مورد مشکل آفرین مجاهدین خلق در اروپا

نشریه اسپانیایی ال کونفیدانسیل در گزارشی در این باره می نویسد: «شورای به اصطلاح ملی مقاومت، برای کمک مالی به وکس در انتخابات سال 2014، زیر ذره بین است. این گروه فرقه ای ایرانی است که اعضایش در کمپ محصوری در آلبانی زندگی می کنند، همچنین این گروه، روی حمایت مقامات رده بالای اسپانیایی در همایش هایش حساب می کند.»...

---------------------------------------------------------------------------------------

 

Dolersمورد مشکل آفرین مجاهدین در اروپا

در طول یک دهه گذشته، مجاهدین خلق برای پرداخت رشوه های سنگین به مقامات بلند پایه آمریکایی به بدنامی مشهور بوده اند. این مقامات نیز در مقابل، با تبدیل شدن به مهره های لابی مجاهدین خلق و دفاع از این گروه علیه جمهوری اسلامی چهره خود را خدشه دار کردند. اما کمک های میلیون دلاری مجاهدین خلق به سیاستمداران آمریکایی محدود نمی شود. به تازگی در خبرها خواندیم که حزب سیاسی دست راستی کشور اسپانیا با نام اختصاری Vox برای دریافت کمک های مالی از مجاهدین خلق مورد انتقاد بسیار قرار گرفته است. به علاوه، مجاهدین خلق مبالغ هنگفتی به برخی سیاستمداران اسپانیایی پرداخته است تا در مراسم هایش سخنرانی کنند.
نشریه اسپانیایی ال کونفیدانسیل در گزارشی در این باره می نویسد: «شورای به اصطلاح ملی مقاومت، برای کمک مالی به وکس در انتخابات سال 2014، زیر ذره بین است. این گروه فرقه ای ایرانی است که اعضایش در کمپ محصوری در آلبانی زندگی می کنند، همچنین این گروه، روی حمایت مقامات رده بالای اسپانیایی در همایش هایش حساب می کند.»
با این حال در این گزارش ذکر می شود که سیاستمداران آمریکایی چهره های سیاسی مورد علاقه مجاهدین خلق برای پرداخت های هنگفت هستند و به نقل از یکی از افرادی که با این تشکیلات همکاری داشته است می نویسد: « رودلف جیولیانی، شهردار سابق نیویورک برای هزینه های شرکت در مراسم مجاهدین بین 150 تا 200 هزار و بیل ریچاردسون، فرماندار سابق تگزاس بین 75 تا 100 هزار یورو، دریافت می کنند. مبالغ دریافتی سیاستمداران اسپانیایی کمتر است، شاید کمتر از پنجاه هزار یورو برای یک رئیس جمهور سابق.»
دست و دلبازی مجاهدین خلق برای خریدن سیاستمداران غربی از تاکتیک های موفقشان در سال های گذشته بوده است. چنانچه حمایت کورکورانه مشاور امنیت ملی امریکا جان بولتون را که همواره مشتاق حمله به ایران است، به دست آورده اند. روزنامه نگار اسپانیایی از روش کار مجاهدین خلق در کشورش می نویسد: « این کار برای این گروه مخالف ایرانی راهی برای ایجاد ارتباطات در سطوح بالای سیاسی است. آن ها می گویند که بر سخنرانی ها نظارتی ندارند ولی پیش از سخنرانی درخواست قرار ملاقاتی در مادرید می دهند تا درباره برنامه ها و جنبششان توضیح دهند. سیاستمداران سابق بدون آنکه درباره منابع مالی آن ها سوال کنند می پذیرند و تبدیل به سخنران می شوند، در حالی که بنا به نظر بسیاری از کارشناسان، علاوه بر کمک های مالی که از هواداران به آن ها می شود منابع مالی مجاهدین خلق از سوی عربستان سعودی تامین می شود.»
از سوی دیگر، رابرت فانتینا در وب سایت کانترپانچ از تهدید مجاهدین خلق در بخش دیگری از اروپا یعنی فرانسه، می نویسد: « در حال حاضر دو گروه در فرانسه فعال هستند. یکی جلیقه زرد ها، تشکیلاتی غیر رسمی که با افزایش مالیات بر قیمت سوخت اعتراضات خود را آغاز کردند و به مرور اعتراضات خود را به بخش های دیگر سیاست های دولت امانوئل مکرون تعمیم دادند. آن ها هیچ برنامه مدون و هیچ رهبری سازمان یافته ای ندارند. تشکیلات دوم مجاهدین خلق است، گروهی تروریستی که به دنبال سرنگونی حکومت ایران است. مجاهدین خلق مسئول مرگ هزاران انسان بیگناه است.»
فانتینا معتقد است که فرانسه با پناه دادن به مجاهدین خلق همان سیاست دورویی آمریکا را پی گرفته است: « فرانسه به عنوان یکی از امضا کنندگان برجام، خروج آمریکا از این توافق بین المللی را محکوم کرد و مقامات حکومت فرانسه به دنبال ابزاری برای دور زدن تحریم های آمریکا هستند تا بتوانند با ایران روابط تجاری خود را ادامه دهند. در عین حال، آن ها از تشکیلاتی تروریستی حمایت می کنند که تنها هدفش سرنگونی حکومت ایران است.»
نویسنده کانتر پانچ به مقامات فرانسوی توصیه می کند که در مواضعشان در قبال ایران روشن باشند و تاکید می کند که قدرت و نفوذ آمریکا در عرصه سیاست های بین المللی رو به افول است. او اذعان می کند که علی رغم تحریم های آمریکا بسیاری از ملت ها به دنبال راه های ادامه روابط تجاری شان با تهران هستند. وی می نویسد: « این واقعیت که ملت های بسیاری به دنبال دور زدن تحریم های آمریکا هستند نشانه خوبی است و حاکی از کاهش قدرت و نفوذ آمریکا است. حتی فرانسه در حالی که مجاهدین خلق را تشویق می کند، به دنبال راه هایی برای ادامه روابط تجاری با ایران است.»
امروز، چهل سال پس از انقلاب ایران، درک علت و ریشه تنفر و بدبینی ایرانی ها نسبت به غرب، دشوار نیست. چنانچه حتی نویسنده ای اسرائیل دوست در وبسایت تبلت درباره ریشه های این تنفر در بخشی از مقاله اش به درستی این ریشه را شرح می دهد. او در مقاله ای باعنوان «درک فوبیای نفوذ» می نویسد: « بیشتر ایرانیان فرهنگ غربی را می پذیرند اما درباره دخالت یا درگیر شدن عوامل خارجی در سیاست کشورشان بیم ناک هستند. یکی از ترس هایی که بسیاری از ایرانیان، حتی افرادی که از نظام فعلی متنفرند دارند این است که هیچ جایگزین روشنی برای این نظام نمی بینند. آن ها بیم دارند که غرب دخالت کند و رژیمی را تحمیل کند که آن ها نمی خواهند مثل مجاهدین خلق –مجاهدین خلق ایران، گروه اپوزیسیون ایرانی است که مورد حمایت غرب است.»
بدین ترتیب، چنانچه روزنامه نگاران و روشنفکران غربی سال هاست که هشدار می دهند، دولت های غربی باید در نظر داشته باشند که مردم ایران واقعا خواستار توقف سیاست های غیر مسئولانه آن ها در قبال گروه های تروریستی و افراطی مثل مجاهدین خلق هستند.