د08262019

Last updateش, 24 آگوست 2019 11am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار نامه های منتقدین نامه سرگشاده احسان روشن ضمیربه دکتر آلجئو ویدال کوادراس

نامه سرگشاده احسان روشن ضمیربه دکتر آلجئو ویدال کوادراس

مجاهدین در زندان لیبرتی باروت توپخانه مریم و مسعود رجوی برای بازیها و نمایشهای سیاسیشان درغرب میباشند تا اینگونه وانمود کنند که لیبرال و دمکرات هستند. هرچه آتش این باروت بیشتر و صدایش بلندتر باشد ایندو از آن بیشتر بهرمند شده و استقبال میکنند.

نامه سرگشاده به دکتر آلجئو ویدال کوادراس

آوریل 17, 2015

احسان روشن ضمیر

آقای دکتر کوادراس عزیز

اینجانب سخنرانیهای شما را در حمایت از مریم و همسرش مسعود رجوی و فرقه شان خوانده ام.

یک ضرب المثل در زبان اسپانیایی هست که میگویدEl hábito no hace al monje.” گول ظاهر افراد را نخورید. و یا“Obras son amores y no buenas razones.”افراد را به عملشان بسنجید نه به حرفشان.

مسعود و مریم رجوی مصداقهای واقعی این ضرب المثلها هستند.

خواهش میکنم اجازه دهید این مطلب را روشن کنم که این حقایق آنگونه که در گردهمایی های نمایشی مسعود و مریم رجوی مرسوم است، که افراد برای پول و یا خدمات که بطور رایگان دریافت میکنند سخنانشان را بدون اینکه هیچ علم واطلاع درستی در مورد آن داشته باشند بیان میکنند نیست. بلکه توسط کسی گفته میشود که بیش از 30 سال بخشی از افراد لیبرتی و اشرف را فرماندهی کرده، به آنها آموزش داده، با آنها زندگی کرده، خونش بهمراه آنها ریخته شده، همراه آنها بارها و بارها چه توسط ایران و چه توسط آمریکا بمباران شده، با مسعود و مریم رجوی از نزدیک کار کرده با آنها زندگی کرده، چه در فرقه رجوی و چه در شورای به اصطلاح ملی مقاومت بعنوان یک عضو فعالیت داشته است. و البته بهمراه سایرمجاهدین چه در زندان لیبرتی چه در سایر نقاط خیانت مسعود و مریم رجوی را به خود و به دمکراسی وآزادی و دنیای آزاد تجربه کرده و میکند.

آقای دکتر کوادراس

نمیتوان انگیزه های کسی را زیر سوال برد. ولی به هر دلیل که باشد، چه بخاطر منافع مالی  و شخصی و یا مقاصد سیاسی، صحیح نیست با زندگی افراد مجاهد بازی کرد. مجاهدینی که به امید رسیدن به دمکراسی بهترین زندگیها را رها کرده و قدم در این راه گذاشته بودند ولی بعدا دریافتند که خودشان قربانی یکی از بدترین دیکتوریهایکه توسط مریم و مسعود رجوی اعمال میشود، میباشند.

آقای عزیز

زمانیکه مجاهدین در اشرف تحت شدیدترین سرکوبهای فیزیکی و روانی شامل زندان و شکنجه و ضرب و شتم قرار داشتند که تماما توسط مریم و مسعود رجوی فرمان داده میشد، مریم رجوی در اروپا در سمینارها و کنفرانسهای مطبوعاتی برایشان اشک تمساح میریخت و آنها را مجاهدین قهرمان مینامید.

مجاهدین در زندان لیبرتی باروت توپخانه مریم و مسعود رجوی برای بازیها و نمایشهای سیاسیشان درغرب میباشند تا اینگونه وانمود کنند که لیبرال و دمکرات هستند. هرچه آتش این باروت بیشتر و صدایش بلندتر باشد ایندو از آن بیشتر بهرمند شده و استقبال میکنند.

