ی07222018

Last updateش, 21 جولای 2018 9am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها ۱۹ فروردین ۱۳۹۰، داغ ننگی بر پیشانی مسعود رجوی

۱۹ فروردین ۱۳۹۰، داغ ننگی بر پیشانی مسعود رجوی

نیروهای عراقی تا خیابان ۱۰۰ اومدند و بعد رد کردند و تا وسط های اشرف آمدن و دوباره به خیابان ۱۰۰ برگشتن. توی این مدت فرمانده های اصلی همه توی سوراخ موش رفته بودند و کسی از آنها پیدا نبود. بچه ها علیرغم فریاد مسئولین  از خیابان ۱۰۰ یک قدم جلوتر نرفتن. توی بلندگو داد میزدند که کسی عقب نشینی نکنه.دوستم که توی صحنه بود میگفت خواستم یک مجروح رو بلند کنم بیارمش عقب. یکی از فرماندهان رجوی ملعون سرش داد زد و گفت: "ولش کن، اون که اول و آخر میمیره، تو میخوای به بهانه این بری عقب".کی جرات داشت عقب بیاد؟ تازه اگر هم میرسید اونجا یک سری گراز وحشی منتظر بودند با فحش و ناسزا که چرا فرار کردی؟

 

اکبر حسنی ـ بنیاد خانواده سحر  -  پنچشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷

۱۹ فروردین ۱۳۹۰، داغ ننگی بر پیشانی مسعود رجوی

اکبر حسنی

الان که دارم این مطلب رو مینویسم چهره تک تک نفرات جلوی چشمم هست. از صبا هفت ‌برادران تا اون دختر کوچیک معصوم، منظورم دختر عبدالرضا رجبی هست که پدرش رو یک جور رجوی بکشتن داد و دخترش رو هم اینطوری به خون کشید تا باقی نفرات.

از چند وقت قبل معلوم بود که اتفاقی میخواد بیوفته، چون رجوی ملعون و سیستمش اونقدر به دست و پای دولت عراق پیچیدن که دقیقا مثل داستان ۶ و ۷ مرداد داشت تکرار میشد. اون بار دولت عراق رو مجبور به حمله کردن چون هرچه گفت ایستگاه پلیس میخوام بزنم رجوی ملعون هی حرف مفت زد.

این بار هم دولت عراق گفته بود زمینهای مردم رو که سند و حکم دادگاه دارن تخلیه کنین. در اون قسمت ها چیز جدی وجود نداشت. روستا و زمین های کشاورزی مردم بود که صدام بزور گرفته و به رجوی داده بود. آنجا زاغه های مهمات ساخته بودند که خالی بود.

دولت عراق گفته بود که طبق حکم دادگاه تا خیابان ۱۰۰ بیشتر نمیخواهیم و باید این زمینهای کشاورزی به صاحب هاشون برگردونده بشه. رجوی هم  که خاک عراق رو ملک طلق خودش میدونست و البته بخاطرش کلی جنایت و خیانت و وطن فروشی کرده بود تازه خیال میکرد ارباب جدیدش هواشو داره، واسه همین اصلا به حرف های دولت عراق و سند مالکیت و حکم دادگاه اهمیت نمیداد، تازه حرف مفت هم میزد.

از شب قبل آماده باش اعلام شد یعنی که معلوم بود که حمله میشه. ماها توی خیابون صد بودیم که سپیدی های صبح دیگه کارد به استخون دولت عراق رسید و فهمید که طرف مقابل قانون و منطق و زبان خوش سرش نمی شه و تا بوده زور گفته.

من سعی ندارم که دولت عراق رو مظلوم و خونهایی که ریخته شده رو موجه جلوه بدم، اما قطعا تمام این خونهایی که ریخته شد روی دست های رجوی لعنتی مونده و خودش مسئول اول و آخر همه اونهاست. 

ما خیابان ۱۰۰ بودیم  و بعد گفتن که برویم سمت امداد. بعضی ها دیگه جلوتر بودند که سپیده صبح حمله شد. عراقی ها از قبل چند بار اتمام حجت کرده بودن.

رجوی فقط قربانی میخواست که براش مهیا شد. اونقدر تحریک کردن، فحش دادن و سنگ زدن به پلیس عراق که معلوم بود دنبال شر می گردن.

صدای رگبار قطع نمیشد. دیگه مجروح پشت مجروح، کشته پشت کشته.

نیروهای عراقی تا خیابان ۱۰۰ اومدند و بعد رد کردند و تا وسط های اشرف آمدن و دوباره به خیابان ۱۰۰ برگشتن. توی این مدت فرمانده های اصلی همه توی سوراخ موش رفته بودند و کسی از آنها پیدا نبود. بچه ها علیرغم فریاد مسئولین  از خیابان ۱۰۰ یک قدم جلوتر نرفتن. توی بلندگو داد میزدند که کسی عقب نشینی نکنه.

دوستم که توی صحنه بود میگفت خواستم یک مجروح رو بلند کنم بیارمش عقب. یکی از فرماندهان رجوی ملعون سرش داد زد و گفت: "ولش کن، اون که اول و آخر میمیره، تو میخوای به بهانه این بری عقب".

