مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم حمیرا محمدنژاد

من از هنگام ورودم به تشکیلات فهمیدم که وضعیت و شرایطم هیچ تفاوتی نکرده است. در خانه پدری به یک نحوی زیر فشار بودم در سازمان هم درست مثل آنجا باز تحت فشار بودم. هم باید حواسم بود که نخندم چون ممکن بود اشعه ی من برادران را بگیرد!! باید به برادران خشک نگاه میکردم که مبادا محیط را آلوده کنم!

  http://www.nimnegah.org/farsi/?p=13372

مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم حمیرا محمد نژاد (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن آلمان) ـ قسمت اول

Saturday, March 14, 2015

خانم حمیرا محمد نژاد عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش در سال ۷۳ از مجاهدین جدا شد. انگیزه ی جدایی او از مجاهدین خلق حکایت تلخ و درخوری ست از سالها زیست و تنفس در فضای اختناق آمیز حاکم بر مناسبات تشکیلاتی و قرون وسطایی مجاهدین. نفی فردیت ، سلب و انکار حق آزادی انتخاب آدمی یکی از مشخصه های بارز و آشکار دستگاه اعتقادی و اندامواره فکری و ایدئولوژیک مجاهدین است.

 دنیای تاریک و سیاه مجاهدین در واقع متعلق به عصر توحش و بربریت است که متاسفانه در دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک در اشکال گوناگون و در گروهها و فرقه های تبهکاری چون القاعده ، طالبان ،داعش ، بوکو حرام ، مجاهدین خلق و … بازتولید می شود. در تفکر فرقه ای و تلقی فاشیستی مجاهدین از دین ، “زن” موجود دوپایی تلقی می گردد که “شر و شیطانی” قلمداد شده و بایستی برای رهایی از این وسوسه شیطانی و شر ذاتی … او را با کلمات و واژه های فریبنده ای چون آرمان انقلابی ، حفظ اصالت و پاکی و …  در اسارت و تحت سیطره ی همیشگی و مداوم قرار داد و در خوشبینانه ترین شکل زنان را در مسیر بهره کشی جنسی ، تولید مثل و اقدامات تروریستی و انتحاری بکار گرفت تا بدین ترتیب کابوس تاریخی استفاده ابزاری از زن را به انحاء گوناگون به نمایش گذاشت.

 تامل و دقت در سخنان و نقطه نظرات خانم محمد نژاد در این گفتگو در حقیقت بازخوانی یک فاجعه و تراژدی تکراری تاریخی ست. زن حق انتخاب ندارد ، زن بایستی در محدودیت بسر برد ، مردان به جای زنان تصمیم گیرنده باشند و حقوق انسانی زن در قالب توجیهات مضحک ، گاه فریبنده و مشمئز کننده ی ایدئولوژیک به سخره گرفته شود و در بسیاری موارد انکار و نفی گردد که نشانه ی یک ذهن بیمار است که گاه در شکل و هیئت موجود تبهکاری چون ملاعمر رهبر طالبان ، ابوبکر بغدادی رهبر داعش یا مسعود رجوی رهبرعقیدتی مجاهدین و … خود را به نمایش می گذارد. نمایشی که مشمئز کننده است و پالس روشنی از پلشتی و پلیدی یک تفکر متعلق به عصر توحش و بربریت … نگرش غیرانسانی ذهن بیمار که زن را به مثابه نیمه دیگر انسان و نیمی از جمعیت فعال و خلاق جهان در اعماق ذهن خود باور ندارد …  

آرش رضایی ـ عضو تیم مدیریت سایت نیم نگاه

سایت نیم نگاه :

