پ04092020

Last updateپ, 09 آوریل 2020 9am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها حقایق مهم کمپ آلبانی با تبلیغات کتمان کردنی نیست

حقایق مهم کمپ آلبانی با تبلیغات کتمان کردنی نیست

آیا اینها نمیدانند که آمریکا تنها میتواند در شرایط خاص ، شورش های کور بوجودآورد که نتیجه اش هرج ومرج و تجزیه ی کشور است وبا این وجود جمهوری اسلامی هم کماکان برقسمت بزرگ کشور حکومت خواهد کرد؟ آیا آنها نمیدانند که نتیجه ی حکومتی که با دخالت آمریکابر سرکار میآید ، چه ویرانی ای برجای میگذارد؟........

 

-----------------------------------------------------------------------------------------

صابر تبریزی، ایران اینترلینک، هفدهم مارس 2020

Tirana meydane khalgh 01حقایق مهم کمپ آلبانی با تبلیغات کتمان کردنی نیست

این خبرگزاری ها، پول میگیرند وقسمت مهم حقایق را کتمان میکنند!

در رسانه های رجوی این خبر منتشر شده است :

” خبرگزاری فرانسه به دنبال یک بازدید ۸ ساعته از سراسر قرارگاه اشرف 3… در گزارش  خود آورده است : در مجتمعی نورانی که از هیچ بر دامنه بلندیهای آلبانی بنا شده هزاران مخالف مصمم ایرانی تمامی زندگی خود را وقف سرنگونی رژیم تهران کرده اند. آنها معتقدند پایان تبعیدشان نزدیک است “.

جریانی که دولت را در دست ندارد ومنابع اقتصادی وتولیدی ندارد، طبیعتا نباید پولی برای تامین حداقل معیشت اعضایش داشته باشد . چه برسد به  این خاصه خرجی های نورباران کردن یک دهدکده ی 2500 نفری واگر جریان همانگونه است که این خبرگزاری اعلام میکند ، بودجه ی تامین شده ازمنابع نامشروع و ازمحل جاسوسی ونوکری بدست آمده است.

ساکنان شستشوی مغزی شده ی این محل ، چگونه میتوانند تنها با ایجاد شبکه های اجتماعی ورسانه ، رژیمی راسرنگون کند و آیا خبرنگار مربوطه ازآنها دلیل این دروغگویی وخیالبافی را نپرسیده است؟

مسلما که نه!

دراین صورت پولی رد وبدل نمیشد و بجای آن با خوردن انگ مزدور جمهوری اسلامی ، ازاین قلعه ی منور رانده میشد!

Tirana meydane khalgh 01

درادامه :

” در ۳۰۰۰کیلومتر دور از وطن، ساکنان شهرک اشرف ۳ تنها انتظار یک چیز را می کشند: سرنگونی دولت حاکم بر ایران، که درگیر یک زورآزمایی تند با واشینگتن وغرق در بحران اقتصادی ناشی از تحریم هاست “.

پس آنها روی مسئله ی دشمنی آمریکا با ایران حساب بازکرده اند وخود ازنبود پایگاه اجتماعی خود آگاهی دارند.

آیا اینها نمیدانند که آمریکا تنها میتواند در شرایط خاص ، شورش های کور بوجودآورد که نتیجه اش هرج ومرج و تجزیه ی کشور است وبا این وجود جمهوری اسلامی هم کماکان برقسمت بزرگ کشور حکومت خواهد کرد؟

آیا آنها نمیدانند که نتیجه ی حکومتی که با دخالت آمریکابر سرکار میآید ، چه ویرانی ای برجای میگذارد؟

میخواهند پینوشه ها و سوهارتوها برسر کار آیند و میلیون ها نفر را بکشند تنها باین خاطر که جمهوری اسلامی مانع بقدرت رسیدن رجوی شده که درصورت عدم وجود رهبران اولیه ی جمهوری اسلامی، بازهم مجاهدین خلق از چنین موقعیتی برخوردار نبودند!

سپس :

” اگر سرنگونی رژیم ایران کاری دشوار می نماید، در اینجا اما خوش بینی حاکم است. در ورودی این شهرک محافظت شده توسط نرده های فلزی ودوربینها یک مدل پر ابهت طاق نصرت پاریس وجود دارد …”.

دربرابر انسان های مست ولا یعقل وتهی ازاراده شده درکلاس های شستشوی مغزی که دولت آلبانی برخلاف وعده اش مانع تشکیل این کلاس ها نشد ، همه چیز برپایه ی  توهم و واقعیت گریزی برپاست واین خوش بینی دراین شرایط، امری غیر طبیعی نیست!

ضمنا اگر قلعه ی مانز چزو خاک آلبانی است ودهکده یا شهری بحساب میآید ، تعبیه ی اینهمه نرده ودوربین ازبهر چیست؟

نه ازبرای جلوگیری ازفرار کسانی که مختصر اراده ای را درخود حفظ کرده اند؟؟ شما هیچ شهر و روستا درسراسر جهان را نمیتوانید سراغ داشته باشید که اینهمه محصور شده باشد.

ضمنا منابع مالی این هزینه ی گزاف نرده کشی وتعبیه ی دوربین ازکجا بدست آمده است؟

 

بازهم :

” در اینجا خبری از زندگی خانوادگی کلاسیک و بچه نیست. ”مقاومین“ عهد کرده اند تمامی انرژی خود را صرف مبارزه شان کنند. ..”.

