ج07102020

Last updateپ, 09 جولای 2020 8am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها علی شیرزاد،خاطرا ت من،قسمت بیست ویکم

علی شیرزاد،خاطرا ت من،قسمت بیست ویکم

رجوی میگفت خانواده دشمن مجاهد است خانواده مزدوروزارت اطلاعات است خانواده مرزسرخ است که نباید نزدیک ان شد خانواده دشمن انقلاب خواهرمریم است خانواده عامل پوچی ست و…. هدف ازاین همه سمپاشی برعلیه خانواده یک چیزبود عشق وعلاقه وعواطف را بنام انقلاب مریم وجنگ با خمینی دردرون افراد نابود کند چون میدونست تا زمانی که نیروها کوچکترین علائقی به خانواده.....

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------

 علی شیرزاد،

Arteshe Iraq wa Ordugahe Ashrafعلی شیرزاد،خاطرا ت من، قسمت بیست ویکم

درحین تبلیغات نشستی برای ما گذاشته شد که بحث حمایت ازعلاوی ودلایل حمایت مطرح شد طبق معمول همه شوروفتوروشلوغ بازی دراوردند ودراین حمایت سرنگونی حکومت ایران را به نتیجه رساندند وبهترین انتخاب قلمداد کردند واینکه فقط رجوی این مسایل را میفهمد وما هزارسال عقب ترازرجوی حرکت میکنیم چیزهایی که رجوی وعضدانلو درخشت خام می بینند ما با تلسکوپ هابل هم نمی توانیم درصد سال اینده ببینیم وخلاصه رجوی وعضدانلو دران نشست یکی شد خدا ویکی هم زن وهمدم خدا رفتم پشت بلندگو وگفتم خواهرمنظور مسول نشست بود وجمعیتی نزدیک به هشت صد نفردران نشست حظورداشتند مسول نشست پیش خودش فکرکرده بود درمیان این همه جمعیت وبا این همه شوروفتورودفاع من قدرت مخالفت ندارم وبرای تعریف وتمجید ازرجوی پشت بلندگو رفتم منهم شروع کردم وگفتم

بنظر من سازمان درحال تکراراشتباهات گذشته است واین حمایتها وخرجها وپوسترها برای دفاع ازعلاوی بیهوده است  ما نباید دراوضاع داخلی عراق دخالت کنیم عراق ربطی بما ندارد اگرتضاد اصلی ما رژیم است بهتراست با همان سیما ومشخص کردن شرایط برای مردم ایران باشیم وخود را از دام عراق خلاص کنیم وبا هردولتی روی کارامد بعنوان میهمان رابطه برقرارکنیم اوضاع داخلی عراق به عراقیها بستگی دارد بما چه مربوط است ، درانتخابات علاوی هرگزبرنده نخواهد شد وبرنده این انتخابات رژیم وشخص ابراهیم جعفریست پس دردام این وان نیفتید که بد جوری ضررخواهیم کرد و حد اقل هشت سال رژیم حاکم عراق است وفردا رژیم ونیروهایش درعراق بخاطرهمین حمایتها برعلیه ما اقدام میکنند وحملاتشون را انجام میدهند ما هم که سلاح نداریم ومارا خواهند کشت وخون دادن برای علاوی مزدور ونوکرامریکا هرگز پذیرفتنی نیست مسول نشست دید خیلی بدجورشد گفت بچه ها علی هم نظرخودش را گفت ولی رهبری همه چیزرا مشخص میکند برو وبنشین نظرات تو راهم منتقل میکنم واینگونه جلو حملات بقیه بمن را گرفت ومرا نشاند که بیشترحرفی نزنم که بعدا مرا صدا کردند وگفتند بعنوان مسول سازمان هرحرفی را نباید هرجا بزنی گفتم هم معنی حرفهایم را می فهمم وهم فضای نشست دستم هست وهم اینکه چرا باید همیشه پنهانی گزارش بنویسم وبفرستم بگذارید حرفهای ما هم شنیده شود من هشدارهایم را دادم حال خود دانید میخواهید گوش بدهید می خواهید ندهید بخودتون بستگی دارد من به وظیفه خودم عمل کردم

انتخابات رسید وطرفداران ایران یعنی ابراهیم جعفری ودارودسته انتخابات رابردند که تاثیرات ان روی نیروها

ـ پاسیویسم واینکه تحلیلهای رجوی الکی ست

ـ سوالاتی بین نیروها پیش امد که چرا این همه پول وانرژی شبانه روزی ما هدررفت

ـ خیرش را حاکمیت ایران برد

ـ دل بستن به امریکا وهمکاری با او عین حماقت است
ـ چرا پولها را نمی دهید خودمون بخوریم وانواع مشکلات داریم چرا خرج علاوی شد
ـ چشم نیروها بازشد ومخالفتهای پنهانی شروع شد
ـ شکها نسبت به خط وخطوط بیشترونمود بیرونی پیدا کرد
ـ همگان فهمیدند هرحمله وهرکشتاری دراینده دلیلش عملکردهای خودمون است
ـ همه فهمیدن که حملات دراینده انجام خواهد شد
ـ رابطه نیروها با رجوی تا حدودی بهم ریخت ومسئله داری ها شدت پیدا کرده وعلنی شد

