د09242018

Last updateی, 23 سپتامبر 2018 12pm

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز

Sport

نگاهی همه جانبه به آخرین شرایط اسفبار مجاهدین خلق ـ قسمت پایانی

 تا بحال تجربه نشان داده است که رجوی به هیچ سوالی پاسخ نداده و در آینده هم پاسخ نخواهد داد و دلیل اصلی اینست که هیچ جوابی ندارد و دلیل دیگرش اینست که رجوی به خاطر آن غرور و قدرت طلبی مفرطی که دارد نظرات خودش را کامل و جامع و بدون هیچ عیب و نقص می داند و برای همین هم هست که رجوی خودش را رهبر عقیدتی می نامد و خودش را در جایگاه امامان قرار می دهد که معصوم هست

ادامه مطلب...

گفتگوی ایران مصداقی با سعید بهبهانی در تلویزیون میهن

فکر نمی کنم شما هیچ کیس را در آپوزیسیون ایران پیدا کنید که باندازه من مصاحبه کرده باشد. باندازه من علیه رژیم صحبت کرده باشد و علیه رژیم موضع گیری کرده باشد. میبینید که مسعود رجوی خودش را “حقیر” خواند در نامه اش به جانیان رژیم و البته این مکتوب هست و سند هم هست

ادامه مطلب...

مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم زهرا معینی

من وقتی خودم را درعراق یافتم متوجه شدم دریک تارعنکوب با تارهای مخوف و تنیده شده ای گرفتار شده ام.

ادامه مطلب...

بحث و گفتگو پیرامون دخالتهای تروریستی فرقۀ رجوی در امور عراق

میز گرد با شرکت آقایان داوود باقروند ارشد، قربانعلی حسین نژاد و عیسی آزاده ـ از اعضای قدیمی و مسئولان سازمان مجاهدین.

ادامه مطلب...

مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم حمیرا محمدنژاد

من از هنگام ورودم به تشکیلات فهمیدم که وضعیت و شرایطم هیچ تفاوتی نکرده است. در خانه پدری به یک نحوی زیر فشار بودم در سازمان هم درست مثل آنجا باز تحت فشار بودم. هم باید حواسم بود که نخندم چون ممکن بود اشعه ی من برادران را بگیرد!! باید به برادران خشک نگاه میکردم که مبادا محیط را آلوده کنم!

ادامه مطلب...

مصاحبه اختصاصی ندای حقیقت بامهندس ابراهیم خدابنده پیرامون آینده فرقه رجوی

 سازمان مجاهدین خلق یک فرقه مخرب کنترل ذهن تحت رهبری خود انتصابی و مادام العمر و تام الختیار مسعود رجوی است و به همین دلیل به فرقه رجوی معروف شده است. 

 

 

ندای حقیقت، هفدهم مارس ۲۰۱۵

ندای حقیقت با تلاش خانم سنجابی مصاحبه مهمی با مهندس ابراهیم خدابنده از اعضای سابق فرقه رجوی ترتیب دادند. آقای خدابنده حدود ۱۲سال است از سازمان مجاهدین جدا شده است و در این سالیان تلاش های بسیار ارزشمندی برای کاوش علمی روابط و ساختار فرقه ای سازمان مجاهدین و افشای ماهیت اصلی تشکیلات آن انجام دادند، که خود وبسیاری از جوانان اسیرش بودند.

ضمن تشکر از آقای ابراهیم خدابنده و برادر ایشان آقای مسعود خدابنده ، هم چنین آقایان محمدحسین سبحانی و حسین نژاد و بسیاری دیگر از فعالان نجات یافته که در سری مصاحبه های قبلی به سوالات عمیق تری درباره فرقه تروریستی رجوی پاسخ دادند. در ادامه این سلسه مصاحبه ها توجه شما را به مصاحبه ذیل جلب می کنیم.

