ش11182017

Last updateش, 18 نوامبر 2017 2pm

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار نامه های منتقدین نامه های جداشدگان در آلبانی ، آقایان حمید حقیقی و علی بابایی و رضا افخمی و ایرج دادگر و زینال شهیدی

نامه های جداشدگان در آلبانی ، آقایان حمید حقیقی و علی بابایی و رضا افخمی و ایرج دادگر و زینال شهیدی

موضوع تفتیش عقاید در فرقه رجوی بحث کشافی است که مشخصا در نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی بارز می گردد. افراد موظف هستند حتی خواب شبانه خود را هم گزارش کنند و بابت آن هم بازخواست می شوند. مسعود رجوی تحت عناوینی همچون "لیبرالیسم فکری"، "ولگردی سیاسی"، "افکار هرز"، "خطای ذهن" و غیره هرگونه "دگراندیشی" را در درون تشکیلات به شدت سرکوب می کرد و می کند. افراد می بایست هرآنچه که در ذهنشان خطور کرده است را تحت عنوان "بیان تناقضات" گزارش می نمودند. "تناقض" در تعریف فرقه تلاقی عین با ذهن معنی شده و تأکید گردیده که "تناقض" با بحث و توضیح و بیان منطقی حل نمی شود بلکه باید سرکوب روانی گردد چون ریشه در فردیت دارد و باید با آن مبارزه کرد

 

نامه های جداشدگان در آلبانی ـ بنیاد خانواده سحر ـ سه شنبه 17 مرداد 1396

قرنطينه در فرقه رجوی! چرا؟

مطلبی نوشته حمید حقیقی

خوانندگان عزيز و ارجمند، از اينكه می توانم مطالبم را به نظر شما برسانم خيلي خوشحال و مسرور هستم و اين باعث افتخار من هست كه با شما درددل کنم.

ميخواهم يك موضوعي را بدون مقدمه با شما در ميان بگذارم. اين موضوعي كه ميخواهم بگویم این است که به تازگي مجاهدين خلق يك قرنطينه در تيرانا به راه انداخته اند. حالا سوال اینست كه چرا مجاهدين خلق دست به اين اقدام ضد بشری علیه اعضای خود زده اند؟

حالا علت اون رو ميگم. ميدونيد كه الان سران فرقه به سختي از خروج و ريزش نيروها و جدا شدن اونا ميترسند. به همين خاطر دست به اقدامات جنایتکارانه ای مثل درست كردن قرنطينه زده اند، اون هم به اين ترتيب كه افرادي كه خواهان خروج هستند رو در يك محل نگه داري ميكنند كه تقريبا يك الي دو ماه اونجا نگه داري ميشند، و با شكنجه روحي و رواني، اونا رو وادار ميكنند كه از كاري كه ميخواند انجام بدند منصرف بشند. از طرفي با توجه به اينكه آمار این گونه نفرات خیلی زياد است نميخواهند كه يك دفعه همه رو آزاد كنند، چون اين به ضررشون تموم ميشه، و به همين خاطر، ميخواهند آدم ها رو كم كم آزاد كنند، تا اينطوري جلوي اين موج ريزش رو بگيرند. ولي كور خوندند، چون خودشون ميدونند كه اين كار اصلا جواب نداره، چون به ضد خودش داره تبديل ميشه، چون ديگه آدم ها تنها راهي كه براشون باقي ميمونه اينه كه بدون اطلاع سازمان و تشكيلات جهنمي، اونجا رو ترك كنند و خودشون رو به كميساريا معرفي كنند. اگر این کار را نکنند، یعنی فرار نکنند، بايد برند قرنطينه.

الان من خودم شاهد چند مورد اينطوري بودم و با  اونا نيز صحبت كردم و اونا هم دليل اينكه از سازمان اينطوري بيرون اومدند، یعنی بدون اطلاع فرار کردند، رو همين عنوان كردند كه ديگر نميخواهند در قرنطينه رجوي بيفتند و اونجا مورد شكنجه روحي و رواني قرار بگيرند، چون به اندازه كافي در طي اين ساليان در زندان به سر برده و مورد شكنجه روحي و رواني قرار گرفته اند. همه اونا تنها حرفشون اینه که جلوي اين زندان سازي توسط مجاهدين خلق رو بايد گرفت و نبايد اجازه بديم كه اونا هركاري كه دلشون ميخواد در تيرانا با اعضای خودشون انجام بدهند.

