س08202019

Last updateد, 19 آگوست 2019 5pm

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها خاطره فواد بصری از دستگیری مریم قجر در فرانسه

خاطره فواد بصری از دستگیری مریم قجر در فرانسه

زهره قائمی به ماها می گفت: شما دارید چکار می کنید؟! در مقر مریم می خورید و می خوابید چرا نمی روید خودتان را جلوی آمریکاییها و عراقی ها به آتش بکشید که بفهمند مریم رجوی کیه! من هم در دلم گفتم ( دوزار بده آش به همین خیال هم باش ) این قدر وقیح! قیمت را می خواست از جیب دیگران بپردازد........

----------------------------------------------------------------------------------------
انجمن نجات مرکز اراک آ 23 تیر 1398

maryam bazdasht wa khadsuziخاطره فواد بصری از دستگیری مریم قجر در فرانسه
  

 •    با سلام خدمت آقای فواد بصری ما مجددا مزاحم شما شدیم.
من هم خدمت شما سلام عرض می کنم ، خواهش می کنم .
    •    آقای بصری سایت فرقه را مرور می کردم مقاله ای خواندم تحت عنوان سالگرد دستگیری مریم قجر خیلی هم خنده دار بود و از طرفی رسانه فرقه در رابطه با این موضوع خیلی گرد و خاک کرده بود شما در آن زمان در پادگان اشرف در عراق بودید . در صورت ممکن اگر خاطره ای از آن زمان دارید برای ما تعریف کنید.


  بله من در زمانی که مریم قجر در فرانسه دستگیر شد در پادگان خراب شده اشرف در عراق بودم .
بعد از سرنگونی ارباب رجوی ( صدام ) ارکان فرقه رجوی بهم ریخت . یک روز که داشتم می رفتم کاری را انجام دهم دیدم مسئولین فرقه از این اتاق به آن اتاق دوندگی دارند و یک حالت بهم ریختگی داشتند. با خودم گفتم خبری شده تا به حال این ها را بهم ریخته ندیده بودم. کنجکاو شده بودم سری به مسئولم زدم. تا مرا دید گفت امروز هیچ موردی را از من پیگیری نکن سرم شلوغ است. من هم از خدا خواسته رفتم در اختیار خود. وقت ناهار در سالن نگاه می کردم هیچ یک از مسئولین فرقه برای ناهار نیامده بودند . بعد از ظهر شد به ما ابلاغ شد که فلان ساعت در سالن غذا خوری باشید بعد از ظهر به سالن مراجعه کردیم در سالن نشسته بودیم. زهره قائمی و چند تا زن دیگر وارد سالن شدند. 
زهره قائمی بدون مقدمه با اشکی که از چشمانش سرازیر می شد گفت خواهر مریم را در فرانسه دستگیر کردند. 
واقعا عجب صحنه خنده داری بود. زنهای اطراف زهره قائمی درجا غش کردند و روی زمین پهن شدند و جرات این را نداشتیم که برویم آنها را جمع کنیم. اگر می رفتیم دست به آنها می زدیم به ضرر ما تمام می شد و یک سری از مردها که در مقر مسئولیت داشتند کف زمین نشسته بودند و به سر خودشان می زدند گویا که یتیم شده بودند.
من و چند تا از دوستانمان رفتیم بیرون سالن غذا خوری و از پنجره سالن صحنه را تماشا می کردیم و می خندیدیم. واقعا خیلی خندار بود! گریه و زاری که تمام شد زهره فائمی سالن را ترک کرد. کار تعطیل شده بود فقط آشپزخانه کار می کرد. 
یکی دو روز گذشت مجددا زهره قائمی نشست گذاشت و در نشست گفت هوادارها و کادرهای سازمان در خارج فعال هستند و توسط خبرنگاران دنیا را بهم ریختند شما دارید چکار می کنید؟! در مقر مریم می خورید و می خوابید چرا نمی روید خودتان را جلوی آمریکاییها و عراقی ها به آتش بکشید که بفهمند مریم رجوی کیه! من هم در دلم گفتم ( دوزار بده آش به همین خیال هم باش ) این قدر وقیح! قیمت را می خواست از جیب دیگران بپردازد.

جهت اطلاع شما هیچ کس در اشرف خودش را برای مریم قجر به آتش نکشید حتی آنهایی که مدعی بودند مریمی هستند فقط آبغوره می گرفتند که مبادا رده تشکیلاتی خودشان را از دست بدهند. خوش به حال ما چیزی برای از دست دادن نداشتیم.
طولی نکشید فیلمی برای ما پخش کردند که در خارج چند نفر خودشان را به آتش کشیدند آنها توسط فردی بنام محسن عباسی فریب خوردند و خودشان را به آتش کشیدند و یک فیلم دیگری برای ما پخش کردند که دو زن خودشان را به آتش کشیدند. یکی صدیقه مجاوری و دیگری ندا حسنی دورانی.
در محور که بودم ندا حسنی دو سالی در مقر ما بود و آن زمان مسئول محور زنی بود بنام شهلا کریمی، ندا را فکر کنم از کانادا با فریب به عراق منتقل کرده بودند. در محوری که بودم ندا همیشه زیر تیغ شهلا کریمی بود. بارها دیده بودم که شهلا کریمی چه برخوردهای زننده ای با وی می کرد. او از مناسبات فرقه رجوی خسته شده بود بارها او را می دیدم که در پارکینگ زرهی روی نفربر می نشست و دست به سیاه سفید نمی زد مسئول فرقه در مقر محل به او نمی گذاشتند و ندا درگیر خودش بود. بعد از سرنگونی صدام و مصاحبه هایی که توسط آمریکاییها با ما انجام شد ندا تصمیم گرفت به کانادا نزد خانواده اش برگردد از آنجایی که فرقه ترس داشت که مبادا روزی ندا بر علیه مناسبات فرقه در خارج دست به افشاگری بزند فرصت خوبی برای فرقه بدست آمد و با برنامه ریزی از قبل مجددا او را فریب دادند و خودش را به آتش کشید.


    •    آقای بصری ببخشید واقعا مریم قجر در زندان بود؟
کدام زندان؟! بهتر است بگوییم در هتل بود. چندین زن دور او را گرفته بودند که پشه ای روی او نشیند مریم قجر فقط می خواست چند نفر را به آتش بکشاند که به دولت فرانسه ثابت کند کسانی هستند که حاضرند خودشان را برای او به آتش بکشند .


    •    آقای بصری در پادگان اشرف چی گذشت ؟
در پادگان اشرف هیچ اتفاقی رُخ نداد. چند روز گذشت از طریق بلندگو اعلام کردند که دولت فرانسه تصمیم گرفت که مریم قجر را آزاد کند. بزن و بکوب شروع شد. جشن و پایکوبی! جالب بود من و یک سری از هم محفل هایم وقتی مریم قجر را دستگیر کرده بودند خوشحال بودیم که از شر این زنیکه راحت شدیم و وقتی او را آزاد کردند عزا گرفتیم . دوران دستگیری مریم قجر در پادگان اشرف به ما که خوش گذشت رهبران فرقه رجوی هیچ وقت دست در جیب خودشان نکردند و نمی کنند به نفع خودشان دست در جیب دیگران می کنند عادت دیرینه رهبران فرقه است رهبران فرقه رجوی جنایت کارند و بایستی حساب پس بدهند .
    •    با تشکر از شما آقای بصری
من هم از شما تشکر می کنم به امید نابودی فرقه رجوی .