خانم سنجابی : شما معرف حضور اغلب خوانندگان ما هستید و من نیز بیشتر درجریان فعالیت های شما در رابطه با فرقه شناسی هستم … ولی می خواستیم در این مصاحبه هم لطفاً بصورت خلاصه، برای کسانی که ممکن است آشنائی قبلی با شما نداشته باشند، خودتان را معرفی نمائید:

آقای ابراهیم خدابنده : ابتدا خدمت خوانندگان رسانه شما عرض سلام و احترام دارم. من ابراهیم خدابنده هستم. در سال ۱۳۳۲ در تهران متولد شدم. در سال ۱۳۵۰ بعد از اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان البرز جهت ادامه تحصیل عازم انگلستان گردیدم. قبل و بعد از انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ عضو انجمن اسلامی در این کشور بودم. از دانشگاه نیوکاسل در انگلستان فوق لیسانس مهندسی برق گرفتم. در سال ۱۳۵۹ در همین کشور به فرقه رجوی پیوستم و تا سال ۲۰۰۳ که در سوریه دستگیر و به ایران تحویل داده شدم در این فرقه به صورت تمام وقت مشغول به فعالیت بودم. عمده فعالیت های من در بخش روابط بین المللی در کشورهای مختلف در اروپا بود. چهارسال و چهار ماه در زندان اوین بودم و بعد به صورت مشروط آزاد گردیدم. نزدیک به هفت سال پیش در ایران ازدواج کردم و هم اکنون در این کشور اقامت دارم. طی نزدیک به ۱۲ سالی که در ایران هستم روی پدیده ای با عنوان “فرقه های مخرب کنترل ذهن” مطالعه میکنم و تألیفات و ترجمه های زیادی در این رابطه داشته ام.

Nemudar

خانم سنجابی : شرح حال و توصیف فعالیت ها و مقالات ارزشمند شما و همین طور مصاحبه هایتان در بسیاری از سایت ها موجود است و من به خوانندگان پیشنهاد می کنم مقالات علمی و تاثیرگذار شما را پیرامون موضوعات فرقه ای مطالعه نمایند. هم چنین توصیه می کنم ترجمه کتاب های “فرقه ها در میان ما” و “گسستن بندها” را که توسط شما ترجمه شدند را در صورت امکان مطالعه کنند. این کتب شما کمک زیادی به بسیاری ازجدا شدگان و خانواده ها ازجمله خود من در رابطه با فهم ” فرقه های کنترل مخرب ذهن ” نموده و من به نوبه خود بسیار از این کتب سود برده و به آگاهی زیادی رسیدم… امیدوارم روزی در دانشگاه های تخصصی ما مبحثی به عنوان آشنایی با فرقه آموزش داده شود تا از این طریق مصونیت هایی ایجاد شود.

با این حال دوستان و خوانندگان ما میتوانند با جستجوی اینترنتی نام شما در رابطه با خودتان و فعالیت هایتان به صورت مفصل تری آشنا شوند. اما برای صرفه جوئی در وقت به سراغ سؤال اصلی خودم میروم.

سؤال من در حال حاضر اینست که آینده فرقه رجوی را چگونه ارزیابی میکنید؟

آقای ابراهیم خدابنده :  پاسخ به این سؤال بدون بررسی گذشته و حال سازمان مجاهدین خلق خصوصا برهه تحت رهبری مسعود رجوی امکان پذیر نیست. مسعود رجوی بعد از آزادی از زندان در دی ماه سال ۱۳۵۷ زمامداری سازمان مجاهدین خلق را به عهده گرفت و از همان ابتدا در تضاد با نظام جدید در ایران بود. او در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ علیه جمهوری اسلامی اعلام جنگ مسلحانه نمود که در این رابطه از دو طرف قربانیان بسیاری گرفته شد و سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک گروه تروریستی در میان مردم ایران شناخته گردید.در این مقطع سازمان مجاهدین خلق خود را یک گروه اسلامی و در عین حال چپ و ضد امپریالیست و مدافع انقلاب فلسطین علیه اشغال صهیونیسم معرفی می نمود.

مسعود رجوی سپس به فرانسه گریخت و با رئیس جمهور اسبق بنی صدر و حزب دموکرات کردستان و تعدادی دیگر از ارگان ها و شخصیت ها در قالب شورای ملی مقاومت ائتلاف نمود. این ائتلاف بعدها متلاشی شد و در حال حاضر صرفا پوسته ای بی محتوا از آن باقی مانده است. در این مقطع سازمان سعی نمود خود را یک گروه سکولار طرفدار غرب نشان دهد تا از حمایت آمریکا و کشورهای غربی برخوردار گردد. شعارهای ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی هم به تدریج از ادبیات سازمان کنار گذاشته شد.

مسعود رجوی در سال ۱۳۶۵ به عراق رفت و ارتش آزادیبخش ملی را تأسیس کرد و در همدستی با دشمن متجاوز به خاک میهن، که با هر استانداردی در جهان بزرگترین خیانت ملی محسوب میشود، در جنگ ایران و عراق البته در طرف دشمن شرکت نمود. این امر موجب شد که فرقه رجوی بیش از پیش در اذهان مردم ایران منفور و مطرود گردد. در جریان فاجعه تروریستی ۱۱ سپتامبر هم البته برای خوشامد صاحبخانه (عنوانی که رجوی به صدام حسین داده بود) جشن و پایکوبی برگزار گردید.

