ترس مجاهدین از منتقدین چیست

ترس مجاهدین از اعضای جدا شده ای که در خارج از ایران هستند بیشتر از ترسشان از بمب و موشک است، اما چرا و برای چی؟ برای اینکه اعضای جدا شده به تمام ترفندهای غیر انسانی و به تمام قوانین ضد دمکراتیک مجاهدین و به فضای درون تشکیلات که با حرف های سرانشان در بیرون تشکیلات فرق دارد اشراف کامل دارند و در جاجای.......

--------------------------------------------------------------------------------------

وبلاگ ادوارد 27/06/2019

EDWARD 005ترس مجاهدین از منتقدین چیست
اولین درسی که پس از ورود به سازمان مجاهدین یا همان فرقه رجوی به فرد تازه وارد داده می شود همانا انتقاد و انتقاد از خود است، روی این اصل هم در تشکیلات فرقه ای رجوی پافشاری شدیدی می شود،تا آنجائی که اگر فرد انتقادی را نپذیرفت بایستی آماده نشست های آنچنانی باشد، یعنی نشستی که با شرکت تعداد زیادی برای فرد مزبور گذاشته می شود و تعدادی مزدور از قبل آماده شده فضای نشست را به شکلی پیش می برند که از فحش های مودبانه به فحش های رکیک و سپس به برخورد فیزیکی می انجامد، خوب، در قدم اول پس از ورود به تشکیلات استالینی رجوی انسان گمان می برد که این انتقاد و انتقاد از خود بایستی با اهمیت باشد و از فرد یا افراد زیر اتنقاد مسئله مهمی را حل و فصل کند.

اما دراصل انتقاد کردن و انتقاد پذیرفتن در یک فضای سالم و درعالم واقعی خیلی خوب ، مهم و مسئله حل کن است اما نه با فحش و ناسزا و کلمات رکیک یا حمله فیزیکی مانند گرگی که قصد دریدن کسی را دارد، به شکلی که در فرقه رجوی پایه ریزی شده تا انسان را به جای ساختن ویران کتتد، در منطق نداشته تشکیلات مجاهدین فرد یا بایستی انتقاد را بپذیرد یا با فحش و ناسزا و کتک خورن خواهد پذیرفت اما اگر حتی با برخورد فیزیکی هم طرف قبول نکرد، چون مجاهدین زرنگ تشریف دارند راه دیگری را هم برای تسلیم و وادار کردن فرد به قبول انتقاد دارند، راه ساده ای که تنها نیاز به کمی بیشرفی دارد و کار هرکسی هم نیست و اتفاقآ این هنر تنها در مجاهدین وجود دارد و گمان می کنم که کاشف و بنیانگزارش هم خود مسعود رجوی باشد، این هنر رذیلانه که آخرین تیر در ترکش فرقه رجوی برای به زانو در آوردن افراد مشکل دار به کار می رود همان تهمت زدن است، انواع تهمت ها در سازمان مجاهدین وجود دارد که برای هر فردی متفاوت است و در تشکیلات هم از قبل برای هر شخصی با توجه به وزن تشکیلاتی اش اندازه گیری و پرو شده و آماده است تا با آن در موقع مناسب لباس فرد را بدوزند و به ضرب فحش و کتک تنش کنند،  تشکیلات دیکتاتوری رجوی بر علیه افراد شاکی، فرمان ناپذیر، غیر تشکیلاتی، یا خواهان جدائی و رهائی از این ترفند استفاده  می کند، در نهایت اگر حریف فرد نشدند از ترفند تهمت و افترا بهره می گیرند، در این کار بسیار ورزیده هستند و با بیرحمی تمام هم وارد می شوند، آنقدر طرف را در نشست ها تقیر می کنند و آنقدر تو سری و تف مالی می کنند تا با این شکنجه روحی وادار به اعتراف دروغی کند و وادارش می کنند تا با دست خود بنویسد و امضاء کند که بله همان که شما می گوذید درست است، این نوشته هم در بایگانی می ماند تا هر وقت طرف جیک زد به رخش بکشند و دهانش را ببندند.