من هم با خواسته اونا موافقم و از شما خوانندگان عزيز نيز ميخوام كه در هر کجای دنیا که هستید از زندانيان زندان رجوي حمايت كنيد و جلوي زندان سازي مجاهدين خلق در تیرانا رو بگیرید تا كه به اميد خدا همه زندانيان، هرچه زودتر از بند رجوي آزاد بشند و به دنبال زندگي مطلوب خودشون بروند و در دنياي خارج از مجاهدين خلق و مسعود رجوي، زندگي رو تجربه كنند و خوشبخت بشند.

از اينكه به حرف هاي اين حقير توجه كرديد، يك دنيا ممنونم. منتظر موضوعات ديگه باشيد.

مخلص و ارادتمند همه شما

حميد حقيقي - عضو جدا شده مجاهدين خلق در تيرانا
 

تفتيش عقايد به سبك رجوي

نوشته ای به قلم علی بابائی

با عرض سلام و ادب خدمت همه عزيزاني كه به حرف هاي ما جداشدگان فرقه رجوي توجه ميكنید. اميدوارم هر کجا كه هستيد شاد و تندرست باشيد.

ميدونيد كه در تاريخ بشريت، تفتيش عقايد يكي از پست ترين و منفورترين كارها بوده است. به همين خاطر همه، از اين كار بدشون مياد، حالا طنز اين داستان این است که مجاهدين خلق مدعي اين هستند كه ما بالاترين آزادي در بيان را در داخل خودمون داريم. بخاطر اينكه اين موضوع بيشتر روشن بشه، با اجازه شما اول به خود معني تفتيش عقايد از ويكي پديا بپردازيم.

تفتیش عقاید، باورپرسی یا باورکاوی که به معنی بازرسی و جستجو در باورهای افراد است، به اعمالی گفته می‌شود که یک موضع صاحب قدرت، مردم را به دلیل باورهایی که دارند، بازخواست می‌کند. مشهورترین آن، تفتیش عقاید در اروپای مسیحی است كه این کار توسط دستگاه کلیسا انجام می‌شد و متهمان بسیاری در دادگاه‌های تفتیش عقاید متهم به ارتداد، شرک و جادوگری می‌شدند. این افراد ابتدا برای اعتراف‌گیری شکنجه می‌شدند. در صورت عدم اعتراف سرنوشت معلومی برای آن‌ها متصور نبود. می‌کرد،در

حالا ميخوام براي شما از تفتيش عقايد به سبك رجوي بگم. ميدونيد كه در سازمان و تشكيلات، مطلقا اجازه نداري به جز اون چيزي كه ايدئولوژي سازمان و تشكيلات اون ميگه، فكر كني و باور كني. اين بزرگترين جرم محسوب ميشه که طور دیگری فکر کنی و به همين خاطر اونا ميگند، هرچي در ذهن و ضمير خودتون داريد بايد به سازمان بگيد، و هيچ چيز پنهان و بيان ناشده اي نبايد داشته باشيد.

بعنوان مثال من خودم و هم بقيه وقتي براي تماس با خانواده ميرفتيم، سازمان ميگفت كه هرچي گفتيد رو بايد بگيد، حالا من و بقيه، بطور واقعي هرچي رو گفته بوديم رو گزارش ميكرديم ولي اين سازمان لعنتي، راضي نميشد، ميگفت كه همش اين نيست و بايد اون دونه درشت ها رو بگيد، و ما هرچي قسم و آيه ميخورديم، بخدا به جز اين چيز ديگه اي نبود، اونا اصلا گوش نميكردند و خلاصه ما رو مجبور ميكردند كه در  جمع افراد، بيايم يكسري چيزها بخوانيم كه اصلا واقعي نبود.