آیا قوانین بین المللی سلب زندگی کلاسیک وداشتن عائله وخانواده را قبول دارد وآنهم در زمانی که تمامی انسان ها بزور داغ ودرفش وشستشوی مغزی تن به این کار داده اند؟!

آنها انرژی واراده ی انسانی لازم برای مبارزه ندارند وتنها بدستور رهبر فرقه ی خود ومانند روبوت ها ، کارهایی میتوانند انجام دهند که ازفاصله ی 3000 کیلومتری تاثیری بر روند حوادث ایران ندارد.

همینطور

” زهره اخیانی، ۵۶ ساله، ”شهردار“ اشرف ۳ که دختر او در سوئد زندگی میکند، می گوید:مانند سایر مجاهدین و سایر زنان مجاهد، من تصمیم گرفتم تمامی زندگی و وقت و انرژی خود را وقف مردمم و آزادی مردم ایران کنم “.

او لااقل با جاسوسی برای مریم ومسعود این بخت را پیدا کرده که زمانی مسئول اول وحالا شهردار بشود وبتواند بچه اش را  قادر کند که درخارج از قلعه زندگی کند ومجبور به  اجرای  فرامین برپا بشین های مسخره نشود . دیگران این شانس را نداشتند وبچه هایشان هم مانند خودشان قلعگی شده وزندگی فلاکت باری را تجربه میکننند!

zohre Akhyani shahrdare aSHRAFE 3 02

درهر صورت، اقامت زهره خانم در قلعه  هیچ مشکلی از خود او ومردم ایران را حل نمیکند والبته او میتواند الکی خوشی را پیشه ی خود سازد وآن هم  برای خود عالمی دارد!

مجددا :

” دامونا تعاونی ۳۹ ساله، نیز در سوئد زندگی می کرد اما تصمیم گرفت ”زندگی راحت“ را رها کرده به ”مقاومت“ رو بیاورد. وی در ”مرکز مطبوعات“ شهرک برای مقابله با ”سانسور“ و ”افشای جنایات رژیم“ کار می کند “.

اگر خبر راست باشد ، کار او دقیقا خصلت فرقوی ازنوع رجوی دارد که تعریف دقیقی از آن شده است :

“در این دستگاه فکری هر کس و هر چیز تا آنجا ارزش دارد که در خدمت این ایدئولوژی و دستگاه رهبری ان باشد. در این میان آنچه که بیش از هر چیز دیگری قربانی میشود همان ارزشها و سنتهای انسانی هستند که روزی خود انگیزه ی جذب به فرقه بودند. ولی حالا این انسان طور دیگری فکر میکند، به دنیا و مسائل آن فقط از دیدِ محدود و منطق فرقه می‌نگرد، آرزویش رساندن رهبری به قدرت در “پایتخت شیر و خورشید” است، و اگر هم جنب و جوشی میکند و شعار مرگ بر خمینی میدهد نه برای این است که خمینی آزادی‌ها را کشته و آزادیخواهان و دگر اندیشان را اعدام کرده، نه برای این است که اندیشه ی ولایت فقیه ارتجاعی‌ست؛ بلکه برای این است که خمینی حق رهبرئی را دزدیده که به زعم آنها “مال رهبریٰ” مجاهدین بوده، و اگر میخواهد در ایران انقلاب کند برای این است که میخواهد “شیعیان ایران را به رهبری واقعی خود وصل کند.” پس در این مسیر هرچه مانع است باید برداشته شود، هر دستی مجاز است که شکسته شود، هر دهانی میتواند دوخته شود، و هر دروغی مجاز هست که گفته شود. به این ترتیب، برخلاف رسم فرقه‌های کلاسیک، برای عرض ارادت به این رهبری، شرط نزدیکی جغرافیائی به فرقه ضرورتی ندارد. چنین مریدی میتواند در “شهر اشرف!،” در پاریس، یا در ایالت ماساچوست امریکا باش”.

.نیز :

” اما تیرانا صحبت از عملی منحصراً انساندوستانه همخوان با ”سنت آلبانیایی“ مهمان نوازی در ”راستای هم پیمانی‌اش با ایالات متحده“ می کند.در ماههای اخیر، آلبانی چندین دیپلمات رژیم ایران را اخراج کرد و اعلام کرده یک طرح سوءقصد علیه مجاهدین را خنثی کرده است “.

دولت آلبانی چنان عمل نمیکند که درابتدابدان متعهد شده بود . قرار نبود زندگی پادگانی برای اعضای نگون بخت سازمان برپاشود وبجای آن مقرر بود که این انسان ها با کمک روانپزشکان ومددکاران اجتماعی تبدیل به انسان های عادی شده و بدون وجود امر ونهی ها به زندگی دلخواه خود برگردند که دولت آلبانی وفا بعهدنکرد وخیانت نمود.

خیانت ازسر ترس امر ونهی های آمریکا واز سر طمع پول های عربستان ودیگران.

این پیشآمد موجب بدنامی ملت آلبانی خواهد شد والبته آنها با دریافت اطلاعات بیشتر و مشاهده ی شریک جرم بودن دولت خود دربرابر این نسل کشی، مقاومت خواهند کرد  وآنروز چندان دیر نیست!