ش12162017

Last updateج, 15 دسامبر 2017 9pm

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز اخبار مصاحبه ها وقتی مریم رجوی را سیدت نساء العالمین معرفی می کردند ـ گفت و گوی خواندنی پایگاه خبری – تحلیلی فراق با مکی رفیعی

وقتی مریم رجوی را سیدت نساء العالمین معرفی می کردند ـ گفت و گوی خواندنی پایگاه خبری – تحلیلی فراق با مکی رفیعی

هدفم رفتن به یکی از کشورهای اسکاندیناوی بود که در شهر استانبول و در مرکز آن به طور مشخص «اکسارای» در رستوران پرسپولیس با لابی های فرقه رجوی آشنا شدم. کار لابی های فرقه در آنجا شکار ایرانیها و جوانان ایرانی بود که جهت کار و مهاجرت به ترکیه سفر می کردند. در ابتدا این دیدار ها جهت آشنایی بود.  و بعد از صحبت های اولیه گفتند که قصد ما کمک به ایرانی هایی است که به دیار غربت سفر می کنند و ما به راحتی می توانیم شما را بدون اینکه یک تومان یا ریالی خرج کنید به اروپا ومقصد مورد نظر برسانیم. آنها گفتند که فقط باید به مدت سه ماه به عراق و به طور مشخص اشرف بروید و کار شما در اشرف فقط فراگیری و یاد گیری زبان انگلیسی است تا وقتی که به اروپا سفر کردید مشکلی نداشته باشید. آنها گفتند که در مدت این سه ماه نیز دوستان ما کار پناهندگی شما را از طریق سفارت مورد نظر کشوری که می خواهید به آنجا بروید در بغداد دنبال می کنند وبعد از گرفتن حق پناهندگی به طور مستقیم با هواپیما از بغداد به کشور مورد نظر می روید

 

مکی رفیعی ـ مصاحبه ـ نیم نگاه ـ پنچشنبه 12 مرداد 1396

گفت و گوی خواندنی پایگاه خبری – تحلیلی فراق با مکی رفیعی، از جدا شده های فرقه رجوی:وقتی مریم رجوی را سیدت نساء العالمین معرفی می کردند

فراق: جدا شده های فرقه رجوی، مخزنی از اسرارِ خیانت ها و جنایت های فرقه رجوی هستند. این افراد با بیان سرگذشت و بازگویی دیده های خود نقش مهمی در افشای ماهیت پلید این فرقه دارند. بدون شک سخنان و افشاگری های این افراد سیمای واقعی فرقه رجوی را آشکار ساخته و این گفتارها در نهایت آگاهی بیشتر مقام های بین المللی، خانواده ها و حتی اسیران فرقه رجوی را موجب می گردد. پایگاه خبری- تحلیلی فراق، بدین منظور گفت و گویی خواندنی با آقای مکی رفیعی که از این فرقه کثیف فرار کرده انجام داده است که در سه قسمت منتشر می شود. مکی رفیعی که با انگیزه کار  راهی کشور ترکیه شده بود توسط آدم ربایان فرقه رجوی ربوده شده و سر از اردوگاه اشرف در آورد. وی خاطرات جالبی از حضور خانواده ها در اشرف، مراسم های ساختگی دینی رجوی و نحوه فعالیت اعضای فرقه رجوی دارد و با صبر و حوصله ای قابل تقدیر به تمام سوال های ما پاسخ دادند.

