05212022شنبه
Last updateجمعه, 20 می 2022 10am

logo aawa 100آوای جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین

فرقه مخرب رجوی درست تر است 

مهمتر آنست که نوع فرقه بودن این جریان  ضدملی هم جابجا توضیح داده شود و با معنی دیگر واژه ی فرقه که درایران متداول بوده وهست ، اشتباه نگردد........Ferghe 05

----------------------------------------------------------------

صابر تبریزی، ایران اینترلینک، شانزدهم ژانویه 2022

فرقه مخرب رجوی درست تر است 

باند رجوی در رد اتهامی که سالهاست به جرمی مسلم علیه آن تبدیل شده اصرار دارد که صفت مربوطه ناعادلانه است و باید از کنار نام او حذف شود.

این صفت  پیشوند” فرقه ” است که درکنار نام رجوی گذاشته شده  و نتیجه ی کار آن شده که این تشکل ضد مردمی را بجای اینکه سازمان مجاهدین خلق بنامند، فرقه رجوی اش میخوانند.

 البته مهمتر آنست که نوع فرقه بودن این جریان  ضدملی هم جابجا توضیح داده شود و با معنی دیگر واژه ی فرقه که درایران متداول بوده وهست ، اشتباه نگردد.

در ایران واژه ی فرقه را ما به جمعیت با طرز تفکر خاص اطلاق میکردیم.

مثلا فرقه ی  اجتماعیون عامیون (جمعیت زحمتکشان ) یا فرقه ی دموکرات ( حزب دموکرات…) اصطلاحات جاری در دوران مشروطیت وپس ازآن بوده و ابدا معنی ای را نمیداد که درمورد فرقه ی رجوی میدهد .

یا مثلا  در ادبیات بازاری ها رسم است که بعضا میگویند که من اهل هیچ فرقه ای نیستیم و مثلا ازاستعمال مسکرات و دخانیات یا خوشگذرانی یا حتی عادت داشتن به کار خاص خودداری میکنیم.

بنظر  میرسد در ترجمه ی واژه ی (سکت ) که بمعنی جدا بودن ازاکثریت مردم یا جریان های سیاسی دیگر است  وانحصار طلبی غلیظی هم  ازدرون آن بیرون میآید، کمی مسامحه کاری شده و واژه ی فرقه کم وبیش آن معنا را ندارد که درگذشته داشته است   واین مسئله سبب سوء تفاهماتی شده وحتی درمواردی با اعتراض روشنفکران هم مواجه بوده است.

ازاین روست که در  بکار بردن این واژه درمورد مجاهدین خلق، باید همواره جنبه ی منفی قضیه را درنظر داشت ونه آن معنی را که مردم استنباط کرده اند.

همان جنبه ی منفی که درمورد بعضی گروه ها با طرز تفکر غیر نرمال و بشدت بسته وجود دارد  که آنهم بعلت محدوده ی کاری آنها قابل قیاس با باند رجوی نیست.

شاید گروهی مانند داعش را بتوان با فرقه ی رجوی مقایسه کرد ومقایسه ی گروه های بسته ی عقیدتی با باند رجوی، بی انصافی کردن درحق آنها محسوب  میشود  ورجوی باید منت بکشد که ما ازسر مسامحه کاری این لفظ را درمورد تشکیلات  خاص اوبکار میبریم.

سازمان استحاله یافته ی مجاهدین دراعتراض به اینکه چرا فرقه نامیه میشود، نوشته است:

” این که افرادی داوطلبانه در سازمانی عضویت پیدا کنند و همفکری داشته باشند، هرگز دلیلی برای فرقه خواندن آنها نیست. ای بسا این همان پدیده مثبت جماعت گرایی است که فرد را از انزوا بیرون درآورده و ازطریق سازمانش، به جامعه و مردم وصل می کند”.

دراینجا به عضویت کسی در سازمان مفروضی که اعضایش همفکر باشند ، اعتراضی وجود ندارد.

اعتراض ازاین بابت وارد است که همگی این افراد حق  اندیشیدن مستقلانه، انتخاب کردن وشدن ندارند وآنچه را که توسط دستگاه مغزشویی رجوی برضمیرشان حک کرده است ، انجام میدهند!

حال آنکه در سازمان واحزاب سیاسی با هرکم وکاستی ای که میتواند وجود داشته باشد ، اعضای مربوطه حق رای واظهار نظر تاحد تغییر رهبری دارند و سازمان حق تصمیم گیری دراوضاع شخصی آنها به لحاظ تشکیل خانواده وداشتن  ونداشتن فرزند، نحوه ی لباس پوشیدن وانتخاب محل زندگی درحد مقدور را ندارند که همگی امتیازاتی لازمه ی زندگی انسانی هستند والبته وابستگان رجوی ازتمامی این امتیازات محرومند وبا این حالبازهم رجوی از مردم میخواهد که نام تشکیلات اورا ” فرقه ” نگذارند!

با شرح کوتاهی که درابتدای این یادداشت آورده شد، تلقی درست از تشکیلات رجوی آنست که این جمع مستحیل شده در یک فرد بوالهوس، خائن به ملک وملت ومتوهم ، یک فرقه ی منحط و خشن بوده ودرمیان فرقه های موجود درجهان خطرناک ترین بوده  ومنحصربفرد است!