Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /customers/6/6/8/aawa-association.com/httpd.www/plugins/system/t3/includes/menu/megamenu.php on line 141 فعلا آلترناتیو این رژیم ، تجزیه ونابودی کشور است!
06272022دوشنبه
Last updateیکشنبه, 26 جون 2022 10am

logo aawa 100آوای جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین

فعلا آلترناتیو این رژیم ، تجزیه ونابودی کشور است!

روابط مستقر ومستتر درتشکیلات رجوی ابدا نشان نمیدهد که دارندگان این طرزتفکر فوق ارتجاعی میتوانند یک جمهوری دموکراتیک برای ما درست کنند و مردم ما هم به این حد ازشعور اجتماهی رسیده اند که به این وعده های سر خرمن توجهی نکنند....Rajavi Massoud 37

---------------------------------------------------------------------------

صابر از تبریز02/04/1401

فعلا آلترناتیو این رژیم ، تجزیه ونابودی کشور است!

طی این سال ها،هرجا که قافیه برای سازمان استحاله یافته ی مجاهدین تنگ آید به سراغ فردی که گویا دکتر بهروز پویان نام داشته و ساکن تهران هم هست ، میروند که او با استفاده ی ناشیانه مثلا ازماتریالیزم تاریخی ثابت کند که هرپدیده ی کهنه را آلترناتیو تازه ای لازم است.

چنانکه مرحله ای در زندگی بشریت پیدا شد که مجبور باشد بجای استفاده ازگاوآهن و... ، لوازم صنعتی پیشرفته ای مانند تراکتور و... را جانشین (آلترناتیو) آن کند و...

اما نتیجه ای که این کارشناس موهوم جامعه شناسی ازاین صغری وکبری چیدن ها ی خود میگیرد، برخلاف آن چیزی ظهور میکند که او درصدد اثبات آن ( ضرورت برسمیت شناختن مجاهدین رجوی بعنوان آلترناتیو حکومت مستقر) میباشد.

جالب اینجاست که وقتی ادعا میشود که این آقا دکتر درتهران زندگی میکند ومیتواند این ایده های کاملا براندازانه ی خود را براحتی مکتوب نموده ودر رسانه های مجاهدین خلق منتشر نماید ، این نتیجه را باید گرفت که درایران آزادی بیان لازم وجود دارد.

ضمنا، علت نوشتن این مقاله ی طولانی با نام دکتر پویان، ازسر ترس واهمه ایست که رضا پهلوی با سخنرانی خود درمورد حادثه ی ساختمان متروپل آبادان گریبانگیر باند رجوی شده ومجاهدین خلق بدین وسیله کوشیده اند که به ارباب بفهمانند که نباید مریم رجوی را همسنگ خانم مسیح علی نژاد ها ودرسایه ی رضا پهلوی که سرگرم عیش وعشرت ومال اندوزی های خود بوده وهر ازچند گاهی فرصت طلبی کرده ووارد عالم سیاست میشود، بداند

با این مقدمه ی کوتاه به مقاله ی دکتر پویان اشاره کنیم و ملاحظاتی برنوشته های او داشته باشیم.

اودر قسمتی ازاین مقاله ی 7 صفحه ای خود چنین مینویسد :

" آلترناتیو از آنجا که راهی به سوی آینده و شرایط تازه باز میکند الزاما و ضرورتا باید هم در فرم هم در محتوا با شیوه ها و ساختارهای موجود و گذشته متفاوت باشد و نمیتوان با بزک کردن فرم های موجود به اسم اصلاحات یا ارجاع دادن به شیوه ها و فرم های پیشین و منقضی شده چیزی به نام آلترناتیو ارائه کرد ".

شما شرایطی را که کهنه بود ونام آن تسلط بلا منازع امپراطوری آمریکاست ، هنوز شرایط تازه میدانید و توجهی به روند درحال زایش جهانی که درتحلیل نهائی تحمیل زوال به این امپراطوری را که سرمنشآ تمامی ارتجاع وجهالت است توجهی ندارید ویا اگر چیزهایی دراین مورد میدانید وآنرا بنفع خود نمی بینید که صحبتی دراین مورد بکنید وبنابراین اگر خود را آلترناتیو میدانید ، قاعدتا باید ارتجاعی باشید وچه بهتر که جمهوری اسلامی ایران که اقلا تاحدودی به نظم چند قطبی ومنصفانه تر جهانی اهمیت داده وسازگارتر با روند تازه است، جای خود را بشما ندهد!

دوباره :

" در میان عوامل داخلی، رضاخان، اولین و جدی ترین عامل مهم در تعویق پروژه دموکراتیک شدن ساختار سیاسی در ایران بود. او با تشکیل دیکتاتوری پهلوی عملا دستاورد مشروطه را که دست کم یک سند قانونی به عنوان قانون اساسی از آن باقی مانده بود تماما به گور سپرد و یک سلطنت خودکامه جدید با محتوایی خشن تر و وحشی تر نسبت به استبداد قاجاریه بنیان گذاشت".