مکی رفیعی

متن کامل گفت و گوی پایگاه خبری – تحلیلی فراق را با وی در زیر می خوانید:

فراق:

 لطفا خود را معرفی کنید و بگوئید چگونه وارد فرقه رجویی شدید؟

مکی رفیعی:

بنده مکی رفیعی هستم. سال ۱۳۵۴ در شهر اهواز متولد شدم. من در زمستان سال ۱۳۸۰ جهت رفتن به اروپا به صورت قاچاقی از کشور خارج شده و به کشور ترکیه رفتم. هدفم رفتن به یکی از کشورهای اسکاندیناوی بود که در شهر استانبول و در مرکز آن به طور مشخص «اکسارای» در رستوران پرسپولیس با لابی های فرقه رجوی آشنا شدم. کار لابی های فرقه در آنجا شکار ایرانیها و جوانان ایرانی بود که جهت کار و مهاجرت به ترکیه سفر می کردند. در ابتدا این دیدار ها جهت آشنایی بود. بعد با شگردها و ترفندهای خاص خودشان مرا دعوت به صرف چایی و نهار کردند و بعد از صحبت های اولیه گفتند که قصد ما کمک به ایرانی هایی است که به دیار غربت سفر می کنند و ما به راحتی می توانیم شما را بدون اینکه یک تومان یا ریالی خرج کنید به اروپا ومقصد مورد نظر برسانیم. آنها گفتند که فقط باید به مدت سه ماه به عراق و به طور مشخص اشرف بروید و کار شما در اشرف فقط فراگیری و یاد گیری زبان انگلیسی است تا وقتی که به اروپا سفر کردید مشکلی نداشته باشید. آنها گفتند که در مدت این سه ماه نیز دوستان ما کار پناهندگی شما را از طریق سفارت مورد نظر کشوری که می خواهید به آنجا بروید در بغداد دنبال می کنند وبعد از گرفتن حق پناهندگی به طور مستقیم با هواپیما از بغداد به کشور مورد نظر می روید.

لازم به ذکر است بنده هیچ اطلاعی از اشرف و فرقه رجوی نداشتم به این دلیل پیشنهاد آنها را زود قبول کردم و سپس مزدوران رجوی مرا به خانه خودشان بردند که در آنجا چند جوان ایرانی را دیدم که در شرایطی مشابه قبل از من طعمه شکار این شیادان قرار گرفته بودند. آدم ربایان رجوی با لیست گذرنامه عراقی که از کنسولگری عراق در استانبول گرفته بودند ما را به عراق فرستادند.

قرارگاه اشرف

فراق:

 همکاری شما با فرقه رجویی چگونه بود آیا مسولیتی و فعالیتی در فرقه داشتید؟

مکی رفیعی:

جهت اطلاع شما و خوانندگان گرامی می رسانم که در فرقه رجوی هیچ کس را نمی گذاشتند بیکار بماند و از همه بیگاری می کشیدند. بنده نیز مانند سایر اعضای فریب خورده از صبح تا شب مشغول کارهای مختلف خدماتی ، ساختمان سازی ، کشاورزی وغیره داخل اشرف بودیم تا اینکه بحث اجتماعی و ملاقات با شیوخ و مردم عراق شد.

جهت اطلاع و تنویر افکار خوانندگان گرامی قسمت «اجتماعی» شاخه ای از قسمت سیاسی فرقه می باشد که کارش دعوت از شیوخ و برخی مسؤولین عراقی است که یک وظیفه این بخش جلب حمایت از شیوخ عراقی و دیگر شخصیت ها از فرقه و وظیفه دیگرش تاثیر گذاری در صحنه سیاسی عراق بود که بنده به علت اینکه عرب زبان هستم از من جهت ترجمه در قسمت اجتماعی استفاده کردند و مسؤولیت بنده به عنوان ترجمه ملاقات بود.

کار ما به این صورت بود که صبح ها بعد از صبحگاه بریف سیاسی می شدیم و بعد با رفتن به اتاق کامپیوتر ، سناریوی ملاقات را همراه با مسؤول ملاقات نوشته و آماده ملاقات می شدیم که تقریبا تا ساعت سه بعد از ظهر طول می کشید وعصرها نیز باز هم  نشست لایه ای که همان شستشوی مغزی تشکیلاتی یا بیگاری بود.