با سقوط صدام حسین شرایط سازمان نیز به گونه ای دراماتیک تغییر کرد و رجوی تنها حامی دولتی خود را از دست داد. از آن پس رجوی به دنبال جایگزینی به جای صدام حسین، البته این بار در غرب، میگشت. تنها گزینه برای او اسرائیل به دلیل تضادهائی که با ایران داشت بود که هم اکنون این فرقه به عمله دست چندم سیاست های ضد ایرانی اسرائیل در منطقه تبدیل گردیده است. رجوی که زمانی در تهران سلاح به یاسر عرفات هدیه داده و تنها راه پیش روی وی را مقاومت مسلحانه ذکر کرده بود در حال حاضر مبلغ سیاست های ضد ایرانی نتانیاهو گردیده است.

از طرف دیگر سازمان مجاهدین خلق ماهیتا یک فرقه مخرب کنترل ذهن است که از روش های روانی مانیپولاسیون ذهنی برای جذب و کنترل نیروها استفاده میکند. قابل توجه است که افراد از این فرقه به تعبیر خود سازمان “فرار” میکنند. می پرسم انسان از چه جائی فرار میکند؟ متخصصان، شرایط اعضای فرقه ها را “برده داری نوین” نامگذاری کرده اند. در وضعیت کنونی اعضای فرقه رجوی براستی زندانی و مترصد فرار هستند.

با این شرایط چه آینده ای میشود برای این فرقه تصور کرد؟ بسیاری از ارگان های اطلاعاتی و امنیتی در غرب بر میزان بسیار بالای منفور بودن این فرقه در میان مردم ایران و حتی در میان اپوزیسیون خارج از کشور نظام تأکید داشته اند. سازمان به جز جلب حمایت آمریکا راه دیگری ندارد اما آیا در این رابطه با توجه به سوابقی که دارد موفق خواهد بود؟

دیگر موضوع قابل توجه غیبت طولانی رهبری فرقه می باشد که سؤالات بسیاری را در اذهان هواداران و اعضا و حتی مسئولین سازمان برانگیخته است. سازمان تلاش میکند دلایل امنیتی را در توجیه این مسئله ارائه نماید حال آنکه دلیل این امر به هیچ عنوان نمیتواند امنیتی باشد. مسعود رجوی می بایست پاسخگوی ناکامی های مستمر سازمان طی سالیان طولانی باشد که بهترین کار برای عدم پاسخگوئی غایب شدن است. با این حساب دیگر چه چشم اندازی میتوان برای آینده سازمان مجاهدین خلق متصور بود؟ هر کس در ذهن خود قطعا پاسخ به این سؤال را داده است. پاسخ خیلی روشن است. چشم انداز تیره و تاری در انتظار رجوی است.

اما مشکل من در حال حاضر آینده سازمان مجاهدین خلق نیست چرا که مدت هاست این سازمان هیچ نقشی در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران ایفا نمی نماید. بلکه مشکل من آینده قربانیان مقدم این فرقه یعنی اعضای آنست. من با بسیاری از خانواده های دردمند و رنج کشیده در ارتباط هستم. آنها آرزوئی جز دیدار مجدد با عزیزان خود ندارند. حق مسلمی که رجوی منکر آنست و اجازه برخورداری از این طبیعی ترین حق انسانی را به قربانیان خود نمیدهد. مشکل در حال حاضر یک مسئله صرفا حقوق بشری است. در این رابطه متأسفانه به دلایل سیاسی ارگان های حقوق بشری پاسیو هستند.

Ebi Matn 5

خانم سنجابی : بله ما در جریان تلاش ها و فعالیت های شما برای وصل ارتباط خانواده های اعضای اسیر در فرقه رجوی با عزیزان قربانی شان هستیم و به شما خسته نباشید میگوئیم. امیدواریم که در کارتان موفق و مؤید باشید. اما سؤال بعدی من اینست که چرا و به چه علت سازمان برای ماندن در عراق اینقدر اصرار دارد و اخیرا هم درخواست سلاح نموده است؟

