پانزدهم شهریور سالروز تآسیس سازمان مجاهدین

این سازمان در حقیقت قرار بود برای ازادی و برابری و تحقق عدالت و ایجاد جامعه بی طبقه توحیدی مبارزه و در صورت نیاز جان خود را در این راه بدهد.
بعد از سرنگونی نظام شاهنشاهی که مجاهدین و تمام گروههای چریکی به نحوی در ان شرکت داشتند مجاهدین بلافاصله با ایجاد دفاتر و انجمن هایی در سراسر ایران و مخصوصا شهرهای بزرگ سعی در جزب جوانان کردند و از همان زمان سعی در جمع اوری سلاح بودند و یکی از سئوالهای فرم هواداران این بود که سلاح دارند یا نه.
رجوی همیشه میگفت ما از زندان اخوندها را میشناختیم و بعداز انقلاب هم می دانستیم که جنگ مسلحانه اجتناب ناپذیر است البته خواسته و ارزوی رجوی چیزی جز قدرت و رهبر شدن نبود کمااینکه در بسیاری از نشستهای طولانی و خسته کننده اش می گفت آقای خمیتی میگفت این پسره سی ساله میخواهد رهبر باشد و انقدر این نقل را در نشستها تکرار میکرد که ادم حالش بهم میخورد ولی رجوی عاشق این جمله "رهبر" بود.

 

------------------------------------------------------------------------------------