فرقه رجوی

فراق:

سران فرقه چگونه خود را برای فعالیت تروریستی علیه هموطنان خود توجیه می کردند؟

مکی رفیعی:

بعد از آمدن ما به فرقه تقریبا بیست روز بعد آمریکا به عراق حمله کرد و جنگ آمریکا و عراق صورت گرفت. بعد از جنگ و سرنگونی حکومت بعثی صدام ، آمریکا فرقه را خلع سلاح کرد و در یک روز و شب تمامی اسلحه های فرقه را تحویل گرفت. نیروهای آمریکایی حرکت و تردد اعضای فرقه را در ابتدا محدود و سپس تردد آنها را قطع کردند به همین دلیل در آن زمان و شرایط عملیات های داخلی قطع شد.

هدف فرقه بیشتر حفظ نیروها و گول زدن آنها و بازی با روحیات افراد بود که خلاصه می شود در حفظ تشکیلات منفور رجوی.

اینجا باید موضوعی را باز کنم و دراین باره بیشتر توضیح بدهم. بعد از تحویل سلاح ها به آمریکا سلاحی که فرقه سال های مدید آن را وسیله سرنگونی قلمداد می کرد و سلاح را ناموس و شرف یک مجاهد خلق می دانست و کلیه اعضای فرقه دچار تناقضات بزرگی شدند. افرادی که سال ها عمر خود را پای رجوی وحرف های وی ریختند با چشمهای خود می دیدند که چگونه یک شبه ناموس و شرفشان را تحویل آمریکایی ها می دهند.

به دنبال این رفتار، اعتراض ها ، فرارها و تناقض ها در فرقه زیاد شد و در واقع هدف فرقه دراین زمان راست و ریس کردن افراد و قانع کردنشان بود و انرژی خود را بیشتر صرف این کارها می کرد.

فراق:

 درباره نحوه برپایی مراسم دینی درفرقه توضیح دهید؟ گفته می شود دعاهای ساختگی شبیه به ادعیه قرآنی اما با مضمون شعارهای فرقه ساخته شده بود که همه اعضا باید ان را قرائت می کردند باره این موضوع توضیح بفرمایید؟

مکی رفیعی:

سوال جالبی کردید. در ابتدا باید بگویم دجالگری و شیادی دراین فرقه زیاد است. دجالگری یعنی اینکه دین را وسیله اهداف و مطامع خود قرار دادن. آنها با ساختن دعاهای خاص خود بعد از نماز یا در مراسم های تاسوعا وعاشورا و در حین خواندن زیارت عاشورا و شبهای قدر نهایت دجالگری را اعمال می کنند.

مثلا دعایی بعد از نمازهای مغرب و عشا می خوانند و در آن مریم را سیدت نساء العالمین خطاب می دهند که قرآن کریم این لقب را فقط خاص حضرت مریم عذرا مادرعیسی پیامبر قرارداده است. در زیارت عاشورا در ظهر عاشورا مسعود (رجوی) را حسین زمان معرفی می کنند که مورد ظلم قرار گرفته است در حالی که دقیقا برعکس صورت مسله است زیرا که این رجوی هست که بر نیروهای خود ظلم می کند. این فرقه رجوی هست که با فریب و نیرنگ نیروها را نگه می دارد و با شیادی نیروها را داخل فرقه می آورد.

در ادامه دجالگری فرقه به نسبت دادن مسعود به امام زمان می توان اشاره کرد بالاخص بعد از فرار کردن مسعود از چنگال عدالت ، وی را غایب زمان عصر می گویند و جالب است که در نشست های لایه ای یا نشست های سیاسی و ایدوئولوژیک همیشه بحث غیبت را به مسعود نسبت می دهند. اینها بخش کوچکی از دجالگری فرقه است که با یاری خدا در آینده مفصل در این باره صحبت می کنیم.

مجاهدین خلق

فراق:

 آیا شما با مسعود رجویی ملاقاتی داشته اید در باره شناختی که از شخصیت او دران زمان داشتید و بعدها متوجه شدید توضیح بدهید؟؟

مکی رفیعی:

ما سعادت این را داشتیم که با مسعود رجوی ملاقات نداشته باشیم زیرا همانگونه که گفتم بعد از آمدن ما به فرقه ، بیست روز بعد جنگ شروع شد. از قبل نیز وی را نمی شناختم ولی بعد از رفتن به فرقه از نحوه برخورد و تشکیلات مخوفشان و این که چگونه افراد را به زور نگه می دارند و دجالگری که به اسم دین راه انداخته بودند و همه آنها توسط وی ترسیم شده بود معلوم بود که چه شخصیت معلول الحالی است.

