عدیدة فی منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة وواجهتها السیاسیة المسماة بالمجلس الوطنی للمقاومة الإیرانیة الذی یسمی هذا الشیخ نفسه برئیس لجنة المذاهب فیه. أحیطکم علما بأنه لم یعد هناک وجود للمجلس المذکور ولا لجنة تسمى بلجنة المذاهب فیه ولا وجود لأیة مقاومة تجاه النظام الإیرانی وأن هذا المجلس الذی کان الواجهة السیاسیة لمنظمة مجاهدی خلق الإیرانیة قد انهار وانحل منذ سنوات بعد انفصال أغلبیة الشخصیات والأعضاء منها ومن المنظمة المذکورة بینهم أنا الذی انفصلت عن المنظمة بعد أن کنت لمدة ثلاثین سنة عضوا ومترجما أقدم لها ولقیادتها فی فرنسا والعراق’ لأن تلک المنظمة وجهت ضربة قاضیة للنضال التحرری للشعب الإیرانی وحرکته من أجل الحریة والدیمقراطیة بالطرق السلمیة وذلک بسبب ممارستها الإرهاب وشنها عملیات الاغتیال والتفجیر والعنف البغیض فی إیران وتعاونها الوثیق مع نظام صدام حسین وجیشه فی حربه ضد وطنهم إیران.

فضیلة شیخ الجامع الأزهر الشریف’

بالمناسبة أحیطکم علما بأنه وفی إحدى العملیات الحربیة العراقیة ضد إیران والتی شارکت فیها قوات مجاهدی خلق قتل ابن الشیخ جلال کنجئی وهو مرتضى کنجئی یوم ۱۹ یونیو (حزیران) عام ۱۹۸۸ نتیجة إصابته بشظیة من قذائف الهاون فی ساحة الحرب کما قتل شقیقی أیضا وهو محرم حسین نجاد فی تلک العملیة ذاتها التی وقعت فی منطقة “مهران” على الحدود الإیرانیة العراقیة وأسمتها المنظمة بـ “عملیة الثریا” وکان الشیخ جلال کنجئی شارک بجانبی أی شارکنا معا فی تشییع ودفن جثث قتلانا آنذاک فی مدینة کربلاء العراقیة بعد أن سافرنا معا من فرنسا إلى العراق لهذه الغایة لأنی وعائلتی کنا نعیش مع الشیخ وعائلته فی منزل واحد فی تلک السنة فی ضاحیة العاصمة الفرنسیة باریس وکنا نعمل معا داخل التنظیم أی فی مکتب المنظمة فی فرنسا آنذاک وکنت أرى وأعرف ابنه الأصغر الذی کان یعیش مع والده ووالدته آنذاک فی باریس بعد أن کان قد خرج من إیران صغیرا.

ولکنی اندهشت وفوجئت بأن هذا الشیخ یطلق فی رسالته إلى سماحتکم کذبة سافرة بأن النظام الإیرانی هو الذی أعدم ابنه!! فیما کان ابنه قد ذهب من فرنسا بأمر من والده الشیخ جلال إلى العراق للمشارکة فی العملیة العسکریة المذکورة هناک حتى قتل فیها فیما لم یکن عمره یتجاوز ۱۷ عاما.

إنی أتساءل کیف یمکن لمن یدعی أنه رجل دین مسلم أن یکذب ویطلق هکذا کذبة سافرة وواضحة فی وضح النهار؟ والأدهى أنه یطلق هذه الکذبة السافرة خطابا لسماحتک شیخ الأزهر الشریف مرجع المسلمین الأعلى وفی رسالة منشورة علنا للعموم وللرأی العام الإسلامی مما یعد ذنبا کبیرا وإهانة لمقدسات وشخصیات المسلمین واستخفافا لذکائهم واستهانة لعقول الرأی العام إضافة إلى ذنبه کوالد إیرانی مقیم فی فرنسا أرسل ابنه المراهق من باریس إلى العراق لیشارک فی الحرب بجانب القوات العراقیة ضد وطنه وهو لم یبلغ سن الرشد حتى قتل وحالیا یلقی ذنبه بکل وقاحة على عاتق النظام الإیرانی فی محاولة لتبییض وجهه المذنب کاذبا بأن ابنه أعدم على ید النظام!!… ورغم کل ذلک ذهب فی الوقاحة والأنانیة إلى أنه یعبر فی حدیث صحفی له عن غضبه وشکواه من عدم رد فضیلتکم على رسالته وعدم اهتمام مؤتمرکم حول التطرف والإرهاب المغطى باسم الإسلام بمقترحاته المثیرة للسخریة والمملاة علیه من قبل قیادة المنظمة المتطرفة الإرهابیة التی ترأس “الدیماغوجیین لاستخدام تهمة!! التکفیر والتفسیق” (کما ورد فی رسالة هذا الشیخ إلیکم بصیغة ردیئة للغایة من حیث اللغة العربیة مثل بقیة العبارات فی هذه الرسالة بحیث لا أعتقد أن یفهمها أی عربی متعلم وذلک رغم ادعائه أنه رجل دین “تلمذ الفقه! فی العراق”! أی تلمذ فی الفقه عند من أسماهم فی رسالته المضحکة) فیما توجه قیادة منظمته تهمة الکفر والفسق ضد کل من یعارضها وینفصل عنها وتلعنه وتهدده بالقتل.