سپاس خانم حمیرا محمد نژاد که دعوت سایت نیم نگاه را برای گفتگو پذیرفتید شما یک عضو جداشده از مجاهدین هستید و ۹ سال ، مناسبات و فضای حاکم بر تشکیلات مجاهدین را تجربه کردید. دوست دارم مصاحبه با شما بدور از کلیشه های رایج و مرسوم ، آنچه که در پسزمینه های روابط تشکیلاتی مجاهدین جریان داشت مورد واکاوی و بررسی قرار بگیرد. به این خاطر در این بخش از گفتگو دو سوال مطرح می کنم که در واقع دو پرسش مطروحه ، پیوستگی مضمونی با هم دارند و به دلیل انسجام منطقی گفتگو به نظرم پاسخ شما به هر دو پرسش در این بخش از گفتگو یک ضرورت است. شما در اکتبر ۲۰۱۳ در گفتگو با سایت زنان ایران فرمودید در سنین نوجوانی در اواسط دهه شصت جذب مجاهدین شدید و دلیل پیوستن تان را سیستم سنتی حاکم بر خانواده و جستجوی راه گریزی از فضا و شرایط محدودیت آمیز و بازدارنده ذکر کردید و اشاره داشتید برادرتان باعث آشنایی شما با مجاهدین شد و علیرغم اینکه پیک سازمان برای خروج برادرتان از ایران و انتقال به عراق به خانه شما آمد اما برادرتان از رفتن به عراق طفره رفت ولی شما از فرصت استفاده کرده و با پیک سازمان راهی ترکیه و سپس عراق شدید چون از طریق گوش دادن به رادیو مجاهد جذب شعارهای مجاهدین درباره آزادی زنان شده بودید، خب دلیل پیوستن شما دقیقا انگیزه ی پیوستن خانم نسرین ابراهیمی به مجاهدین در سن ۱۴ سالگی نیز است ایشان در مصاحبه با سایت نیم نگاه در تاریخ ۲۸ دیماه سال ۱۳۹۱ به جزئیات و انگیزه پیوستن شان به تشکیلات رجوی اشاره روشنی دارند.

شما مدت زیادی است که از مجاهدین جداشده یعنی از اواسط دهه هفتاد شمسی از تشکیلات رجوی خارج شده و در آلمان سکنی گزیدید و سالها در آلمان زندگی می کنید اگر فلاش بک بزنید به سال ۶۶ و تجربه زندگی در تشکیلات رجوی به مدت ۹ سال ، چه مقایسه ای می توانید درباره سیستم سنتی حاکم بر خانواده تان و مناسبات درون تشکیلاتی حاکم بر مجاهدین ، داشته باشید؟ به عبارتی دیگر آیا وجوه تشابه بین سیستم سنتی حاکم بر خانواده و مناسبات درون تشکیلاتی فرقه رجوی مشاهده می کنید؟ اگر پاسختان مثبت است لطفا توضیح دهید؟

اما سوال بعدی ، بگذارید صریح تر این پرسش رو مطرح کنم و از نگاه و حس زنانه شما به موضوع زوم کنیم … زنان مجاهد و زنان اروپایی ، آیا تفاوتی احساس می کنید؟

خانم حمیرا محمد نژاد :

قسمت دوم سوال را نفهمیدم

سایت نیم نگاه :

ببینید زن مجاهد یک سری خصوصیات و ویِژگی هایی دارد با لحاظ تفکر مذهبی و عادات تشکیلاتی و روحیات خاص ، که قطعا زنان اروپایی به معنای اعم کلمه این خصیصه ها را احتمالا نداشته باشند و متفاوت باشند. در واقع زن متعلق به دنیای مدرن قطعا احساسات و روحیات و طرز تفکرش بایستی با زنان مجاهد متفاوت باشد دوست دارم با تیزبینی خاصی که شما دارید این تفاوت ها را ارزیابی کنید و یک مقایسه تطبیقی داشته باشید ، اگر ممکن است.

خانم حمیرا محمد نژاد :

تبعیض طبقاتی و جنسی در همه جوامع وجود دارد. فقط روشها متفاوت است. سازمان با تشکیل ارتش از حس افراد به صورت خوبی توانست استفاده کند و افراد را جذب کند ولی این را فکر نکرد که در مدت زمان طولانی این داستان نمی تواند دوام بیاورد. از قدیم گفتند هر چیزی که به اجبار تبدیل شود به ضد خودش تبدیل می‌شود. متاسفانه این فرقه نتوانست واقع بینانه پیش برود و سران و رهبری سازمان فکر کردند با سرکردن زنان بر سرمردان یعنی سلطه زنان بر مردان در تشکیلات خواهند توانست هر دو طرف مقابل اعم از زن و مرد را برای همیشه زیر سلطه خود نگهدارند و سعی نکردند با زمان حال پیش بروند. این مسائلی را که گفتم مقدمه و نگاه کلی من به تشکیلات مجاهدین بود.