چگونه میتوان در قرن بیست و یکم ادعا نمود که “من نماینده خدا بر روی زمین و کل کائنات هستم و خون و نفس و دار و ندار شما مجاهدین در حال حاضر و مردم ایران و جهان وقتی به قدرت برسم متعلق به این من (رهبری) است؟

چگونه مجاهدینی که چه در ایران بصورت فراری و چه درزندانها و چه در عراق  تحت بدترین شرایط بوده اند و جانشان را برای دمکراسی بدست گرفته اند را تحت شدیدترین فشارهای فیزیکی و روانی و مغزشویی قرار میدهند که در مورد اینگونه سیاست ها و اعمال دیکتاتوریهای قرون وسطایی وادار به سکوت کنند. و در صورت عدم سکوت با ضرب و شتم، زندان، شکنجه و حتی حذف فیزیکی ربرو کنند.

چگونه با صدام حسین دیکتور سابق عراق قرارداد سرکوب مخالفان درونی یعنی همین مجاهدین را ببندند؟

چرا و چگونه میتوانند در جلسات مغز شوییهای روزانه مجاهدین را نرینه یا مادینه وحشی بنامند و آنها را وادار کنند که به یکدیگر به شدیدترین وجه حمله کنند تا وادار به اطاعت از رجوی ها شوند؟

آقای رجوی بارها و بارها چه در جلسات عمومی و چه در جلسات خصوصی به ما میگفت که “مخالفان درون تشکیلات با مشت آهنین مواجهه خواهند شد،  آمده‏ام به عراق که هرکاری دلم خواست بکنم.”

میدانستید که بهای خروج از مجاهدین 2-4 سال زندان در اشرف، و سپس تحویل به صدام حسین برای 8 سال زندان بیشتر قرار داده شده بود؟ کسانیکه این مسیرها را طی کرده‏اند را میشناسید؟ و در صورتیکه همین مجاهدین را که در سمینارها و کنفرانسها، آنها را از قهرمان و یا با هزاران القاب پوشالی میخوانند، مخالفتش را جدیدی‏تر مینمود با مرگ مواجهه میگردید!!!

میدانید یا میدانستید که بهای ترک فرقه توسط زنان در لیبرتی و اشرف مرگ است و بس. اینرا مریم رجوی که خود یک زن است مقرر کرده است.

آیا میدانید که زنان بطور سیتماییک توسط مسعود رجوی بعنوان رهبر ایدئولژیک مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگرفتند تا از این طریق ضمن متقاعد کردن زنان به اینکه دیگر شوهری که به اجبار از آنها جدا کرده است وجود ندارند و شوهرشان مسعود رجوی است تا از فکر فرار باز دارند؟ و اینگونه آنها را میفریفتند که شما نیز از طریق همخوابگی با مسعود رجوی مانند مریم رجوی شده‏اید و ارتقاء یافته اید. و میدانستید که همه این جلسات شبانه سوء استفاده جنسی را مریم رجوی با کمک بالاترین افرادش انجام میداند!

برای اجتناب از گرفته شدن وقت حضرتعالی به مشتی از خرمن اکتفا کردم. و هزاران هزار واقعیت را در قلب و ضمیر خود نگهمیدارم.

آیا آنچه در فوق گفته شد یادآور اعمال استالین، پل پت در کامبوج، یا اروپای قرون وسطا و یا آی سیس یا القاعده نیست؟

آقای دکتر گوادراس

El hábito no hace al monje.” گول ظاهر افراد را نخورید. و یا “Obras son amores y no buenas razones.”افراد را بعملشان بسنج نه به حرفشان.

فکر نمیکنم چه بدلیل سیاسی، اقتصادی یا منافع شخصی درست باشد که از چنین فرقه‏ای حمایت کنید. آنهم با بستن چشم خود برروی هزاران گزارش و حقایق و شواهد زنده و حتی گزارش دیده بان حقوق بشر سازمان ملل در سال 2005 و تنها به مسعود و مریم رجوی گوش فرا دهید. بنده سیاستمداران اروپایی را بسیار با پرنسیپترو هوشیارتر از اینها یافته ام.

با تشکر

ارادتمند

————————————————————————————————

9/12/2014

Open Letter to Dr. Alejo Vidal-Quadras

By : Ehsan Roshanzamir

Dear Dr. Alejo Vidal-Quadras

I have read your speeches in support of the Mariyam Rajavi and the Cult  she and her husband Masoud Rajavi lead.

