نگاهی همه جانبه به آخرین شرایط اسفبار مجاهدین خلق ـ قسمت پایانی

 تا بحال تجربه نشان داده است که رجوی به هیچ سوالی پاسخ نداده و در آینده هم پاسخ نخواهد داد و دلیل اصلی اینست که هیچ جوابی ندارد و دلیل دیگرش اینست که رجوی به خاطر آن غرور و قدرت طلبی مفرطی که دارد نظرات خودش را کامل و جامع و بدون هیچ عیب و نقص می داند و برای همین هم هست که رجوی خودش را رهبر عقیدتی می نامد و خودش را در جایگاه امامان قرار می دهد که معصوم هست

علی جهانی  ـ مصاحبه با مردم تی وی ـ چهارشنبه 20 مای 2015

مصاحبه با تی وی مردم ـ این مطلب از گفتار به نوشتار تبدیل شده است

خوب حالا شما ملاحظه بفرمایید که آیا چنین سازمانی که به لحاظ سیاسی بطور خاص در زمینه بحث اتمی ایران همسویی کامل با سیاست های اسرائیل دارد می تواند یک سازمان انقلابی باشد؟ و آیا چنین سازمانی می تواند از پایگاه مردمی برخوردار باشد؟ مسلماً جواب منفی است.

لذا الان این سازمان شامل تعدادی نیرو در کمپ لیبرتی در کشور ناامن عراق هست که منتظر انتقال به کشورهای امن ثالث هستند و تعدادی نیرو در کمپ تیرانا در کشور آلبانی که اکثریت شان هم سالخورده و بیمار هستند و تعداد زیادی از آنها هم متناقض و مساله دار هستند و الان سران سازمان تمام تلاش خود را می کنند که این تعداد از نیروهای سالخورده و بیمار و گرفتار در کمپ لیبرتی عراق را تحت عنوان ارتش آزادیبخش حفظ کنند و از ریزش نیرویی جلوگیری کنند .

من در اینجا واقعا سوال داشتم از خانم و آقای رجوی که تناقض آشکار و بسیار بزرگ بین شکل و محتوا را چطوری حمل می کنند و چه جوابی برای این تناقض آشکار و بسیار بزرگ دارند؟ بقول یکی از دوستان توافق در لوزان و پایکوبی در تهران و تناقض در سازمان ؛

ببینید جناب آقای سربی واقعا این تناقض بسیار بزرگی است که سازمان مجاهدین خلق از یک طرف مدعی است که دمکراتیک ترین گروه سیاسی و انقلابی است و بقول خودش تنها آلترناتیو هست و خود را مدافع سرسخت حقوق بشر و دموکراسی و آزادی بیان می داند و مدعی هست که می خواهد برای مردم ایران دموکراسی و آزادی را به ارمغان بیاورد و خودش را طرفدار سینه چاک حلق قهرمان ایران میداند و از طرف دیگر همسو با نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا علیه مردم ایران موضع‌گیری می کند و کاملا در جهت عکس نظرات و منابع ملی مردم ایران حرکت می کند .

البته تا بحال تجربه نشان داده است که رجوی به هیچ سوالی پاسخ نداده و در آینده هم پاسخ نخواهد داد و دلیل اصلی اینست که هیچ جوابی ندارد و دلیل دیگرش اینست که رجوی به خاطر آن غرور و قدرت طلبی مفرطی که دارد نظرات خودش را کامل و جامع و بدون هیچ عیب و نقص می داند و برای همین هم هست که رجوی خودش را رهبر عقیدتی می نامد و خودش را در جایگاه امامان قرار می دهد که معصوم هست. در اینجا یک خاطره ای یادم آمد که در یکی از نشست های تشکیلاتی می گفت که من امام زمان هستم. در آن نشست گفت شما نانش را می خورید و لباسش را می پوشید و در قرار گاهش زندگی می کنید ؛ او در همین نشست حضور دارد او کجا ست؟ بعد چوب اشاره اش را در بین نشست چرخاند و زیر چانه خودش گذاشت یعنی اینکه من امام زمان هستم و بعد یکی از کادرهای بالای سازمان بنام فرهاد منانی بلند شد و گفت اینطوری نیست و امام زمان یک علایم ظهور دارد ولی بعد جدا گانه برایش نشست گذاشته و حسابی از او انتقاد کردند چرا بجای اثبات حرف رهبری آنر رد کرده و خلاف آن حرف زده است و حرفهای رهبری را تایید نکرده است و نگفته است که رجوی امام زمان هست. بنابراین ملاحظه می فرمایید که خودش را در جایگاه امامان قرار می دهد و خود را پاک و معصوم می داند و ملزم به پاسخ گویی نمی داند و اگر نظری خلاف نظر ایشان بیان شود و یا اینکه انتقادی بیان شود انتقاد کننده را کافر می شمارد و فرمان قتل آن را صادر می کند.

