ی10132019

Last updateی, 13 اکتبر 2019 12pm

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها مک کین مرد کندی جانشین شد

مک کین مرد کندی جانشین شد

واقعیت این است که پاتریک کندی در دستگاه دولتی امریکا هیچ سمتی ندارد و تنها نماینده پیشین کنگره امریکا بوده و امروز هم مثل دیگر شرکت کنندگان امریکائی در تجمعات مجاهدین نه برای چشم و چال خوشگل مجاهدین بلکه برای جیب خود در اینگونه تجمعات شرکت می کند، اما مجاهدین برای اینکه ایشان نام خانوادگی کندی را یدک می کشد.....

----------------------------------------------------------------------------------------


وبلاگ ادوارد،08/07/2019

EDWARD 005مک کین مرد کندی جانشین شد
روز شنبه فرقه رجوی که از برگزاری مراسم روز ترور سی خرداد در پاریس منع شده  و اقدام به برگزاری تجمع خیابانی در چند نقطه از اروپا گشته یک گردهمائی در برلین برپا نمود که در آن جانشین مک کین یعنی پاتریک کندی  با رادیو فردا مصاحبه ای آنچنانی نموده و بیاناتی را ایراد نمودند و یادی هم از عمویشان کرده و با تعریف و تمجید از ابوی خود تلاش نموده تا از هم پاشیده شدن آپارتاید در افریقای جنوبی را به تحریم های امریکا در آن دوران ربط دهد و هم با مرتبط کردن این موضوع یعنی تحریم های افریقای جنوبی تحریم های ظالمانه امریکا علیه مردم ایران را در راستای آزادی مردم ایران توجیه کند، راستی مگر کندی و کندی ها عاشق مردم ایران هستند که کار و زندگی خود را رها می کنند و هزاران کیلومتر از کشور خود دور می شوند تا برای مجاهدین تره خورد کنند یا به قول خودشان دلسوز ملت ایران باشند؟ عجب آدم های دلسوزی، به هر حال ایشان در سخنرانی خود انگشت روی نکته ای نهاده که مجاهدین شدیدآ دنبالش هستند، تحریم هر چه بیشتر مردم ایران، همانگونه که مک کین و بولتون شعار بمب بمب می دادند.

ایشان در قسمتی از مصاحبه با رادیو فردا می فرمایند: 
همان‌گونه که می‌دانید عموی من، رئیس جمهور جان اف کندی، در اوج دوران جنگ سرد، در برلین سخنرانی خطاب به مردمان سراسر جهان ایراد کرد و آن جمله معروف را گفت که من یک برلینی هستم. منظور اساسی‌اش این بود که برلین آزادی خود را به دست آورد و حق آزادی انسان باید در همه جهان به رسمیت شناخته شود. برای همین گفت که من یک برلینی هستم. امروز همین مبارزه برای کسب آزادی ادامه دارد.

 چه خوب شد که مثل عمویش نگفت من یک ایرانی هستم، لابد خوب می داند که مردم ایران از برگزار کنندگان این تجمع تروریستی نفرت دارند و به همین دلیل هم افسارش را کشید و نقش عمویش را نیمه تمام گذاشت،اما ایشان با حضور در میان فرقه مجاهدین و با درخواست تحریم هر چه بیشتر مردم ایران، به اسم مردم ایران و با کلمات قلمبه سلمبه آزادی کاسبی خوبی راه انداخته و جای مک کین را هم پر کرد، تفاوت ایشان با عمویشان هم در همین است.

واقعیت این است که پاتریک کندی در دستگاه دولتی امریکا هیچ سمتی ندارد و تنها نماینده پیشین کنگره امریکا بوده و امروز هم مثل دیگر شرکت کنندگان امریکائی در تجمعات مجاهدین نه برای چشم و چال خوشگل مجاهدین بلکه برای جیب خود در اینگونه تجمعات شرکت می کند، اما مجاهدین برای اینکه ایشان نام خانوادگی کندی را یدک می کشد گمان می کنند که مردم ایران فریب نام کندی را خواهند خورد و گمان می کنند که چون کندی خواهان تحریم بیشتر مردم ایران شده بایستی از طرف مردم ایران هزاران احسنت و آفرین دریافت کند، عجب بی مغزهائی.

