چ11202019

Last updateچ, 20 نوامبر 2019 9am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها ماجرای زندان اشرف

ماجرای زندان اشرف

در سال 73 بطور مخفیانه و به دور از چشم ها یکی از مقر های مجاهدین در قسمت جنوبی قرار گاه اشرف برای زندان آماده میشود . و صدها نفر بجرم های مختلف از جمله : نفوذی دشمن ، طرح ترور رهبران سازمان ، امنیتی و….. به سلولهای این زندان مخوف منتقل میشوند اما واقعیت چیز دیگریست,هرگونه انتقاد و زاویه داشتن با اهداف پلید سازمان......

----------------------------------------------------------------------------------------

zendan ashrafماجرای زندان اشرف
 

قرارگاه اشرف زمستان 73
درب سلولها باز میشود ، بیش از 300 نفر از اعضای سازمان در بهت و حیرت وارد سلولهایشان میشوند . همگی در شک های ناگهانی فرو میروند .
نه !! هرگز این آنجایی نیست که ما تصور میکردیم ، اینجا هیچ قرابتی با یک سازمان انقلابی مدعی مبارزه برای آزادی ندارد . زیرا خود مدافعان آزادی زندان بان هستند .
همگی مارا چشم بسته با لگد به داخل زندان هدایت میکنند .!!
جرم چیست ؟
شاید انتقاد از تشکیلات و رهبری .
بله در سال 73 بطور مخفیانه و به دور از چشم ها یکی از مقر های مجاهدین در قسمت جنوبی قرار گاه اشرف برای زندان آماده میشود . و صدها نفر بجرم های مختلف از جمله : نفوذی دشمن ، طرح ترور رهبران سازمان ، امنیتی و….. به سلولهای این زندان مخوف منتقل میشوند اما واقعیت چیز دیگریست .
هرگونه انتقاد و زاویه داشتن با اهداف پلید سازمان مجازاتش فرا رسیده بود .
ابتدا ساده لوحانه تصور میشد که این نیز یک کار تشکیلاتی میباشد . یا سازمان ما را در معرض آزمایش قرارمیدهد . اما اندک اندک روشن شد که نه حکایت چیز دیگریست .
هیچ هواخوری وجود نداشت ، انواع و اقسام فشارهای روحی وجسمی ، گرسنگی دادن ، تنبیهات جمعی ، کتک کاری و….
زندان محصول تراکم اعتراضات ؛
اینرا بعدها و پس از آزادی از زندان و درمحاکمه جمعی توسط مسعود رجوی پی به ماجرا بردیم .
اکثرافراد در مورد انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک مجاهدین ، کلیت سازمان و ادامه مسیر مشکل داشتند .
اکثر افراد زندانی تحت شدید ترین فشارهای روحی و جسمی و شکنجه ناچار به اعتراف اجباری شدند از جمله خیانت به سازمان ، یا اینکه عامل نفوذی هستند .
چندین نفر دست به خودکشی زدند و یا زیر شکنجه جان باختند که حمزه رحیمی ، پرویز احمدی از آن جمله بودند.
سازمان تهدید کرد در صورت هرگونه اعتراض به این دوران زندان و عدم ماندن نزد مجاهدین یا کشته میشوید و یا شما را بجرم ورود غیر قانونی و جاسوس به زندان ابوغریب عراق تحویل میدهیم که در زمان صدام 8 سال حبس داشت به اضافه شدیدترین شکنجه ها که سابقه ابوغریب برای همگان آشکار است .
رعب و وحشت ابزاری برای نگه داشتن نیروها در داخل تشکیلات مجاهدین بود .
حال این انسانهای تحقیر شده با شخصیت های ترورشده به اجبار باید درون تشکیلات سازمان مجاهدین مورد سوء استفاده تبلیغاتی قرار بگیرند و یا از آنها بشکل غیر انسانی بیگاری بکشند تا مسعود و مریم سرمست بتوانند زیر چتر صدام به حیات خفت بار و خائنانه خود ادامه دهند. حقیقتا در این چند سطر نمیتوان بیان نمود آنچه را که سالیان بر ما گذشت . تشکیلات مجاهدین در مجموع نماد یک زندان است که افراد بدون محاکمه وارد میشوند و هیچ اختیار و آزادی ندارند و نه حق خروج .!!
در آنجا انسانها از ابتدایی ترین حقوق خود محروم هستند ، افراد به مانکن های سیاسی در بازار مکاره کشور های استکباری و اسرائیل و امریکا تبدیل میشوند اما برخی به اشتباه فکر میکنند که درحال مبارزه هستند.!!! با چه کسی و برای چه چیزی ؟؟ باورش سخت است اما حقیقت دارد .
اما راه نجات و رهایی از بند اسارت و بندگی رجوی همانا الگوی مراحل طی شده توسط دوستان جداشده شان میباشد و با نگاه به این روش و زندگی فعلی جداشدگان و بهره مندی از حقوق انسانی و حق انتخاب و اختیارو با کمک خانواده ها میتوان زنجیرهای اسارت را از هم گسست و به دنیای آزاد و رها دست یافت .
این کار عملی و انجام شدنیست و ما جداشدگان نیز از شما اسیران در بند رجوی حمایت خواهیم کرد .
موفق و پیروز باشید این کار عملی و شدنی میباشد.