World

نامۀ سرگشادۀ قربانعلی حسین نژاد به قاضی دادگاه فدرال آلمان درشهرکارلسروحه

آقای میثم پناهی را اینجانب از زمانیکه در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) در عراق و مشخصا در قرارگاه اشرف بود می شناختم و بعد از اینکه هم از کمپ لیبرتی نزدیک چهار سال پیش بیرون آمد در هتل زیر نظر کمیساریای عالی پناهندگان در بغداد باهم بودیم و شاهد بودم که او هیچگونه فعالیتی حتی گفتاری و نوشتاری علیه سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) نداشت و بعد از آن هم که به آلمان منتقل شد اینجانب هیچگونه فعالیتی از او علیه این سازمان ندیده و نشنیده ام.


 

منبع: سایت پیوندرهایی

 

نامۀ سرگشادۀ حسین نژاد به قاضی دادگاه شهر کارلسروحه آلمان

آقای میثم پناهی را آزاد کنید

قاضی محترم دادگاه شهر کالسروهه - آلمان

اینجانب علی حسین نژاد (65 ساله) عضو قدیمی سابق سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI)  و مترجم ارشد در بخش روابط خارجی این سازمان که قبل از آن در ایران دبیر دبیرستانها و مدتی نیز فرماندار یکی از شهرهای ایران بودم، بعد از سی سال حضور و کار در تشکیلات این سازمان سه سال پیش با بیرون آمدن از کمپ لیبرتی به کمک هیأت بازدید کنندۀ UNAMI از آن جدا شدم چرا که بعد از سالها دیدم که رهبری این سازمان آن را به یک فرقه تبدیل کرده که ارتباط همۀ ما اعضا را با بیرون آن و در درجۀ اول با خانواده هایمان قطع کرده است؛ تا اینکه با اولین فرصت بعد از برداشته شدن سالها حصارهای فیزیکی این فرقه در قرارگاههایش در زمان صدام حسین و انتقال ما از قرارگاه اشرف به کمپ لیبرتی توانستم به کمک هیأت بازدید کنندۀ UNAMI از کمپ بیرون آمده و از این سازمان جدا بشوم سازمانی که هر گونه ازدواج و تشکیل خانواده در آن ممنوع است و آنهاییکه هم که از قبل ازدواج کرده بودند مجبور به طلاق دادن همسرانشان شدند.

این فرقه چنانکه در گزارش نیمه سالانۀ نمایندۀ دبیر کل ملل متحد در عراق در سال 2013 به شورای امنیت آمده است در داخل خود فاقد مناسبات دموکراتیک می باشد بطوریکه حتی افراد داخل تشکیلات نیز با یکدیگر و با افراد خانوادۀ خود نمی توانند ارتباط برقرار کنند و مجاز به هیچگونه تماس و ارتباطی با بیرون تشکیلات نیستند. از جملۀ آنها خود اینجانب هستم که حتی در داخل تشکیلات هم حق نداشتم با دخترم که با هم در یک قرارگاه سازمان بودیم دیدار کنم و آن دخترم نیز نتوانسته تا کنون با خواهر کوچکترش که در ایران زندگی می کند حتی برای یک بار در عمر خود دیدار کند زیرا رهبری سازمان مانع دیدارهای خانوادگی است.

اینجانب و بیش از هزار نفر که از سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) در این سالیان جدا شده ایم همه مان چنانکه شیوۀ برخورد این فرقه طی سی سال گذشته با جدا شدگان و مخالفانش بوده در همۀ این سالهای بعد از جدا شدنمان از جانب رهبری این فرقه با انواع دشنامها و ناسزاها از جمله اتهام کاملا نادرست همکاری با رژیم جمهوری اسلامی ایران و اطلاعات یا سپاهش روبرو بودیم و حتی رهبری این فرقه یعنی شخص مسعود رجوی بارها از جمله سال گذشته با صدای خودش که از رسانه های رسمی آن پخش شد جدا شدگان و مخالفان سازمانش را در اروپا و آمریکا از جمله آقای ابو الحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور منتخب ایران را که اکنون مقیم فرانسه می باشد تهدید به قتل کرد.

آقای قاضی؛

من در برخی رسانه ها دیدم که نوشته اند مقامات آلمانی یک ایرانی را به اتهام جاسوسی و جمع آوری و فروش اطلاعات علیه سازمان مجاهدین خلق و به نفع رژیم ایران دستگیر کرده و خانۀ چند ایرانی را هم در این رابطه بازرسی کرده است. خبر واقعا اگر صحت داشته باشد و اتهام همین باشد بسیار تعجب برانگیز است. زیرا چنانکه ذکر کردم هیچکس در میان تمام جدا شدگان و مخالفان این فرقه از این نوع اتهام سران آن در امان نیست.

