ج11222019

Last updateپ, 21 نوامبر 2019 9am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها جوابی به قمپزهای مریم رجوی

جوابی به قمپزهای مریم رجوی

اینها تنها به فکر منافع فردی و جیب گشاد خود هستند وبرای به قدرت رسیدن حاضرند سر مردم را بریده زیر پای  خودگذاشته  تا خودشان را بالا بکشند . البته که در این راه از هر فریب و حیله کوتاهی نخواهند کرد از جمله این فریبهای حضور زنان در رهبری فرقه رجوی و شعار صفی تا تهران مریم رجوی.........

----------------------------------------------------------------------------------------

میر باقر صداقی انجمن وطنم سوئیس هشتم سپتامبر 2019

mirbagher sجوابی به قمپزهای مریم رجوی در جشن سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین در اشرف ۳

در گشت وگذاری که در سایتهای مختلف داشتم . یک جا به متن سخنرانی مریم  رجوی در آغاز پنجاه و پنجمین

سال تأسیس  سازمان فرقه رجوی برخوردم .   به یاد دوران هواداری خودم از این فرقه افتادم و متاقبا پهنه دامی

که این فرقه با بزک کردن القاب و توهم در تحلیل پیش روی ما جوانان پهن کرده بود جلوی چشمم آمد یادم هست

آنزمان وقتی این جملات را میخواندم غرق در شکفتی میشدم در حالیکه نمیدانستم این سخنان راه به قهقرا است و متاسفانه من با پیوستن به ارتش آزادیبخش این فرقه 19 سال در قهقرا مطلق عمرم را تلف کردم .

کتاب تاریخچه ای که اینگونه آغاز میشد ,بنیانگذاران مجاهدین بن‌بست مبارزات مردم ایران را شکستند آنها در راه دشوار و ناشناخته‌یی قدم گذاشتند؛ اما با یقین و ایمانی ستودنی بن‌بست زمانه را شکستند. آنها همه چیز را از نو آغاز کردند؛‌ یک مبارزه حرفه‌یی، مبارزه‌یی بر اساس آرمان، مبارزه‌یی نافی بهره‌کشی و مبارزه‌یی بر اساس فداکاری و جان‌فشانی.

 اما در این تاریخچه هیچوقت گفته نشد کدام مبارزه و انقلابی برای مردم خوشبختی به ارمغان آورده است که شما چنین سینه چاک آن شدید مگر مجاهدین معتقد به اسلام چپ مارکسیست نبودند و آقای محمد رضا  سعادتی رابط  این فرقه برای گرفتن پول از شوروی کرشمه و غمزه نمیرفت  . یادم هست در سالهای 68 و 69 مسعود رجوی در مناسبات در پاسخ آنهائیکه میگفتند ما ایدئولوژی سازمان را قبول نداریم به ما کلاشینکف و فشنگ بدهید ما میرویم در کوهای کردستان مبارزه میکنم میگفت در حرف شما شکی نیست اما شما بعد از یک هفته در کوها از گرسنگی مجبور خواهید شد سلاحهای خود را بفروشید تا با پول آن شکمهای خود را سیر کنید بعد با شکم گرسنه کدام مبارزه را خواهید کرد  البته که این حرف مسعود رجوی درست بود و سازمان درتجربه  عمر حیات خود همیشه با مزدوری و وطن فروشی از اجنبی هزینه های فرقه اش را تامین کرده بود ورجوی خوب میدانست بدون پول حتی نمیتوان چند نفر را کنار هم نشاند تا چه برسد مبارزه که هزینه های مالی آن سرسام آور است  ویدئو پولهای اهدائی صدام حسین به فرقه رجوی در یوتیوب قابل دسترسی است , اما متاسفانه با فریب و نیرنگ میتوان از اعضا طلب فداکاری و  جان فشانی داشت اگر به دفاعیات خسرو گلسرخی نگاه کنید چیزی که پرنگ است این است که خسرو از قبل برای خود بریده که بایستی اعدام شود برای او همه چیز در اعدام ,خلاصه و ارضا میشود خسرو به چیزی کمتر از این رضایت نداشت و خودش را فدای توهمات خود کرد حتی خود من هم زمانیکه در ارتش این فرقه بودم حاضر بودم جانم را فدای آرمانهایم بکنم . اما غافل از اینکه آرمانهای من بخاطر مردم ولی آرمانهای مسعود و مریم رجوی بخاطر جیب و منافع شخصی خودش بود .

