د08192019

Last updateی, 18 آگوست 2019 8pm

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار نامه های منتقدین نامه سرگشادۀ غفورفتاحیان به خانم شیرین عبادی درحمایت از او درقبال مقالۀ فرقۀ رجوی علیه ایشان

نامه سرگشادۀ غفورفتاحیان به خانم شیرین عبادی درحمایت از او درقبال مقالۀ فرقۀ رجوی علیه ایشان

سرکارخانم عبادی ، در پادگان اشرف زندانی مخوف بود که بعد از ورود نیروهای آمریکایی به کمپ اشرف شبانه آن را با لودر صاف کردن بطوری که هیچ اثری از ان نماند. در این زندان و محل دیگری در کمپ اشرف به نام محور دو سابق در سالهای 73 و 74 مسئولین سازمان به دستور مسعود و مریم رجوی بیش از هزار نفر از اعضای ناراضی را که به رجوی و خط مشی او انتقاد داشتند را دستگیر و زندانی کردند که من بیشتر زندانیان و زندان بانان آنها را می شناسم و شاهد این دستگیریها بودم

غفور فتاحیان  ــ پیوند رهایی ـ جمعه 4 سپتامبر 2015

نامه سرگشادۀ غفورفتاحیان به خانم شیرین عبادی درحمایت از او درقبال مقالۀ فرقۀ رجوی علیه ایشان

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شده از سازمان مجاهدین

سرکار خانم شیرین عبادی،

با سلام و درود  بر شما بانوی بزرگ ایران زمین و افتخار تمام زنان و مردان ایران،

اینجانب غفور فتاحیان درسنین نوجوانی به نیت پاک و صادقانۀ تحقق آزادی و برابری برای مهینم و مردمم به سازمان مجاهدین در عراق پیوستم و بیش از بیست سال از عمر و جوانیم را در اردوگاههای مخوف این سازمان در عراق سپری کردم و در آخر هم با هزار تلاش خود و کمک جامعۀ جهانی توانستم از این اردوگاه فرار کنم و اکنون در کشور فرانسه پناهنده هستم.

خانم عبادی

سازمان مجاهدین همان فرقۀ تروریستی و ضد بشری رجوی است که توسط مریم قجر و مسعود رجوی با شعار دروغین دموکراسی رهبری می شود که به یقین می توانم بگویم جنایت ضد بشری این سازمان برعلیه اعضای خود و مردم و میهن خود را تاریخ ایران به خود ندیده است.

خانم عبادی

ایا می دانید که ما تمام اعضای سازمان در داخل کمپ سابق اشرف هیچ گونه دسترسی به رادیو و تلفن و انترنت و تلویزیون و حتی کتاب خواندن را نداشتیم و در حال حاضر نیز در کمپ لیبرتی در عراق 99 درصد افراد شناختی از موبایل ندارند و نمی دانند که این وسیله چکار می کند و چیست؟ تنها بالاترین مسئولین برای ارتباطات خود با هم باندی هایشان در خارجه و لابیهای آمریکایی و اروپایی شان از این وسیلۀ ارتباطی عصر نوین و نیز از انترنت استفاده می کنند.

سرکار خانم عبادی

ما در کمپ سابق اشرف بطور متوسط روزانه هیجده ساعت کار طاقت فرسا داشتیم که اکثر نفرات به علت کم بود خواب و مواد غذایی به بیماریهای صعب العلاج مبتلا شدند و در طی روز تمام نفرات با کوچک ترین خللی که در کار بیش می آمد شروع به چرت زدن می کردند که این کار هم باید دور از چشم مسئولان سازمان می بود وگرنه مورد حسابرسی شدید و انواع ناسزاها قرار می گرفتند.

در مناسبات درونی سازمان دوست داشتن و فکر کردن به خانه و خانواده وابراز عواطف خانوادگی و هر گونه ارتباط با افراد خانواده حتی در داخل تشکیلات ممنوع بوده و می باشد و باید با نوشتن ریز تمام آنچه که در این رابطه بویژه یاد همسر سابق و یا کوچکترین احساس جنسی در ذهن شخص گذشته را در نشستی به نام رجوی ساختۀ «غسل هفتگی» خوانده شود و تمام نفرات شرکت کنند با رکیک ترین فحش ها به کسی که این گونه موارد به ذهنش خطور کرده برخورد می کنند.

و همچینن نشست دیگری که روزانه در هر شرایطی بر پا می شود نشست تفتیش عقاید می باشد به نام رجوی ساختۀ «نشست عملیات جاری» که هر فرد در آن بایستی هر نوع فکری و احساسی بر خلاف خط و خطوط و سیاستهای رهبری و یا در انتقاد و اشکال به آن که در ذهنش گذشته تحت عنوان «گزارش تناقضات درونی یا ذهنی» و یا موارد اشتباه و کم کاری و نقض ضوابط توسط شخص خودش را نوشته و جلوی جمع دوستان خود بخواند و آنها هم باید به او فحش بدهند که چرا این افکار از ذهنت گذشته و یا چرا امروز کارت کم بود؟. این نشست و نیز نشست عمومی تر و بدتری به نام «دیگ» کاملا اجباری است و همه افراد در آنها باید سر فردی که گزارش را خوانده است موضع بگیرند و به دستور شخص مریم رجوی که در نشستی عمومی در عراق تأکید کرد انواع دشنامها را به او بدهند.

سرکارخانم عبادی

در پادگان اشرف زندانی مخوف بود که بعد از ورود نیروهای آمریکایی به کمپ اشرف شبانه آن را با لودر صاف کردن بطوری که هیچ اثری از ان نماند. در این زندان و محل دیگری در کمپ اشرف به نام محور دو سابق در سالهای 73 و 74 مسئولین سازمان به دستور مسعود و مریم رجوی بیش از هزار نفر از اعضای ناراضی را که به رجوی و خط مشی او انتقاد داشتند را دستگیر و زندانی کردند که من بیشتر زندانیان و زندان بانان آنها را می شناسم و شاهد این دستگیریها بودم.

از جمله علی امامی که بیش از شصت سال سن داشت و بقدری او را شکنجه کرده بودند که توانایی حرف زدن نداشت.

شمس الله گل محمدی که در اثر شکنجه و زندان از ناحیه کمر آسیب دیده بود و توانایی راه رفتن را نداشت و با عصا راه می رفت وسپس او را چند سال پیش به وسیله سیم برق کشتند و بعد هم اعلام کردند که وی خودکشی کرده است.

علی رضا طاهرلو که به علت شرایط سخت زندان و شدت شکنجه ها توسط عوامل رجوی در پادگان اشرف چندین بار در زندان اقدام به خودکشی کرده بود ولی هر بار توسط دوستانش در زندان از مرگ نجات یافته بود عاقبت در سال 92 در کمپ اشرف سابق به طرز مشکوکی کشته شد.

و دها و صدها مورد دیگر که با اسامی و مشخصات می دانم ولی اینجا گنجایش شرح آنها نیست ولی برای اثبات گفته هایم حاضرم در هر دادگاهی که شما بگویید شرکت کنم و شهادت خودم را و آنچه را که در طی این بیست سال بر سر خودم و بقیه دوستانم آوردند بیان کنم و تک به تک گفته هایم را اثبات نمایم.

با تشکر

غفور فتاحیان - پاریس

12 شهریور 1394

منبع : پیوند رهایی