ترفند و بهانۀ کهنه و نخ نمای اتهام موهوم جاسوسی و اطلاعات دادن به رژیم و تهدید امنیتی را این فرقه همیشه نه تنها علیه همۀ جدا شدگان و منتقدین و مخالفانش بلکه بارها علیه خانواده های اسیران فرقه از جمله پدران و مادران سالخورده ای که برای دیدار با فرزندانشان و افراد خانواده شان بعد از دهها سال از ایران به دم در اشرف یا لیبرتی رفته اند بدون اینکه بدانند اصلا اسم آن منطقه چیست و با راهنمایی نیروهای عراقی که خودشان صاحب آن مقرها هستند به آنجا رفته اند به کاربرده است که واقعا مسخره و مضحک بوده و می باشد. این فرقه همچنین به این بهانۀ موهوم از دادن هرگونه خبری از نقل و انتقال و وضعیت افراد لیبرتی به خانواده هایشان خودداری کرده و می کند در حالیکه هدف اصلیش جلوگیری از اقدام و فشار خانواده ها برای تماس و دیدار با عزیزانشان می باشد.

آقای میثم پناهی را اینجانب از زمانیکه در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) در عراق و مشخصا در قرارگاه اشرف بود می شناختم و بعد از اینکه هم از کمپ لیبرتی نزدیک چهار سال پیش بیرون آمد در هتل زیر نظر کمیساریای عالی پناهندگان در بغداد باهم بودیم و شاهد بودم که او هیچگونه فعالیتی حتی گفتاری و نوشتاری علیه سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) نداشت و بعد از آن هم که به آلمان منتقل شد اینجانب هیچگونه فعالیتی از او علیه این سازمان ندیده و نشنیده ام.

آقای قاضی؛

جهت اطلاع شما بگویم که در فرانسه دقیقا برخلاف اقدام شما، این سران سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) می باشند که همیشه به اتهام قصد انجام اعمال تروریستی و پولشویی و حمله و خشونت و ضرب و جرح علیه جداشدگان و مخالفان خود دارای انواع پرونده های قضایی هستند از جمله پلیس فرانسه در سال 2003 با حمله به مقر اقامت رهبر این فرقه یعنی مریم رجوی خود او و تعدادی از رهبران این فرقه را به اتهام قصد انجام اعمال تروریستی در فرانسه و نیز به اتهام پولشویی و اخاذی از مردم فرانسه دستگیر کرد و بعد از آن نیز که به دستور شخص مریم رجوی عده ای از افرادش در خیابانهای فرانسه و چند کشور اروپایی دست به خودسوزی زدند اتهام ایجاد وحشت و خشونت در جامعۀ فرانسه هم بر پروندۀ او افزود شد.

علاوه بر این در کشور فرانسه که اینجانب مقیم آن هستم درست برعکس آنچه اکنون در آلمان شاهدش هستیم این جدا شدگان و مخالفان سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) از جمله آقای بنی صدر رئیس جمهور سابق ایران و آقای احسان نراقی نویسنده و استاد و پژوهشگر فرهنگی معروف ایرانی عضو عالیرتبۀ یونسکو بوده اند که چند سال پیش علیه سران این سازمان مقیم فرانسه که به علت مخالفتهای آنان با این فرقه اتهام وابستگی به اطلاعات رژیم ایران را به آنان زده بود به دستگاه قضائیۀ فرانسه شکایت کردند که در نتیجه دادگاه فرانسه رهبران این سازمان را به اتهام زنی واهی و توهین به این شخصیتها و افراد محکوم کرد.

علاوه بر آن در همین چند ماه اخیر پنج پروندۀ شکایت در نزد پلیس فرانسه از طرف ما جدا شدگان این سازمان علیه رهبران و مسئولان آن که مقیم شهر اورسوراواز در نزدیکی پاریس هستند به ثبت رسیده و در دادگاههای پاریس و استان محل اقامت رهبران این سازمان مطرح می باشد که اتهام آنان در این شکایتها وارد کردن تهمتهای ناروا و تعقیب و جاسوسی و شناسایی محل اقامت جدا شدگان و مخالفان و حتی رخنه به ساختمان و محل اقامت آنان و چندین بار حملۀ خشونت بار و ضرب و جرح علیه جداشدگان در این کشور و تهدید آنان به قتل می باشد.