هدف اونا اين بود كه بگند خانواده خوب نيست و نبايد كه اصلا با خانواده ارتباط برقرار كني. در صورتيكه بخدا اينطور نبود. خانواده خيلي خوب است و اين مسعود رجوی است که بد است و همه رو ميخواد مثل خودش بكند و بايد مثل اون فكر بكند. از اين مثال ها زياد است و بخاطر اينكه وقت شما رو بيشتر از اين نگيرم از اونا صرف نظر ميكنم و به يك وقت ديگه موكول ميكنم.

از اينكه با هم بوديم، خيلي ممنونم، در فرصت هاي بعدي، خدمت ميرسم.

دوستدار شما

علي بابايي - عضو جدا شده مجاهدين خلق در تيرانا

توضیح: موضوع تفتیش عقاید در فرقه رجوی بحث کشافی است که مشخصا در نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی بارز می گردد. افراد موظف هستند حتی خواب شبانه خود را هم گزارش کنند و بابت آن هم بازخواست می شوند. مسعود رجوی تحت عناوینی همچون "لیبرالیسم فکری"، "ولگردی سیاسی"، "افکار هرز"، "خطای ذهن" و غیره هرگونه "دگراندیشی" را در درون تشکیلات به شدت سرکوب می کرد و می کند. افراد می بایست هرآنچه که در ذهنشان خطور کرده است را تحت عنوان "بیان تناقضات" گزارش می نمودند. "تناقض" در تعریف فرقه تلاقی عین با ذهن معنی شده و تأکید گردیده که "تناقض" با بحث و توضیح و بیان منطقی حل نمی شود بلکه باید سرکوب روانی گردد چون ریشه در فردیت دارد و باید با آن مبارزه کرد. 
 

"کمیته انقلاب" چیست؟

نوشته ای از رضا افخمی جداشده در آلبانی

با سلام خدمت هموطنان عزیز، خصوصا خانواده های محترم

من رضا افخمی یکی از اعضای جدا شده از تاریکخانه مسعود رجوی در آلبانی هستم. میخواستم از اوضاع و احوال انسانهایی که اسیر و در بند این فرقه ریا کار هستند برایتان حقایقی را بازگو کنم که چه بر این افراد میگذرد.

وقتی آخرین پرواز چارتر، عراق را به مقصد آلبانی ترک کرد، فرقه اسم آنرا هجرت بزرگ گذاشت و آنرا یک پیروزی قلمداد کرد و به خورد اعضا داد. من و بقیه فکر می کردیم که دوران فشار و سختیهای عراق تمام شده و در یک کشور اروپایی حداقل نیازهایی که قبلا در عراق می گفتند امکانش نیست در آلبانی فراهم خواهد شد، اعم از ارتباط با دنیای بیرون از قبیل اینترنت و تماس خانوادگی و امکاناتی که در عراق نبود. ولی زهی خیال باطل.

یک ماه اول بعد از آخرین انتقال یک در باغ سبز خیلی کوتاه نشان دادند ولی رفته رفته چون در ذات و قاموس این سازمان ارزشی برای افراد قایل نیستند باز همان فشارها و محدودیتهای گذشته شروع شد با همان شیوه‌های پلیسی و نشست‌های مزخرف مغزشویی یا عملیات جاری که همه افراد چرت میزدند یا به بهانه‌های مختلف نشست را ترک می‌کردند.

تقریبا همه انواع نشست‌ها کسالت‌آور و بی محتوا شده بود و ظرفی برای طنز و خندیدن افراد، چون حرف‌ها آنقدرپوشالی و دروغ و تکراری بود که نفرات حوصله شنیدن آن اراجیف را نداشتند.

مثلا در یکی از نشست‌های تفتیش عقاید به اسم "کمیته انقلاب" که باید نقطه مختصات طرف را در میاوردند همه سکوت می کردند برای اینکه مسئولین گیر ندهند و بعد یک چیز پوشالی همه سر هم می کردیم که صورت جلسه خالی نباشد.

