03022021سه شنبه
Last updateسه شنبه, 02 مارس 2021 7pm

logo aawa 100آوای جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین

این همه سردرگمی فرقه رجوی ناشی از چیست؟

سازمان به اصطلاح مجاهدین خلق ایران که در حقیقت سازمان مسعود و مریم هست و با اندیشه فرقه گرایانه اداره‌ می‌شود همواره در همه زمینه های اجتماعی و سیاسی و تشکیلاتی دچار سردرگمی بوده و هست. اما سوال اساسی اینجاست که این همه سردرگمی فرقه رجوی از چه ناشی می شود و چرا سران این فرقه تروریستی و بطور خاص مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه تروریستی یک موضع گیری مشخص در قبال مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی و استراتژی و تشکیلاتی و ایدئولوژیک نمی تواند داشته باشد و  برنامه و هدف مشخصی را ارائه نماید؟

 

-------------------------------------------------

علی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و یکم فوریه 2021

این همه سردرگمی فرقه رجوی ناشی از چیست؟

سازمان به اصطلاح مجاهدین خلق ایران که در حقیقت سازمان مسعود و مریم هست و با اندیشه فرقه گرایانه اداره‌ می‌شود همواره در همه زمینه های اجتماعی و سیاسی و تشکیلاتی دچار سردرگمی بوده و هست. اما سوال اساسی اینجاست که این همه سردرگمی فرقه رجوی از چه ناشی می شود و چرا سران این فرقه تروریستی و بطور خاص مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه تروریستی یک موضع گیری مشخص در قبال مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی و استراتژی و تشکیلاتی و ایدئولوژیک نمی تواند داشته باشد و  برنامه و هدف مشخصی را ارائه نماید؟ و چرا این سازمان که زمانی با هدف مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا بنا شده بود و دارای پرنسیپ های انقلابی گری و سیاسی بود و معتقد به دین مبین اسلام و مذهب تشیع بود اکنون به حزب باد تبدیل شده است و با جهت وزش باد مسیر حرکت خودش را تعیین می کند؟ برای پاسخ به این سوال از نظر بنده دلایل زیادی می تواند وجود داشته باشد که از جمله این دلایل می توان به موارد زیر اشاره کرد: 

یکم ) تبدیل شدن این سازمان از صفت یک سازمان انقلابی و سیاسی به سازمان مسعود و مریم  که با عقاید فرقه ای اداره‌ می‌شود. 

دوم ) چرخش این سازمان از صفت یک سازمان انقلابی با تکیه به مردم و جایگاه مردمی به سمت سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی کشور های غربی و بطور خاص آمریکا و متحدانش در منطقه نظیر شیوخ مرتجع عربستان سعودی و اسرائیل و همسویی کامل با اهداف ضد ایرانی آمریکا و متحدانش همان آمریکایی که سرکرده امپریالیسم جهانی می باشد و سازمان مجاهدین خلق ایران برای مبارزه با او و رژیم وابسته اش در ایران یعنی رژیم شاه توسط بنیان گزاران سازمان تاسیس شده بود. 

سوم) عدم برخورداری این سازمان از یک ایدئولوژی مشخص و نان به نرخ روز خوردن و برای رسیدن به اهداف شوم خودش همه چیز زیر پا گذاشته و همه اصول تشکیلاتی را صد و هشتاد درجه عکس نموده است و درحالی که دم از خلق قهرمان ایران و حقوق بشر و عدالت اجتماعی و آزادی خواهی می زند نقض فاحش حقوق بشر و سانسور و خفقان را در تشکیلات استالینی اش حاکم کرده و با اهرمی تحت عنوان انقلاب کذایی مریم سرکوب شدید را در تشکیلات راه اندازی کرده و با طلاق های اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم  این سرکوب و سانسور و خفقان در تشکیلات استالینی اش را به اوج رساند. 

چهارم) اصرار بر استراتژی خشونت و ترور تحت عنوان مبارزه مسلحانه و مقاومت در حالی که دیگر شیوه های مبارزه مسلحانه در دنیای واقعی امروزی جایگاهی ندارد و شیوه های مبارزه مسالمت آمیز و صلح طلبانه جای شیوه های جنگ طلبانه را گرفته است. 

پنجم ) اما مهمترین علت این همه سردرگمی فرقه رجوی به نظر من ناشی از رهبری ناصالح و ناصادق رجوی بوده و هست چون که ایشان در اثر فقدان کادر های برجسته و بنیان گزاران سازمان در حالی که بقول خودش یک دانشجوی سوسولی بیش  نبود به بنیان گزاران  سازمان خیانت کرده و خودش رهبری سازمان را مصادره کرد و چون از صلاحیت های لازم برای رهبری سازمان برخوردار نبود با عدم صداقت و روی آوردن به شیوه های مافیایی و باند بازی جایگاه رهبری خودش در سازمان تثبیت کرده و بجای اینکه دنبال اهداف والایی که سازمان مجاهدین خلق ایران برای مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا داشت باشد دنبال یک ظرف مناسب بود تا کرسی قدرت طلبی مفرط و هوس رانی های خودش را پیش ببرد و بخاطر همین به عراق رفت و پیمان نوکری و مزدوری تمام عیار با صدام حسین دیکتاتور سابق عراق را امضاء کرد و بعد هم سرکوب مطلق را در تشکیلات استالینی اش حاکم کرده و سازمان را نه تنها از مردم دور کرده بلکه رو در روی مردم ایران ایستاده و از تحریم های اقتصادی و سیاست های جنگ طلبانه دفاع کرد . رجوی علاوه براین دو ویژگی خاص خودش یعنی قدرت طلبی  و هوس رانی مفرط بسیار ترسو و بزدل بوده و برای همین هم همیشه سربزنگاه برای حفظ حیات خوار و خفیف و خائنانه اش و عدم پاسخگویی فرار کرده و الآن هم که مفقود الاثر  می باشند. و در نبود ایشان هم مریم عضدانلو زمام امور را به عهده گرفته اصلا سابقه تشکیلاتی ندارد و از کمترین صلاحیت های نه تنها رهبری سازمان بلکه حتی یک فرمانده یگان هم برخوردار نیست و فاقد هرگونه دانش سیاسی و اجتماعی و اقتصادی می باشد. 

بنابراین ملاحظه می فرمائید که این همه آویزان شدن سازمان به آمریکا و متحدانش در منطقه نظیر شیوخ مرتجع عربستان سعودی و اسرائیل بخاطر عدم برخورداری این سازمان از یک رهبری صالح و صادق و شجاع می باشد که این همه سردرگمی دارد چون باید همواره منتظر تصمیم گیری ها و سیاست های اربابانش باشد تا بر اساس آنها حرکت کند و از خودش هیچ اراده  و توانی ندارد و همواره مثل ذرات کوچک در هوا معلق می باشد و سرگردان و حیران هست و همواره در همه زمینه های اجتماعی و سیاسی در سردرگمی کامل قرار گرفته است . ودرست به همین دلیل مهم هست که این سازمان نه تنها از فهم و درک مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و حل آنها عاجز می باشد بلکه حتی از حل و فصل کوچکترین مسائل و مشکلات داخل تشکیلات پوسیده اش نظیر مداوای بیماران بخصوص بیماران کرونایی هم عاجز مانده است و همچنین به همین دلیل اصلی است که  همواره سازمان با جریان مسئله داری و ریزش نیروهای سازمان مواجه بوده و اکنون این ریزش نیرویی  روز افزون شده و تبدیل به یک معضل لاینحل برای سران سازمان و بطور خاص مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه تروریستی گردیده است.