ج05292020

Last updateج, 29 می 2020 9am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها دروغ های مریم رجوی در مورد زنده یاد علی اکبر کلاته

دروغ های مریم رجوی در مورد زنده یاد علی اکبر کلاته

فرقه مجاهدین اعلام کرده است زنده یاد علی اکبر کلاته  در مقابل خانواده ها ایستادگی کرد و مقاوم بود و  دروغ های دیگر . من خودم به عنوان یک شاهد زنده باید متذکر شوم که نه او و نه ما خبری از آمدن خانواده ها به لیبرتی نداشتیم و در سانسور خبری کامل قرار داشتیم . فرقه رجوی بر اثر فشارهای خانواده ها و افکار عمومی به ما گفت......

----------------------------------------------------------------------------------------

پرویز حیدرزاده، تیرانا، ایران آزادی ـ 18.04.2019

Parviz Heydarzadeh MEK دروغ های مریم رجوی در مورد زنده یاد علی اکبر کلاته

انّا لله و انّا علیه راجعون
باز یکی دیگر از دوستانم علی اکبر کلاته در فرقه رجوی جان خود را از دست داد ، ما سه دهه در کنار هم بودیم با اینکه در یک قسمت نبودیم در نشستها همدیگر را می دیدیم ، خیلی پر تلاش و دوست داشتنی بود با اون خنده های شیرینش . اکبر در سال ۶۵ در لشکر ۶۴ ارومیه بود و در حمله ارتش متجاوز صدام حسین به خاک ایران در سال 1365 اسیر شد و بعد به کمپ شماره ۱۰ در شهر رمادی منتقل شد و در سال ۶۸  بدلیل فشار فراوان زیاد در اردوگاهای اسیران جنگی و خلاص شدن از اون جهنم نا خواسته به جهنم دیگری به نام قلعه اشرف وارد شد . فرقه مجاهدین خلق در سایت های تبلیغاتی خود اعلام کرده است که :

” علی اکبر در اول فروردین ۱۳۴۴ در خانواده‌ای زحمتکش در نصرآباد اسفراین بدنیا آمد و فرزند کار و زحمت بود. در نوجوانی به کارهایی چون قالی بافی و مکانیکی پرداخت. در سال ۶۳ به سربازی رفت و در جنگی که خمینی دجال بر ادامه آن اصرار داشت، به اسارت نیروهای عراقی در آمد.  ( بخوانید ارتش متجاوز صدام حسین )
در سال ۶۸ با شناختی که از آرمانها و مبارزه مجاهدین پیدا کرده بود برای آزادی مردم و میهنش از چنگال بدترین دشمن ایران و ایرانی به ارتش صلح و آزادی پیوست و از آن پس به گواهی همه یارانش پیوسته و با شور و اشتیاق به انجام مسئولیتها و وظایفش در یکانهای ارتش آزادیبخش همت گماشت. همزمانش سخت کوشی و تعهد او را می ستودند و شیفته صمیمیت و روحیه رزمنده اش بودند.
یکی از فرازهای درخشان رزم علی اکبر مقابله با توطئه های رژیم در دوران پایداری در اشرف و سیرک کثیفی بود که با بیش از ۳۰۰ بلندگو برای شکنجه مستمر روانی و زمینه سازی حملات وحشیانه براه انداخته بود. “… در سالهای پس از بحران جنگ در منطقه و اشغال عراق در سال ۱۳۸۲، بطور مستمر این مجاهد صدیق را با به کار گرفتن برخی اعضای خانواده او در داخل ایران تحت فشار میگذاشتند تا تسلیم شود. اما علی اکبر با ایستادگی بر پیمانش با خدا و خلق هر بار جنگ روانی دشمن را بر سر خودش خراب میکرد و از آزمایش خانواده سر فرازتر بیرون می امد.

Ali Akbar Kalate

فرقه مجاهدین اعلام کرده است زنده یاد علی اکبر کلاته  در مقابل خانواده ها ایستادگی کرد و مقاوم بود و  دروغ های دیگر . من خودم به عنوان یک شاهد زنده باید متذکر شوم که نه او و نه ما خبری از آمدن خانواده ها به لیبرتی نداشتیم و در سانسور خبری کامل قرار داشتیم . فرقه رجوی بر اثر فشارهای خانواده ها و افکار عمومی به ما گفت باید علیه آنها موضع گیری بکنیم . من ، زنده یاد علی اکبر کلاته ، غلامرضا خیر آبادی ، حسن شعبانپور ، داوود مراد خانی ، محمد مهدی ثابت رستمی و عبدالحسین آهنگر را در آن مقطع مجبور کردند تا علیه خانواده های خودمان موضع گیری کنیم و به گفته مسعود رجوی آنها را مزدوران ارتجاع بنامیم وما اجبارا و به زور و تحت تاثیر فشارهای روانی مجبور شدیم که این کار را کنیم، علی اکبر کلاته هم همینطور، ولی او قلبش برای خانواده اش می زد .
او و من و ما همه تحت تاثیر تبلیغات  فرقه مجاهدین قرار داشتیم و هرگز نتوانستیم کوچکترین انتقادی بکنیم و از دنیای بیرون بی خبر بودیم .
علی اکبر کلاته کسی نبود که با به اصطلاح انقلاب مریم رجوی ، طلاق و طلاق کشی زنان ومردان از یکدیگر و حتی مجردها ، سر خوشی داشته باشد و همیشه در جمع دوستان و مطمئن می گفت همه مارا سر کار گذاشتند و اینها همش سر گرمی ماست و او این تولد آرمانی که مجاهدین بعد از مرگ به نفر خطاب مکنند را قبول نداشت و این را تحمیلی می دانست که به این شکل بعد از مرگ می خواهند بالا ببرند در صورتی که تا زنده است ارزشی برای فرقه مجاهدین خلق ندارد و ” اسیر جنگی ” محسوب می شود، همان تعابیری که برای همه اعضای جداشده که افتخار سابقه شرکت در  دفاع میهنی علیه ارتش مزدور و متجاوز صدام حسین داشته است . علی اکبر بدرود و یادت گرامی .