اول ثابت کنید که ” قلعه ی اشرف 3 ” شهر است ، بعد …

ما کوچکترین منطقی را دراین کار دولت آلبانی ندیده و چاره ای جز توسل به سازمان ملل متحد ونهادهای حقوق بشری نداریم که دراصل بهتر بود که خود دولت آلبانی این سنگ به چاه انداخته اش را خود بیرون کشیده وضمن احترام به حق حاکمیت مردم آلبانی ، زحمت ما را هم کم کرد!گروهی از اعضای خانواده ی قلعه نشینان مانز آلبانی......

--------------------------------------------------------------------------------------------

Ashraf 03 albania manz 01اول ثابت کنید که ” قلعه ی اشرف 3 ” شهر است ، بعد …

در خبری غیرعادی منتشره در وبلاگ های فرقه ی رجوی آمده است :
” در یک اقدام بسیار سیاسی، شهردار منطقه یک پاریس، ژان فرانسوا لوگاره اخیرا اعلام سمبلیک خواهری منطقه یک پاریس را با شهری در آلبانی به نام اشرف ۳ به امضاء رساند. ساکنان اشرف که همه آنها ایرانی و در واقع مجاهدین خلق سرسخت ترین مخالفان رژیم ایران هستند “.
یعنی وضع فرانسه آنقدر درهم و برهم است که یکی ازشهرداران پاریس- شهری که خود را مظهر دموکراسی معرفی میکند – حاضر شده ، منطقه ی تحت نظرش را با یک قلعه که محل نگهداری بردگان رجوی است ، خواهر معرفی کند؟!
قلعه ای که درخاک آلبانی قرار دارد؟!
حال که دولت آلبانی قسمتی ازاراضی اش را به باند رجوی فروخته ، قبول دارد که قوانین اش را درآنجا پیاده نکند؟!
استاتوی این شهر چیست وبرابر کدام قوانین اداره میشود؟!
مثلا به جرم وجنایت های اتفاق افتاده درآنجا چه کشور ونهادی رسیدگی میکند واگر چنین نهاد ودولتی وجود ندارد، بهتر نبود که نام آنرا شهر ” هرت ” میگذاشتند؟!
آیا شهردار منطقه ی 1 پاریس، مقام این شهر معروف و مهد انقلابات بزرگ را تا حضیض ترین درجه پایین نیآورده که با شهر ” هرت ” خواهرش کرده است؟!
شهردار پارس ، شورای شهر، پارلمان و … فرانسه دراین مورد چه میگویند و ساکنان آنجا چه موضعی دارند؟!
آیا این شهردار منطقه را چیز خورش کردند که باین سادگی نام قسمتی ازپاریس را ملکوک کرده است ؟!
برای لحظه ای فرض را براین میگذاریم که قلعه ی مانز هم مانند علی آباد های ما یک شهر است و ازاستاتوی قانونی وبین المللی برخوردار میباشد!
آنگاه حق نداریم که ازخود بپرسیم که چرا اعضای خانواده ی ساکنین این شهر؟! ، حق ورود به آنجا را ندارند وحتی از امکان تماس تلفنی محرومند؟!
اگر دولت آلبانی از صدور ویزا برای مسافرت به آن شهر خودداری میکند ، لابد ازخود خلع ید کرده ودراین صورت، بما تفهیم نماید که چگونه میتوانیم به آن شهری که هم دراختیار دولت آلبانی نیست وهم اختیار دارد که ما را ازمراجعه بدانجا منع کند ، به آن شهر مراجعه کنیم؟!
اگر آن شهر فرودگاه داشت ومسئول قانونی، ما میتوانستیم ازطریق هوائی وبدون اذن خواستن ازدولت آلبانی بدانجا برویم؟!
حالا که این امر مقدور نیست ، دولت آلبانی موظف است که تکلیف ما را که آماده ی سفر باین شهر هستیم روشن کند ویا آنجا را مستقل اعلام کرده وبگذارد ما با حکومت قانونی آنجا که لابد کشوری مانند واتیکان؟! است و بوسیله ی سازمان ملل متحد برسمیت شناخته شده وارد گفتگو شویم!!
اگر دولت آلبانی قسمتی از وطن خود را فروخته است، خود میداند ومردمش و قضیه ربطی بما ندارد ولی باید مسئله ی حقوقی این شهر را که قاعدتا به انسان های دیگری مثل ما هم مربوط است ، روشن کند!
درهر صورت، ما کوچکترین منطقی را دراین کار دولت آلبانی ندیده و چاره ای جز توسل به سازمان ملل متحد ونهادهای حقوق بشری نداریم که دراصل بهتر بود که خود دولت آلبانی این سنگ به چاه انداخته اش را خود بیرون کشیده وضمن احترام به حق حاکمیت مردم آلبانی ، زحمت ما را هم کم کرد!
گروهی از اعضای خانواده ی قلعه نشینان مانز آلبانی :
عبدی نعمت آبادی، حسن پور، پور محمد روحی، اکبری نسب، حسین زاده حصاری، وکیلی طباطبایی، ، محرم زاده، عباسخانی، جودت هرگلان، سلطانی اهری . شیخ بیگلو ، محمد علیان ، ساعدی ، نعلبندیان ، پورمهدی، دادگر اقدم، تارا، باغبان باشی ، ، قدیمی سرند ، صالحپور، ، عطاریان ، سعادت ، طاهری نژاد ، طهماسب پور، علی زیبایی
گیرندگان رونوشت:
1- نخست وزیر محترم آلبانی جهت استحضار
2- کمیساریای عالی امور پناهندگان جهت استحضار واقدامات لازم
3- وزارت محترم خارجه ی ایران جهت هرنوع مساعدت لازم
4- اربابان رسانه های داخلی وخارجی جهت استحضار واطلاع رسانی