پ11212019

Last updateپ, 21 نوامبر 2019 9am

آرشیومصاحبه های تلویزیون مردم با جداشدگان فرقه رجوی

Back شما اینجا هستید: Home اخبارروز

Sport

مصاحبه سایت نیم نگاه با خانم ثریا عبداللهی مادر(آقای امیراصلان تحت اسارت فرقه ستیزه جوی مجاهدین درآلبانی) ـ قسمت اول

الان شرایط کشور آلبانی نسبت به عراق تا حدودی قابل تحمل است و باید از این فرصت برای رهایی عزیزانمان استفاده کنیم و خانواده ها برای زدن تیر خلاص و نابودی فرقه رجوی به آلبانی اعزام شوند.و اما در مورد تهدیدها فرمودید ، فعلا تهدیدها طبق معمول از ناحیه اعضای فرقه است که مبادا خانواده ها به آلبانی بیایند چون سران فرقه می دانند حضور مجدد خانواده ها مقر آلبانی را هم به سرنوشت اشرف و لیبرتی دچار خواهد کرد


ادامه مطلب...

فقط به عشق دیدار فرزندم زنده ام

متعاقب همدردی و توضیحات آقای پوراحمد حول آخرین وضعیت شکننده اسرای آلبانی و ریزش روزافزون آنان وبازگشت به دنیای آزاد وبرقراری ارتباط با اعضای خانواده هایشان،حاج محمد نقی نوروزی اندک خوشحال و امیدوارشدند و گفتند:" الهی که اینطور باشد که شما گفتید و آرزویم همین است که جواد را درآغوش بگیرم ولیکن اگر عمرم کفاف ندهد خواستم وصیت بکنم درصورت رهایی جواد ازچنگال رجوی وطن فروش،فرزندم را به ایران بیاورید که بتواند بالای سنگ مزارم حاضرشود وبامن حرف بزند تا روح و روانم در دیار باقی آرامش بگیرد."


ادامه مطلب...

نامۀ محمد حسین نوروزی از گیلان به برادرش محمد جواد اسیر فرقۀ رجوی در آلبانی

جواد بازم تکرار میکنم که تو منو خوب میشناسی و امکان نداره به من پشت کنی چون از دل هم کاملا خبر داریم و میدونم ماندن تو تا به این لحظه در آن تشکیلات فقط به علت ناامیدی توست و فکر میکنی ما فراموشت کردیم و دیگر جایی بین خانواده نداری هیچوقت چنین فکری نکن که مدیون خواهی شد.به لطف الهی امیدوارم هرچه زودتر به این یقین برسی که خانواده ات هیچگاه فراموشت نخواهند کرد و برای دیدنت لحظه شماری میکنند.بابا از وقتی شنیده که شما به کشور امن آلبانی رفته اید کمی نسبت به قبل که خیلی چشم انتظاری میکرد آرام تر شده است ولی هنوز منتظر زنگت هست.نمی دانم خبر داری یا نه که مامان بعد اینکه تورو دید تو عراق حدود ۲ سال به علت استرس های شدید وابسته به بیماری قند در تاریخ ۵/۷/۸۴ فوت کرد...


ادامه مطلب...

دومین نامه آقای رسول واعظی ساکن ارومیه به برادرش (قاسم واعظی تحت اسارت فرقه ستیزه جوی مجاهدین در آلبانی)

اطلاع یافتم که عراق را به کشور آلبانی ترک کردین و به کشور امنی در اروپا رفتین. از این بابت خیلی خوشحال شدم ولی از بابت اینکه خانواده خیلی دل نگران هستیم از اینکه نه تماسی و نه دیداری با هم داریم خصوصا مادر خیلی نگران هستش و خواهران و برادران همه و همه نگران هستند. از شما تقاضا دارم حداقل با تماسی تلفنی و یا از طریق تلگرام با ما تماس حاصل کنید و ما را از نگرانی در بیاورید. به امید دیدار منتظر تماس شما هستیم


ادامه مطلب...

نامه خانواده مجید اشک خونی – مادر در انتظار یک تماس

برادر عزیزمان مجید جان، اینجا چشم ها وقلب های  بسیار مشتاق دیدار روی ماه و حضور گرمت هستند. سالهاست که درد دوریت قلبمان را بدرد آورده وبخصوص قلب مادرت را! دنیای باین بزرگی با تمام عظمتش، روزی پایانی است. پس پایان دوری ما از تو، پایان اندوه نبودنت، پایان خالی بودنت درجمع گرم خانواده مان چه زمانی به پایان می رسد؟


ادامه مطلب...

دیداری با خواهری دلسوخته و رنج فراق کشیده

او میگوید من وارث مرگ پدر و مادرم هستم ، مرگ آنها را که عمری چشم به درب خانه دوخته بودند تاپسرشان رها شود و برگردد دیدم.هر راهی را که منجر به رهایی برادرم شود رفتم با وضعیت جسمانی که میبینید بارها راه سخت و دشوار عراق را در پیش گرفتم به دفعات به اشرف و لیبرتی رفتم.جزء معدود افرادی بودم که درهمه اعزام ها به عراق شرکت کردم، به مجامع بین المللی مثل سازمان ملل،کمیساریای عالی پناهندگان و صلیب سرخ جهانی نامه نوشتم، دست استمداد و کمک پیش هر کس که فکر می کردم می تواند نقشی در آزادی ویا حتی ملاقات با برادرم داشته باشد دراز کردم


ادامه مطلب...

دیدار با خانواده عبدی

خانم عبدی می گفت:«حقیقتا دیگر توان قبل را ندارم.پدر احمد( آقای عبدی) نیز به دلیل سانحه ای که برایشان پیش آمد،مریض احوال هستند.خونریزی مغزی کرده اند و به دلیل اینکه از قبل نیز بیماری قلبی داشته اند،دکترها نمی توانند وی را عمل کنند.و از همه چیز مهم تر این است،که آقای عبدی در  وضعیتی که برایشان پیش آمده است و خونریزی مغزی باعث اخلال در حواسشان شده است،تنها چیزی که همچنان به یاد دارد،پسرش احمد است و مستمرا احمد را صدا می کند.خیلی دوست داریم صدای احمد را بشنویم.»


ادامه مطلب...