من از هنگام ورودم به تشکیلات فهمیدم که وضعیت و شرایطم هیچ تفاوتی نکرده است…. در خانه پدری به یک نحوی زیر فشار بودم در سازمان هم درست مثل آنجا باز تحت فشار بودم. هم باید حواسم بود که نخندم چون ممکن بود اشعه ی من برادران را بگیرد!! باید به برادران خشک نگاه میکردم که مبادا محیط را آلوده کنم!

اگر در ایران دوستی داشتم که باهاش درد و دل کنم … اینجا چنین حقی را نداشتنم چون اسمش محفل میشد ، اگر در خانه مریض میشدم ، مادر و خواهری بود که از من پرستاری کنند اینجا باید ساکت می بودم و گرنه مشکل ایدئولوژیک داشتم!!

البته من همیشه با خودم فکر می کردم خب ارتش (آزادیبخش ملی) باید انضباط داشته باشد ولی فکر نمی کردم این مسئله یعنی سلب آزادی های فردی و محدودیت ها در زندگی م سالهای طولانی ادامه یابد. ابته در تشکیلات آدم آنقدر غرق در کار بود که همه چیز یادش می رفت. در خانه حق صحبت با حتی پسرهای فامیل را نداشتیم آنجا هم باید حواسمان بود که با جنس مخالف تنظیم رابطه تشکیلاتی کنیم.

نمی دانم چطوری بگم الان که به آن روزها فکر میکنم به خودم میگم خدایا چه صبری داده بودی ، آن فرد در تشکیلات که ۹ سال در آن شرایط سخت دوام آورد من بودم که آنجا بسر بردم و همه فشارهای طاقت فرسا را تحمل کردم!!؟

یادم است که یک افسر ارشد عراقی به ما تمرین میداد و از من مدام تعریف میکرد آخرین روز مثلا فارع التحصیل ام بود ، اما مرا نبردند. تنها تفاوتی که با ایران داشت کار زیاد و کار نظامیش بود.

از یک محیط بسته به یک محیط بسته دیگر منتقل شده بودم و با فرسودگی جسمی بیشتر …

در تشکیلات مجاهدین بیشتر مبارزه با درون بود نه بیرون ، همیشه ترس از این که چی بگم ، چی نگم … مبادا از من گزارش به مسئولین و فرماندهان مجاهدین بدهند… مبادا زیر تیغ بروم … الان که سعی می کنم به یاد آن روزها به زندگی در تشکیلات مجاهدین در عراق بیفتم ، انگار که  دارم کابوس می بینم. حالم بد شد ، لطفا بعدا گفتگو را ادامه بدیم ع برم کمی بدوم.

تنظیم از آرش رضایی

Homeyra Matn 5

 

مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم حمیرا محمد نژاد (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن آلمان) ـ قسمت دوم

Tuesday, March 17, 2015

 سایت نیم نگاه :

با وجود چنین شرایط بازدارنده و محدودیت آمیز، قطعا درگیری ذهنی و حس در اسارت بودن آزارتان می داد؟

خانم حمیرا محمد نژاد :

 به خودم می گفتم راستی این بود آزادی (مورد ادعای مجاهدین)….بعضی وقتها دلم تنگ می شد واسه دو کلمه حرف بدون ترس… بدون اینکه بالا پایینش کنم و بتوانم فقط حرف بزنم … وقتی میدیدم چطوری با بچه ها و اعضای تشکیلات رفتار می شد به خودم گفتم اگر یک روز رده تشکیلاتی بالایی داشته باشم به بقیه فشار نمیارم. همه چیز زیر ذره بین مسئولان مجاهدین بود ، ترس رفتاری ، تنهایی ، انگار تنها چیزی بود که در تشکیلات مجاهدین در عراق نصیبم شده بود … از ایران که میرفتم چند تا از عکس های خانوادگی ام را با خودم بردم. یک روز تعدادی از عکسهایم را در دستشویی خواهران پیدا کردم!!  فهمیدم که مسئولین سازمان کمدم را گشته اند. این در حالی بود که آن موقع جزو شورای مرکزی سازمان بودم و اعزامی به خارج. آنها حتما می خواستند مطمئن شوند که ریگی در کفشم نیست. انداختن بچه‌ها و اعضا به جون هم و درگیر کردنشان بر سر موضوع رده های قلابی تشکیلاتی هم جالب بود.