کی جرات داشت عقب بیاد؟ تازه اگر هم میرسید اونجا یک سری گراز وحشی منتظر بودند با فحش و ناسزا که چرا فرار کردی؟

دوستم میگفت که چند تا از زنهای رجوی توی خیابون پشت ماشین حتی پیاده هم نشدن که اگه لازم شد سریع فرار کنند.

کلی نفرات هم برای نگهبانی مقر ۴۹ گذاشته بودن که زن های رجوی از جمله مژگان پارسایی اونجا بودند.

دوست دیگم رو به زور برده بودن برای حفاظت از ۴۹. اونها تنها با بدنشون باید حفاظت میکردن و دست خالی

زنهای رجوی با دریدگی خاص خود رجوی میگفتن که "همه شما هم کشته بشین نباید پای عراقی ها برسه به ۴۹. باید کسی توی ۴۹ نره.

نیروهای عراقی هم واستاده بودند. باز یک سری نفراتی مثل عسکر و سیامک، عراقی ها رو تحریک میکردن فحش میدادن که باز خون ریخته بشه. دوستم قسم میخورد با گوش خودش شنیده که فرمانده عراقی ها به نیروهاش گفته که اصلا توجه نکنین، اینها دنبال بهانه میگردن، اینها نقشه دارن نفرات خودشون رو بکشتن بدن 
عراقی ها میگفتند ما از روز اول گفتیم که تا خیابان ۱۰۰ می آییم چرا آمدین جلوی ما خط بستین تحریک کردین بازم رهبران شما باعث و بانی این خون ها شدند
جوری توی مخ آدمها میرفت. اون ملعون که انگاری زندان اشرف تسخیر ناپذیره و می گفت خدا هواش رو داره البته تمام دلگرمی رجوی به ارباب جدیدش بود.

سناریویی که تکرار شده بود. بازم رجوی ملعون نفرات رو بکشتن داد وگرنه عراقی ها میگفتند ما طبق حکم دادگاه تا خیابان ۱۰۰ می آییم.

نباید نفرات رو میفرستادن جلو

۵۲ نفر رو رجوی ملعون بکشتن داد و کلی هم زخمی داد

تازه توی مثلا نشستی که گذاشته بود با وقاحت میگفت این که چیزی نیست، ویتنام اینقدر کشته داده سوریه روزی چند برابر کشته میده، انگار بس نبود برای ملعون تازه کمش بود.

بعد باز حرفای صد من یک غاز و گریه تبلیغاتی

این ضحاک معلوم نیست که کی سیر میشه

این وسط کسانی که باید از میان برداشته میشدن را فرستادن جلوی جلو، که رجوی دیگه طاقت حرفاشون رو نداشت.

میاد اون روزی که باید جواب وطن فروشی ها و خونهایی که باعث و بانی اون بود را بده.

اکبر حسنی اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی

   گزارش RAND

Rand 153 145
گزارش انستیتوی تحقیقات دفاعی آمریکا درمورد سازمان مجاهدین

   بتول سلطانی

Soltani 153x145
مجموعه مصاحبه ها

ابراهیم خدابنده

Ebrahim Khodabandeh 2015
مروری مختصر برفرقه های مخرب کنترل ذهن 

خروج ممنوع

HRW logo1 153 145
گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد نقض حقوق انسانی در مجاهدین

مریم ستجابی

Sajabi Maryam 153x145
مجموعه مقالات 

ایرج مصداقی

mesdaghi goz93
271 سئوال مردم ازسازمان مجاهدین 

pericolum in mora

pericolum 153x145
خودکشی وخودسوزی درسازمان مجاهدین

Anne Singleton

annesingleton 153x145
مجموعه مقالات 

علی جهانی

Jahani Ali 400x
یادواره ها

کمپین خانواده

Campian Familie153x145
کمپین خانواده های اسرای سازمان مجاهدین

مهندس علی اکبرراستگو

Rastgou Ali 2
مجموعه مقالات

کریم غلامی

Karim Gholami 153x145
یادواره ها

تاسیس 100 اشرف!!؟ در آلمان

Hoshdar

هشدار کانون آوا به هموطنان ایرانی در خارج از کشور

محمدکرمی

mohammadkarami 153 145

وضعیت حقوق بشردر سازمان مجاهدین

کردکشی مجاهدین درعراق

Kurden Morvarid 153x145

مجموعه مقالات و اسناد

نقشه سایت کانون آوا

انتشارات

سازمان مجاهدین

  • تاریخچه سازمان مجاهدین
  • شورای ملی مقاومت
  • ارتش آزادیبخش
  • نقش زنان در تشکیلات
  • نظرات مجاهدین درمورد دیگرگروه ها

تروریسم وفرقه گرایی

  • انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین
  • آیا مجاهدین یک فرقه هستند؟
  • مبارزه مسلحانه یا ترورکور؟
  • خشونت علیه جداشدگان و منتقدین
  • نقض حقوق بشر در تشکیلات
  • زندان وشکنجه درتشکیلات

لابیگری و خلافکاریهای مالی

  • لابی گری مجاهدین درغرب
  • انجمنهای پوششی مجاهدین 
  • سوء استقاده های مالی