ویمکن لکم مشاهدة قائمة القتلى فی تلک العملیة فی الرابط التالی وهی نشرت فی الموقع الرسمی لمنظمة مجاهدی خلق الإیرانیة وهناک اسم مرتضى کنجئی الابن الأصغر للشیخ جلال کنجئی وهو الاسم الـ ۲۸ فی قائمة الأسماء کما تشاهد صورته ضمن صور قتلى العملیة فی المربع الثالث تحت القائمة المذکورة:

http://www.mojahedin.org/events/5334/

یذکر أن الابن الأکبر لجلال کنجئی یعیش حالیا فی مخیم الحریة (لیبرتی) وهو معسکر الأمریکان السابق فی بغداد والذی بات الیوم سجنا لأعضاء منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة الذین یعتبرون طالبی اللجوء تحت إشراف الأمم المتحدة التی تعمل على نقلهم من العراق ولکن قیادة المنظمة تصر على إبقائهم هناک تحت مخاطر الموت.

ولهذا السبب ولأسباب أخرى بما فیها ارتکاب المنظمة المذکورة جرائم إرهابیة بشعة ضد الشعبین الإیرانی والعراقی وممارستها العنف وأعمالها ومواقفها ضد أعراف وأخلاق الشعب الإیرانی المسلم ومنها إجبار الأعضاء على طلاق أزواجهم وزوجاتهم ومنع الزواج إلا للقادة وإجبارهم على تقدیم زوجاتهم للقائد وتقدیس القائد باعتباره المرشد العقائدی مدى الحیاة فقدت هذه المنظمة شعبیتها داخل إیران حتى باتت الیوم توشک على الانهیار والانحلال ولم یبق منها إلا لاجئون متفرقون قلائل فی العراق وأروبا وأمیرکا ومنهم هذا الشیخ الذی یرتزق ویقتئت من المنظمة المذکورة التی نهبت ثروة العراق من النفط والمال والأسلحة والأدوات الحربیة والسیارات وغیرها فی عهد صدام حسین بالاحتیال علیه وارتکبت جرائم بشعة داخل التنظیم وبحق الأعضاء وکذلک بحق الشعب العراقی بمشارکتها لقوات نظام صدام فی قتل الأکراد فی شمال العراق وأنا کنت شاهدا کالمترجم الأقدم لهذه المنظمة فی العراق على کل ذلک من النهب والقتل والقمع والتعذیب النفسی والجسدی.

کما إن هذه المنظمة أی منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة هی أول منظمة مارست الإرهاب وعملیات التفجیر والاغتیال والعملیات الانتحاریة التی تسمیها بالعملیات المقدسة الجهادیة فی ثمانینیات وتسعینیات القرن الماضی فی إیران وهی رأس التطرف والإرهاب المغطى باسم الدین والإسلام ومبدعة وملهمة هکذا عملیات عنف وإرهاب باسم الدین فی المنطقة. ولهذا السبب بالذات کانت هذه المنظمة تدافع دوما فی البدایة عن تنظیم داعش الإرهابی تحت مسمیات مثل “العشائر الثوریة التی حررت مدینة الموصل العراقیة” وتعرب عن فرحتها لذلک وتمتدح عناصر هذا التنظیم المتطرف المغطى باسم الإسلاموتعید نشر بیانه الحربی کما ترون فی الرابط التالی فی موقعها الرسمی باللغة الفارسیة:

http://www.mojahedin.org/news/139413/

کما إن قائد هذه المنظمة مسعود رجوی الذی اختفى عن الأنظار بعد سقوط نظام صدام حسین أصدر مؤخرا أوامره فی خطاب بثته ونشرته المنظمة بقتل کل المنفصلین والمنشقین عن المنظمة ومعارضیها أینما کانوا.

سماحة الدکتور أحمد الطیب’

على ذلک لا تتأهل هذه المنظمة والمتعاونون معها والمسئولون فیها ومنهم الشیخ جلال کنجئی الذی یعتبر من کبار المسئولین فی المنظمة (منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة) أن یتحدثوا عن إدانة الإرهاب والتطرف والعنف وأن یعلّموا الآخرین خاصة علماء المسلمین درس مکافحة الإرهاب والتطرف لأن علماء المسلمین خاصة مشیخة الأزهر الشریف هم أدرى وأعلم بمصالح المسلمین والعالم الإسلامی ولهم بما یکفی من التجارب فی اتخاذ الموقف المناسب حیال الإرهاب والتطرف المغطى باسم الإسلام وتعریة هذه الظاهرة الشریرة الضارة لسمعة الإسلام والمسلمین والقضاء علیها فی العالم. أسأل المولى القدیر أن یدیم لکم الصحة والعافیة وینعم علیکم بالنجاح والتقدم فی خدمة الإسلام والمسلمین والله الموفق وهو المستعان. والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

علی حسین نجاد

من المنشقین عن منظمة مجاهدی خلق الإیرانیة – باریس

۲۳ ربیع الأول ۱۴۳۶ هـ

۱۴ ینایر (کانون الثانی) ۲۰۱۵ م