پ07092020

Last updateپ, 09 جولای 2020 8am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها رجوی و سی خرداد 1360

رجوی و سی خرداد 1360

روزهای پایانی خرداد ماه یادآوریکی از مناسبت هایی است که مسعود رجوی آن موش خفته در سوراخ برای خودش دکانی باز کرده بود وبه نام سی خرداد دست به هر کاری می زد و البته سریال مزخرف ۳۰ خرداد رجوی همچنان در حال اجرا است. از جمله این مناسبتها می توان ازدواج و حوس بازی مسعود رجوی را یاد آوری کرد که  ازدواج با مریم قجرعضدانلو و البته قبل از آن ازدواج با فیروزه....

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------

پرویز حیدرزاده نشلی، تیرانا آلبانی ـ ایران آزادی ـ 25.06.2020

Heidarzade Parviz 03رجوی و سی خرداد 1360

روزهای پایانی خرداد ماه یادآوریکی از مناسبت هایی است که مسعود رجوی آن موش خفته در سوراخ برای خودش دکانی باز کرده بود وبه نام سی خرداد دست به هر کاری می زد و البته سریال مزخرف ۳۰ خرداد رجوی همچنان در حال اجرا است. از جمله این مناسبتها می توان ازدواج و حوس بازی مسعود رجوی را یاد آوری کرد که  ازدواج با مریم قجرعضدانلو و البته قبل از آن ازدواج با فیروزه بنی صدر (جشن چند همسری رجوی) تا  اشک تمساح ریختن و  به راه انداختن عزاداری و غیرو در این اواخر ترکیبی از جشن و عزاداری و روضه خوانی مریم و دلقک های سیاسی همراه بود و هر ساله به این مناسبت در پاریس با جمع کردن پناهندگان آفریقایی بعنوان سیاهی لشگر دریک سالنی به اسم هواداران , البته با دلار نفت عربستان و آمریکا نمایش سیاسی ایجاد می کرد و مثل  آش شعله قلمکار شده بود.

واقعیت این است که مسعود رجوی وقتی دید که دکانش که موسوم به «سازمان مجاهدین خلق» بود در حال بسته و تخته شدن است، با سوء استفاده رذیلانه، بخشی از مردم را که گول شعارهای مردم فریب رجوی و سازمان ضد خلقیش را خورده بودند به خیابان کشید و وادار به درگیر شدن با نیروهای امنیتی کرد می خواست مجلس را تصرف کند و رژیم را به قول خودش سرنگون کند قدرت را بچنگ بیاورد.البته مردمی که در صحنه بودند متوجه شدند که چه کلاه گشادی سرشان رفته است لذا هر کسی که توانسته بود از صحنه گریخت. کسانی که از معرکه جهنمی ساخته رجوی سالم بیرون کشیده بودند، دقیقا همان ها شدند ضد سازمان رجوی.

به همین خاطر هم بود که رجوی در فردای ۳۰ خرداد کذایی خودش که می خواست آن را تبدیل به یک حماسه تاریخی نماید، کاسه کوزه خودش را جمع کرد و در یک فرصت از ایران گریخت(هفتم مرداد ماه همان سال) زیرا دیگر از آن جمعیت چند صد هزار نفری خبری نبود که از رجوی حمایت نمایند. همه در حال فحش و ناسزا گفتن به این ابله بودند که ملتی را دم تیغ داده بود تا خودش در راس حکومتی قرار بگیرد که سرانجامش معلوم نبود.

در این ایام مردم با گوشت و پوست و استخوان خود فهمیدند که نباید گول ظاهر را خورد ، نباید گول حرف های قشنگ این مردک دیوانه را خورد ، زیرا دیگر پشیمانی فایده ای ندارد

مسعود رجوی مردمی را به صحنه آورد که به سرعت برق و باد پشت آنان راخالی کرد ورفت تا به وطن فروشی به صدام ودیگر دشمنان ایران خوش خدمتی کند ولی بعدها چون می خواست این نامردی خودش را توجیه نماید در هر سال به این روز یک چیزی، یک اسمی که ظاهرش, قشنگ باشد اضافه می کرد. یک سال می گفت ۳۰ خرداد روز قیام علیه جمهوری اسلامی، یک سال می گفت ۳۰ خرداد روز زندانیان سیاسی، یک سالی می گفت ۳۰ خرداد روز ارتش آزادیبخش ملی ایران، سال دیگر می گفت ۳۰ خرداد روز شهدا و همه چیز را به سی خرداد منتسب می کرد؛ سناریو های رجوی در این ایام تمامی نداشت و تلاش می کرد با فرافکنی از اصل داستان بگریزد و پاسخگوی جنایت های خویش نباشد, خودش بهتر از هر کسی می دانست که چه گندی زده و چه فضاحتی به بار آورده است. الان هم در آلبانی  مثل خر در گل گیر کرده و نمی داندچه بکند و هر چیزی را بهانه ای برای استفاده سیاسی بکار می گیرد.

سی خرداد اشباهی بود که این فرقه مرتکب آن شد و هزاران نفر بهای حماقت رجوی را پرداختند و این مردک از خون خوری سیرنمی شود و بهمین دلیل در سوراخ موش مخفی شده است.