تنها در فرقه رجوی خانواده ها نمی توانند پیگیر حقوق عزیزانشان باشند

چقدر سخت و بد است این شرایط که در دنیا خانواده و کس وکار داشته باشی اما امکان بودن و ارتباط برقرار کردن با آنها به زور از تو سلب شود! در سازمان مجاهدین شرایط دقیقا همینگونه است. تمامی نفراتیکه در سازمان هستند اکنون سالیان سال است که هرگز به آنها اجازه داشتن ارتباط با خانواده هایشان را نمیدهند و اگر هر بلایی هم سرشان بیاید، براحتی..

 

-----------------------------------------------------------------------------------------

عباسی,انجمن نجات مرکز فارس۲۴ دی ۱۳۹۸

khanewadehaتنها در فرقه رجوی خانواده ها نمی توانند پیگیر حقوق عزیزانشان باشند

سقوط هواپیمای مسافربری و کشته شدن تعداد زیادی از هموطنانمان را عمیقا به مردم ایران و خصوصا خانواده این عزیزان تسلیت گفته، برای آن عزیزان از خدای بزرگ آرامش ابدی و برای خانواده هایشان صبر جمیل خواستاریم!
حقیقتا تصور اینکه جای خانواده یکی ازاین عزیزان از دست رفته باشیم هم سخت و جانکاه است. پدر و مادری با هزار امید و آرزو فرزندی را بزرگ میکند و به بهترین درجات علمی و اجتماعی میرسانند بعد به یکباره در اثر یک اشتباه!! آنرا از دست میدهند. توضیح این اشتباه یا هرچه که اسمش را بتوان گذاشت را بایستی مسئولین کشوری و لشکری بدهند و قطعا که از سوی مراجع ذیصلاح پیگیری و دنبال خواهد شد.