ولی جواب این وضعیت سازمان مجاهدین با این اوصافی که خدمت شما عرض کردم بسیار مشخص است و به نظر بنده دلیل اصلی اش عدم برخورداری رجوی از صلاحیت رهبری می باشد کسی که با اندیشه فرقه گرا یا نه اش و تنگ نظری هایش می گوید باید حرف حرف من باشد و نظرات دیگران را نه تنها قبول ندارد و به نظرات دیگران احترام نمی گذارد بلکه منتقدان را تهدید به قتل کرده و اخیراً هم فرمان قتل اعضای جدا شده از سازمان را صادر کرد ه است و می خواهد نظرات خود را با زبان زور و با اعمال خشونت به کرسی بنشاند و به اهداف خود برسد در صورتی که در جامعه کنونی دیگر نمی توان با زور و خشونت و ترور و مبارزه مسلحانه به اهداف خود رسید. خوب البته کسانی مثل صدام حسین بودند که با کودتا به حکومت رسید ند ولی واقعیت اینست که الان در دنیا همه سیاست مداران بزرگ دنبال راه حلهای مسالمت آمیز و صلح جویانه هستند و همه مسایل سیاسی و اقتصادی و مشکلات را می خواهند با مذاکره و گفتگو حل و فصل نمایند و از خشونت و جنگ پرهیز می‌کنند ولی این سازمان فرقه گرا همچنان اصرار می ورزد روی استراتژی ترور و خشونت و مبارزه مسلحانه و همه ساله سالروز خشونت و ترور را گرامی می دارد و به همین دلیل هم نه تنها با واقعیت های موجود در این جهان امروزی همگام نیست و خود را با این واقعیت ها منطبق نمی کند بلکه هنوز در افکار سیاسی سال شصت زندگی می کند و نسبت به جامعه کنونی ایران در بی خبری مطلق قرار گرفته و نمی تواند همگام با مردم ایران حرکت کند و عکس جهت مردم ایران و به قول معروف خلاف جهت آب شنا می کند. لذا به همین دلیل چنین سازمانی نه تنها نمی تواند جایگاهی در جهان کنونی داشته باشد بلکه با سرعت بالا به سوی نابودی و فروپاشی کامل پیش می رود و هیچ شانسی و چشم‌انداز روشنی ندارد و آینده بسیار تیره و تاری در انتظارش قرار دارد. بله سازمانی که خودش را پاسخگوی اشتباهات خود نمی داند و نیروها ی بی دفاع را سپر جان خود و از بعنوان گوشت دم توپ استفاده کرده است و می کند و هیچ ارزشی برای جان نیروهای سازمان قایل نیست و همچنین هیچ ارزشی برای نظرات دیگران قایل نیست و فقط نظر خود را می خواهد با استفاده از زبان زور به کرسی بنشاند در وضعیت بسیار اسف باری قرار دارد و در آستانه فروپاشی کامل فرقه گرفته است و خلاصه هیچ شانسی برای بقا و حیاتش ندارد و دنبال کردن این استراتژی شکست خورده و همسویی کامل با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا نه تنها هیچ فایده ای ندارد بلکه باعث سرعت بخشیدن به مسیر نابودی و فروپاشی کامل سازمان مجاهدین می گردد و این سردرگمی شدید و این وضعیت اسف بار و وخیمی که سران سازمان گرفتارش هستند نتیجه دنبال کردن همین سیاست های خلاف منافع ملی مردم ایران هست .

در اینجا بنده به عرایضم خاتمه می دهم تا دوستان عزیز دیگر می خواهند صحبت کنند و از شما تشکر میکنم که این وقت را در اختیار م قرار دادید و همچنین از شنوندگان محترم تلویزیون مردم هم تشکر میکنم که حوصله بخرج داده و به عرایضم گوش فرا دادند.

https://www.youtube.com/watch?v=pMZRsrOX3o4#t=720

برای دیدن مصاحبه روی عکس کلیک کنید کس کلیک کنید
منبع : ایران قلم