البته در مورد کسانی که فکر جدا شدن از سازمان را در سر داشته باشند با در نظر گرفتن رده و اطلاعاتی که دارد موضوع کمی فرق می کند، یا اعتراف یا اینکه پس از چند روز غیب می شود و جوی هم که بر تشکیلات حاکم کرده اند جوی است که کسی نمی تواند سراغ کسی را بگیرد که فلانی کجاست (جو اختناق واقعی) چون سؤال کننده هم به دردسر خواهد افتاد.

حالا باز برگردیم به بحث انتقاد و انتقاد از خود، همانگونه که در بالا اشاره شد، اولین درس تشکیلاتی برای هر فرد تازه وارد ناپخته و ساده.

 اما همین چیزی را که خودشان به ماها و به بقیه آموزش داده اند و در درون تشکیلاتشان هم شدیدآ پافشاری می کنند، به حدی که طرف انتقاد شونده را تا مرز خودکشی می برند که گاهآ هم به واقعیت می پیوندد، خودشان نه تنها اجرا نمی کنند و نمی پذیرند بلکه به هر کسی که کوچکترین انتقادی به سازمان یا فرقه رجوی داشته باشند با تهمت و افترا زدن تلاش می کنند تا وادار به سکوتش کنند، یعنی در خارج از کشور و در اروپا هم همان سیاست درون اردوگاه تشکیلاتی و دیکتاتوری خود را به اجرا می گذارند، این یعنی دمکراسی از نوع مجاهدین، همان دمکراسی و آزادی که می خواهند برای خلق قهرمان ایران به ارمغان بیاورند، در منطق فرقه رجوی دمکراسی یعنی تحمیل عقاید رجوی به دیگران و همین منطق غیر انسانی که از آن چیزی به غیر از تفتیش عقاید بیرون نمیاید را با نام انقلاب کذائی مریم و انقلاب ایدولوژیک به بقیه اعضای خود طی سالیان تزریق نموده و توانسته اعضای خود را تبدیل به ماشین های فرمانبر کند.

ترس مجاهدین از اعضای جدا شده ای که در خارج از ایران هستند بیشتر از ترسشان از بمب و موشک است، اما چرا و برای چی؟ برای اینکه اعضای جدا شده به تمام ترفندهای غیر انسانی و به تمام قوانین ضد دمکراتیک مجاهدین و به فضای درون تشکیلات که با حرف های سرانشان در بیرون تشکیلات فرق دارد اشراف کامل دارند و در جاجای هرگونه موضعگیری از سوی فرقه دست به افشاگری می زنند و پته سران فرقه را روی آب می ریزند، این کار اعضای سابق و جدا شده از غار رجوی برای رجوی ها قابل هضم نیست و در برابر آن هم تنها از ترفند تهمت و تهدید به مرگ استفاده می کنند، در این سالیان با افشاگری اعضای سابق فرقه رجوی، بر همگان چه ایرانی و چه خارجی روشن شده که فرقه رجوی، اولآ تاب و تحمل هیچگونه انتقادی را ندارد و این از اصول غیردمکراتیک حاکم بر تشکیلاتش سرچشمه می گیرد، دوم اینکه وقتی برای به سکوت کشاندن متنقد از تهدید استفاده می کند ماهیت تروریستی خود را به نمایش می گذارد، پس این فرقه هم ضد آزادی است یعنی یک فرقه غیر دمکراتیک و هم تروریستی و در کنار تمام اینها فرقه ای است که همین امروز با انگشت کردن به فلان جای پمپئو و ترامپ از کانال فرد جنگ طلب ضد ایرانی قصی القلبی مثل بولتون تمام تلاش خود را برای تحریم بیشتر مردم ایران و تحریک به بمباران ایران بکار گرفته و گمان می کنند که با وقوع جنگ می توانند به حاکمیت دست پیدا کنند که البته ماهیت مجاهدین چنین است که حاضر هستند بیش از نیمی از مردم ایران کشته شوند اما خود به حاکمیت ننگینشان برسند و برای این هدف هم دست به هرعمل ضد ملی زده و هنوز هم آماده خدمت به دشمنان ایران کما مثل سابق هستند، اما مردم شریف و آگاه ایران از این فرقه و یرانشان متنفر هستند و این را بارها در اعتراضات خیابانی به نمایش گذاشته اند اما چه کنیم که رو نیست و سنگ پای قزوین است.