در همین روزهایی که بحث سقوط هواپیمای اکراینی داغ بود که هرکس بنوعی در این خصوص صحبت میکرد و از اینکه چرا بایستی چنین اشتباهی رخ دهد، از مردم عادی تا نخست وزیران و روسای جمهور کشورهای متعددی در دنیا خصوصا کشورهایی که اتباع آنها در این هواپیما بودند، در این رابطه موضعگیری کردند و خواستار تحقیق و تفحص کامل در این ماجرا شدند. پیام تمام این پیگیریها را در یک کلام شاید بتوان ارزش نهادن به مقام انسان نامید! انسانی که صرف نظر از اینکه در چه درجه علمی و اجتماعی قرار دارد، بدلیل انسان بودن مستحق احترام وعزت است و بایستی کرامت آن حفظ شود! پیش خودم فکر میکردم که خانواده این عزیزان از دست رفته بدلیل داغی که دیده اند، حق دارند که تمام زوایای این ماجرا بآنها پاسخ داده شود بلکه اندکی شاید، تحمل این مصیبت برایشان سهل تر شود. باز خدا را شکر که صدای خانواده این عزیزان به گوش رسانه ها و جامعه مدنی میرسد و امکان پیگیری وضعیتشان وجود دارد!
در این روزها پیش خودم فکر میکردم که چقدر سخت و بد است این شرایط که در دنیا خانواده و کس وکار داشته باشی اما امکان بودن و ارتباط برقرار کردن با آنها به زور از تو سلب شود! در سازمان مجاهدین شرایط دقیقا همینگونه است. تمامی نفراتیکه در سازمان هستند اکنون سالیان سال است که هرگز به آنها اجازه داشتن ارتباط با خانواده هایشان را نمیدهند و اگر هر بلایی هم سرشان بیاید، براحتی هرچه تمامتر موضوع را سرپوش میگذارند و با بهانه هایی مانند بیماری یا تصادف سر و ته ماجرا را هم میآورند! نمونه آن از بین رفتن مالک شراعی بود که به بهانه خفه شدن حین شنا او را سر به نیست کردند و از بین بردند! کسی که همچون ماهی در آب شنا میکردند را در آب خفه کردند و با یک مجاهد وفادار و … مراسمی کوچک گرفتند و تمام!!
بیچاره خانواده این عزیزان که دستشان هم به هیچ جا بند نیست و مجاهدین به هیچکس پاسخگو نیستند. در روزگارانی که در عراق بودند، دست سازمان برای سر به نیست کردن نیروها مخصوصا مخالف تشکیلات، باز تر بود. چراکه از امکانات و پیشتیبانی بیشتری برخوردار بودند. مثلا در ماجرای حمله نیروهای عراقی به قرارگاه اشرف تعداد زیادی از نیروها از بین رفتند و یا اینکه مجروح شدند. فرمان جلو آتش مستقیم سربازان عراقی رفتن را مسئولین سازمان صادر کردند و این در حالی بود که خودشان چند صد متر دورتر پناه گرفته بودند و به نیروهای تحت امرشان میگفتند اکنون وقت نشان دادن خودتان ودفاع از اشرف است! ارتش عراق بارها به مجاهدین درخصوص تخلیه اشرف هشدار داده بود و از خیلی قبل تر تاریخ حمله به اشرف را به مجاهدین گفته بود. اما مجاهدین که جان نیروها برایشان اهمیتی نداشت، بی توجهی کردند تا روز فاجعه فرا رسید و آن خون ها ریخته شد. صدالبته که کار عراقی ها را قویا محکوم میکنیم و از جنایتی که بوجود آوردند هرگز نمیتوان گذشت. اما اگر لااقل مسئولین مجاهدین نیروها را در پناهگاهی مستقر میکردند، میتوانستند از ریختن خون آنها جلوگیری کنند.این خونها در شرایطی ریخته شد که هرگز خانواده کشته شدگان دستشان به اجساد عزیزانشان نرسید و هیچ حقی ازشان مطالبه نشد.
همچنین وقتی عراقی ها به زور آنها را به کمپ لیبرتی در عراق منتقل کرده بودند تعداد نزدیک به صد نفر را به بهانه حفاظت از امکانات قرارگاه، بدون سلاح در اشرف نگاه داشته بودند.این در حالی بود که هرکسی میدانست که بهترین طعمه برای کسانی شده اند که قصد از بین بردن این آنها را دارند. شبانه به اشرف حمله شد و 52 تن از آنها را از بین بردند ومابقی هم یا مجروح شدند و یا به طرز معجزه آسایی از مرگ حتمی جان سالم بدر بردند. هرگز هم در سازمان هیچ مسئولی و مشخصا مریم رجوی جواب نداد که شما که میدانستید این افراد قادر به دفاع از خودشان بدلیل مسلح نبودن نیستند، چرا بالاترین مسئولین سازمان را بی دفاع آنجا رها کردید تا این فاجعه ببار آید؟ و باز هم خانواده کشته شدگان هرگز دستشان به اجساد عزیزانشان نرسید!
در هر کجای جهان، خانواده ها می توانند پیگیر حق و حقوق عزیزانشان باشند. وکیل میگیرند، با رسانه ها حرف میزنند و شکایت میکنند و به هرصورت بدنبال حق عزیزشان هستند و صدایشان را بلند میکنند. اما در سازمان رجوی کسی خبر دار نمیشود که بر سر عزیزش چه آمده و اصلا امکان شکایت و پیگیری نیست. البته فعلا نیست! قطعا روزی خواهد رسید که هرکس دراین جهان ظلمی کرده، حقی خورده، باعث تباه شدن عمر و زندگی کسی شده، باعث حتی ریختن اشکی از چشمی شده، باعث کشیدن آهی شده و … باید حساب پس بدهد و بقول معروف دیر و زود دارد و اما سوخت و سوز ندارد!
باردیگر ازبین رفتن نزدیک به 180 تن از عزیزان خصوصا هموطنان عزیزمان که در سقوط هواپیمای اکراینی جانشان را از دست دادند را تسلیت گفته امیدوارم که خداوند روحشان را شاد و خانواده های داغدارشان را صبر عطا کند! در غمشان شریک هستیم.