در قسمت دیگری آقای پاتریک کندی اشاره ای دارد به ستیزه جوئی و خشونت رژیم ایران اما اصلآ خشونت فرقه رجوی را که هم باعث کشته شدن مردم در درون ایران و هم باعث به کشتن دادن اعضای خود چه در بمب گذاری و چه در عملیات های مزدورانه از خاک عراق و یا خودسوزی های وحشیانه شده را به چشم مبارک نمی آورد، مایه تعجب است چنین اشخاصی هرگز به پایمال شده حقوق اولیه اعضای این فرقه دیکتاتوری اشاره ای نمی گنند، مگر کور هستند و مگر نمی دانند که اعضای دربند در آلبانی سالیان سال است که اجازه ملاقات با خانواده خود را ندارند؟ خوب هم می دانند که در درون فرقه زن و مرد اجازه ندارند با هم صحبت کنند چه رسد به رابطه دوستی و عاطفی، خوب می دانند که فرقه مجاهدین اهل آزادی و دمکراسی نیست، خوب می دانند که در درون تشکیلات فرقه رجوی چیزی به نام طلاق های اجباری بوده، خوب می دانند که فرقه رجوی انتقاد پذیر نیست و منتقدین خود را در اروپا تهدید به مرگ می کند و خوب می دانند که در درون فرقه مجاهدین روسری اجباری است و زنان در فرقه رجوی استسمار شده هستند و رجوی حق زندگی و حق انتخاب را چه از زنان و چه از مردان گرفته و از هزاران برخورد های غیر انسانی فرقه هم مطلع هستند اینها بر کسی پنهان نیست اما کسانی که در تجمعات فرقه رجوی سخنرانی می کنند چشم خود را آگاهانه روی این موارد می بندند و بدون ذره ای خجالت دم از آزادی و حقوق بشر و دمکراسی می زنند.

به قول آقای پاتریک کندی پدر ایشان ادوارد کندی رهبر حرکت اعمال تحریم ها علیه افریقای جنوبی بوده، خوب پر واضع است که فرزند چنین فردی در تجمع یک گروهی که از سوی ملت خود رانده شده است تلاش کند تا تحریم ها بر علیه مردم ایران بیشتر شود ، اما آقای کندی یک اشتباه دیگری هم می کند و آن اینکه رجوی نلسون ماندلا نیست، رجوی خودخواهی بیش نیست، رجوی زمانیکه توسط ساواک شاه دستگیر شد به سرعت رهبران خود را لو داد تا حکم اعدامش را به ابد تخفیف دهند، اما ماندلا تا آخر ایستاد و خود را آلوده نکرد، رجوی به پا بوس صدام ضد ایرانی رفت و خود را به دشمن ایران و ایرانی فروخت، اما ماندلا هرگز با دشمن خود بر علیه مردم و کشورش ائتلاف نکرد، پس همان بهتر که آقای کندی اسم نلسون ماندلا را در تجمعات این گروه بکار نبرد.
و اما در عالم واقع نه برای پاتریک کندی که البته در امریکای امروز عددی نیست و نه برای بولتون خونخوار و نه برای ترامپ مردم ایران و آزادی و دمکراسی مهم نیست، به همان اندازه که کشته شدن مردم خاورمیانه و گرسنگی دادن مردم برایشان مهم نیست، این وسط منافع حرف اول را می زند و بس، پاتریک کندی هم اگر بیاناتی فرمودند نه برای منافع ملی امریکا بلکه تنها برای منافع شخصی خودش بوده، اینها در یافته اند که با بیان چنین کلماتی خانم رجوی سرمست می شود و سر کیسه را بهتر شل می کند.