مقامات فرانسوی همیشه در برابر اتهامات واهی سران این فرقه در فرانسه علیه ما جدا شدگان به ما گفته اند که فعالیتهای شما تماما تبلیغی و مطبوعاتی بر اساس آزادی بیان مسالمت آمیز در انتقاد از این فرقه بوده و هیچگونه خطری برای امنیت فرانسه نیست زیرا طبق قوانین فرانسه و آلمان و اغلب کشورهای آزاد جهان تنها فعالیتی از اینگونه، جرم محسوب می شود که بر امنیت ملی این کشورها آسیب بزند. و این در حالی است که آقای میثم پناهی چنانکه پیش از این نیز گفتم هیچگونه فعالیتی سیاسی و تبلیغی حتی مسالمت آمیز و مطبوعاتی هم علیه این فرقه که ما در فرانسه انجام می دهیم نداشته است.

از رهبران فرقۀ رجوی باید پرسید: بفرمایید بگویید شما چه کار سری و پنهانی در کشورهای آزاد دنیا از جمله آلمان انجام می دهید و کدام مبارزه و مقاومتی را علیه رژیم در داخل یا خارج ایران دارید که کار جاسوسی و اطلاعات جمع کردن علیه شما مصداق هم داشته باشد؟ که حتی در صورت وجود فرضی آن نیز چه ربطی به امنیت و حاکمیت ملی این کشورها دارد؟

آقای قاضی؛

عدالت و دادستانی برحق و مبتنی بر انسانیت و قانون حکم می کند که شما سران فرقۀ رجوی را مورد پیگرد قانونی قرار داده و از آنها بپرسید که چرا دوازده سال از عمر این جوان را با شعارهای پوچ و دروغین مبارزه و مقاومت تباه کردند؟ آنهم در زمانی که تمام کار و فعالیت فرقه منحصر به دخالت در امور عراق و فتنه انگیزی و تفرقه اندازی سیاسی و اجتماعی در خاک یک کشور بیگانه بود که موجب تحریک و دشمن تراشی و زمینه سازی و جاده صاف کنی برای کشتار ساکنان کمپهای اشرف و لیبرتی توسط گروههای تروریست جنایتکار در آنجا گردید آنوقت وقتی او توانسته خودش را از جهنم و هفت حصار تشکیلات ضد انسانی و ارتجاعی فرقۀ رجوی نجات دهد ولی به علت پیوستن به آنان و حضور سالیان در اشرف و ترس از رژیم و در پرهیز از در آمدن به خدمت رژیم نخواسته و نتوانسته به وطنش و به آغوش خانواده اش برگردد و آوارۀ دیار غربت شده حال در آنجا به جای کمک به او وی را به جاسوسی دروغین متهم کرده و به پرونده سازی و پاپوش دوزی مسخره علیه او دست می زنند؟!!

باید جنابعالی از سران سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) (فرقۀ رجوی) بازخواست کنید که این شمایید که همیشه علیه مخالفان و منتقدان و جدا شدگان به جاسوسی و تحریک و ناسزاگویی و تهمت زنی و حمله و هجوم و ضرب و جرح و سرانجام هم تهدید آشکار به قتل از زبان رهبرتان که خودتان پخشش کردید دست زده و می زنید.

آقای قاضی؛

شما باید به سران این فرقه بگویید این شمایید که سالها در لیست تروریستی همین اتحادیۀ اروپا قرار داشتید و هنوز هم همه جا بویژه نزد همۀ ایرانیان مقیم خارج به عنوان یک فرقۀ تروریستی و جاسوس و در خدمت بیگانه شناخته شده اید و بایستی به جرم ترور و قتل و شکنجه و اعدام و جنایت از جمله داخل خود تشکیلات فرقه ای تان و محروم کردن سالیان افراد از هر گونه آزادی و ارتباط با دنیای بیرون از جمله با خانواده هایشان در دادگاههای همین کشورهای آزاد و در دادگاههای بین المللی به محاکمه کشیده شوید نه یک جوان ایرانی پناهنده که شما عامل آوارگی اش و تباهی سالیان از نوجوانی و جوانیش بودید.

آقای قاضی؛

این اقدام دستگاه امنیتی و قضائیۀ آلمان مبنی بر دستگیری و زندانی کردن یک جوان ایرانی قربانی سالها فریب و نیرنگ رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) بدون هیچ مجوز قانونی و بدون هیچ ارتباطی با امنیت آلمان و بدون هیچ مدرک و دلیلی بر اتهام وارد شده؛ مسلما آنهمه نیکی و ازخودگذشتگی مردم شریف آلمان برای سیل اخیر پناهندگان خاورمیانه و پذیرش و پناه دادن آنها توسط دولت آلمان را خدشه دار می کند.