آقای ابراهیم خدابنده : همانطور که اشاره کردم سازمان مجاهدین خلق یک فرقه مخرب کنترل ذهن تحت رهبری خود انتصابی و مادام العمر و تام الختیار مسعود رجوی است و به همین دلیل به فرقه رجوی معروف شده است. در فرقه ها افراد نه بر اساس بحث و اقناع بلکه بر اساس روش های روانی حفظ و کنترل میشوند و برای انجام مانیپولاسیون ذهنی که در عوام به مغزشوئی معروف است داشتن یک محیط ایزوله جهت قطع ارتباط اعضا با دنیای خارج بسیار ضروری است. پادگان اشرف محیطی ایده آل برای رجوی است تا بتواند اعضای فرقه خود را تحت کنترل داشته باشد. اردوگاه لیبرتی به دلیل کوچکی شرایط مطلوبی ندارد اما خارج از عراق قطعا شرایط کاملا برای رجوی نامناسبتر خواهد بود. هم اکنون بسیاری از کسانی که پایشان به آلبانی رسیده است فرار کرده و جدا شده اند. قطعا انسجامی که به لحاظ تشکیلاتی در عراق برای فرقه رجوی فراهم است در هیچ کجای دیگر میسر نیست. لذا رجوی خودخواهانه برای حفظ فرقه اش، حتی به قیمت از دست دادن تعداد زیادی از نفراتش، برای ماندن در عراق اصرار می ورزد و به هر دری میزند. درخواست سلاح هم نشان دهنده اینست که رجوی بر خلاف ادعاهای حامیان غربی اش دست از خشونت طلبی بر نداشته است. تروریسم در ذات فرقه رجوی است. رهبران فرقه ها بر اساس اعتقاداتشان خود را محق میدانند تا از هر وسیله ای، حتی قربانی کردن نزدیک ترین نفرات وفادار به فرقه، به اهدافشان دست پیدا کنند.

خانم سنجابی : نظرتان راجع به منابع مالی سازمان چیست؟

آقای ابراهیم خدابنده : سازمان مجاهدین خلق تلاش میکند تا اینطور وانمود نماید که تنها منبع مالی اش کمک های مردمی است حال آنکه هیچ کس، حتی اعضای خود سازمان، چنین ادعائی را باور ندارند. سازمان در انواع کلاهبرداری ها و اقدامات خلاف قانون و پول شوئی دخالت دارد و از این طرق درآمدهای بسیاری بدست می آورد. از طرف دیگر دشمنان جمهوری اسلامی و در رأس آنها اسرائیل مایل به کمک به این سازمان می باشند. کمک های مالی صدام حسین به این سازمان که رقم های قبل توجهی را شامل میشد بعد از سقوط دیکتاتور بغداد بر ملا شد. بهرحال به عقیده من سازمان از هر طریقی به غیر از کمک های مردمی پول بدست می آورد. در این رابطه اعضای مغزشوئی شده سازمان هم براحتی استثمار شده و در کارهای غیرقانونی بکار گرفته میشوند.

Kadr Terror Matn

خانم سنجابی : با توجه به اشراف شما به مبانی فرقه ها، و تسلطی که بر مباحث فرقه ای و تاثیرات آن بر روی انسان ها دارید، چه راه حل هائی برای رها شدن جداشدگان از تاثیرات افکار فرقه ای پیشنهاد میدهید.

آقای ابراهیم خدابنده : وقتی از واژه “destructive” که معادل فارسی آن مخرب است استفاده می نمائیم به این معنی است که فرقه ها مناسبات اجتماعی و خانوادگی و فردی را تخریب میکنند. آنان شخصیت اعضای خود را تخریب میکنند و از بین می برند. فردی که سالیان سال در یک فرقه مانند فرقه رجوی بوده و مستمرا در نشست های موسوم به عملیات جاری و غسل تخریب روانی و شخصیتی شده قطعا به کمک نیاز دارد. در این رابطه خانواده می تواند نقش بسزائی ایفا نمایند. بسیاری از دانشمندان و متخصصان معتقد هستند که جدا شدن فرد از فرقه بسا ساده تر از جدا شدن فرقه از فرد است و این افراد حتی بعد از جدا شدن با بندهائی نامرئی همچنان در قیود فرقه ای اسیر هستند و برای خلاصی از این قیدها و گسستن این بندها می بایست در افشای مناسبات به غایت ضد انسانی درونی فرقه فعال بوده و چهره واقعی رهبر فرقه را به همگان نشان دهند. به عقیده من مهمترین وظیفه یک جدا شده از فرقه رجوی، حتی به منظور بازسازی خود، درگیر شدن در فعالیت های ضد فرقه ایست.