Dear Sir

There is a saying in your language that says: “El hábito no hace al monje.” (the cloths do not make the man) or  “Obras son amores y no buenas razones.” (Actions speak louder than words.)

Masoud and Maryam Rajavi, are the true evidences for the above sayings.

Please allow me to say that, this is not being said by someone just for the sake of money or free services received, who tries to set the words together without the basic knowledge which would please his or her client as in the case of some of the speakers in the Mojahedin gatherings. But is said by someone who has been in the Mojahedin for nearly 30 years, commanded many of the people in the Liberty Prison, thought them, lived with them, his blood has been shed in some events with them, has been bombed with them either by Iranian or US attacks, knows Maryam and Masoud Rajavi by living with them and working with them very closely as close as a personal body guard can be, in the Mojahedin and also in the so called National Council of Resistance as a member. Of course I also share the treachery done and is being done by Masoud and Maryam Rajavi to all the Mojahedin and to the democracy and free world.

Dear Dr. Quadras

One cannot question the intentions of anybody. But in either cases, weather it is financial and personal benefits or political interests, it does not seem to be befitting to play with the lives of the people that have left best lives that one could imagine and joined the Mojahedin with the outlook of democracy, but later found out that they themselves are the victims of dictatorship enforced by Masoud and Maryam Rajavi.

While Mojahedin were in Camp Ashraf under the most notorious physical and mental suppressions by her and Masoud Rajavi, Maryam Rajavi was shedding her tears about them and calling them the heroes of Ashraf in France.

The people in Liberty are the gun powder for Maryam and Masoud Rajavi’s political battles in the West to deceive the western democracy and pretend to be liberal and democratic. The more this gun powder burns, the more sound it makes and attracts media coverage for the couple.

How on earth in the 21th Century one could claim to be sent by the God and represents the God on the earth if not in the whole Universe, which owns the blood, breath and life and all belongings of his or her members to start with and when in power the whole nation under their grip!

We, who have been under harshest situations beyond imaginations either in hiding or in the prisons in Iran and later in Iraq, have been under unbelievable metal and psychological pressures to keep silence otherwise been jailed, beaten, tortured and even killed to obey such medieval dictatorial system that takes his or her orders as the word of God.

How could one make an agreement with one of the most notorious contemporary dictators (Saddam Hussein) to suppress his or her own members?

How could you call your members “wild animals” in daily mind manipulation sessions and ask other to attack each other on each other’s turn. Rajavi has repeatedly and openly said in general and private meetings that “the opposition to him will be met with Iron Fist; I have come to Iraq so I can do anything I want”.

How could you set the price of leaving such an Organization, 2-4 years jail inside the Organization, then being handed over to Saddam Hussain to be in his jails for at least 8 years? And even if you are more outspoken not satisfied with the above sentence, but death?

Did you know that the sentence for the women member to escape is death? This is the sentence set by Maryam Rajavi Sir.

Did you know that women were systematically sexually abused so they would think of Rajavi as their husband to stop them from leaving the organization? Maryam Rajavi used to arrange these sexual abuses.

Members who used to escape were hunted and if were not lucky enough, arrested, beaten, jailed, interrogated under torture and force obtained written confesses that they are anti-revolutionary and agents of Iran or Foreign Service depending from where they had joined the Organization?

How could you set raising members rank and file if only they were prepared to cut the dissident members to pieces? Masoud Rajavi has clearly and loudly and for thousand times said that we will hunt and kill any defector even in Europe.

To avoid wasting your valuable time, thousands more facts are kept in my heart and mind.

But does the one in thousand said above not recall the Stalin in Russia, Pol Pot in Cambodian, or the medieval systems in Europe and ISIS and Al Qaeda?

Dear Dr. Alejo Vidal-Quadras

El hábito no hace al monje.” or  “Obras son amores y no buenas razones.”

I don’t think for any political, economic, or personal reasons or interests it is appropriate to support such a Cult. By closing your eyes to the thousand facts and only listen to deceiving words of Masoud and Maryam Rajavi.

Yours Sincerely