11282021یکشنبه
Last updateشنبه, 27 نوامبر 2021 4pm

logo aawa 100آوای جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین

تناقض در آرمان شهرفرقه رجوی ـ قسمت ششم 

محدودیتهایی که سران فرقه درهمین آرمان شهر اشرف اعمال مینمایند حتی در بدترین زندانها هم دیده نمیشود و مهمتر ازهمه اینست که افراد زندانی در این حصار هیچگونه هویتی  نه فردی و نه اجتماعی از خود ندارند؛ وهمه این اعمال با همان القاب مشروعیت می یابد وقتی که جسم و روح، فکر و ذهن، چشم وگوش روی یک موضوع متمرکز باشد وطی سالیان فقط یک چیز ببینند و بشنوند، بنظر شما عاقبت این گونه اشخاص چیست و چگونه شخصیتی خواهند داشت؟........Hassan Shahbaz 02

----------------------------------------------------------------------------------

حسن شهباز ، تیرانا ـ ایران آزادی  ـ 20.11.2021

تناقض در آرمان شهرفرقه رجوی ـ قسمت ششم 

 ذوب شدن در تشکیلات یعنی ایمان کورکورانه! که همان جهل و نادانی ست

سر و بدنه، دو پدیده متضاد در فرقه مجاهدین خلق

پر واضح است که فرقه نمیخواهد اعضایش هیچگونه ارتباطی با دنیای بیرون داشته باشند‍! و برای سر پوش گذاشتن روی این زندان سازی به هر مستمسکی چنگ میزند چرا که فراتر از بی آبرویی حاصل از این انزوا، پیامدها و لطمه های ناشی از اصطحکاک بدنه سازمان با جامعه و ارتقإ سطح آگاهی افراد، هزینه ای بسا گزاف تر برای فرقه در پی داشت که با بجان خریدن عواقب این کار، مجبور به اینکار شد و به آن تن داد.

در واقع به انزوا کشاندن وایزوله نمودن افراد نیازهای ذاتی فرقه را برآورده ساخت و اغراق نیست اگر بگوییم ادامه حیات فرقه با همین حصارکشی و زندان سازی تضمین گردید و فرقه با رذالت لباس جامعه توحیدی و خانه آرمانی به این کار خود پوشاند و به بهانه وجود دشمن به آن مشروعیت داد و توجیحی بسیار مناسب نیز برای این انزوا بچنگ آورد. در واقع برای کنترل افراد نیاز است که اعضإ از اجتماع دور نگاه داشته شوند!

شیوه های مختلف کنترلی در تشکیلات ابعاد بسیار گسترده ای دارد که تمامی شؤونات زندگی اعضإ را دربرمیگیرد. یکی ازاصلیترین روشهای کنترل در تشکیلات”کنترل اطلاعاتی”  است، زیرا باسادگی میتوان آنرا بطور مستقیم با دشمن در ارتباط دانست و وقتی اسم دشمن بمیان بیاید دیگرهیچ اما و اگری در کار نیست و کسی نمیتواند ساز مخالف بزند! مخالفت با این کار که به اسم چارچوبهای تشکیلاتی به اعضإ خورانده میشود و به زبان ساده، مخالفت با زندان سازی یعنی صدای دشمن شدن در تشکیلات!هیچ کس حاضر نیست در مناسبات چنین مارکی بر پیشانی اش زده شود!

بخوبی روشن است که چرا در مدتی بسیار کوتاه توانستند مجتمع‌های مسکونی، سالن‌ ،بیمارستان، نانوایی، فروشگاه، رستوران،  موزه، کتابخانه، فروشگاه، سالن‌ ورزشی و غیره بسازند. با اینکار هر نیازی را در درون همین حصار برآورده میکنند تا بهانه ای برای خروج باقی نماند. مشخص است که کنش و واکنش با دنیای بیرون آنچنان برای سران فرقه گران میآمد و آنچنان هزینه گزافی داشت که بهرترتیبی فرقه بدنبال زودتر انجام شدن جابجایی بود.