همه نشست‌ها شده بود شکنجه روحی و روانی افراد. البته ناگفته نماند که چند ماه اوضاع آنقدر خراب شده بود که انتفاد را تعطیل کرده بودند. بعد از مدتها باز گفتند باید به هم انتقاد کنید و میخواستند آدمها را به جان هم بیندازند ولی کسی گوش نمی کرد. همان ریل سکوت و بایکوت بهترین راه در مقابل تشکیلات این فرقه جهنمی بود.

یک موضوع دیگر که میخواستم بگویم در مورد پزهای مسخره و پوشالی سازمان می باشد. در مورد توزیع گوشی بین اعضا که البته خود مسئولین فرقه تحت فشار و جو حاکم از طرف  اعضا مجبور به توزیع گوشی شدند. البته گوشی که چه عرض کنم بچه‌ها برای طنز اسم گوشی که سازمان داده بود را گوشت کوب گذاشته بودند چون بیشتر اسباب بازی دست بچه ها بود و به درد هیچ کاری نمی خورد. ولی با این وجود این تشکیلات پوشالی به قدری از موضوع تماس افراد با خانواده ها وحشت داشت که حتی گوشت کوبی که نمی شد با آن تماس با خانواده گرفت را هم برنتابید و آن را جمع کرد.

البته برای نور چشمی‌های خودشان بهترین و بروزترین گوشیها فراهم بود ولی گفته بودند که مخفیانه استفاده کنید که بقیه افراد نبیند. این هم از ادعاهای مسخره شان که می گفتند تبعیض در سازمان نیست ولی دروغ  می گویند تبعیض و بیگاری کشیدن از افراد بسیار زیاد میباشد.

کلاه کشادی طی این سالیان سر اعضا گذاشتند و همه این ریا کاریها در آلبانی بر همه اعیان شد. دوستان عزیز تا فرصت دارید به فکر جوانی و عمر از دست رفته خود باشید. بیشتر از این گول حرفهای رجوی را نخورید. مردم ایران بخصوص نسل جدید اصلا این دار و دسته رجوی را نمی شناسند یا اگر می شناسند به شدت از او و فرقه اش متنفر هستند. تا دیر نشده خودتان را نجات بدهید و به آغوش گرم خانواده‌هایتان برگردید.

در ادامه این روشنگریها در آینده مطالب بیشتری را از این تشکیلات پوشالی برایتان بازگو خواهم کرد.

رضا افخمی جداشده از فرقه رجوی ساکن تیرانا
 

«برخورد دو نیرو»

مقاله ای از ایرج دادگر

با سلامی دوباره خدمت خانواده های گرامی


نمی دانم که چگونه توضیح دهم. اما اکنون که این مقاله و اطلاع رسانی را به شما میکنم مجددا سه نفر دیگر از عزیزان این مرزو بوم با اقدامی شجاعانه از فرقه جهنمی خروج نمودند. دو تن مجددا از فرماندهان قدیمی و یک نفر نیز با سابقه 28 سال هستند.

از درج نام آنان خودداری میکنم چراکه شاید خودشان هنوز مایل نباشند و به احترامشان ذکر نمی کنم. اما آنان اهل کرمانشاه و لرستان و شهرکرد میباشند و بدین وسیله پیشاپیش به خانواده های این عزیزان تبریک و تهنیت عرض مینمایم.

واقعیت را بخواهید فرقه هنوز به سررسید یکساله کوچ اجباری از عراق به آلبانی نرسیده است و هنوز جوهر دروغ و ریایش خشک نشده است که اینچنین هر روز جداشدن ها برسرش آوار می شود و دست به هرترفندی هم که میزند نمی تواند جلوی موج اعتراضات درونی را بگیرید.

باید البته به این نکته توجه کرد که تنها ضعف و زبونی فرقه و آنتی تز فرقه یعنی حضور فعال جامعه جداشدگان در آلبانی است که همچون خاری در چشم مریم رجوی تمامی تشبثات فرقه را روزانه نقش برآب می کند. جامعه جداشدگان نیروئی بالنده است که در برابر نیروی فریبکاری فرقه رجوی قرار گرفته و باطل السحر آن شده است. برخورد دو نیرو را روزمره به وضوح می توان مشاهده نمود.