من از موقعی در سازمان رو آمدم که بتول (رجایی) یکی از فرماندهان ارشد سازمان (عضو شورای رهبری مجاهدین) که چند ماه پیش بر اثر بیماری فوت کرد….از من خوشش آمد… او می دانست که من رک هستم ولی همین هستم که هستم. از آن موقع رده دادن به من شروع شد. هر وقت کس یا کسانی از خواهرها می خواستند در مورد من انتقاد کنند بتول به آنها می گفت : بازم زنانگیتون گل کرد. درست است که خیلی ها از بتول خاطره خوبی ندارند ولی من به جرات می‌توانم ، بگویم که زنده بودنم را مدیون بتول هستم.

موقعی که معاون تیپ بودم فرمانده ام گوهر صالحی (اهل ارومیه) بود او هر صبح از نشست میامد و بدون اینکه تغییر برنامه ی روز را به من بدهد ، میخوابید. من هم طبق برنامه قبلی بچه‌ها را سرکار می فرستادم. اما گوهر یک ساعت بعدش میامد و مرا زیر حملات لفظی خودش میگرفت. یک روز گوهر در نشست فرماندهان تیپ شروع کرد به همه بهانه گیری کردن… من که حسابی از دستش خسته شده بودم از روی صندلیم پا شدم و گفتم : گوهر خوب به من نگاه کن اگر یکباره دیگر به کسی گیر بدی و بهانه بگیری با دست خودم از پنجره به بیرون پرتت میکنم. گوهرهمان جا ساکت شد. ولی بعدا که آروم شدم منتظر این بودم که مسئولان سازمان به حسابم برسند. همه از من گزارش نوشته بودند ولی بتول رجایی طوری کرده بود که کسی اذیتم نکرد. به هرحال این شانس را داشتم که تحت حمایت او خیلی زیر تیغ نباشم.

سایت نیم نگاه :

این بخش از اولین سوالم از شما را دوست دارم دوباره مطرح کنم تا اگر توضیج تکمیلی دارید ، برای مخاطبان سایت نیم نگاه بفرمائید ، درباره سیستم سنتی حاکم بر خانواده تان و مناسبات درون تشکیلاتی حاکم بر مجاهدین ، چه نظری دارید؟ آیا وجوه تشابهی بین سیستم سنتی حاکم بر خانواده و مناسبات درون تشکیلاتی فرقه رجوی مشاهده می کنید؟

خانم حمیرا محمد نژاد :

سیستم سنتی ، زن را مثل یک موجودی می بیند که باید در حال سکوت باشد ولی با همه قوانین سختش محبت خانواده را از شما دریغ نمی کند. باز جایی است که وقتی احتیاج داری بهش ، دست نیازت را میتوانی دراز کنی اما در سازمان مجاهدین باید به تنهایی و دلتنگی هات عادت کنی به گزارش نویسی عادت کنی.

اگر در جامعه معمولی زندگی خصوصی داری و فکر و راز و نیاز خصوصی و فردی داری آنجا در تشکیلات مجاهدین اینها را باید فراموش کنی. به قول معروف آرزو کردن گناه نیست ولی در سازمان مجاهدین گناه کبیره است.

Homeyra Mosahebe Matn 21

 

 

مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم حمیرا محمد نژاد (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن آلمان) ـ قسمت سوم 

Monday, March 30, 2015

خانم حمیرا محمد نژاد عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش در سال ۷۳ از مجاهدین جدا شد. انگیزه ی جدایی او از مجاهدین خلق حکایت تلخ و درخوری ست از سالها زیست و تنفس در فضای اختناق آمیز حاکم بر مناسبات تشکیلاتی و قرون وسطایی مجاهدین. نفی فردیت ، سلب و انکار حق آزادی انتخاب آدمییکی از مشخصه های بارز و آشکار دستگاه اعتقادی و اندامواره فکری و ایدئولوژیک مجاهدین است.