نحوه ی اجرای یک سند قانونی را ساختار قدرت تعیین میکند واین قدرت ازدوبخش حقیق وحقوقی تشکیل میشود وجنبه ی حقیقی اش برجنبه ی حقوقی آن غلبه دارد ودرآن ایام با توجه به ساختار کشور، استعمار انگلیس بعنوان عامل خارجی وملاکین وتجار بزرگ بعنوان عامل داخلی قسمت تعیین کننده تر بخش حقوقی قدرت را دردست داشتند وبنابراین میتوانستند درهمکاری تنگاتنگ باهم ، قسمت حقوقی قضیه را که قانون اساسی باشد ازبین برده ورضا خان را با آن خصوصیات بقدرت برسانند واین امر غیرطبیعی بنظر نمیرسید.

سپس :

" پس از دفن شدن سلطنت پهلوی نیز در حالیکه جامعه ایران استقلال و آزادی را در خیابان فریاد میزد با رژیمی به مراتب وحشی تر و مهیب تر از دیکتاتوری پیشین و حتی تمامی حکومت های پیش از آن مواجهشد".

البته درست نیست که مطرح شود که درحال حاضر ما درکشور گل وبلبل زندگی میکنیم ومشکلات وبدبختی های کمی داریم. اما شما فقط به این نمونه ساده هم توجه کنید که دردوران شاه تهیه و خواندن کتاب های ساده ی مثلا صمد بهرنگی بقیمت شکنجه های ساواک وسپس تحمل 1تا سه سال زندان منتهی میشد درحالی که فعلا تقریبا تمام کتاب های تئوریک درایران اجازه ی نشر دارند وکسی را بخاطر خواندن این کتاب ها مورد مواخذه قرار نمیدهند.

نشریات فعلی مطالبی را منتشر میکنند که دردوران گذشته فکر کردن هم برای این مطالب با عقوبت سنگین توام بود

با این وجود بازهم میخواهید بگوئید که حکومت های قبلی بهتر بودند؟

مجددا :

" با در نظر گرفتن ویژگی های این رژیم برای یافتن آلترناتیو قاعدتا باید به دنبال یک جریان سیاسی باشیم که گفتمان متضاد شاه و شیخ یعنی یک جمهوری دموکراتیک را ارائه میکند. با این توضیح روشن است که به جز شورای ملی مقاومت ایران تا کنون حزب یا جریان سیاسی دیگر نیست که چنین سابقه ای از خود نشان داده باشد".

روابط مستقر ومستتر درتشکیلات رجوی ابدا نشان نمیدهد که دارندگان این طرزتفکر فوق ارتجاعی میتوانند یک جمهوری دموکراتیک برای ما درست کنند و مردم ما هم به این حد ازشعور اجتماهی رسیده اند که به این وعده های سر خرمن توجهی نکنند و آنها بخوبی میدانند که این شورای ملی مقاومت چیزی جز مجری فرمان های ضد ملی وضد بشری مسعود یا مریم رجوی نیست!

درراستای قالب کردن تشکیلات شورای ملی مقاومت چنین نوشته شده است :

" این تشکیلات سیاسی دارای مناسبات و روابطی کاملا دموکراتیک است که هر فرد یا جریان فارغ از تعداد هواداران یا پایگاه اجتماعی اش دارای حق رای برابر با سایر اعضای این شوراست... بیش از یک سال پیش اکثریت نمایندگان کنگره آمریکا از هر دو حزب، بیانیه ای در حمایت برنامه ۱۰ ماده ای خانم رجوی صادر کردند و در آن بر ابطال رژیم های شاه و شیخ تاکید کرده بودند".

درجواب این ادعای رسوا بسادگی میتوان گفت که :

اولا کسی جز وابستگان یا جیره بگیران رجوی که خود نیز جیره بگیر اجنبی است، کسی درشورا حضور ندارد وآنهائی که با مشخصات یاد شده حضور دارند، طابق النعل بالنعل مجری دستورات رجوی متوهم وخودشیفته بوده وشخصیت واراده ای مستقل ندارند.

ثانیا نمایندگان کنگره ی آمریکا را دوحزب جمهوریخواه ودموکرات تشکیل میدهند که درذات خود یک حزب را با دوجناح راست تشکیل میدهند که کارشان دفاع ازمنافع نامشروع نیم درصدی های آمریکاست که درمیان ثروت ورفاه غوطه ورند وبا زیاده خواهی هایشان موجد فقر وویرانی جهان هستند.

پشتیبانی این دوحزب ازیک جریان بمعنی دشمنی آن با مردم کشوری است که این جریان بنحوی ازانحا درآن کشور به فعالیت مشغولند وآیا شما این پشتیبانی را مایه ی افتخار خود میدانید؟

اشکالی ندارد بدانید ولی این را هم بدانید که راه جهنم نیز با حسن نیت تمام سنگ فرش شده است!