پ07092020

Last updateپ, 09 جولای 2020 8am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار دیدگاه ها  آقای صفوی خانم مرجان را گنده نکنید، واقعیت چیز دیگری است

 آقای صفوی خانم مرجان را گنده نکنید، واقعیت چیز دیگری است

فرقه رجوی که در مرده خوری در دنیا همتا ندارد و از کفتار هم پسشی گرفته تمام تلاش خود را بکار گرفته تا جسم بی روح مرجان را هم برای منافع و تبلیغ و سواستفاده بدوشد تا آنجائی که آقای صفوی هم  که اصلآ تیپش به هنر و کار هنری نمی خورد را وارد گود می کند تا از مرجان اسطوره مقاومت بسازد در حالیکه اولآ مرجان هنرمندی نبود که در جامعه ایرانی بتوان او را با اسطوره های هنری و سینمای فارسی مطابقت کرد....

--------------------------------------------------------------------------------------------------- 

 ادوارد،کانون آوا، 29/06/2020

 khaksepari marjanآقای صفوی خانم مرجان را گنده نکنید، واقعیت چیز دیگری است

گاهی اوقات با پدیده هایی برخورد میکنی که آنقدر عجیب و غریب هستند و با هنجارهای اخلاقی و اجتماعی مغایرت دارند که سرت سوت میکشد! لاجرم باید به سراغ لغتنامه ها و دایره المعارف ها بروی تا شاید معنی و مفهوم این پدیده ها نسبتا روشن شوند.

فرض کنید فردی صبح شال و کلاه میکند، از خانه بیرون میرود، و چاقو بدست، به جان عابران در خیابان های شهر می افتد. پس از آن چاقوکشی، ذهن تعداد زیادی محقق و روانشناس و جامعه شناس و دکتر و متخصص مشغول این سئوال میشود که این عمل، مصداقِ چیست؟ هدف این لات بی سر و بی پا از چاقوکشی کور چه بود؟ از نظر روانشناسی این یارو مصداق کدام بیماری روحی و روانی است؟ چه صفتی به او اطلاق میشود؟ «دیوانه»، «روانی»، «عصبانی»، «تباه خرد»، «قاتل»، «وحشی»، چی؟ اما داستان ماهیت عوض میکند اگر این چاقوکش حرفه ای با یک ماموریت مشخص استخدام شده باشد. در چهار دهه مبارزه با رژیم آخوندی، ما با این چاقوکشان که خود را به جلادان فروخته اند، آشنا هستیم. 

اینها بخشی از نوشتار آقای صفوی است که بمناسبت درگذشت خانم مرجان در سایت ناهمبستگی منتشرشده،اما همین چند خط دقیقآ می تواند تفسیری از اوضاع و حال بد فرقه رجوی نیز باشد.

توجه کنید: 

گاهی اوقات با پدیده هایی برخورد میکنی که آنقدر عجیب و غریب هستند و با هنجارهای اخلاقی و اجتماعی مغایرت دارند که سرت سوت میکشد! لاجرم باید به سراغ لغتنامه ها و دایره المعارف ها بروی تا شاید معنی و مفهوم این پدیده ها نسبتا روشن شوند.

فرض کنید فردی صبح شال و کلاه میکند، از خانه بیرون میرود، و  در گوشه ای از شهر به بهانه مبارزه با رژیم بمب گذاری می کند و انبوهی انسان بیگناه را به خاک و خون می کشد . پس از آن بمب گذاری و کشتن مردم بیگناه، ذهن تعداد زیادی محقق و روانشناس و جامعه شناس و دکتر و متخصص مشغول این سئوال میشود که این عمل، مصداقِ چیست؟ هدف این لات بی سر و بی پا از بمب گذاری  کور چه بود؟ از نظر روانشناسی این یارو مصداق کدام بیماری روحی و روانی است؟ چه صفتی به او اطلاق میشود؟ «دیوانه»، «روانی»، «عصبانی»، «تباه خرد»، «قاتل»، «وحشی»، چی؟ اما داستان ماهیت عوض میکند اگر این بمب گذار حرفه ای با یک ماموریت مشخص استخدام شده باشد. در چهار دهه گذشته، ما با این بمب گذاران که خود را به عده ای جاه طلب و مقام پرست فروخته اند، آشنا هستیم.( منظور بمب گذاری های با هدف و بی هدف سالیان ابتدائی انقلاب ضد سلطنتی است که مجاهدین انجام دادند)

ایشان ادامه می دهند:

خبر درگذشت هنرمند مردمی و گرانقدر خانم مرجان بسرعت در سراسر ایران و جهان پیچید و موج بی نظیری از قدرشناسی را در بین همه اقشار بویژه جوانان و هنرمندان و زندانیان سیاسی برانگیخت. موجی که نشان روشنی از همبستگی ملی علیه فاشیسم دینی بود.