یک قلم حضور خود نفرات جدا شده تاثیر بالفعلی بر نیروهایی که به شهر و مراکز خرید می آیند میگذارد چراکه به دروغهای فرقه در عمل پی میبرند، دروغهایی که واقعا من که هنوز یکسال نیست از این فرقه جدا شده ام تعجب کرده و میکنم که رجوی واقعا دست شیطان را از پشت بسته است. ولی اشتباه نکنید فرقه ای که تا دیروز در عراق صدای هر مخالفی را در نطفه خفه میکرد، در گرداب آلبانی تنها سلاحش دروغ و ریا است والا اگر میتوانست و تیغش میبرید بر سرهر کوچه و بازاری طناب دار جداشدگان را محیا مینمود.

اقدامات مجرمانه این فرقه جهنمی را در مقالات بعد به عرض خوانندگان گرامی خواهم رساند که چطور از سرذلت و شکست پی درپی از ما جداشدگان افسار پاره می نماید. ولی برای ما باکی نیست. ما تنها سلاحمان حقیقت و منطق است، و بیان واقعیات تعهدی است که تا روز آخر در آلبانی خواهیم داشت و دست به افشای دروغهای فرقه خواهیم زد تا نتوانند آنانی که آگاهی از این فرقه ندارند به دام آن گرفتار نشوند.

خوانندگان و خانوادهای گرامی بایستی هر روز گوش بزنگ تحولات جدید باشند چراکه این بنای پوسیده به روزهای انتهایی خود رسیده است. اکنون اوضاع طوری شده است که زمان هم از ما و هم از شما خانواده های گرامی پیشی گرفته است و به واقع فردا که چشم باز می کنیم کسی خبر ندارد که چه کسی جداشده و به جامعه ما پیوسته است.

اینست سرنوشت محتوم فرقه ای پلید که تا لحظه آخر هم دست از دروغ و نیرنگ و ریا بر نمی دارد. ولی از قدیم همیشه گفته اند که:

چوب خدا صدا ندارد – وقتی می زند دوا ندارد

ایرج دادگر (تیرانا - آلبانی)

هزارمين تعهد نامه

مقاله ای از زینال شهیدی

خبرهاي شنيده شده از داخل فرقه رجوی اين است كه یکی از مسئولین بالای شورای رهبری فرقه به همگان از قول مسعود رجوی ابلاغ نموده و گفته است كه "رهبري پيام داده كه همه اعضا دوباره تعهدنامه و سوگندنامه و نقشه مسير جديد بنويسند". 

اولا چرا خود رهبري مستقيم پيام نداده و از طريق كس ديگري گفته است؟ در صورتيكه سر سوگند نامه ها هميشه خودش مستقيم پيام صوتی ميداد. احتمالا نتوانسته از قبرش بلند شود و كسي ديگري را پيام رسان خودش كرده است. 

شنیده ها حاکی است که نفرات داخل تشکیلات از این موضوع استقبال نكردند و گفته اند كه باز براي هزارمين بار از ما تعهدنامه می خواهند و قضیه را لوث کرده اند.

در تعهدنامه و نقشه مسیر قبلي اعضا نوشته بودند که تعهد می دهند در ركاب مسعود رجوی بمانند. ظاهرا تعدادي نزديك به 100 نفر تعهد نامه جدید را ننوشتند که اين نشان دهنده اين است كه اين نفرات دیگر نميخواهند در رکاب رجوی خائن بمانند. 

همچنین گفته شده که كار اول و آخر مسئولين اين است كه اين تعداد نفري كه تعهد نامه را امضاء نكرده اند را به هر طريقي راضي كنند تا بنویسند.

سالها با خود من و ديگران هم اين كار را كردند. الان كه مخصوصا از لحاظ سياسي هم برايشان بد تمام ميشود و مجبورند به اعضا باج بدهند و در برابر خواسته هاي آنها كوتاه بيايند.