رضا جبلی،03/09/2018

Reza Jebeli03پانزدهم شهریور سالروز تآسیس سازمان مجاهدین

تاریخچه سازمان قبل از انقلاب  مورد تحلیل و بازنگری این مقاله نمی باشد. بعنوان یک عضو سابق که از سال 58 در ارتباط و بعدا عضو این سازمان شده ام سعی خواهم کرد چهل سال گذشته این سازمان که با تعقیر مبانی ایدئولوژیک و تشکیلاتی مورد نظر بنیان گذاران رجوی این سازمان را به یک فرقه مافیایی و تبهکار و وطن فروش تبدیل کرد را مورد بازنگری و توضیح دهم..
این سازمان در حقیقت قرار بود برای ازادی و برابری و تحقق عدالت و ایجاد جامعه بی طبقه توحیدی مبارزه و در صورت نیاز جان خود را در این راه بدهد.
بعد از سرنگونی نظام شاهنشاهی که مجاهدین و تمام گروههای چریکی به نحوی در ان شرکت داشتند مجاهدین بلافاصله با ایجاد دفاتر و انجمن هایی در سراسر ایران و مخصوصا شهرهای بزرگ سعی در جزب جوانان کردند و از همان زمان سعی در جمع اوری سلاح بودند و یکی از سئوالهای فرم هواداران این بود که سلاح دارند یا نه.
رجوی همیشه میگفت ما از زندان اخوندها را میشناختیم و بعداز انقلاب هم می دانستیم که جنگ مسلحانه اجتناب ناپذیر است البته خواسته و ارزوی رجوی چیزی جز قدرت و رهبر شدن نبود کمااینکه در بسیاری از نشستهای طولانی و خسته کننده اش می گفت آقای خمیتی میگفت این پسره سی ساله میخواهد رهبر باشد و انقدر این نقل را در نشستها تکرار میکرد که ادم حالش بهم میخورد ولی رجوی عاشق این جمله "رهبر" بود.
تاریخچه رجوی در این چهل سال را میشود در سه بخش تجزیه و تحلیل کرد  بعد از انقلاب تا اعلام جنگ مسلحانه حضور در عراق و بعد از سرنگونی صدام حسین.
اغاز جنگ مسلحانه از طرف رجوی در سی خرداد شصت  و در زمانیکه ایران در جنگ با متجاوزین عراقی بود یکی از بزرگترین اشتباهات استراتژیک رجوی بود و البته توهم اینکه شش ماهه رژیم سرنگون و ایشان رهبر خواهد شد را در سر داشت و بدین وسیله صدها تن از هواداران خود را بدون برنامه و سازماندهی برای فاز نظامی و حتی اگاه کردن انها و بدون حق انتخاب روانه زندان و میدانهای اعدام کرد در صورتیکه خودش و نزدیکانش فرار کرده و در کنار رود سن مستقر شدند.
این خیانت و جنایت رجوی البته برای رژیم رحمت بود و نه تنها رژیم شش ماهه سرنگون نشد بلکه چهل سال هم تا به امروز به حکومتش ادامه داده است چرا که بهانه بدست انها داد که بواسطه جنگ خارجی جنبش ازادیخواهانه مردم ایران و بطور کلی هر گونه صدایی را سرکوب کنند و در نتیجه رجوی خائن و جنایتکار بزرکترین هدیه را به این رژیم داد.
حضور در عراق و در زمانیکه این کشور در جنگ با ایران بود و روزانه با انواع و اقسام موشکها خانه های مردم بیگناه را در شهرهای مختلف مورد اصابت قرار می داد لکه ننگ و خیانتی دیگر بر پیشانی رجوی جنایتکار بود که وطن فروشی را هم به ان اضافه کرد که تا به امروز به شدت مورد تنفر تمامی مردم ایران و ایرانیان سراسر دنیاست بجز البته وطن فروشان اندکی که با گرفتن پول خون ملت ایران از این فرقه جانی حمایت می کنند.
رجوی با ورودش به عراق و هم پیمان شدن با صدام جنایتکار که هزاران ایرانی را به خاک و خون کشید فصل جدیدی در جنایت و خیانت و وطن فروش  گشود که در تاریخ معاصر ایران کمتر میشود دید همدستی با دشمن وطن و کشتن سربازان ایرانی و شنود بیسمی انها برای مخابرات عراق و دادن اطلاعات محل تجمع سربازان و  ..... تا کشتن و زندانی کردن حتی اعضای ناراضی خود سازمان در کمپ اشرف و جدا کردن خانوادها و بچه ها و فرستادن انها به خارج و جدا کردن انها از مادرانشان حتی نوزادان شش ماهه را هم از مادرانشان جدا کرد.
افرادی که یک روز برای ازادی ملت خود به این سازمان پیوسته بودند و تعدادشان هم حدود چهار هزار نفر بود و حاضر بودند برای رجوی هزار تکه شوند را چنان در اشرف به بند کشید که در هیج کجای دیگر نمونه ان وجود ندارد.
کشتن شیعیان و کردها در جنگ اول عراق و اینکه همین خانم مریم قجر می گفت کردها و شیعیان را با شنی تانکهایتان له کنید و از روی انها بروید و گلوله ها را هم برای سربازان رژیم بگذارید.
دو هفته قبل از جنگ رجوی ما را به بیست کیلومتری مرز ایران فرستاد و همسرش مریم قجر و همه ان کسانیکه در سی خرداد شصت از ایران فرار کردند را دوباره راهی فرانسه کرد و خودش هم به غبیت صغری و کبرا رفت و تا به امروز این به اصطلاح رهبر معلوم نیست مرحوم شده است یا مرحوم اش کرده اند.
همگی بیاد داریم چطور رجوی دستور حمله به خانوادهایکه برای دیدن فرزندانشان به جلو درب کمپ اشرف رفته بودند را داد و این مجاهدینی که قرار بود برای ازادی ملت خود جان دهند چطور بیرحمانه با تیرکمان و استفاده از میله گرد بجای سنگ چظور پدر و مادران سالمند خود را می زدند. ( عکس های ضمیمه).
مریم قجر جنایتکار که خودش قبل از جنگ فرار کرده بود فرمان چو اشرف نباشد تن من مباد سر میداد و البته تمامی سعی اش را کرد که همه اعضا را در عراق به کشتن دهد چون این نفرات به قول خودش که در نشست محرمانه و حضور تعداد کمی از اعضا از طرف فهمیه اروانی منتقل شد گفت " در خارج فقط شما بدرد سازمان میخورید و می توانید خط وخطوط برادر را پیش ببرید و بقیه وقتی پایشان به دنیای بورژوازی برسد نه تنها با سازمان نمی مانند بلکه طلبکار برادر هم میشوند" و طبق گفته اقای علامه حسینی که گفتند به مریم رجوی گفتم بایستی هر چه زودتر این بچه ها را از عراق بیرون بکشیم که جونشان در خطر است و مریم جنایتکار در جواب می گوید " اگر کشته شوند استفاده سیاسی از انها می کنیم".
هیچوقت یادم نمی رود که رجوی می گفت چهل و هشت ساعت و ماکزیمم هفتاد و دو ساعت وقت دارید قبل از رسیدن من و خواهر مریم به تهران تمام دشمنانتان را به دار کشید و تیر چراغ برق هم که کم نداریم و من را از شر مزاحمان اینده رها کنید و این است ازادی که رجوی به ان معتقد است و البته ما اعضای این فرقه خودمان با پوست و گوشتمان ازادی و دموکراسی مورد نظر این اقا و خانم را از نزدیک لمس کرده ایم.
به راستی این همه خواری و ذلالت که هم اکنون گریبان گیر رجوی شده بطوریکه حتی فرقه جرات اعلام مردن وی و گرفتن یک مراسم ساده عزاداری هم برای این به اصطلاح "رهبر" را هم ندارد حاصل چهل سال جنایت و خیانت و وطن فروشی این فرقه ضد انسانی و شخص رجوی میباشد.
زنده و پاینده باد ایران عزیزمان