فراق:

چه شناختی از شخصیت مریم رجوی داشتید رفتار او با اعضا چگونه است؟

مکی رفیعی:

مریم قجرعضدانلو که خود را به رجوی لقب داده، پیشبرنده حرفهای مسعود است. مریم رجوی در ابتدای سرنگونی حزب بعث مانند همسرش مسعود به فرانسه فرار کرد. ببینید در فرقه بحثی هست به نام فدای حداکثر که این فدای حداکثر باید از بالا باشد یعنی مسؤول یا فرمانده یا رئیس باید جلودار فدای حداکثر باشد ولی در عمل می بینیم که در فرقه این بحث نیز برعکس است یعنی مسؤول وقتی در تنگنا قرار می گیرد از صحنه فرار می کند و تحت مسؤول است که باید قربانی بشود.

مریم رجویی درابتدای سرنگونی صدام همراه شوهرش پا به فرار گذاشت و معنای فدای حداکثر را به فرار حداکثر تبدیل کرد. راستش همیشه مریم می گفت در سر در مجاهدین نوشته شده فدا از نقطه بالا ـ ولی دیدیم که چگونه فرار کردن و حتی در حمله عراقی ها در شش و هفت مرداد و در نوزده فروردین کسانی که کشته شدند تحت مسؤول بودند و مسؤولینی که در اشرف بودند مثل فهیمه اروانی، مژگان پارسایی، زهره اخیانی، صدیقه حسینی، عباس داوری، احمد واقف وغیره دنبال سوراخ موش بودند و معلوم شد که همه حرفهایشان شعاری بیش نیست و با چنین شعارهایی افراد را خام می کردند.

انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین

فراق:

 فرقه خانواده ها را چگونه برای اعضای خود معرفی می کند؟؟

مکی رفیعی:

سوال خوبی کردید خانواده در فرقه هیچ جایگاهی ندارد بلکه به عنوان دشمن یک مجاهد خلق به ما معرفی می شد. این بحث لازمه موشکافی زیادی هست و باید در اینجا کمی تامل  کنیم و نباید از این سوال به سادگی گذشت.

خانواده در اسلام و بقیه ادیان آسمانی جایگاه بسیار بزرگی دارد علاوه برآن کانون عاطفه خانواده است.

پس سوالی که ایجاد می شود اگر فرقه دنبال آزادی خانواده ها است چرا ضد خانواده های خودش است و چرا با ضدیت هرچه تمامتر با خانواده ها برخورد می کند؟ فرقه عاطفه را در درون افراد خود می کشت و وجود خانواده با خط و خطوط رجوی منافات داشت به همین دلیل از همان ابتدای ورود فرد به فرقه طرز فراموش کردن خانواده را به فرد آموزش می داد و به وی می گفت هروقت که لحظاتی یاد خانواده خود افتادی باید آن لحظه را دستگیر کنی یعنی سعی کنی فکرت را عوض کنی و شب (هنگام) آن را در دفترعملیات جاری بنویسی و در جمع بخوانی و اجازه به جمع بدهی که علیه این لحظه ضد ارزشی و ضد مجاهدی صحبت کنند و بر علیه تو تیغ بکشند. تیغ کشیدن یعنی توهین و بد و بیراه گفتن در نشست عملیات جاری علیه فردی که این لحظات را در جمع می خواند.