کسانی که این اقبال را داشته و توانسته اند از فرقه رجوی نجات پیدا کنند باید به فکر نجات دیگرانی که هنوز اسیر هستند باشند و همچنین کوشش نمایند تا باقیمانده افکار فرقه ای را با فعال شدن در تلاش های ضد فرقه ای از ذهن و ضمیر خود پاک کرده و به خویشتن ذاتیشان باز گردند. جداشدگانی که سعی میکنند گذشته دردناک خود در فرقه را فراموش کنند نه تنها هرگز موفق به این کار نمی شوند بلکه از آثار مخرب آن هر روز بیش از روز قبل رنج می برند. اما اگر با گذشته خود برخوردی منطقی داشته و آنرا به صورت آشکار و فعال نقد کنند قطعا قادر خواهند بود زندگی نوینی را آغاز نمایند.

از اینکه وقت خود را با ما دادید تشکر میکنم.و امیدوارم در آینده نیز باز هم چنین امکانی ایجاد شود.

پایان

دو عضو جدا شده از مجاهدین معتقدند : مجاهدین خلق به دلیل پایبندی به شیوه های قهرآمیز و خشونت طلبانه  مبدل به یک فرقه تبهکار شده اند

دو عضو جدا شده از مجاهدین معتقدند : مجاهدین خلق به دلیل پایبندی به شیوه های قهرآمیز و خشونت طلبانه  مبدل به یک فرقه تبهکار شده اند

مصاحبه مسعود بنی صدر با شبکه اینترنتی وایس

تروریسم مانند یک ویروس عمل میکنداین ویروس از نقطه ضعف ما استفاده میکند. این ویروس شخصیت و فردیت ما را مانند یک فرقه می کشد.

آدام فارست، وایس دات کام، هشتم سپتامبر ۲۰۱۴

ترجمه ایران اینترلینک

مصاحبه مسعود بنی صدر با شبکه اینترنتی وایس Vice

http://www.vice.com/en_uk/read/masoud-banisadr-mek-cult-184

مصاحبه گر: آدام فارست Adam Forest

تاریخ انتشار: ۲ سپتامبر ۲۰۱۴

در سال ۱۹۷۹، مسعود بنی صدر یک جوان دانشجوی دکترای ریاضی در دانشگاه نیوکاسل بود که ناآرامی های سیاسی در وطنش ایران را در اخبار شبانه دنبال می نمود. بعد از سقوط شاه که از جانب غرب  حمایت میشد، او میخواست که نقش خودش را در جامعه جدید ایران ایفا نماید و لذا به سازمان مجاهدین خلق، یک سازمان انقلابی مارکسیست اسلامی، پیوست.

ولی دو سال بعد از انقلاب، سازمان مجاهدین خلق شروع به درگیری با رژیم مذهبی آیت الله خمینی نمود و خیلی زود دشمن جدید ایران معرفی گشت. متعاقبا عملیات انتحاری و سوء قصدهای مجاهدین خلق صورت گرفت. در سال ۱۹۸۱، هزاران تن از اعضای مجاهدین خلق به تبعید رفتند، و در سال ۱۹۸۶ یک تشکیلات پارلمانی سازمانیافته که توسط یک تیم زن و شوهر، یعنی مریم و مسعود رجوی، هدایت میشد را در عراق تأسیس نمودند. مسعود بنی صدر مسئول روابط عمومی سازمان مجاهدین خلق گردید که بین اردوگاه اشرف، مقر مرکزی سازمان در عراق، و ژنو و واشنگتن در تردد بود و تلاش میکرد تا نظر مساعد سیاستمداران غربی را جلب نماید. او نهایتا در سال ۱۹۹۶ از گروه جدا و مخفی شد و در حال حاضر در انگلستان زندگی میکند.

ایالات متحده در سال ۲۰۱۲ نام سازمان مجاهدین خلق را از لیست سازمان های تروریستی خارج نمود، اما مسعود بنی صدر همچنان این سازمان را یک فرقه فناتیک میداند که تحت رهبری بلامنازع رجوی ها عمل میکند. او اینطور عنوان می نماید که هر سازمان تروریستی یا یک فرقه است یا هیچ راهی به جز به فرقه تبدیل شدن برای ادامه بقا ندارد.

من با مسعود بنی صدر در خصوص قدرت فرقه ها، و اینکه چگونه میتواند به ما کمک کند تا دریابیم که چرا جوانان در انگلستان در برابر پیوستن به داعش و سایر گروه های افراطی آسیب پذیر هستند، صحبت کردم.

