09252022یکشنبه
Last updateچهارشنبه, 21 سپتامبر 2022 8am

logo aawa 100آوای جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین

شما مجاهدین رجوی دشمن نهضت مشروطیت هستید!

باند رجوی برای نرنجاندن انگلیسی ها وابراز عبودیت خود به آنها ، عمدا ننوشته است که این قزاقان روسی تحت فرمان رضا خان ، بدستور انگلیسی ها دست به کودتا زدند......Mashrute Iran

-----------------------------------------------------------------------------

صابر از تبریز15/05/1401

شما مجاهدین رجوی دشمن نهضت مشروطیت هستید!

این روزها مصادف با امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه قاجار بود که البته فشارهای سیاسی واجتماعی متعدد سبب پذیرش آن بود وگرنه هیچ مستبدی که شاهان ورهبران دیکتاتور درراس این مستبدان قرار دارند- بدون این فشارها حاضر به قبول واگذاری قسمتی ازقدرت خود به مردم ویا طبقات اجتماعی مختلف نیستند.

علیرغم این کم وکاست ها یی که حکومت مشروطه ایران داشت ونقصان هایی که مانع ببار نشستن آن شد، نهضت مشروطیت ایران اهمیت بزرگی در مبارزات بعدی مردم ایران دارد و تجارب خونبار ودرعین حال گرانبهای آن ، کماکان مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت.

به همین مناسبت هرجریان وشخصیت سیاسی به فراخور حال واندیشه های خود ، از سر دلسوزی یا بخاطرموج سواری ناچار به صدور اطلاعیه ای دراین مورد شده اند.

باند رجوی هم که نخود هرآشی است به این موج پیوسته وکوشیده که دراطلاعیه ی خود ، خود را آنی نشان دهد که درماهیت قضیه نیست.

چرا که مشروطه بمعنای محدود کردن وپاسخگو نمودن قدرت است ورجوی که دربین 2000نفر ازاعضای دربندی تشکیلات خود برو بیآیی دارد ، بجای پاسخگو بودن درمقابل تشکیلات مصادره کرده اش، رسوا زنی بنام مریم رجوی را درراس امور گذاشته تا صدای هرگونه اعتراض وحق گویی ومشروطه خواهی را درتشکیلات خود منکوب کند وازاین رو بیانیه دادن او بمناسبت سالروزمشروطیت ، چیزی جز عوامفریبی نیست.

رضا ربع پهلوی وفرح دیبا هم دراین مورد اطلاعیه داده ودر شبکه های اجتماعی منتشر کرده اند ومن درجواب آنها بصورت کوتاهی نوشتم که رضاخان ومحد رضا شاه پهلوی بقایای مشروطه ی نیم بند را درهم شکستند و شما حق ندارید که بعنوان دشمنان مشروطه ازنام آن که درپیش مردم ایران ومشرق زمینی های دیگر عزیز است ، سوء استفاده بکنید.

خوشبختانه این تذکر کوتاه من با اقبال تعدادی ازمیهن دوستان ایرانی مواجه شده است.

باری!

درقسمتی ازاطلاعیه ی سازمان استحاله یافته ی مجاهدین خلق چنین آمده است :

" بزرگترین برگ استعمارگر روس و دربار قاجار علیه فرمان مشروطیت و ایستادگی مجلس مشروطهخواه، به توپ بستن مجلس، کشتار و اعدامهای پس از آن و آغاز «استبداد ضغیر» بود. بسیاری از تشکلها از هم پاشید. بسیاری منفعل شدند. تاکتیک معروف «النصر بالرعب» مسلط شد.

از آنجا بود که شعلهٔ پایداری و مغلوب رعب و فضای خودبخودیِ پس از ضربه نشدن، در تبریز بالا گرفت. از همانجا هم بود که نقش بیهمتای انجمن تبریز در جا انداختن فکر مشروطیت و آزادیخواهی در بین مردم و پیدایش رهبریِ ستارخان و باقرخان برجسته شد و منجی مشروطیت شدند".

مخالفت تزاریزم روس درکنار حمایت بی دریغ انقلابیون همین امپراطوری از مشروطه خواهان یک حقیقت تاریخی است .

اما جنس مشروطه ای که تبریز میخواست فرق ماهوی با مشروطه ای داشت که درتهران بدستور دولت فخیمه ی انگلستان وبا عاملیت خان های فراماسونر تشکل داده شده بود ودر سرانجام کار، ستارخان ویارانش با لطایف الحیل وبه درخواست کنسولگری های روسیه ی تزاری ، انگلستان وحتی دولت عثمانی به تهران کشانیده شده وبدان صورت ناجوانمردانه هدف تیرهای کسانی که مشروطه بدست آنها افتاده بود ، قرار گرفته وازبین رفتند!

خواننده ی کم اطلاع متوجه باشد که ستارخان موافق ترک تبریز نبود وبه نمایندگی های این کنسولگری ها میگفت که اکنون که مشروطه درتهران پیروز شده ، به او امکان داده شود که دریک منطقه ای خارج از تبریز زمین ( بابا باغی) دراختیار او گذاشته شود تا او با درآمد کاشت آن زندگی خود را تامین کند که مقبول نیافتاد و بموازات آن سپهسالار فراماسونر که رئیس مجلس شده بود، مرتب بطور تلگرافی ازاو میخواست که به تهران بیآید تا دولت مشروطه؟! ازوجود او فایده مند گردد!!!

بدین ترتیب، ابر وباد ومه خورشید فلک بکار افتادند تا ستارخان ویارانش را به تهران کشیده و سربه نیست کرده ومشروطه را چنان ضعیف کنند تا درفرصت مغتنم بدست دولت انگلستان وبا عاملیت رضاخان میر پنج مثله نماید.

درادامه :

"... چنین چشماندازی برای ترقی و پیشرفت ایران و مهار خودکامگی در دسترس مینمود که ناگهان سر و کلهٔ رضاخان نانخور و تحتالحمایهٔ قزاقان روس پیدا شد و با کودتا علیه مشروطیت، ارتجاع سلطنتیِ نامشروط و خودکامگی سیاسی را برگرداند و حاکم کرد".

باند رجوی برای نرنجاندن انگلیسی ها وابراز عبودیت خود به آنها ، عمدا ننوشته است که این قزاقان روسی تحت فرمان رضا خان ، بدستور انگلیسی ها دست به کودتا زدند وبدین ترتیب برای صدها هزارمین بار، نبود وجدان علمی در وجود خود را با دروغ گفتن به مردم به اثبات میرساند!

درمورد سرنوشت دردناکی که انقلاب مشروطه پیدا کرد، مقالات وکتاب های چندی منتشر شده و من شخصا مطالعه ی دقیق جزوه ی قابل تامل " آذربایجان درانقلاب مشروطه " بقلم زنده یاد صمد بهرنگی و کتاب دیگری بنام " مشروطه انقلاب ناتمام" که نام نویسنده اش را بخاطر ندارم به خوانندگان محترم توصیه میکنم ومیدانم که هرخواننده ی منصف وبا وجدان درخواهد یافت که دروغگویی سازمان مجاهدین خلق را نهایتی نیست!