06242021پنج شنبه
Last updateپنج شنبه, 24 جون 2021 9am

logo aawa 100آوای جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین

خاطره ای تلخ ازانتخابات در فرقه رجوی 

هر وقتی که تنها در گوشه ای می خواهم کمی به گذشته فکر کنم یک دفعه خاطرات تلخ گذشته در تشکیلات فرقۀ رجوی که سالیان جوانیمان را در آنجا بر باد دادیم در ذهنم تداعی می شود و برای ساعتها مرا به خود مشغول می کند. البته من به نیت برقراری آزادی در میهنم و برای رفاه و شادی مردم سرزمینم ایران قدم در این راه گذاشتم و........Ghafur Fatahian 02

-------------------------------------------------------------------------------------------

غفور فتاحیان، انجمن نجات از فرقه ها، پاریس، ششم ژوئن 2021

خاطره ای تلخ ازانتخابات در فرقه رجوی 

در تشکیلات فرقه رجوی فرد نه قدرت تصمیم گیری دارد و نه قدرت انتخاب و این رهبر عقیده ای است که همه را انتخاب می کند

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی

هر وقتی که تنها در گوشه ای می خواهم کمی به گذشته فکر کنم یک دفعه خاطرات تلخ گذشته در تشکیلات فرقۀ رجوی که سالیان جوانیمان را در آنجا بر باد دادیم در ذهنم تداعی می شود و برای ساعتها مرا به خود مشغول می کند. البته من به نیت برقراری آزادی در میهنم و برای رفاه و شادی مردم سرزمینم ایران قدم در این راه گذاشتم و سالیان عمر و جوانیم را در این مسیر نهادم بدون ذره ای چشم داشت ولی این رجوی و دیگر سردمداران جنایت کار فرقه رجوی بودند که خط مبارزه مدنی را به انحراف کشاندند و مسعود و همین مریم به خاطر تمامیت خواهی خود و منش دیکتاتوری و کیش شخصیتی که در پیش گرفتند کارمایه نسل جوان و ارزشمند جامعه آن روز ایران را بر باد دادند و آنان را یا دسته دسته به کشتن داده یا گرفتار کردند و از بقیه نیز که تا کنون در تشکیلات این فرقه هستند دلقک هایی ساختند که امروزه درخیابانهای آلبانی زنان و دختران این کشور از دست آنها در امان نیستند

در این راستا خاطره تلخی را که به یادم آمد از انتصابات درون فرقه رجوی که ان را به عنوان انتخابات به اعضای خود قالب می کردند و کسی هم حق اعتراض نداشت چون در قلعۀ اشرف هر وقت که وضعیت اعضای نگون بخت تیره و تار می شد و مشکلات و مسائل تشکیلاتی به نقطه قرمز می رسید بطوری که شورای به اصلاح رهبری کاری از دستاشان برنمی آمد بلافاصله خود رجوی یا مریم به بهانه های محتلف یا با آوردن یک بند از انقلاب ساختگی یا یک چیز دست ساز شیبه انتخاب مسئول اولی  به صحنه می آمدند و برای در نطفه خفه کردن و گرفتن تعهدات اجباری شروع به برگزاری نشست های طولانی می کردند .

در یکی از همین روزها که تاریخ ان دقیقا در خاطرم نیست بحث انتخاب مسئول اولی در داخل قلعه اشرف بود که در درون تشکیلات روی این انتخابات خیلی تبلیغات کرده بودند و می گفتن که همگی باید رای بدهید چون این فرد مسئول اولی انتخاب خود نفرات تشگیلات است و هر کسی که رای بیاورد اون مسئول اول است خلاصه زمان نشست و رفتن به سمت قلعه باقرزاده که خارج از بغداد بود و اکثر نشست های رجوی در انجا برگزار می شود فرا رسید  خلاصه وقتیکه به آنجا رسیدیم یگان ما مسئول اماده سازی سالن بود که من بهمراه یکی از مسئولین که رابطه دوستانی با من داشت برای اوردن بیشتر وسایل با ماشین بهمراه او به قلعه بدیع زداگان که در همان نزدیکها بود می رفتیم که در میان تردد  به او گفتم راستی نشست انتخابات برای چی کسی  هست در جوابم گفت نشست انتخاب مسئول اولی است و مژگان پارسایی هم مسئول اول است و انتخاب شده است و حال هم فردا متوجه خواهی شده من راست می گویم یا نه. من هم گفتم چرا پس انتخابات می گذارند در جوابم گفت در تشکیلات اصلا جرم است که  فرد بخواهد کسی را انتخاب کند و فقط رهبری حق انتخاب و عزل و نصب را دارد و این کارهای انتخاباتی که الان انجام می دهیم همه اش برای روحیه گرفتن نفرات درون تشکیلات است و دیگر هیچ ارزشی ندارد …

خلاصه روز موعود فرا رسید و رجوی سر معرکه نشست بود و بعد از کلی حرافی انتخابات را شروع کرد و گفت می خواهیم مژگان پارسایی را برای مسئول اولی انتخاب کنیم موافقین دست بلند کنند و اول از همه خودش و مریم سریع دستشان را بلند کرده بودند در این هنگام چند نفرای دست بلند نکرده بودن که اینها توسط جاسوسان رجوی بلافاصله شناسای شدند و در یگان ما حمید که مخالف فرقه رجوی بود دست اش را بلند نکرده بود که یکی از مسئولین فورا رفت کنارش و دست او را گرفت و بلند کرد که خلاصه انتصابات مسخره رجوی بعداز چند روز تمام شده
ولی در فرادی ان نشستها در رابط با این انتخابات برقرار می شد و این یک تسویه حساب درونی برای  انها بود که دست بلند نکرده بودن و همچنین کسانی که به هر نوعی با فرقه رجوی مشکل داشتن در این گونه نشست ها با این تعداد نفرات برخورد تشکیلاتی می شد

البته در مقررات فرقه این انتصابات هر دوسال یک بار است ولی بستگی به تضادهای درونی و افسارگسیخته داخل تشکیلات دارد که چه موقع دست به این شعبده بازی بزند. این کارها و تبلیغات هیچ گونه کاربرد بیرونی ندارد بلکه فقط و فقط تبلیغات داخلی است و برای روحیه دادن به اسیران درون تشکیلات کاربرد دارد آن هم نه در این زمان چون خیلی وقت است که دست رجوی برای همه نفرات رو شده و همه می دانند که این ترفندهای تکراری سالیان تنها یک بازی درون تشکیلاتی بوده که رجوی هر چند سال یکبار به ان اویزان می شد همانند امروز که وضعیت تشکیلاتی در البانی فرا تر از قرمز شده دست به شعبده بازی موسسان پنجم زده است تا بدین وسیله یک سرکوب درونی در داخل تشکیلات راندازی کند همانند سالیان گذشته.