شرکت دکتر مسعود بنی صدر در پانل متخصصین بین المللی امور فرقه ها در لندن تحت عنوان “تاثیرات مضر گروه های افراطی” بر افراد

شرکت دکتر مسعود بنی صدر در پانل متخصصین بین المللی امور فرقه ها در لندن تحت عنوان “تاثیرات مضر گروه های افراطی” بر افراد

وایس : شما زمانی یک عضو ارشد مجاهدین خلق بودید. چرا حالا این سازمان را یک فرقه میدانید؟

مسعود بنی صدر : این سازمان یک رهبر کاریسماتیک دارد که رجوی است، یک جهان بینی سیاه و سفید القا میگردد، پیروان از ارتباط با خانواده منع میگردند، پیروان شخصیت ذاتی خود را از دست میدهند، و مانیپولاسیون ذهن وجود دارد. در اردوگاه اشرف در عراق نشست هائی برگزار میشد که روزها طول میکشید. بخاطر دارم که یک کار اصلی ما این بود که روزمره شخصیت قبلی خود را در یک ستون و شخصیت جدید خود را در ستون مقابل بر روی تابلو بنویسیم. بخاطر دارم فردی که گفت: “برادر من در سفارت ایران در لندن کار میکند. قبلا او را به عنوان برادرم دوست داشتم، اما حالا از او به عنوان دشمن متنفر هستم. من آماده ام تا همین فردا او را اگر لازم باشد بکشم”، و همه او را تشویق کردند.

وایس : شما خشونت را چگونه توجیه میکردید؟

مسعود بنی صدر : من خوش شانس بودم که در هیچ عمل خشونت آمیزی شرکت نداشتم. ولی تمامی اعضای گروه عمل انتحاری و سوء قصد در داخل ایران را به عنوان یک عمل انقلابی تأیید میکردند. این در نتیجه مغزشوئی بود. و بعدها، من در نقش نماینده رسمی سازمان، این اعمال را توجیه میکردم و توضیح میدادم که این تنها راه دفاع از خودمان است. من فردی آرام و خوش برخورد بودم و میتوانستم خیلی منطقی با سیاستمداران بحث کنم. لذا من نفر روابط عمومی خوبی بودم.

یک مراسم سوگند مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف در عراق در حدود سال ۲۰۰۲ که یک عضو سازمان که حالا جداشده و نمیخواهد نامش برده شود را نشان میدهد

1

یک مراسم سوگند مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف در عراق در حدود سال ۲۰۰۲ که یک عضو سازمان که حالا جداشده و نمیخواهد نامش برده شود را نشان میدهد

وایس : چرا اعضای مجاهدین خلق از همسرانشان جدا شدند؟

مسعود بنی صدر : در سال ۱۹۹۰، رجوی به همه اعضای خود دستور داد تا از همسرانشان جدا شوند. همسر خود من آنزمان از گروه جدا شده بود. تمامی اعضا این دستور را پذیرفتند، و این دستور شامل همه کس به غیر از رهبر و همسرش مریم میشد. در یک روز، همه مجرد شدند. یک نفر پرسید: “بعد از مرگ رابطه جنسی چگونه خواهد بود؟” رجوی جواب داد: “من ترفند شما را میدانم. شما میخواهید در خصوص حیات بعد از مرگ برای خودتان فانتزی بسازید. ولی نه، شما باید آماده باشید تا کلا مسائلی مانند رابطه جنسی و همسر و عشق را فراموش کنید”.

وایس : هیچگونه رابطه جنسی مجاز نبود؟

مسعود بنی صدر : حتی فکر کردن به این موضوع هم مجاز نبود. ایده کلی این بود که ما در حال جنگ هستیم تا ایران را باز پس بگیریم، لذا نمیتوان تا در جنگ پیروز نشده ایم خانواده داشت. این بهانه ای بود که به بیرون از فرقه گفته میشد، ولی در درون فرقه به ما گفته میشد که همسران شما حائل های بین شما و رهبری هستند. به ما دستور داده شد تا روح و قلب و ذهن خود را در اختیار رجوی و همسرش قرار دهیم.

