اکنون که دور هشتم مذاکرات هسته ایی بین ایران و ۱+۴ بطور مستقیم و با آمریکا بطور غیر مستقیم در حال جریان بوده و اخیرا پیشرفت هایی هم حاصل شده ، دیدن وضع و حال مجاهدین در سایت هایشان تماشایی است.

در دنیای سیاست مزدوری معنای خاص خودش را  دارد. یعنی باید در همه حال به ساز اربابت برقصی تا لقمه نانی گیرت بیاید. هر وقت گفت، ترور کنی، هر وقت خواست، برایش اطلاعات جمع کنی و هر وقت هم خواست، سر جایت بتمرگی. خلاصه روزی هم که تاریخ مصرف گذشت و مثل یک دستمال کثیف دروت انداختند خفقان بگیری.

در مورد مجاهدین هم همین قانونمندی حاکم است. اما  وجه خنده دار قضیه این است که علیرغم اینکه در عمل آنها جلوی هر اربابی خم و دولا می شوند اما اصلا روی خود هم نمی آورند، در اوج بی شرمی و بی حیایی همچنان خود را اپوزیسیون و آلترناتیو می نامند!

وقتی صحبت از پیشرفت مذاکرات می شود و همه طرف حسابها بویژه  آمریکا به آن اشاره می کنند سران فاسد و بدنام مجاهدین یا خفقان گرفته و سکوت پیشه می کنند و یا رهبر فاسد و بدنام این گروه برای دادن روحیه و امید به اعضای گرفتار در اردوگاه این گروه در آلبانی برای چندمین بار از همان طناب پوسیده «کس نخارد پشت من . . . » برای ایز گم کنی و جا انداختن این تفکر که اگر ما مزدور بودیم به جایی می رسیدیم، چون نرسیدم پس ما مزدور نیستیم،  آویزان می شود که البته این ترفند دیگر خاصیت خودش را از دست داده و یکی از نویسندگان سایت راه نو پاسخ درخور و شایسته ای در این خصوص در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۴۰۰ به رهبر مجاهدین داده است.  

برای اینکه سکوت معنا دار رسانه های مجاهدین و نگرانی سران آنان را بهتر فهم کنیم  می توان به بخش هایی از یک مطلب تحت عنوان «دلیل سکوت خبری در وین چیست؟» از سایت اسپوتنیک فارسی زبان روسیه که به مذاکرات هسته یی وین می پردازد اشاره کرد.

نویسنده در ابتدای مطلب این سوال را مطرح می کند که: در پس سکوت خبری روزهای اخیر از سوی مقامات رسمی کشورهای حاضر در گفتگوهای هسته ای با ایران چه می‌گذرد؟

سپس ادامه می دهد: «آنچه فعلا برای همه مسلم است این می باشد که دود سیاهی که چند ماه پیش از دودکش های وین در جریان مذاکرات هسته یی متصاعد می شد کم کم رنگ سیاهی اش را باخته و خاکستری شده، خاکستری اش هم کمرنگ است و به سمت سفید متمایل می باشد.

همانند بسیاری از جلسات دیگر مذاکرات که برای تصمیم گیری نهایی برگزار می گردد حاضرین وین هم تصمیم گرفته اند تا سکوت خبری اتخاذ کنند تا حاشیه های خبری روی تصمیم گیری های آنها در گفتگو ها تاثیر نگذارد.

آنچه از حواشی به دست آمده نشان می دهد که طرفین ایرانی و آمریکایی این روزها خیلی به سمت یک توافق برای بازگشت آمریکا به برجام و بازگشت ایران به انجام تعهدات خود در این توافق نزدیک شده اند.

طی یک هفته اخیر هم برخی کشورها شروع کرده اند اموال بلوکه شده ایران را کم کم آزاد کنند تا بلکه پس از توافق بتوانند حسن نیتی نشان داده باشند.

آنچه جسته گریخته مطرح می شود این است که آمریکایی ها پیشنهاداتی را برای تضمین عدم خروج مجدد خود از برجام و رفع تحریم ها و اجرای آن مطرح کرده اند و پایه این پیشنهادات بر این اساس است که شرکت های بزرگ آمریکایی برای اجرای برجام وارد بازار ایران شوند و شروع کنند پروژه های بزرگی را اجرا کردن و یا توافق های بزرگ قبلی مثل خرید هواپیماهای بوئینگ و … اجرایی گردد و همین مساله یعنی ورود کمپانی های بزرگ آمریکایی به بازار ایران می تواند موجبات نشان دادن جدیت آمریکا در شکستن تحریم ها و سوق دادن دیگر شرکتهای بین المللی به ورود به بازار ایران گردد همچنین شرایطی ایجاد کند که در صورتی که هر رئیس جمهوری بعدی ای بخواهد از برجام خارج شود با فشار لابی کمپانی های بزرگ که از حضور در بازارهای ایرانی منتفع می باشند مواجه گردد.

طبق این گمانه زنی ها همه کشورهایی که به بهانه تحریم های آمریکا پول های ایران را بلوکه کرده اند ملزم می باشند فورا همه پولهای ایران را آزاد کنند.

همچنین گفته می شود به عنوان جریمه،  ایران مطالبه کرده که حق استفاده از بند ماشه در برجام از آمریکا قبل از بازگشت اش به این توافق سلب گردد و بقیه اعضا یعنی ۱+۴ هم با این خواسته ایران موافق می باشند . . . »

به هر صورت آنچه مشخص است اینکه مساله توافق وین بسیار بزرگتر از آن است که حتی کشورهایی مثل عربستان و اسرائیل و . . . بخواهند در آن نقش تعیین کننده داشته باشند. حال چه رسد به مزدوران خرده ریزی مثل مجاهدین که باید در فردای احیای توافق هسته یی به دستور اربابانشان در جای خود تمرگیده و صرفا به نشخوار همان تکه نانی مشغول شوند که جلوی دهانشان انداخته می شود.