اعضای شورای رهبری نفراتي كه امضاء نكرده اند را صدا ميكنند و با لبخند مليح به آنها ميگويند: "اصلا مهم نيست که تعهدنامه را امضا نمی کنی. ما ميدانيم كه تو انقلابي بزرگي هستي. الان مشكلاتي در ذهنت هست كه ما كارمان همين است كه مشكلات تو را حل کنیم و خواسته هایت را برآورده نمائیم". يا اينكه می گویند: "اگر پول بيشتری براي گشتن و تفريح نیاز داری بگو و ما به تو ميدهيم"، و كلي از این موارد كه ميتوانم چندین صفحه برايتان بنويسم.

الان بر فرض كه اصلا مسعود رجوی خائن هم زنده باشد و خودش هم پيام داده باشد. اين که پيام با صدای خودش نیست این را ميرساند كه بغايت اوضاع در داخل فرقه خراب است. می داند که تعدادی سرباز خواهند زد و نمی خواهد با آنها رودررو شود.

خود من از افراد داخل تشکیلات شنیدم که اوضاع درونی به شدت وخیم است. کار به جايی رسیده است که جای مسئول با تحت مسئول عوض شده است. اين موضوع نشان دهنده آن است كه نفرات به خود آمده اند كه ديگر نبايد به این فرقه در شرایط فعلی رو بدهند. هر كجا كه تهاجمي عمل كرده اند باعث عقب نشيني فرقه شده اند و هر کجا کوتاه آمده اند فرقه بدتر فشار آورده است.

من قلبا از تمامی اعضای فرقه رجوی می خواهم كه ديگر گول مسعود رجوی را نخورند. کسانی که تعهدنامه را امضاء نکرده اند قطعا در موقعیت بهتری قرار دارند. اين خودش گام بزرگي براي آزادي و رهائی هميشگي است. 

با اميد به آن روزی كه تك تك اعضا را در فضائی آزاد در آغوش بگيرم.

جدا شده از فرقه رجوی در آلباني به اسم مستعار زينال شهيدي

   گزارش RAND

Rand 153 145
گزارش انستیتوی تحقیقات دفاعی آمریکا درمورد سازمان مجاهدین

   بتول سلطانی

Soltani 153x145
مجموعه مصاحبه ها

ابراهیم خدابنده

Ebrahim Khodabandeh 2015
مروری مختصر برفرقه های مخرب کنترل ذهن 

خروج ممنوع

HRW logo1 153 145
گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد نقض حقوق انسانی در مجاهدین

مریم ستجابی

Sajabi Maryam 153x145
مجموعه مقالات 

ایرج مصداقی

mesdaghi goz93
271 سئوال مردم ازسازمان مجاهدین 

pericolum in mora

pericolum 153x145
خودکشی وخودسوزی درسازمان مجاهدین

Anne Singleton

annesingleton 153x145
مجموعه مقالات 

علی جهانی

Jahani Ali 400x
یادواره ها

کمپین خانواده

Campian Familie153x145
کمپین خانواده های اسرای سازمان مجاهدین

مهندس علی اکبرراستگو

Rastgou Ali 2
مجموعه مقالات

کریم غلامی

Karim Gholami 153x145
یادواره ها

تاسیس 100 اشرف!!؟ در آلمان

Hoshdar

هشدار کانون آوا به هموطنان ایرانی در خارج از کشور

محمدکرمی

mohammadkarami 153 145

وضعیت حقوق بشردر سازمان مجاهدین

کردکشی مجاهدین درعراق

Kurden Morvarid 153x145

مجموعه مقالات و اسناد

نقشه سایت کانون آوا

انتشارات

سازمان مجاهدین

  • تاریخچه سازمان مجاهدین
  • شورای ملی مقاومت
  • ارتش آزادیبخش
  • نقش زنان در تشکیلات
  • نظرات مجاهدین درمورد دیگرگروه ها

تروریسم وفرقه گرایی

  • انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین
  • آیا مجاهدین یک فرقه هستند؟
  • مبارزه مسلحانه یا ترورکور؟
  • خشونت علیه جداشدگان و منتقدین
  • نقض حقوق بشر در تشکیلات
  • زندان وشکنجه درتشکیلات

لابیگری و خلافکاریهای مالی

  • لابی گری مجاهدین درغرب
  • انجمنهای پوششی مجاهدین 
  • سوء استقاده های مالی