وقتی رجوی صحنه را باخت دست به تحریک سنی ها ودارودسته علاوی زد وانها را برعلیه دولت عراق بخیابون کشاند وهرروز با پولهایی که میداد ملت گرسنه عراق برای تظاهرات میامدند وروز بروز بین دولت عراق وسازمان مجاهدین شکافها بیشترمیشد تا درنهایت به جنگهای داخلی کشید که قبلا نوشتم دراین موقع رجوی دست بکاردیگری هم زد که بسیارتحریک کننده بود وانهم این بود که عراقی ها را میاورد دراشرف وماهها انها را پانسیون میکرد واموزشهای ایدئولوژیک تشکیلاتی وسیاسی ونظامی وچریکی میداد که بروند ودرارتباط با سازمان با دولت عراق بجنگند وشیوخ عراقی را دعوت وبا دادن پولهای کلان انها را تحریک میکرد تا اینکه مالکی نخست وزیرشد وبه امریکا گفت باید حفاظت اشرف را به دولت عراق تحویل بدهی وحفاظت را از امریکا گرفت واطراف اشرف نیروی خودش را مستقرکرد  

این همه شعبده خویش که میکرد اینجا…سامری پیش عصا وید بیضا میکرد

گفت آن یارکزاو گشت سرداربلند…جرمش این بودکه اسرارهویدا میکرد

فیض روح القدس ارمد د فرماید …دیگران هم بکنند انچه مسیحا میکرد

گفتمش سلسله زلف بتان ازپی چیست …گفت حافظ گله ای ازدل شیدا میکرد

برای بیان این موضوع باید کمی به عقب برگردم تا مشخص شود رجوی چگونه وازچه راه هایی وبه چه منظوربرای هرمسئله ای حرکت میکرد وچی درسرداشت سال 68 تمامی فرماندهان با خانواده خود به طرقی رابطه داشتند یا مستقیم وتلفن به ایران یا غیرمستقیم ازطرف سرپلها درخارج ویا توسط اقوام خارجه نشین بهمین دلیل منهم درخواست دادم نامه ای بنویسم برای خانواده تا حداقل بدونند درکجا هستم زنده ام یا مرده هرچه اصرارکردم به نتیجه نرسیدم تا اینکه با اصرارمن مجبورشدند مرا صدا کرده وبپرسند منهم دلایل را گفتم وانها مخالفت کردند ودرگیری لفظی بالا گرفت که گفتم مگرفرق من با فرماندهان چیست چرا برای فرماندهان انواع تسهیلات را فراهم میکنید وبرای من که با یکسری سیاستها ورفتار ومسایل تشکیلاتی مخالف هستم نمیگذارید حتی یک نامه بنویسم درنهایت به نتیجه نرسیدیم وازنشست بیرون امدم وقتی سال 80 درگیری سیاسی عراق با امریکا بالاگرفته بود.

نزدیک عید سال 81مراصدا کرده وخانم فرمانده دراتاقش یک نامه ویک کاغذ ویک کارت پستال جلوی من گذاشت وگفت برای خانواده کارت تبریک عید بفرست منهم گفتم انموقع که میخواستم نگذاشتید الان چی شده که خودتون مرادعوت وخواهان نامه نگاری وفرستادن کارت پستال هستید ، گفتند دستوربرادروخواهرمریم است ، جواب دادم احترام رجوی وعضدانلو سرجای خود ولی با عرض معذرت من این دستوررا اجرا نمیکنم ونامه هم نمی نویسم دلیل را خواستند گفتم چون اوضاع سیاسی این را میگوید که امریکا ممکن است به عراق حمله کند شما اهداف دیگری دارید وخانواده هم ازنظرشما وزارت اطلاعاتیست وضد انقلاب مریم ومرز سرخ که نباید رد شودچی شده همه حرفهای سالیان را زیرپا گذاشتید خلاصه با فشارمنهم برداشتم ونوشتم (سلام حال من خوب است امیدوارم حال شما هم خوب باشد) وبرگه را دادم دست خانم وگفتم اینهم نامه خودت کارت پستال راهم درداخلش بگذاروبفرست ادرس منهم این است نگاهی کرد وگفت این چیه نوشتی نامه درست بنویس جواب دادم انتظارشما این است که من 15صفحه بنویسم ودوخط به خانواده سلام برسونم وهرپانزده صفحه را از رجوی وعضدانلو تعریف کنم وبعد هم بخواهم که جوانهای فامیل وفرزندان خودرا به عراق برای جنگ بفرستند وپول بدهند وبعد هم با شما درتماس باشند وپشت سرش هم گیروزارت اطلاعات رژیم بی افتند واخرپیری درزندانها بمیرند تا شما تبلیغات خود را بکنید روز اول هم نوشتم که هرگز حاضرنیستم خانواده رابا رژیم درگیرکنم وبه حرفهایم پایبند هستم ، منهم چنین کاری نخواهم کرد وبیرون امدم موند تا بعد حمله وسرنگونی صدام دراواخرسال هشتاد وسه مراصدا کرده وگفتند بروبا خانواده تماس تلفنی برقرارکن جواب دادم هرگز اینکاررا نخواهم کرد گفتند سازمان به پول نیازدارد وشماهم بعنوان مسولین سازمان حداقل باید پول خرج وخوراک خود را تامین کنید جواب دادم اولا سازمان انقدرپول دارد که صد سال خرج مارابدهد.