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین در واقع متعلق به عصر توحش و بربریت است که متاسفانه در دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک در اشکال گوناگون و در گروهها و فرقه های تبهکاری چون القاعده ، طالبان ، داعش ، بوکو حرام ، مجاهدین خلق و … بازتولید می شود. در تفکر فرقه ای و تلقی فاشیستی مجاهدین از دین ، “زن” موجود دوپایی تلقی می گردد که “شر و شیطانی” قلمداد شده و بایستی برای رهایی از این وسوسه شیطانی و شر ذاتی … او را با کلمات و واژه های فریبنده ای چون آرمان انقلابی ، حفظ اصالت و پاکی و …  در اسارت و تحت سیطره ی همیشگی و مداوم قرار داد و در خوشبینانه ترین شکل زنان را در مسیر بهره کشی جنسی ، تولید مثل و اقدامات تروریستی و انتحاری بکار گرفت تا بدین ترتیب کابوس تاریخی استفاده ابزاری از زن را به انحاء گوناگون به نمایش گذاشت.

تامل و دقت در سخنان و نقطه نظرات خانم محمد نژاد در این گفتگو در حقیقت بازخوانی یک فاجعه و تراژدی تکراری تاریخی ست. زن حق انتخاب ندارد ، زن بایستی در محدودیت بسر برد ، مردان به جای زنان تصمیم گیرنده باشند و حقوق انسانی زن در قالب توجیهات مضحک ، گاه فریبنده و مشمئز کننده ی ایدئولوژیک به سخره گرفته شود و در بسیاری موارد انکار و نفی گردد که نشانه ی یک ذهن بیمار است که گاه در شکل و هیئت موجود تبهکاری چون ملاعمر رهبر طالبان ، ابوبکر بغدادی رهبر داعش یا مسعود رجوی رهبرعقیدتی مجاهدین و … خود را به نمایش می گذارد. نمایشی که مشمئز کننده است و پالس روشنی از پلشتی و پلیدی یک تفکر متعلق به عصر توحش و بربریت … نگرش غیرانسانی ذهن بیمار که زن را به مثابه نیمه دیگر انسان و نیمی از جمعیت فعال و خلاق جهان در اعماق ذهن خود باور ندارد … 

آرش رضایی ـ عضو تیم مدیریت سایت نیم نگاه

سایت نیم نگاه :

در باره محدودیت ها و تنگناها در تشکیلات رجوی موقعی که در عراق بودید خاطره ای برایمان تعریف کنید؟

خانم حمیرا محمد نژاد :

در یک رژه بزرگ بعد از عملیات فروغ یک دوربین که یادم نیست از کجا بدست آوردم و به هرحال دست من افتاد من با اشتیاق از بچه ها عکس می گرفتم فرمانده ام هم خودش اکی کرده بود. روزی که نگاتیو را به فرمانده ام دادنم که چاپش کنند هم اکی بود. ولی چند روز بعد فرمانده ام با عصبانیت گفت : ما اینجا هیچ چیز خصوصی نداریم بهتر است عکس ها را فراموش کنی!! معلوم بود که از بالا به فرمانده ام خط داده بودند. به هرحال این بود زندگی سازمانی و آزادی هایی که سران مجاهدین از آن دم میزدند…. یکی از خاطرات دیگری که الان یادم آمد شگردهای خاص سران مجاهدین بود از طریق رقابت انداختن بین بچه‌ها برای گوش کردن به نوار های تفسیر مسعود رجوی ، که مبادا وقت خالی بین کارهایمان بیافتد و بچه ها به اصطلاح محفل بزنند که رفتاری ضذتشکیلاتی و ضد انقلابی محسوب می شد.

سایت نیم نگاه :

در باره سوال دومم دوست دارم بیشتر حرف بزنیم زنان مجاهد و زنان اروپایی ، آیا تفاوتی احساس می کنید؟

خانم حمیرا محمد نژاد :

جامعه ای که الان در آن هستم در اروپا و کشور آلمان ، درسته آزادیهای زیادی وجود دارد ولی مهمترین ویژگی آن حق انتخاب در نهایت به دست خود آدم است.

