سازمان ملل متحد پانزدهم سپتامبر را روز جهانی دمکراسی اعلام کرده است تا بر حق انتخابات آزاد مردم برای تاثیر گذاری بر سرنوشت سیاسی خود تاکید کرده باشد. سازمان ملل متحد برای اینکه به افکار عمومی جهان یادآور شود که پیکار با ساختار های غیر دموکراتیک و نقض حقوق بشر در جهان چه اهمیتی دارد پانزدهم سپتامبر هر سال را به عنوان روز جهانی دمکراسی اعلام کرده است. دمکراسی از نظر لغوی به معنای حکومت مردم است و الگویی برای آئین کشور داری می باشد. جاذبه دمکراسی در جهان امروز به گونه ای است که حتی دیکتاتور ها و بدترین آدم های خود کامه نظیر رجوی مفقودالاثر هم خودشان و تشکیلات استالینی شان را دموکراتیک می پندارند و چنان وانمود می کنند که کشته و مرده و شیفته و عاشق و مدافع سرسخت دمکراسی و آزادی خواهی و عدالت اجتماعی هستند. ایشان نه تنها خودشان و تشکیلات استالینی اش را دموکراتیک می دانند بلکه به دروغ مدعی هستند که برای رسیدن مردم ایران به دمکراسی در حال مقاومت و پیکار هستند. اما دم خروس این دمکراسی خواهی دروغین ایشان نه تنها از زیر قبای شان بلکه از همه جای این تشکیلات ضد دموکراتیک و استالینی اش بیرون زده است. 

بله دوستان شرط اول دمکراسی انتخابات آزاد هست ولی رجوی مفقودالاثر اصولا اعتقادی به انتخابات آزاد ندارد و در تشکیلات قرون وسطایی اش انتخابات معنی ندارد ولی رجوی با شیادی خاص خودش در سازمان مجاهدین شعبده بازی تحت عنوان  انتخاب مسؤل اول دارد که هر دو سال یک بار این خیمه شب بازی را تکرار می کند که امسال هم برای بار دوم خانم زهرا مریخی را از خم انتخابات آزاد!!! خودش در آورد و ایشان طی رقابت شدید و سخت با خودشان که تنها کاندید برگزیده رهبری سازمان بود و اعضای نگون‌بخت سازمان نه تنها حق مخالفت ندارند بلکه باید هر دو دست شان را به علامت موافقت بالا برده و این مسؤل اول را بپذیرند.  البته مسؤل اول در سازمان مسعود و مریم یک پست تشریفاتی و فرمالیستی است و مسؤل اول سازمان غلام حلقه بگوش رهبری هست و از خودش هیچ اراده و اختیاراتی برای تصمیم‌گیری ندارد و باید تماما دستورات رهبری سازمان را چشم و گوش بسته اجرا نماید. و همه کاره و تصمیم گیرنده اصلی در سازمان مجاهدین خلق شخص رجوی بوده و الان هم که مریم عضدانلو سرکرده فعلی این گروه تروریستی هست و رجوی خودش را رهبری عقیدتی مادام‌العمر می دانند و مریم عضدانلو را بعنوان رئیس جمهور مادام‌العمر منصوب کرده است و شورای به اصطلاح ملی مقاومت هم که دست ساز خودش می باشد که اکثریت اعضای آن از سازمان هستند و فقط چند نفر پیر و سالخورده نظیر هزار خانی و مهدی سامع که آنها هم حق اظهار نظر مخالف سازمان را ندارند و باید نظرات سازمان را تکرار کنند. 

این سازمان و سرانش و بطور خاص رجوی ها در حالی خودشان را دمکراسی خواه و مدافع سر سخت دمکراسی می پندارند که در تشکیلات استالینی و قرون وسطایی شان نقض فاحش حقوق بشر وجود دارد و اعضای نگون‌بخت سازمان از  اولیه ترين حق و حقوق نظیر آزادی بیان و ازدواج و دیدار با خانواده های شان محروم هستند آنها حتی حق فکر کردن به این گونه موضوعات را در خواب هم ندارند و اگر چنین کنند باید این لحظات شان تحت عنوان فاکت های غسل هفتگی نوشته و در نشست جمعی بخوانند و مورد توهین و تحقیر مسؤل نشست قرار بگیرند. در سازمان به اصطلاح دمکراسی طلب اعضای معترض را شکنجه و زندانی و در مواردی اعدام کرده اند و اعضای نگون‌بخت سازمان حق جدا شدن از سازمان را ندارند و رجوی در یک نشست عمومی اعلام کرد که " بریده نداریم و نمی توانیم داشته باشيم " که منظورش از بریده کسانی بودند که حاضر نبودند در تشکیلات استالینی اش بمانند و مخالف اندیشه فرقه گرا يانه رجوی ها و عملکرد خیانت بارشان علیه مردم ایران بوده و خواستار رهائی از سازمان بودند. رجوی حتی نیروهای رهائی یافته از سازمان  و منتقدان را که مشغول افشاگری و روشنگری علیه افکار فرقه گرایانه و اقدامات تروریستی سازمان هستند را تهدید به قتل می کند. 

رجوی ها در حالی دم از حق و حقوق مردم و آزادی خواهی و عدالت اجتماعی می زنند و خودشان را دمکراتیک می دانند که با دیکتاتوری نظیر صدام حسین علیه مردم ایران در جنگ ایران و عراق مشغول سرباز کشی و کرد کشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق بودند و در این رابطه مرتکب جنایات جنگی شده اند و همچنین این سازمان به اصطلاح آزادی خواه با ارتش به اصطلاح آزادی بخش خودش در خدمت و نوکری و مزدوری برای صدام حسین و سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی کشور های غربی و آمریکا و متحدانش در منطقه خاورمیانه نظیر اسرائیل و شیوخ مرتجع عربستان سعودی علیه منافع ملی مردم ایران حرکت می کند و کاملا هم‌سو با سیاست های ضد ایرانی آمریکا و متحدانش بر علیه مردم ایران هست. 

این سازمان به اصطلاح مجاهدین خلق ایران  و رهبری اش چنان خودش  را شیفته و عاشق دمکراسی می پندارد که خودش را و سازمان فرقه گرای خود را تنها آلترناتیو می داند و دیگر گروه های سیاسی داخل و خارج کشور را خائن و سازشکار می داند و همچنین چنان دمکراتیک هستند که حتی در تجمعات شان يک ايرانی آزاده و يک شخصیت ایرانی حق حضور و اظهار نظر مخالف سازمان و رهبری اش را ندارد. 

بله دوستان حالا شما قضاوت کنید آیا چنین سازمانی حق اظهار نظر در مورد مسایل مختلف از جمله انتخابات آزاد و دموکراسی و حقوق بشر و عدالت اجتماعی را دارد؟ به نظر من سران فرقه رجوی و بطور خاص رجوی ها نه تنها نمی توانند مدعی آزادی خواهی و دموکراتیک بودن باشند بلکه بخاطر جنایات و خیانت های بی شماری که علیه مردم ایران مرتکب شده اند و همچنین بخاطر نقض فاحش حقوق بشر و ادعای دروغین آزادی خواهی و خیانت به بنیاد آزادی و خیانت به اعتماد نیروهای سازمان و  همچنین بخاطر سواستفاده از کلمه مقدس آزادی و دموکراسی باید در دادگاهی عادلانه محاکمه شوند.