خبر درگذشت هر هنرمندی برای مردم کشورش دردآور است و در این هم شکی نیست، پس از درگذشت خانم مرجان آقای محمدعلی کشاورز دارفانی را وداع گفتند و مردم هم برای این پیشکسوت سینمای ایران سنگ تمام گذاشتند، یا در گشت زنده یاد ناصرملک مطیعی در اردیبهشت ۱۳۹۷ که شاهد سوگواری مردم ایران بودیم، یا زنده یاد مرتضی پاشائی که مردم برای بدرود با او سرو دست می شکستند، اینها در جامعه امری است طبیعی، خانم مرجان هم به همین شکل اما با این تفاوت که در مراسم خاکسپاری ایشان در امریکا بر اساس فیلمی که در فیسبوک مشاهده کردم تعداد انگشت شماری شرکت کرده بودند آنهم طبیعتآ از سوی فرقه رجوی بوده و بس، در حالیکه در مراسم خاکسپاری دیگر هنرمندانی که نام بردم جای سوزن انداختن هم نبود.

فرقه رجوی که در مرده خوری در دنیا همتا ندارد و از کفتار هم پسشی گرفته تمام تلاش خود را بکار گرفته تا جسم بی روح مرجان را هم برای منافع و تبلیغ و سواستفاده بدوشد تا آنجائی که آقای صفوی هم  که اصلآ تیپش به هنر و کار هنری نمی خورد را وارد گود می کند تا از مرجان اسطوره مقاومت بسازد در حالیکه اولآ مرجان هنرمندی نبود که در جامعه ایرانی بتوان او را با اسطوره های هنری و سینمای فارسی مطابقت کرد، مثلآ مرجان کجا و ایرن کجا، مرجان کجا و فروزان کجا، در خوانندگی هم هرگز کسی نبوده که تحولی در موسیقی ایجاد کند، این حلوا حلوا کردن ها هم نشان از مرده خوری فرقه رجوی دارد و هم نشان از اینکه این آقای صفوی در دوران پهلوی اصلآ رنگ سینما را به چشم ندیده، حال هر چه در مورد هنرمندان می نویسد دیکته فرقه است، مرجان یک هنرپیشه معمولی بود که البته صدای گرم و گیرائی داشت اما تنها دلیلی که مردم در فضای مجازی طلب آرامش روحش را کرده اند همان چند ترانه خاطره انگیزش است و بس.

دلیل دیگر هم فیلم هائی است که در آن نقش آفرینی کرده و فیلم هائی که.... البته ابراز احساسات اصلآ برای این نبوده که با فرقه مجاهدین بوده و برعکس برای بودن با فرقه مجاهدین در فضای مجازی بسیار مورد توهین هم قرار گرفته پس اینکه آقای صفوی می گویند ( موج بی نظیری از قدرشناسی را در بین همه اقشار بویژه جوانان و هنرمندان و زندانیان سیاسی برانگیخت ) کاملآ مبالغه است برای اینکه شاید از نفرت مردم نسبت به فرقه رجویکم کنند، اما محال است، شخصآ تقریبآ تمام فیلم های خانم مرجان را در دوران پهلوی تماشا کرده ام هنر خاصی دربازیگریش وجود نداشت، جاذبه ای که جوانان را به سینما می کشید زیبائی او و چشمان بسار زیبای او بود که در نقش های ایشان تاثیر فراوانی داشت و برای جوانان هم صحنه های آنچنانی پرجاذبه بود. 

در فضای مجازی خصوصآ در فیسبوک موارد فحش و ناسزا خیلی بیشتر از روحش شاد به چشم می خورد که البته تمامآ هم به دلیل این بوده که با فرقه مجاهدین پیوند خورده، تعدادی را کپی کرده ام اما از چاپ آن معذورم چون وافعآ شرم آور است، بهتر است که آقای صفوی یا هر کدام از قلم به دستان فرقه رجوی قبل از نوشتن و گنده نمائی کردن هنرمندانی که دستشان از این دنیا کوتاه است سری به فضای مجازی بزنند و با واقعیت ها و موضعگیری مردم روبرو شوند، البته تمام فحش ها تنها به این دلیل بوده که مرجان به مجاهدین پیوسته، مردم می گویند هنرمند خوبی بود افسوس که به رجوی پیوست و البته با چند فحس ناجور به رجوی، به هر حال بایستی مردم و احساسشان را درک کرد، اگر چه شخصآ باتوهین و ناسزا گفتن مخالف هستم اما واقعیت را بایستی پذیرفت و آن هم این است که هر هنر مندی که به فرقه رجوی نزدیک شد در میان مردم ایران محبوبیت خود را از دست داده و تمام زحمات چند ده ساله خود را به بادفنا سپرده.

در این شکی نیست که مجاهدین و سران فرقه تا زمانی که فردی حتی از اعضای خودشان زنده و سرپاست در درون مناسبات فرقه ای و بسته شان تا می توانند مانند تراکتور هم کار می کشند و هم در هر زمانی برای سواری گرفتن بیشتر در نشست ها مورد توهین قرار می دهند و هر لوش و لجنی بارش می کنند، یعنی تا وقتی که هست شیره جان او را می کشند و وقتی هم که همان فرد می میرد به مرده خوری و کشیدن شیره روح او می پردازند این کثافتکاری در مورد هنرمندان ضریب می خورد الان نوبت به خانم مرجان رسیده، خوب فرقه یعنی همین جای تعجب هم نیست.