هدف فرقۀ رجوی از این جاسوسیها و پاپوش دوزیها و پرونده سازیها علیه جدا شدگان آنهم جداشدگانی که هیچگونه فعالیتی علیه فرقه نداشته اند تا بتوان گفت بهانه ای در دست فرقه برای انتقام گیری بوده است؛ چیست؟ هدف تنها و تنها ترساندن افراد بویژه جوانان هم سن فرد مذکور در داخل تشکیلات و هفت حصار فرقه در کمپهایش در لیبرتی و آلبانی است تا به موج ریزش نیرویی اخیر فرقه بویژه در آلبانی نپیوندند و این کار سران فرقه وحشت و سراسیمگی آنان از این موج جدایی ها و در نتیجه فروپاشی فرقه را نشان می دهد.

از آنجا که این جوان و جوانان جدا شدۀ هم سن او را که مدت ده سال در اشرف و آخر هم در لیبرتی بودند جوانان هم سن و سالشان یعنی دوستان سالیان آنان که هم اکنون اسیر هفت حصار تشکیلاتی فرقه هستند می شناسند به یقین می توان گفت که سران فرقه به دستور مستقیم شخص مسعود رجوی و مریم رجوی دست به این اقدامات مذبوحانه و بزدلانه و ضد انسانی در حق پناهندگان جدا شده می زنند تا به افراد باقی مانده در اسارت تشکیلات رجوی در عراق و آلبانی این پیام را بدهند که اگر شما هم از تشکیلات جدا بشوید یا فرار کنید رهبری فرقه در خارجه و در دنیای آزاد هم شما را راحت رها نخواهد کرد.

 قبل از این هم فرقۀ رجوی در سالهای گذشته در همین آلمان بارها دست به این ترفند و فریب دستگاه امنیتی و قضائی این کشور علیه جداشدگان زده است و همیشه هم بهانه اش ادعای مضحک و موهوم جاسوسی و جمع آوری اطلاعات و تهدید امنیتی!! علیه فرقه ای است که همۀ مقرهایش و فعالیتهایش و افراد ومسئولانش و سخنگویانش در همه جای دنیا علنی و اعلام شده در رسانه های خود فرقه و برای مقامات کشورهای مربوطه شناخته شده بوده و می باشد.

در فرانسه که دولت و مردم و ارگانهای اجرایی و قضائی اش به خوبی از ماهیت سران این فرقه آگاه هستند چنانکه گقتم تمام اینگونه ترفندهای باند مریم رجوی علیه جدا شدگان و مخالفان و منتقدان فرقه با شکست مواجه شده و بلکه موجب قبولی سریعتر پناهندگی و اقامت و رسیدگی بیشتر برای آنان از سوی دولت فرانسه شده است که مشخصا در مورد خود اینجانب تمام این نوع تلاشهای فرقه در نزد مقامات و ارگانهای فرانسوی در این سه سال حضور من در فرانسه نه تنها به شکست انجامیده بلکه آنگونه که خود شاهد بوده ام موجب تنفر و بیزاری بیش از پیش مسئولان فرانسوی از این فرقه و افشای بیشتر دروغها و تهمتها و ترفندها و ماهیت سران آن نزد این مقامات شده است یعنی همیشه در فرانسه اینگونه تلاشهای فرقه دقیقا بر ضد خودش عمل کرده است.

وزارت خارجۀ فرانسه در ماه اوت گذشته در پاسخ به نامۀ اینجانب به رئیس جمهور فرانسه مبنی بر درخواست اعمال فشار بر رهبران فرقۀ رجوی که مقیم این کشور هستند برای رفع محدودیت از دخترم و دیگر اسیران در داخل تشکیلات این فرقه جهت ارتباط آزاد با دنیای بیرون بویژه تماس و دیدار با افراد خانواده هایشان، در نامه ای به اینجانب نوشت: «موضع فرانسه نسبت به سازمان مجاهدین خلق ایران بسیار روشن است. ما هیچگونه تماس و ارتباطی با این سازمان که به کارهای خشونت آمیز شناخته شده است نداریم. در فرانسه سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان سازمانی هیچگونه مشروعیت قانونی ندارد. بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق بشر اعلام کرده اند که این سازمان به دلیل ساختار خشونت آمیز خود و نبود مناسبات دموکراتیک در درون آن دارای ویژگیها و عملکردهای فرقه ای می باشد. همچنین این سازمانها از نبود همکاری در راستای بازاسکان ساکنان کمپ لیبرتی اظهار تأسف کرده اند».

علی حسین نژاد

پاریس - 11 دسامبر 2015