آنچه بر اسیران فرقه میگذرد

با گذشت زمان گاها به خود می‌گویم، راستی چگونه توانستم آن روزها را تحمل کنم. البته قابل ذکر میباشد که در زمانی که من هنوز در قرارگاه اشرف در عراق بودم، هنوز اختناق درونی سازمان به این حد نبود و ما می‌توانستیم به نحوی گاها از فشارهای روحی خود را محفوظ نگه داریم و اما با گذشت زمان.........Homeyra Mohamadnejad

--------------------------------------------------------------------------------------

خانم حمیرا محمدنژاد مانون زنان ایرانی ، 07  آوریل 2021

آنچه بر اسیران فرقه میگذرد

سال جدید فرا رسید و متاسفانه سران فرقه رجوی هنوز تنها هم و غمشان در چگونگی فرو نپاشیدن فرقه خود بوده و هست  و در همین راستا فشارهای بیشتری هرروز  بر افراد اسیر اعمال  میکنند .

از سرنوشت تعدادی از جدا شدگان تا به امروز اخباری در دسترس نمی‌باشد و آنانی که هنوز در فرقه رجوی بسر می‌برند هر روز با مرگ روحی خود دست و پنجه نرم می‌کنند.

سازمانی که شعار آزاد کردن مردم رنجدیده ایران زمین را سر می‌دهد، در حالی که حتی توان رشد درونی افراد خود را ندارد.

سازمانی که سالیان سال دیگر توان جذب هیچ نیروی جدیدی را نداشته و حتی تنفر را در دل افراد درون و بیرونی کاشته و دیگر کاری بجز تهمت و زجه های  بی هدف ندارد.

سازمانی که هیچ استراتژی درستی برای مقابله با مشکلات خود نداشته و هر روز رو به عقب می‌رود.

حال چگونه از چنین سازمان و فرقه ای می‌توان توان آزادی ملت رنجدیده ایران را داشت. آیا می‌توان چنین سازمانی که تبدیل به یک فرقه شده را وارث درد و رنج مردم دانست.

آیا می‌شود فرقه ای را که آزادی بیان را در درون تشکیلات خود ممنوع کرده را زبان رسای ملت ایران دانست.

آیا می‌شود فرقه ای که رئیس‌جمهور خود را بدون انتخابات آزاد بر سر کرسی نشانده را به عنوان یک سازمان دمکرات دانست.

و سوالات بسیار دیگری که از هر بچه دبستانی بشود جوابش معلوم است.

و اما فرقه رجوی با پروگری همچنان به سرکوب افراد درون خود ادامه می‌دهد و منتقدان خود را به عنوان مزدور می‌خواند.

آنچه که در فرقه همیشه باید وجود داشته باشد مطيع بودن تام و تمام بدون هیچ سوال و انتقاد میباشد.Ashraf artesh Hazer 01

با گذشت زمان گاها به خود می‌گویم، راستی چگونه توانستم آن روزها را تحمل کنم. البته قابل ذکر میباشد که در زمانی که من هنوز در قرارگاه اشرف در عراق بودم، هنوز اختناق درونی سازمان به این حد نبود و ما می‌توانستیم به نحوی گاها از فشارهای روحی خود را محفوظ نگه داریم و اما با گذشت زمان سازمان تنگه را بر افراد خود تنگتر کرد شاید که از فروپاشی خود جلوگیری کرده باشد.

امروز علی رغم  گذشت سالیان  مرور آن خاطرات هنوز که هنوز است بر قلبم فشار می‌آورد و اینکه بر آنانی که هنوز مجبور به ماندن و از دست دا دن عمر باقیمانده خود هستند، چه می‌گذرد.

به خوبی میتوانم این درد را حس کرده و در عین حال حسرت جدایی سالیان از خانواده را درک کنم.

به خوبی به یاد دارم که خیلی وقتها خواب پدر و مادرم را می‌دیدم که جلوی در خانه نشسته‌اند و منتظر من هستند.

همیشه بعد از دیدن این خواب که بارها تکرار میشد مجبور به خوردن بغضهای درونم بودم چون گریه برای خانواده امری ممنوعه بود.

هیچ کسی اجازه بردن نام از خانواده را نداشت و تمامی عشق ما فقط و فقط باید برای رهبری این فرقه نثار میشد.Rajavis 38

خدارا شکرگزاری میکنم که بعد از جدایی از سازمان توانستم پدر و مادرم را به آلمان دعوت کرده و ملاقاتشان کنم. الان که هر دوی آنها  چشم از جهان فرو بسته اند، با خود میاندیشم چه درد بزرگی بود اگر سعادت دیدنشان را نداشتم.

به خوبی به یاد دارم که مادرم وقتی به آلمان رسید تمامی راه سرم را در آغوشش گرفته بود و دو ساعتی که به منزل رسیدیم رهایم نمی‌کرد و اشک می‌ریخت و خدا را شکر می‌کرد. شاید می‌توان گفت که آنروز بهترین روز زندگی من تا به امروز بوده و است.

و به همین ترتیب هم درد میشوم با آنانی که تا بحال  محروم از این نعمت بوده‌اند و آرزو دارم که همه اسیران بزودی طعم آزادی را تجربه کنند.