مسعود رجوی و همسرش مریم در کمپ اشرف

مسعود رجوی و همسرش مریم در کمپ اشرف

وایس : چگونه توانستید از این سازمان جدا شوید؟

مسعود بنی صدر : آنچه که موجب نجات من شد دیدار با دخترم بود. در سال ۱۹۹۶ من به لندن آمدم تا ترتیب برخی دیدار ها را بدهم. من اتفاقا دخترم را بعد از سالها که او را ندیده بودم دیدم. من کاملا فراموش کرده بودم که یک پدر هستم. من تنها مسعود جدید عضو سازمان مجاهدین خلق را می شناختم و مسعود قبلی را از یاد برده بودم. مسعود قبلی میخواست دخترش را بغل کند، ولی مسعود عضو فرقه – تحت مقررات سخت گروه که این کار را منع میکرد – میدانست که نباید چنین کاری انجام دهد. من خوش شانس بودم که مشکل شدید کمر داشتم، لذا به من اجازه داده شد تا بیمارستان بستری گردم. و در آن دو هفته، در ارتباط با افراد معمولی، دیدار با خانواده های معمولی، احساس عاطفی نسبت به خانواده خودم در من مجددا پدیدار شد. و لذا عاقبت تصمیم گرفتم تا از گروه جداشوم.

وایس : سپس کجا رفتید؟

مسعود بنی صدر : من مجبور بودم در آن زمان فرار کنم. من میدانستم خود را چگونه در انگلستان مخفی کنم تا بالاخره آنها از تعقیب کردن من منصرف شوند.

وایس : شما فکر میکنید که چه چیزی باعث میشود که جوانان در برابر اعتقادات افراطی آسیب پذیر باشند.

مسعود بنی صدر : خب ، تروریسم مانند یک ویروس عمل میکنداین ویروس از نقطه ضعف ما استفاده میکند. این ویروس شخصیت و فردیت ما را مانند یک فرقه می کشد. من فکر میکنم سه مرحله در این رابطه وجود دارد. مرحله اول بی عدالتی در جهان است. مسلمانان جوان بی عدالتی را مشاهده میکنند، خشمگین میشوند و میخواهند واکنش نشان دهند. در مرحله بعد یک ایدئولوژی قوی ظاهر میگردد، و ایدئولوژی وهابییک جهان بینی بسیار ساده و سیاه و سفید، و یک تفسیر کوته بینانه از جهاد به عنوان یک راه حل، به جوانان مسلمان ارائه می دهد. ولی این دو مرحله برای یک فرد جهت تروریست شدن یا عمل انتحاری کردن یا به سرباز یک خلیفه تبدیل گردیدن کافی نیست. مرحله سوم هم ضروری است: مانیپولاسیون ذهن، که شخصیت ذاتی یک نفر را می دزدد و شخصیت گروه و فرقه را به طور کامل به وی القا می نماید و فرد را بطور کامل از والدین و جامعه جدا می سازد.

وایس : لذا عقاید رادیکال به تنهائی برای رفتن و جنگیدن برای مثلا داعش کافی نیست؟

مسعود بنی صدر : اگر شما یک جوان مسلمان باشید و احساس کنید که کسی به حساب نمی آئید، شنیدن این حرف که میتوانیم به روزگار پیامبر محمد (ص) برگردیم انگیزاننده است – اینکه ما مجددا صاحب قدرت میشویم و به خودمان افتخار میکنیم. این ایده میتواند شما را رادیکال کند – حتی شما را برای اعمال خشونت آماده نماید – ولی شما آمادگی برای جنگیدن و شهید شدن را بدون اینکه از خانواده و از ارزش های جامعه ای که شما را بزرگ کرده است جدا شوید بدست نخواهید آورد. برای این کار به مانیپولاسیون ذهن نیاز است که در یک فرقه مخرب صورت میگیرد.

علیرضا نوری زاده : اگر آقای رجوی به قدرت می رسید آیا نظامی بهتر از خلافت ابوبکر بغدادی پدید می آورد؟

وایس : داعش در این میان کجا جای میگیرد؟ آیا شما داعش را هم علاوه بر یک سازمان تروریستی مانند یک فرقه میدانید؟

مسعود بنی صدر : نشانه ها وجود دارند. رهبر – ابوبکر البغدادی – یک فرد کاریسماتیک با جاه طلبی های نامحدود است. او به عنوان خلیفه تمامی مسلمین جهان معرفی شده است. رهبران معمولی به دنبال قدرت سیاسی هستند. رهبران فرقه ای چیزی بیشتر از اداره یک شهر یا یک کشور را میخواهند – آنها میخواهند تاریخ را اداره کنند. آنها میخواهند ساختار انسان ها عوض نمایند. زمانی آنها خود را دولت اسلامی عراق و شام می خواندند. آنها میخواستند کنترل عراق و سوریه و لبنان و اردن را بدست بگیرند. حالا آنها خود را حکومت اسلامی می نامند. آنها میخواهند تمامی آنچه که زمانی جزو امپراطوری اسلامی بوده است را بدست آورند. لذا ادعای آنها تا اسپانیا و پرتقال و شمال آفریقا و هندوستان و بخش هائی از چین و روسیه هم پیش رفته است. آنها تمام جهان را میخواهند تا همه را مسلمان کنند. این یک رهبری معمولی نیست، این یک تفکر فرقه ایست. در این تفکر هیچ محدودیتی به لحاظ سیاسی وجود ندارد.