ستیزه جویی و دشمنی با خانواده ها از سوی سران فرقه رجوی

پس فهمیدیم که فرقه رجوی آموزش ضدیت با خانواده را از ابتدا و بدو ورود به فرد یاد می دهد. حالا مرحله بعد این است که به هیچ عنوان نباید فرد با خانواده اش تماس تلفنی داشته باشد و تماس داشتن به مثابه دوستی سپاه پاسداران قلمداد می شود و چنانچه درخواست تماس با خانواده را داده باشد به وی می گویند که ها، داری پاسدار می شوی و از آنجایی که دشمن یک مجاهد خلق پاسدار است و فرد در آن طرف می باشد درخواست کننده به شدت تحت فشار قرار می گرفت.

افرادی در فرقه رجوی بودند که ۲۰ سال با خانواده خود تماس نداشتند و سران تشکیلات اجازه تماس با خانواده را نمی دادند و اعضای خانواده کاملا بی خبر از فرزندشان بودند.

یکی دیگر از آموزش های ضدیت با خانواده این بود که اگر خانواده جهت ملاقات دم در اشرف آمد باید با آنها برخورد شدیدی کرد و به شدت برخورد کرد. از جمله به آنها توهین کرد، به آنها سنگ زد و با آنها ملاقات نکرد و آنها را دشمن خود خواند و همانگونه که شاهد بودید چه خانواده هایی که فرسنگها و هزاران کیلومترها مشقات سفر را به جان می خریدند تا بلکه عزیزشان را دقایقی ببینند و یا حتی صدایش را بشنوند و یا در آغوش بکشند ولی در بدو رسیدن با برخوردهای زشت و با انواع توهینها ، سنگ پراکنی ها و کارهای ضد ارزش دیگر مواجه می شدند. انشاالله وقتی فرصتی بشود که این بحث را بیشتر و کارشناسی تر باز می کنم.

ادامه دارد …

منبع: نیم نگاه 

   گزارش RAND

Rand 153 145
گزارش انستیتوی تحقیقات دفاعی آمریکا درمورد سازمان مجاهدین

   بتول سلطانی

Soltani 153x145
مجموعه مصاحبه ها

ابراهیم خدابنده

Ebrahim Khodabandeh 2015
مروری مختصر برفرقه های مخرب کنترل ذهن 

خروج ممنوع

HRW logo1 153 145
گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد نقض حقوق انسانی در مجاهدین

مریم ستجابی

Sajabi Maryam 153x145
مجموعه مقالات 

ایرج مصداقی

mesdaghi goz93
271 سئوال مردم ازسازمان مجاهدین 

pericolum in mora

pericolum 153x145
خودکشی وخودسوزی درسازمان مجاهدین

Anne Singleton

annesingleton 153x145
مجموعه مقالات 

علی جهانی

Jahani Ali 400x
یادواره ها

کمپین خانواده

Campian Familie153x145
کمپین خانواده های اسرای سازمان مجاهدین

مهندس علی اکبرراستگو

Rastgou Ali 2
مجموعه مقالات

کریم غلامی

Karim Gholami 153x145
یادواره ها

تاسیس 100 اشرف!!؟ در آلمان

Hoshdar

هشدار کانون آوا به هموطنان ایرانی در خارج از کشور

محمدکرمی

mohammadkarami 153 145

وضعیت حقوق بشردر سازمان مجاهدین

کردکشی مجاهدین درعراق

Kurden Morvarid 153x145

مجموعه مقالات و اسناد

نقشه سایت کانون آوا

انتشارات

سازمان مجاهدین

  • تاریخچه سازمان مجاهدین
  • شورای ملی مقاومت
  • ارتش آزادیبخش
  • نقش زنان در تشکیلات
  • نظرات مجاهدین درمورد دیگرگروه ها

تروریسم وفرقه گرایی

  • انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین
  • آیا مجاهدین یک فرقه هستند؟
  • مبارزه مسلحانه یا ترورکور؟
  • خشونت علیه جداشدگان و منتقدین
  • نقض حقوق بشر در تشکیلات
  • زندان وشکنجه درتشکیلات

لابیگری و خلافکاریهای مالی

  • لابی گری مجاهدین درغرب
  • انجمنهای پوششی مجاهدین 
  • سوء استقاده های مالی