میشه همگام با مردان کار کرد می شود جوک گفت و خندید میشه گاها غمگین بود میشه مریض شد بدون اینکه بترسید و بلرزید میشه با افراد حرف زد ، انتقاد کرد ولی نترسید. زن نباید حتما اخم کند که بگویند زن خوبی است. میتونی ریاست یک شرکت را به عهده بگیری مهم تحصیلاتت است و عرضه کاریت. گروهها و جامعه هایی مثل تشکیلات رجوی که در آن بیچاره زنها را در تشکیلات میترسانند و آنها حق انتخابی ندارند جز اینکه دستور تشکیلات و رهبری آن را اطاعت کنند. در جامعه آلمان و اروپا خیلی بیشتر از تشکیلات رجوی بهت حق انتخاب میدهند و زنان آزادی دارند در قیاس با تشکیلات دگم رجوی

در دوره تحصیلاتم اینجا تنها خارجی بودم که در کلاس بودم. با این حال این جا با رسپکت respect   و احترام با من برخورد می شد همپای همه کار میکردیم و آخر ماه هم حقوق مان را می گرفتیم.

زن در جامعه اروپا حق انتخاب دارد اگر کار می کند برای ساختن زندگی بهتر است کسی مثل من یا شما را سازمانی مثل مجاهدین خلق مجبورش نمی کند که یک روز ازدواج با کسی که تشکیلات انتخاب می کند و اصلا عشقی در کار نیست ازدواج کند و روز بعد طلاق بنا به مصلحت تشکیلات طلاق بگیرد!!

در جامعه اروپا انتخاب دست خود ما است. میتونی یک مادر باشی بدون اینکه بچه ات را از تو با فریبکاری و دروغگویی بگیرند رفتاری که در تشکیلات مجاهدین مرسوم و رایج است. میتونی یک سیاستمدار باشی بدون اینکه مجبورت کنند همانند تشکیلات رجوی برای سالهای طولانی از خانواده ات دور باشی. میتونی یک ورزشکار باشی بدون اینکه کسی به زور تو را مجبور کند. میتونی آرزو داشته باشه بدون اینکه کسی تو را از آرزوهایت منع کند. میتونی هر عطری را که دوست داری بزنی بدون اینکه بترسی که مسئله دار خطابت کنند همانند تشکیلات رجوی..

Homeyra Nasrin

خانم حمیرا محمد نژاد (سمت چپ) و خانم نسرین ابراهیمی (سمت راست) دو عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین از منتقدان سرسخت مناسبات زن ستیز تشکیلات رجوی ـ آلمان شهر دوسلدورف

 

مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم حمیرا محمد نژاد (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن آلمان) ـ قسمت چهارم

سایت نیم نگاه :

کی جذب تشکیلات شدید و چه سالی از سازمان جدا شدید؟

خانم حمیرا محمد نژاد :

من ۹ سالم بود که با سازمان آشنا شدم. سال ۶۶ به عراق رفتم و سال ۷۳ به آلمان اعزام شدم در آنجا بعد از کنسرت مرضیه اعلام جدایی کردم.

من برای ماموریت از طرف سازمان به آلمان منتقل شدم … بعد از دعوایی که با خواهر نسرین کردم اعلام جدایی کردم.

Sepehri Mahvash

مهوش سپهری با نام مستعار نسرین ـ از عوامل اصلی سرکوب و شکنجه اعضای ناراضی ، منتقد و خواهان خروج در فرقه رجوی

سایت نیم نگاه :

منظورتون مهوش سپهری است؟

 خانم حمیرا محمد نژاد :

بله ، نسرین یک زن بسیار بی تربیت و لمپن به تمام معنی که اسم اصلی اش مهوش سپهری است.

قبل از جدایی ام از سازمان چند نفر از شورای رهبری به پایگاهی که من مسئولش بودم آمدند و صحنه سازیهای مضحکی می کردند و دروغ گفتند که بله داره تو ایران انقلاب میشه و منتظر بودند من به آنها بگویم ای وای من نمیرم و از تشکیلات جدا نمی شوم… ولی آخر سر متوجه شدند که فایده نداره و من بمونش نیستم و از تشکیلات جدا خواهم شد و جدا شدم.

ادامه دارد …

لینک مرتبط :

 http://www.nimnegah.org/farsi/?p=13372