وایس : شما به والدین انگلیسی که فرزندانشان برای جنگ به سوریه یا عراق رفته اند چه میگوئید؟

مسعود بنی صدر : این امر بسیار مشکل و حساسی است. اگر والدین چیزی در انتقاد به یک رهبر رادیکال، یا در خصوص یک سازمان مانند داعش بگوید، ذهن فرد فورا به دفاع بر میخیزد. بحث منطقی با چنین افرادی بسیار مشکل است. لذا اگر والدین امکان ارتباط داشتند، نباید در خصوص سیاست یا مذهب صحبت کنند. آنها صرفا باید مهربانی و عشق خود را بروز دهند. این نقطه ضعف عضو فرقه است. احساسات از بین نمی رود، حتی اگر شخصیت عوض شود. لذا والدین باید به آنها یادآور شوند که چقدر دوستشان دارند و همیشه منتظرشان می مانند. راه بازگشت به زندگی زمانی که عشق و عاطفه خانوادگی ابراز گردد باز میشود، چیزی که ربطی به اعتقادات ایدئولوژیک ندارد. عشق بی قید و شرط طلسم مانیپولاسیون ذهنی را باطل میکند.

وایس : متشکرم مسعود.

پایان

آرش رضایی : مسعود و مریم رجوی نمی توانند با دستهای آلوده به خون … شعار دموکراسی ، حقوق بشر ، آزادی و عدالت بدهند چون آنان حامیان و متحدان راستین ابوبکر بغدادی رهبر جنایتکار داعش هستند

   گزارش RAND

Rand 153 145
گزارش انستیتوی تحقیقات دفاعی آمریکا درمورد سازمان مجاهدین

   بتول سلطانی

Soltani 153x145
مجموعه مصاحبه ها

ابراهیم خدابنده

Ebrahim Khodabandeh 2015
مروری مختصر برفرقه های مخرب کنترل ذهن 

خروج ممنوع

HRW logo1 153 145
گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد نقض حقوق انسانی در مجاهدین

مریم ستجابی

Sajabi Maryam 153x145
مجموعه مقالات 

ایرج مصداقی

mesdaghi goz93
271 سئوال مردم ازسازمان مجاهدین 

pericolum in mora

pericolum 153x145
خودکشی وخودسوزی درسازمان مجاهدین

Anne Singleton

annesingleton 153x145
مجموعه مقالات 

علی جهانی

Jahani Ali 400x
یادواره ها

کمپین خانواده

Campian Familie153x145
کمپین خانواده های اسرای سازمان مجاهدین

مهندس علی اکبرراستگو

Rastgou Ali 2
مجموعه مقالات

کریم غلامی

Karim Gholami 153x145
یادواره ها

تاسیس 100 اشرف!!؟ در آلمان

Hoshdar

هشدار کانون آوا به هموطنان ایرانی در خارج از کشور

محمدکرمی

mohammadkarami 153 145

وضعیت حقوق بشردر سازمان مجاهدین

کردکشی مجاهدین درعراق

Kurden Morvarid 153x145

مجموعه مقالات و اسناد

نقشه سایت کانون آوا

انتشارات

سازمان مجاهدین

  • تاریخچه سازمان مجاهدین
  • شورای ملی مقاومت
  • ارتش آزادیبخش
  • نقش زنان در تشکیلات
  • نظرات مجاهدین درمورد دیگرگروه ها

تروریسم وفرقه گرایی

  • انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین
  • آیا مجاهدین یک فرقه هستند؟
  • مبارزه مسلحانه یا ترورکور؟
  • خشونت علیه جداشدگان و منتقدین
  • نقض حقوق بشر در تشکیلات
  • زندان وشکنجه درتشکیلات

لابیگری و خلافکاریهای مالی

  • لابی گری مجاهدین درغرب
  • انجمنهای پوششی مجاهدین 
  • سوء استقاده های مالی