دوما قصد شما پول نیست میخواهید خانواده مرا بدبخت وگیررژیم بی اندازید وتبلیغات خود رابکنید بعد هم بگویید بیایند عراق وچیزهایی بدهید انها ببرند ایران ومنتشرکنند ومیخواهید ازخانواده سو استفاده کنید اجازه چنین کاری را نمیدهم چه گلی برسرخودم زده اید که بخواهید برسرخانواده ام بزنید بعد هم شبانه روز مرازیرفشاربگذارید وازاین نشست به ان نشست ببرید وبگوئید تناقض خانواده بنویس وپیش بقیه بگو تا ازان رهایی پیدا کنی نه عقلم را ازدست داده ام ونه دیوانه ام که مثل بقیه رفتارکنم واگرهم سازمان خرج مرا نمیتواند بدهد هیچ اشکالی ندارد همانطورکه مرا اینجا اورده وسالیان نگه داشته اید بفرستید اروپا میروم وخرج خودم را درمیاورم وسربارسازما ن هم نمیشوم هم شما ازدست من راحت میشوید هم من ازدست شما وجنگ ودعواهم نخواهیم داشت که دیدند اینطورگفتم گفتند برو نمیخواد تماس بگیری ودرسال 89دوباره مرا صدا زده گفتند خانواده تو با وزارت اطلاعات رژم امده پشت درب اشرف وتوراصدا میزنند منهم گفتم شناختی که من ازخانواده دارم هرگز به اینجا نخواهند امد دوما انها نیمدانند من کجا هستم زنده یا مرده چطورامده اند ، هدفشون این بود که مرا وادارکنند بروم وپشت تلویزیون برعلیه خانواده صحبت وانها را مزدوروزارت بنامم تا ازنظررجوی مجاهد انقلاب کرده بشوم دیدند هرگزنمیتوانند مرامثل سایرین واداربه کارهای ضد انسانی خودشون کنند گفتند فقط خواستیم درجریان باشی گفتم خیلی ممنون ازاینکه اطلاع دادید ورفتم این همانی بود که میگفت برای خانواده کارت پستال بفرست ماهیتش را اینجا نشان داد بنده هم بدلیل شناخت دقیق ازاهداف رجوی ازروز اول جواب منفی دادم ودرمیزرجوی با خانواده بازی نکردم  

رجوی میگفت خانواده دشمن مجاهد است خانواده مزدوروزارت اطلاعات است خانواده مرزسرخ است که نباید نزدیک ان شد خانواده دشمن انقلاب خواهرمریم است خانواده عامل پوچی ست و…. هدف ازاین همه سمپاشی برعلیه خانواده یک چیزبود عشق وعلاقه وعواطف را بنام انقلاب مریم وجنگ با خمینی دردرون افراد نابود کند چون میدونست تا زمانی که نیروها کوچکترین علائقی به خانواده دردرونشون هست ، عشق وعواطف هم هست واین عشق وعواطف برعلیه تفکررجوی وانقلاب ایدئولوژیکش است ونمیگذارد نیروها علاقه ای به رجوی داشته باشند ازطرف دیگرباعث میشد روح وروان وخصوصیات وخصلتهای انسانی دردرونشون بماند ونمیتواند انطورکه میخواهد نیروها را پرورش بدهد خواسته چی بود این بود که نیرو ازانسانیت چیزی دردرونش نداشته باشد تا وقتی میگوید فلانی لنگ ولگد میزند رویش بریزند ولگد وتف بارانش کنند ، نمیتواند سرکوب کند وانسانهای رباط گونه وخشک مغزو پوسیده ودرون گندابی درست کند ، نمیتواند شکنجه روحی وروانی وجسمی بدهد چه بسیاربودند که اینگونه بارامده وازانسانیت تهی بودند ادمی وقتی نگاه میکرد ذره ای ازانسانیت دردرونشون نمی دید وادمی ازانها به تنفرونفرت میرسید