ج07102020

Last updateپ, 09 جولای 2020 8am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها درود به تمام کسانی که در مقابل ننگ سازشکاری با خائن بزرگ،مردانه ایستادند

درود به تمام کسانی که در مقابل ننگ سازشکاری با خائن بزرگ،مردانه ایستادند

مسعود رجوی آنزمانی که زنده بود و حی و حاضر در اشرف و باقر زاده ، به یمن نیروهای عراقی و تبر و قمه و اسلحه ، بر همه ی اسراء سیطره و تسلط داشت ، حرفش خریدار واقعی نداشت ، چه برسد به امروز که در قبر است و هر از چند گاهی پیام هائی کذائی از زبان او می دهند و غائب است! مسعود رجوی بجز چند اسیر در بند که بالاجبار – برای مجوز گرفتن جهت اقامت اجباری در سرای .....

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------

فرید، انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی5 تیر 1399

Arme shekastehدرود به تمام کسانی که در مقابل ننگ سازشکاری با خائن بزرگ،مردانه ایستادند

منفورترین سازمان ، دم از صداقت و رهبری پاکبازش می زند!

امضاء سازی و جعل و تحریف و دروغ و بیانیه سازی از ترفند های قدیمی سازمان مجاهدین در مواجهه با منتقدان می باشد.
سازمانی که در بیس ها و پایه ها مشکل دارد و با بحران موجودیت و هویت مواجه است ، چگونه می تواند ادعای ارزش ها و اعتراض به توهین به رهبری اش رامطرح کند؟
ذکر دو نکته ضروری است :
اول اینکه، در این فرقه رهبری وجود ندارد که توهین به آن مطرح باشد ! اساسا سازمان مجاهدین با یک رهبر غائب و مجازی نمی تواند مدعی توهین به آن باشد، سازمان مجاهدین با بحران و فقدان رهبری درگیر است و موضوع توهین به رهبری صدق پیدا نمی کند.

دوم اینکه ، از بعد از فاز سیاسی بطورخاص، کدام ارزش در سازمان باقی مانده است که اکنون توهین به آن ارزشها مطرح باشد! مسعود رجوی بی محابا، همه ی ارزشهای سازمانی بنیانگذاران را لگد مال کرده است .
پس می توان همین ابتدا نتیجه گرفت که امثال بیانیه ها به نام زندانیان سیاسی و در بند و از بند رسته و … یاوه گوئی هایی بیش نیست و مثل شورای کذائی رجوی است که برای خزعبلات خود از حاضرین تائیدیه می گرفت و این در صورتی بود که همه ی حاضرین ، اعضای گرفتار و دربند رجوی بودند که برای گرفتن ژست بیرونی از اسارتگاه رجوی به این جلسات آورده می شدند!
واقعیت این است که مسعود رجوی آنزمانی که زنده بود و حی و حاضر در اشرف و باقر زاده ، به یمن نیروهای عراقی و تبر و قمه و اسلحه ، بر همه ی اسراء سیطره و تسلط داشت ، حرفش خریدار واقعی نداشت ، چه برسد به امروز که در قبر است و هر از چند گاهی پیام هائی کذائی از زبان او می دهند و غائب است!
مسعود رجوی بجز چند اسیر در بند که بالاجبار – برای مجوز گرفتن جهت اقامت اجباری در سرای سالمندان اشرف 3- برایش سوت و کف می زنند، یک حامی بیرونی و آزاد ندارد، پس سران فرقه ی رجوی هم باید بدانند که با این ترفند های تکراری و قدیمی ، نمی توانند دهان منتقدان را ببندند که هیچ ، بلکه با اثبات پوچی دستشان ، منتقدان را در افشای جنایات رهبران مستبد این فرقه ترغیب و تشویق می کنند!
سازمان مجاهدین و سران سرکوبگر آن ، یک راه بیشتر برای پیمایش مسیر و آینده تاریک خود ندارند، باید مسیر ملاقات خانواده ها را هموار کنند و موانع را بردارند، تا از برچسب اقامت اجباری اسراء در اشرف 3 ، کمی فارغ شوند، دوم اینکه اگر جواب منطقی برای صحبت های مستدل منتقدانی چون آقای ایرج مصداقی دارند ، میز گردهائی ترتیب داده و در حضور خبرنگاران و در یک محیط مستقل، از مواضع خود – اگر برحق است – دفاع کنند!
این موش و گربه بازی ها، دیگر کهنه شده است ، تمامی جداشدگان و منتقدان این فرقه ، آنقدر دستشان پر است که به یقین می توان گفت، از همین الان بازنده ی چنین مناظرات فرضی ، سران فرقه ی منفور رجوی خواهند بود، اتفاقا برای همین است که سازمان تا کنون به چنین مناظراتی ، تن نداده است و از همه چیز و همه کس فراری است و همواره این منتقدان را افراد وزارت اطلاعات و رژیمی می نامد ، همان هائی که در روز اول جدایئ از سازمان ، اعضای وزارت اطلاعات رژیم نامیده می شوند ، در حالیکه تاهمین چند ساعت پیش در درون مناسبات و ” یک مجاهد خلق ” بودند!
به صف کردن اسامی جعلی و دست ساز رجوی ها ، به نام زندانیان سیاسی و … تف سربالائی است که بر سر همین مجعولین و … فرود می آید!

راستی چرا از زندانیانی صحبت نمی شود که در سازمان بودند و باز هم به زندان و شکنجه گاههای رجوی ، پایشان باز شد! چرا از محمد علی رحیمی (سپهر)گفته نمی شود که از همان روزهای اول رسیدن به اشرف در عراق ، دلیرانه در مقابل رجوی ایستاد و “نه” گفت!

امثال این زندانیان آزاد شده در ایران و پیوسته به رجوی در عراق کم نبود، اغلب این زندانیان سابق ، مجددا در عراق و اشرف زندانی و شکنجه شدند و تا به آخر هم به خواستهای رجوی و سازمان تن ندادند، همین جا لازم می دانم به روح و روان تمامی زندانیان رجوی از جمله محمد علی رحیمی درود بفرستم که در روزهای سیاه اسارت در فرقه ی رجوی در عراق ، هرگز تن به اجبارات برده ساز رجوی نداد و صدبار حیف و افسوس می خورد برای رفتگانی که ناآگاهانه به اسم رجوی ملعون ، پای چوبه های دار رفتند! بعنوان یک شاهد عینی ، باید اعلام کنم که عباس قهرمان ، در زندان های رجوی در اشرف در عراق ، بسیار شکنجه و زندان انفرادی کشید، بعضی از زندانیان آزاد شده مثل حسن ظریف و حسین فارسی از مزدوران رجوی ، در استمرار شکنجه های روحی و جسمی ، عباس ( سپهر یا محمد علی رحیمی) نقش خائنانه ای داشتند و بارها عباس را تا مرز سکته و مرگ ، کشاندند و در جمع ، او را کتک زدند! یادم نمی رود در سالن غذاخوری العماره تعدادی از مزدوران رجوی ، عباس راکتک زدند و او را خونین ومالین از سالن بردند! این رجویست ها که امروز امضاء و بیانیه ی جعلی علیه آقای ایرج مصداقی ،جمع می کنند همانهائی هستند که روزگاری عباس را کتک زده و خونین کف سالن غذاخوری اشرف انداختند، درهمین جا به تمامی کسانی درود می فرستم که به رجوی ” نه ” گفتند و ننگ سازشکاری با بزرگترین خائن و وطن فروش را به جان نخریدند…