وقتیکه هنوز مجتمع های مسکونی نیمه کاره بود، در اوایل فصل سرما قرار داشتیم، اتاقها (خوابگاها) هنوز نه آب و برق داشت نه حتی درب و پنجره ، از لحاظ بهداشتی دربدترین وضعیت ممکن قرار داشت، ولی از طرف دیگر خیلی برای این جابجایی عجله بخرج داده میشد و فشار زیادی برای هر چه زودتر به اتمام رسیدن این جابجایی در کار بود! البته توجیه این بود که صاحب آپارتمانهای منطقه کشار در تیرانا آخر سال میلادی را برای تخلیه کامل تعیین کرده بود و تاخیر در آن دادگاه و جریمه در پی داشت و اینگونه به اسم اختیار وآگاهى، به سادگی این مینیمم آزادى از افراد سلب شد.

قبلا به این موضوع اشاره کردیم که، کنترل اطلاعات برابر است با کنترل افراد، بعبارت ساده وقتی اطلاعات را کنترل میکنم براحتی میتوانیم نفرات را کنترل کنیم، این کنترل قبل از هرچیز در درون ذهن صورت میگیرد،یعنی کنترل ذهنیست ! کنترل ذهنی بدین صورت است که به اعضا گفته میشود هرگونه اطلاعاتی خارج از فرقه غلط و دروغ است، خصوصا اگر در مخالفت با فرقه باشد! فقط اطلاعاتی که از بلندگوهای فرقه پخش میشود صحت دارد!

دستاویز قرار دادن اعتقادات و باورها حربه ای است که فرقه رجوی به نحواحسن از آن استفاده مینمانید و با سؤ استفاده از آن به عنوان ابزار،  در واقع نشان میدهد که هدف وسیله را توجیه میکند!! ونشان میدهد که دراین تشکیلات رسوا استفاده از نیرنگ و فریب برای نیل به هدف مشروع است و بدین ترتیب هربلایی میتوان سر بقیه آورد!

اینکه چگونه نفرات براحتی به این ظلم تن میدهند  نشان از اطاعتی (اما بقول رجوی ایمان و ایمان به غیب با سوء استفاده رذیلانه از قرآن) کورکورانه دارد که نتیجه همان چارچوبهای تشکیلاتی است و از طرف دیگر خباثت سران فرقه را به تصویر میکشد.

رجوی نیاز دارد بهرقیمتی نفرات ناآگاه بمانند اینگونه است که میتواند دیکتاتوری را دموکراسی نشان میداد، با وقاحت زندانی کردن نفرات را اوج آزادی جلوه دهد و بصورتی ریاکارانه اعتقادات و باورها را دستاویز قرار دهد تا بتوان در زیر آن افراد را در زیر چکمه و یوغ خود نگاه داشت!

این نحوه  کنترل ذهنی در درون مناسبات فرقه شباهت بی نظیری با نحوه کنترل نظامیان در ارتش آلمان نازی دارد  که در آن هر کس ترغیب میشود تا مراقب برادران و خواهران “مبارز” خود باشد و آنچه از همرزمان خود می بیند را، دقیقا و بدون کم وکاست گزارش بدهد.

مثال دیگر در مورد این شباهت استفاده از بلندگو در اشرف بود که وارانه جلوه داده میشد! در روسیه کمونیستی نیز این نحوه کنترل بروی تمامی اعضای حزب اعمال میشد. در پشت صحنه موضوع از این قرار بود که اغلب اطلاعات داده شده شخصی وخیلی خصوصی افراد، سریعا  به رهبری گزارش میشد و رهبر فرقه  از این اطلاعات برای متقاعد کردن افراد استفاده می نمود و غیر مستقیم  به اینکه آنان ارتباطات ماوراء الطبیعه دارند اذعان میگردید وعضوی که اعتماد کرده است نسبت به مکانیزم پشت پرده این ارتباطات مشکوک نمیگردید که حاصل همان ذوب شدن در تشکیلات و اعتماد کورکورانه میباشد.!!!

اما فارق از هر نتیجه ای، صدمات ناشی از اینگونه ضربات جبران ناپذیر مینماید، اینکه دریابیم چگونه عمری با دروغ و دغل اعتقادات و باورهایمان به بازی گرفته شده، چیزی نیست که بتوان بسادگی آن گذشت و آن را هضم نمود و سالیان متمادی طول خواهد کشید تا اثرات ناشی از آن محو شود گاهی حتی غیر ممکن مینمایاند.

لینک به قسمت اول

لینک به قسمت دوم

لینک به قسمت سوم

لینک به قسمت چهارم

لینک به قسمت پنجم