چ11132019

Last updateس, 12 نوامبر 2019 10am

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز

Sport

نامۀ محمد حسین نوروزی از گیلان به برادرش محمد جواد اسیر فرقۀ رجوی در آلبانی

جواد بازم تکرار میکنم که تو منو خوب میشناسی و امکان نداره به من پشت کنی چون از دل هم کاملا خبر داریم و میدونم ماندن تو تا به این لحظه در آن تشکیلات فقط به علت ناامیدی توست و فکر میکنی ما فراموشت کردیم و دیگر جایی بین خانواده نداری هیچوقت چنین فکری نکن که مدیون خواهی شد.به لطف الهی امیدوارم هرچه زودتر به این یقین برسی که خانواده ات هیچگاه فراموشت نخواهند کرد و برای دیدنت لحظه شماری میکنند.بابا از وقتی شنیده که شما به کشور امن آلبانی رفته اید کمی نسبت به قبل که خیلی چشم انتظاری میکرد آرام تر شده است ولی هنوز منتظر زنگت هست.نمی دانم خبر داری یا نه که مامان بعد اینکه تورو دید تو عراق حدود ۲ سال به علت استرس های شدید وابسته به بیماری قند در تاریخ ۵/۷/۸۴ فوت کرد...


ادامه مطلب...

نامه خانواده مجید اشک خونی – مادر در انتظار یک تماس

برادر عزیزمان مجید جان، اینجا چشم ها وقلب های  بسیار مشتاق دیدار روی ماه و حضور گرمت هستند. سالهاست که درد دوریت قلبمان را بدرد آورده وبخصوص قلب مادرت را! دنیای باین بزرگی با تمام عظمتش، روزی پایانی است. پس پایان دوری ما از تو، پایان اندوه نبودنت، پایان خالی بودنت درجمع گرم خانواده مان چه زمانی به پایان می رسد؟


ادامه مطلب...

نامه مهندس حجت خسروی به برادرش(اکبر خسروی تحت اسارت فرقه ستیزه جوی رجوی درآلبانی)

۲۵سال گذشته است و بجای اینکه برادر من هم مثل دوستان و همکلاسیهاش سر از دانشگاه در بیاورد و برای جامعه و خودش موفقیت کسب کند سر از فرقه منافقین درآورده است. نمی دانم چه شد، فقط می توانم بگویم خداوند سر از تقصیرات آن عده ای که برادرم را گول زدند و خانواده ش را تنها گذاشتند، نگذرد.کاش برادرم می ماند و این کسب حلال و پول درآوردن را در کشور عزیزم در می آورد و یک ستون مستحکم می شد برای خانواده…

ادامه مطلب...

دیدار با خانواده عبدی

خانم عبدی می گفت:«حقیقتا دیگر توان قبل را ندارم.پدر احمد( آقای عبدی) نیز به دلیل سانحه ای که برایشان پیش آمد،مریض احوال هستند.خونریزی مغزی کرده اند و به دلیل اینکه از قبل نیز بیماری قلبی داشته اند،دکترها نمی توانند وی را عمل کنند.و از همه چیز مهم تر این است،که آقای عبدی در  وضعیتی که برایشان پیش آمده است و خونریزی مغزی باعث اخلال در حواسشان شده است،تنها چیزی که همچنان به یاد دارد،پسرش احمد است و مستمرا احمد را صدا می کند.خیلی دوست داریم صدای احمد را بشنویم.»


ادامه مطلب...

نامه خانم زهرا خاتونی اصطهبانی به فرزندش عباس تیربخش ساکن درآلبانی

پسردلبندم سالها من گریه کردم وغصه خوردم تا اینکه چند سال پیش یکی ازدوستانت بنام سید یوسف آمد نزد ما وگفت که من سالها با عباس درعراق ودرگروهی بنام مجاهدین بودم او وضعیت تو را برایمان تعریف کرد وگفت که نمی گذاشتند ما با خانواده هایمان تماس بگیریم که خدا ازآنها نگذرد.عباس جان باورکن تمام این سالها که درعراق بودی من به همراه خواهروبرادرانت با هراتفاقی که درآن کشورمی افتاد بسیارنگران  می شدیم که نکند برای تو هم اتفاقی افتاده باشد.خیلی دراین سالیان سعی وتلاش کردیم که خبری ازتو کسب کنم ویا دیداری با تو داشته باشیم


ادامه مطلب...

حاضرم برای رهائی خواهرم هر کاری کنم

جهت نجات خواهرم از فرقه رجوی هر گونه تلاشی را انجام میدهم چون اعتقاد دارم دیگر خود آنها هم از بودن در این فرقه خسته شده اند و نسبت به بودن در آن تعهدی ندارند. سپس نامه ای را برای خواهرش نوشت تا در آلبانی این نامه را بخواند و از فرقه مذکور جدا و به آغوش خانواده باز گردد


ادامه مطلب...

نامه آقای علیرضا فرجی پوربه برادرش(محمد رضا فرجی پورتحت اسارت فرقه رجوی درآلبانی)

اگر علیرغم انتقال از جهنم لیبرتی در عراق به آلبانی که یک کشور اروپایی است و امکانات ارتباطی دارد، نتوانستی با ما تماس بگیری بدون شک رهبران فرقه بیرحم مجاهدین به تو چنین اجازه ای ندادند واقعا من نمی توانم دلیل این همه بیرحمی را بفهمم؟ حالا که این نامه را برایت می نویسم روز چهارشنبه ۸ دیماه است من چند ساعتی است از اتاق عمل جراحی خارج شده ام و خوشبختانه حالم بد نیست در این شرایط این نامه را می نویسم چون همیشه بیادت هستم در هر شرایطی، مثل سالهای قبل برای چندمین بار برایت نامه می نویسم تا بدانی که همچنان ما بی صبرانه منتظر تماس تلفنی تو و بازگشتت به کانون گرم خانواده مان هستیم


ادامه مطلب...