البته که میدانم این جملات من باب مزاج وطبع اپوزسیون وطن فروش خارجه نشین نیست اما زمان و تاریخ به من و ما و مردم نشان داد که اپوزسیون وطن فروش خارجه نشین  آش دهن سوزی نیستند اینها تنها به فکر منافع فردی و جیب گشاد خود هستند وبرای به قدرت رسیدن حاضرند سر مردم را بریده زیر پای  خودگذاشته  تا خودشان را بالا بکشند . البته که در این راه از هر فریب و حیله کوتاهی نخواهند کرد از جمله این فریبهای حضور زنان در رهبری فرقه رجوی و شعار صفی تا تهران مریم رجوی , من که عضو این فرقه بودم بخوبی با گوشت و پوست احساس کرده بودم که مسئولیت در فرقه رجوی فرمالیستی است همه چیز در مسعود رجوی گره میخورد حتی مریم نیز بصورت فرمالیست در هرم قدرت قرار داشت , نبود و غیبت چند ساله مسعود رجوی البته جولان رهبری را در اختیار مریم قرار داده است اما در ذات این فرقه ضد زن است ,بیاد داریم بسیاری از زنان توسط سازمان  عقیم شده اند و خاطرات خانم بتول سلطانی و  خانم نسرین و ....هویدای این حقیقت است که نباید فریب سازمان را خورد حال با چنین سابقه ای از ظلم و بی عدالتی درون تشکیلاتی چگونه سازمان میتواند پرچمدار طرح رهایی جامعه ایران از استبداد و تبعیض و بی عدالتی باشد  خدا میداند مگر خود من کم از شکنجه های روحی که در سازمان متحمل شده ام گفته ام یادم هست سال هشتاد بعد از نشستهای طعمه بدلیل اینکه من حاضر نبودم چرندیات مسعود رجوی را تائید کنم آر پی جی خوردم ( خلع مسئولیت ) هر شب و هر روز زیر فشار و انتقاد و شکنجه روحی بودم  که  چرا از اتوبان رهبری خارج شده ام باید به این  اتوبان برگردم در حالیکه دلم پربود از خیانت مسعود رجوی به اعتماد  , هر چه من سئوال استراتژیک و خط وخطوطی میکردم جوابی نمیگرفتم تنها جواب آنها این بود که باید به انقلاب ایدئولوژیک بچسبم و از چند وچون نپرسم چون رهبری معصوم و عاری از اشتباه است . در تمامی سئوالات من از آنها میپرسیدم شما به ما دروغ گفتید ولی سازمان و رهبری به روی مبارک خود نمیآورد و انقلاب ایدئولوژیک درون تشکیلاتی یعنی طلاق زن و زندگی و خانه و خانواده را برای من لحاظ میشمردند گویی آنها مادرزادی کر بودند بسیاری وقتها احساس میکردم سازمان در تشکیلات شعور ما را به سخره گرفته است و ما بردگان نوین باید بدون چون و  چرا چرندیات آنها را در باره زن و زندگی و خانواده و مبارزه مثل زنبور وز وز کنیم و هر چه در سازمان چاپلوستر باشی رده تشکیلاتی بیشتری خواهی داشت  مهوش سپهری ( خواهر نسرین ) اینرا علنا تبلیغ میکرد که شما حق انتقاد از بالا را ندارید هنرتان این است که همسوبا سازمان حتی شده به صورت ظاهری چاپلوسی کنید بارها در نشستهای رهبری به منصور مداح فرمانده ستاد . مقر 35 از قرارگاه هفتم نگاه میکردم در موقع سخنرانی رهبری  منصور مداح حق حق گریه میکند هر چه به صحبتها نگاه میگردم میدیدم صحبتها جای گریه کردن ندارد اما منصور برای حفظ فرماندهی ستاد میبایست چاپلوسی میکرد در کل در مناسبات با اعضا وکادرها مثل گاوداری برخورد میشد تا جائیکه لازم بود و میشد آدمها را میدوشیدن و نهایتا هم وقتی بلا استفاده میشدی به اشکال مختلف ذبح میشدی بیچاره خسرو اسلامی بدلیل باقی ماندن گلوله در فرق سرش عقل خود را کم کم در سازمان از دست داد تا روزیکه کرم اسلامی برادر او در سازمان بود خسرو را در بخش بیمارستان اشرف نگه میداشتند ولی روزیکه کرم به کمپ تیف رفت و جدا شد سازمان خسرو را از طریق صلیب سرخ به ایران فرستاد . حال چگونه میتوان گفت که ما در سازمان استثمار نشده ایم مگر ملاک سازمان در مبارزه فرق بین استثمار شونده و استثمار کننده نبود  و خود من هم وقتی لب به شکایت باز کردم شدم وزارت اطلاعاتی .

 خلاصه سالهاست که رسالت فرقه رجوی و سازمانش وطن فروشی و دل در گرو بیگانه داشتن است سازمان  پیامی جز وطن فروشی و مزدوری برای نسل جوان نداشته و ندارد و خوشا به افق روبرو , این فرقه در جبر رو به فنا است . و در دل مردم ایران جائی ندارند